رشته حقوق

دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی با موضوع دیپلماسی عمومی

دانلود پایان نامه

شدن حوزه داخلی و بین المللی
واژه شناسی
تصویر و وجهه بین المللی
افزایش اعتبار و برند سازی
ساختار
از بالا به پایین
افقی ، تسهیل شده تویط بازیگر بین المللی
ماهیت نقش
پیام رسانی هدفمند
رابطه سازی
هدف کلی
مدیریت محیط بین المللی
مدیریت محیط بین المللی
2-5-5- عوامل موثر بر دیپلماسی عمومی
دیپلماسی عمومی به توجه به مفهوم کسترده آن از مولفه ها و پارامترهای بسیاری تاثیر می پذیرد . اما بطور کلی می توان گفتمان حاکم بر رسانه های جمعی ، افکار عمومی و روابط عمومی را که تحت عنوان قدرت نرم امروزه شناخته می شوند را از عوامل موثر و تاثیر گذار در دیپلماسی عمومی نام برد
2-5-6- مولفه های دیپلماسی عمومی
دیپلماسی عمومی دارای مولفه های مختلفی می باشد که مهمترین آنها
دیپلماسی فرهنگی
دیپلماسی رسانه ای
دیپلماسی اقتصادی
می باشد
2-5-7- تعریف دیپلماسی فرهنگی:
دیپلماسی فرهنگی رکن اصلی دیپلماسی عمومی است و نوعی از قدرت نرم است که شامل ” تبادل ایده ها، اطلاعات، هنر و دیگر جنبه های فرهنگی در میان ملت ها و اقوام است ، که جهت بهبود درک متقابل آنها از یکدیگر می باشد . هدف از دیپلماسی فرهنگی این است که مردم خارج از یک کشور درک درستی از آرمان ها و ایده ها ی یک کشور داشته باشند این تلاش برای جلب حمایت گسترده ای آنها برای اهداف اقتصادی و سیاسی است.
2-5-8-تعریف دیپلماسی رسانه ای
دیپلماسی رسانه ای به معنای استفاده از رسانه های جمعی برای برقراری ارتباط و بسیج حمایت عمومی از توافقات است . دیپلماسی رسانه ای از طریق فعالیتهای معمول یا ویژه متعددی ؛شامل کنفرانس های مطبوعاتی ، مصاحبه و افشااطلاعات به علاوه دیدار سران کشورهای و واسطه ها در کشورهای متخاصم و رویداهای رسانه ای تاثیرگذاری پی گیری می شود که برای ورود به دورانی جدید ترتیب داده شود. ( ایتان گیلبوا ، ارتباطات جانی و سیاست خارجی)

دیپلماسی رسانه‌ای به صورت عام به معنای به کارگیری رسانه‌ها برای تکمیل و ارتقای سیاست خارجی و نقشی است که رسانه‌ها در فعالیت‌های دیپلماتیک، میان کشورها بازی می‌کنند. بر این اساس، دیپلماسی رسانه‌ای دارای معنای متفاوتی از دیپلماسی عمومی است.
2-6-تفاوت دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای
آقای گیلبوا اولین کسی است که تفاوت های دو مقوله دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی را به صورت اکادمیک و روشمند مشخص می کند. وی به ابهامات موجود در دیپلماسی رسانه ای و استفاده نادرست از آن توسط سیاستمداران اشاره می کند و معتقد است دیپلماسی رسانه ای در چند مورد با دیپلماسی عمومی تفاوت دارد.
2-6-1 محتوی : مورد اول تفاوت میان دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای در مقوله بافت و متن است. دیپلماسی رسانه ای مشخصا در بستر و شرایط مذاکره وحول محور مذاکره معنی پیدا می کند در حالی که دیپلماسی عمومی در تقابلات ایدیولوژیک و مناقشات نظری ظهور و بروز بیشتری دارد.
2-6-2 دوره زمانی: نقطه افتراقدیگر میان دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی دوره زمانی است. به این معنا که  دیپلماسی عمومی احتیاج به دوره طولانی مدت دارد و امکان بهره برداری کوتاه زمان از آن وجود ندارد در حالی که دیپلماسی رسانه ای ماهیتا احتیاج به زمانی طولانی ندارد و حتی یک مدت چند دقیقه ای برای به کارگیری آن کفایت می کند.
2-6-3 اهداف: از دیگر موارد اختلاف میان دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی، اهداف اند که ظرافت خاصی دارند. اهدافی که در دیپلماسی عمومی دنبال می شونداهدافی بنیادین وعمومی اند و بیشتر شامل مواردی چون ایجاد یک جریان فکری مبتنی برشالوده های نظری یا از بین بردن و تضعیف سازه های فکری می شوند. در این زمینه نیز دیپلماسی رسانه ای با دیپلماسی عمومی اختلاف مبنای دارد زیرا دیپلماسی رسانه ای هدف مشخص و معینی رادر یک بسته بندی محدود دنبال می کند.
2-6-4 روش ها: متدلوژی و روش های به کار گرفته شده در دیپلماسی عمومی از دیگر موارد اختلاف با دیپلماسی رسانه ای است. به عبارت روشن تر در دیپلماسی همومی ایجاد فضای دلخواه از طریق تبلیغات سیاسی انجام می گیرد.در حالی که در دیپلماسی رسانه ای قبل از هر مساله، حل اختلاف و جستجوی مسالمت آمیز راه حل و تلاش برای پرهیز از درگیری، وجهه همت سیاستمداران و دست اندرکاران قرار می گیرد.
 2-6-5 ابزارها: در دیپلماسی عمومی هر وسیله ای از جمله تلویزیون، رادیو، سیستم های مخابراتی، فیبرنوری، انتشار کتاب و مجلات، سایت های اینترنتی و اعزام دانشجو و قبول بورس های تحصیلی، اعطای فرصت های مطالعاتی، تبادل تکنسین های فنی، آموزش های کوتاه مدت و دراز مدت همه وهمه در چارچوب دیپلماسی عمومی قابل توجیه و استفاده اند ولی در بحث دیپلماسی رسانه ای صرفا رسانه است که موضوعیت دارد و می تواند به عنوان ابزار رسیدن به هدف مورد استفاده قرر گیرد.
در دیپلماسی عمومی، افکار عمومی، مخاطبِ فعالیت های ما است اما در دیپلماسی رسانه ای منظور، فعالیت های دیپلماتیکی است که فرد رسانه ای انجام می دهد و لزوماً مخاطبین ما افکارعمومی یک جامعه نیستند. به عنوان مثال فیسبوک را دیپلماسی عمومی می دانم چون مخاطب آن افکار عمومی است.
2-7-چارچوب نظری و روش شناسی
اگرچه برخی محققان و نویسندگان معتقد هستند هنوز نظریه و یا تئوری جامعی به معنای دقیق متدلوژیک در حوزه دیپلماسی عمومی ارائه نشده است لذا در این حوزه صرفا می توان از چارچوبها یا الگوهای نظریه حوزه های دیگر مثلا روابط بین الملل نام برد . از طرفی نظریه تاثیر سی ان انی که به نقش رسانه و تلویزیون در سیاست اشاره دارد و یکی از نظریات متاخر می باشد که در این تحقیق به آن اشاره خواهد شد. یکی از از آنجائیکه هریک از نظریه های روابط بین الملل با توجه به خاستگاه نظری خود از منظر خاصی به موضوع دیپلماسی عمومی می نگرند لذا غلبه هریک از این نظریه ها بر چارچوب سیاست خارجی ایران و آمریکا می تواند تعریف ، جایگاه و اهمیت متفاوتی را برای دیپلماسی عمومی به دنبال داشته باشد بدین منظور به تعریف دیپلماسی عمومی از دیدگاه نظریه های روابط بین الملل در این بخش می پردازیم .
2-7-1-نظریه واقع‌گرایی در روابط بین الملل
یکی از نظریه‌های روابط بین‌المللاست که سیاست‌های جهانی را بر اساس رقابت دولت‌ها بر سر منافع ملیخود تعریف می‌کند. واقع گرایان دیپلماسی عمومی را موفق می دانند که تحت نظارت دولت باشد و مولفه های قدرت یک کشور را بسیار موثرتر از فرهنگ و تاریخ آن می دانند.
نظریه های واقع گرائی از دهه 1940 تا دهه 1960 بر مطالعه روابط بین الملل در آمریکا استیلا داشت و اصول کلی این نظریه عبارت هستند از:
دولت های ملی بازیگران اصلی در یک نظام دولت – محور هستند

 

مطلب مشابه :  ایران باستان

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سیاست داخلی را می توان به وضوح از سیاست خارجی تفکیک کرد
سیاستهای بین المللی کشککشی بر سر قدرت در یک محیط فاقد مرجع فائقه مرکزی است.
در رویکرد واقع گرائی دولتها تنها بازیگر اصلی صحنه سیاست بین المللی هستند و هدف دیپلماسی را اقناع و رضایت مندی می دانند..

2-7-2-نظریه نو واقع گرائی در روابط بین الملل
واقع گرایی در اوایل دهه 1980 به عللی نظیر ورود جنگ سرد و رقابت تبلیغاتی میان شرق و غرب و در واکنش به رفتارگرایی و موضوع وابستگی تجدید حیات یافت. در واقع نو واقع گرایی بیش از هر چیز تلاشی برای علمی کردن واقع گرایی است.نو واقع گرایان عمدتا بر مختصات ساختاری نظام بین الملل تاکید می کند. در واقع سطح تحلیل را نظام بین الملل قرار می دهند و می گویند نظام بین الملل نوع و قواعد بازی را مشخص می کند. نو واقع گرایان مفهوم ساختار سیستمی را توسعه می دهند. در واقع این ساختار است که روابط سیاسی واحدهای متشکله را تشکل بخشیده، تحت فشار قرار می دهد. در واقع نو واقع گرایان توضیح می دهند که چگونه ساختارها بدون توجه به مختصاتی که به قدرت و موقعیت مربوط میشود، بر رفتار و نتایج تاثیر می گذارد. نو واقع گرایان دیدگاه های خود را ازکنت والتز (Kenneth Waltz) که در اثر معروف او ” نظریه های سیاست بین الملل ” ،1979 مطرح شده است اقتباس کرده اند.در حالی که نو واقع گرایان خیلی از ویژگیهای واقع گرائی کلاسیک نظیر دولت به عنوان بازیگر اصلی صحنه سیاست بین الملل و قدرت را به صورت مفهوم محوری حفظ نموده اند، ولی عمدتا توجه خود را به مختصات ساختاری نظام بین المللی دولتها معطوف می کنند نه به واحد های تشکیل دهنده آن .در واقع ساختار ، کانون و مرکز اصلی نظریه والتز می باشد..
2-7-3-دیپلماسی عمومی ازدیدگاه نظریه واقع گرائی و نو واقع گرائی
نو واقع گرایان همانند واقع گرایان بر قابلیتهای قدرت سخت دولتها به ویژه توانمندی نظامی و رشد اقتصادی آنها تاکید داشتند.هردو آنها هدف نهائی حاکمیتها را در نظام بین المللی بقای کشور دانسته .و تنها راه بقا را افزایش قدرت سخت می دانند. واقع گرایان و نو واقع گرایان دیپلماسی عمومی را به عنوان تبلیغات منفی سایر دولتها که درصدد افزایش قدرت بر علیه قدرتهای رقیب هستند می دانند.کیگلی دیپلماسی عمومی را معادلی مودبانه تر برای واژه تبلیغات – پروپاگاندا می داند و آنرا گسترش نظام مند اطلاعات به منظور تاثیر گذاری بر افکار عمومی تعریف می کند.
واقع گرایان و نو واقع گرایان دستگاه دست اندر کار دیپلماسی و دیپلماسی عمومی را فقط دولتها یا تحت نظارت کامل دولتها می دانند در واقع بر هر دو نوع دیپلماسی تاکید دارند اما به شکل پنهانی و مخفی نه آشکار و عمومی آنها معتقد هستند که ماهیت دیپلماسی به ویژه دیپلماسی عمومی هواداری سیاسی است نه ارتباطات فرهنگی .به عبارت دیگر تاثیر بر افکار عمومی و ذهن جوامع هدف را یکی از روشهای ثانوی سیاست خارجی می دانند یعنی بعد از نظامی گری و ابزارهای اقتصادی بر این روش دیپلماسی عمومی تاکید دارند.آنها کارآمدی دیپلماسی عمومی را در دولتی بودن آن می دانند و معتقدند موفقیت و تاثیر دیپلماسی عمومی با قدرت ملی دولتها رابطه مستقیم دارد.ابزارهای نظامی ، اقتصادی ، تکنولوژیکی، فنآوری حمایت افکار عمومی داخلی و خارجی عناصر قدرت کشورها می باشند.فرهنگ ، سنت ها و مذهب یک کشور نیز می تونند در زمره عناصر قدرت کشورها قرار گیرند اما کافی نیستند.از دیدگاه آنها دیپلماسی صرفا با حمایت و پشنیبانی یک قدرت نظامی کافی می تواند موفقیت آمیز باشد.والتز معتقد است کنش گران غیر دولتی نمی توانند تاثیر تعیین کنند ه و مستقیمی بر نظام بین الملل داشته باشند.
2-7-4-نظریه لیبرالیسم در روابط بین الملل
لیبرالیسم یکی از مکاتب اصلی در نظریه روابط بین‌المللمحسوب می‌شود. ریشه‌های این نظریه به اندیشه لیبرال بر می‌گردد که در عصر روشنگریمطرح شد. مشکلات دستیابی به صلح پایدار و همکاری در روابط بین‌الملل و همچنین روش‌های مختلفی که می‌تواند به موفقیت در این زمینه‌ها کمک کند، مسائل اصلی محسوب می‌شود که این نظریه به آن می‌پردازد.لیبرالیسم رهیافتی است نسبت به دولت که بر حقوق فردی ، نهادگرائی، دموکراسی و اعمال محدویتهای بر قدرت دولت تاکید می کند و معتقد است این دولتها هستند که باعث بروز جنگ می شوند نه مردم لیبرالیسم دولت را به عنوان تنها بازیگر صحنه سیاست بین الملل می داند ولی نه به بصورت تنها بازیگر بلکه بر این اعتقاد است که علاوه بر دولتها می بایست به بازیگران فراملی نظیر سازمانها ای بین المللی ، شرکتهای چند ملیتی و رژیم های بین المللی نیز عنایت کرد.
بر خلاف واقع گرایان که بر قدرت سخت دولت ها بویژه توانمندیهای نظامی و رشد اقتصادی تاکید دارند، لیبرالها به بویژه نولیبرالها بر جنبه های نرم قدرت شامل جاذبه های فرهنگی ، ایدلوژی و نهادهای بین المللی به عنوان منابع اصلی تاکید کرده اند. در واقع لیبرال ها معتقدند ساختار سیستم بین المللی کنونی بر خلاف قرون گذشته بر سیاست میتنی بر قدرت استوار نیست و مسائل اقتصادی و رفاهی نقش تعیین کنند های در سیاست بین الملل ایفا می نمایند.
2-7-5-نظریه نئولیبرالیسم در روابط بین الملل
نئو لیبرالیسم در واقع جامع ترین چالش نظری نسبت به نظریه واقع گرائی به شمار می آید و به یک مدل جدید با بازیگران مختلط که شامل سازمان های بین المللی فراملی و غیر حکومتی است ، قائل می باشد.اصول کلی که این نظریه برآن تاکید دارد عبارت هستند از:
نو لیبرال ها سطح تحلیل را فرد و گروه قرار می دهند.
برای نو لیبرالها مسائل اقتصادی – سیاسی مهم تر از مسائل قدرت و امنیت است.
نو لیبرالها بر بدست آوردن فاید های مطلق ناشی از همکاری بین المللی تاکید می ورزند.
نو لیبرالها معتقندند که جهانی شدن محصول دگرگونی طولانی در سیاست جهانی است که طی آن دولتها مانند گذشته به عنوان بازیگران محوری نیستند بلکه هزاران بازیگر غیر حکومتی جانشین آنها خواهند شد.
2-7-6-دیپلماسی عمومی از دیدگاه نظریه لیبرالیسم و نو لیبرالیسم
لیبرالها بویژه نو لیبرالها بر این باورند که ماهیت دیپلماسی عمومی عمدتا ارتباطات فرهنگی است و آنرا متفاوت از پروپاگاندا می دانند.از نظر آنها دیپلماسی عمومی به معنای کاربرد ابزارهای فرهنگی و ارتباطات بین المللی در سیاست خارجی است و به گونه ای فراگیر شامل دیپلماسی فرهنگی و ارتباطی می شود.لیبرالها و نو لیبرالها در واقع دیپلماسی عمومی را به عنوان یک خیابان دو طرفه می نگرند که علاوه بر سخن گفتن گوش دادن را هم در بر می گیرد.آنها معتقد هستند که دیپلماسی عمومی که ابزار بکارگیری قدرت نرم است در ارتباط متقابل با قدرت سخت قرار دارد و یک کشور برای تحقق و تامین اهداف سیاست خارجی خود باید ترکیبی از هردو نوع قدرت را بکار برد.آنچه که ژوزف نای از آن به عنوان “قدرت هوشمند” یاد می کند در واقع او هوشمندی را کاربرد متوازن قدرت نرم و قدرت سخت مطابق با بافت منطقه ای و جهانی می داند.نای قدرت نظامی و اقتصادی را قدرت سخت و قدرت فرهنگی ، ارزشی و سیاست خارجی مشروع را قدرت نرم تعریف می کند.
نو لیبرالها کارآمدی دیپلماسی عمومی را در گرو افزایش مشارکت بخش خصوص ، افزایش استفاده از فن آوری دانسته و بر این باورند که دیپلماسی عمومی را می توان حاصل سازگاری و انطباق میان بازیگران غیر دولتی ، ارزشهای سیاست خارجی و اولویتهای دولت دانست.با توجه به این که اصولا اندیشه نو لیبرالی ریشه در اقتصاد دارد و بر پایه اقتصاد شکل می گیرد به همین دلیل نخستین بار قدرت نرم تسط آنها مطرح شد و اعتقاد دارند کشورهای قدرتمند بر پایه جنگ نرم با ورود به حوزه های مختلف مانند علم، موسیقی،فیلم،کتاب و حتی غذا با ایجاد جذابیت رفتاری را به مردم و حتی مسئولین کشورهای هدف تعریف و القاء می کنند که خود خواستار آن هستندرفتار و سبکی از زندگی که در راستا و منافع کشورهای قدرتمند می باشد.
2-7-7-ساختارگرایان
ظهور ساختارگرایان در عرصه سیاست بین الملل در

مطلب مشابه :  مقاله رایگان درموردسیاستهای پولی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید