رشته حقوق

دانلود پایان نامه روانشناسی با موضوع وسایل ارتباط جمعی

دانلود پایان نامه

به اعتقاد من تلویزیون بطور همزمان هم حضور دارد، هم نفوذ دارد و هم ظهور. زیرا استفاده از این جعبه جادویی هیچگونه سواد رسانه‌ای نیاز ندارد و همین که آنرا روشن کنند انتقال پیام صورت می‌گیرد.(ساعی؛ 1391)
طبق تعریف مک لوهان، تلویزیون رسانه ای سرد است. بدین معنا که تمام حواس شما را می گیرد و مجالی برای فکر کردن و تامل کردن برای شما باقی نمی گذارد. و مثل یک ساندویچ آماده فقط می گوید بخور، در حالی که کمتر به عناصر و مواد تشکیل دهنده این ساندویچ فکر می کنید و تنها به جذابیت ظاهری و مزه اش توجه دارید. تلویزیون به دلیل جذابیت های تصویری و قدرت داستان گویی بالا بر بعد احساس انسان تاثیر بیشتری دارد تا بعد عقلانی. در نتیجه تاثیر آن بر فرد بیشتر و بتدریج عمیق تر است. تا جایی که استفاده زیاد از این رسانه جذاب، اعتیاد آور است و اکنون مرجع تمام اخبار و اطلاعات شناخته می شود.تلویزیون موضوعات را برای شما ساده و ملموس تر و عینی تر می سازد. در حالی که موضوعات داخل روزنامه ها و نشریات و سایتها کمتر ملموس اند. بنابراین در حوزه سبک زندگی و ارائه الگو به دلیل جذابیت های زیاد، تلویزیون گوی سبقت را از دیگر رقبا ربوده است.
از نظر من دنیا، دنیای تلویزیونی شده است و نه دنیای رسانه‌ای شده. اینترنت هم نفوذ کمی در ایران دارد. طبق آماری که اخیرا مطالعه کردم 20 تا 25 درصد ایرانیان از اینترنت استفاده می‌کنند ، در حالی که بالغ بر 75 درصد مردم تلویزیون نگاه می‌کنند و در معرض تبلیغات تلویزیونی قرار دارند. منظورم از تلویزیون هم تلویزیون ملی و هم شبکه های ماهواره ای است. بنابراین وقتی این رسانه تا این اندازه در بین عموم مردم نفوذ داشته قائل شدن نقش تاثیرگذاری برای رسانه‌های مکتوب غیرقابل تصور است. رسانه‌های شفاهی مانند تلویزیون صرفنظر از سن و جنس مخاطبان روی همه اقشار جامعه تاثیرگذارند و همانطور که برای همه گروه‌های سنی یک پیام تولید می‌کند، بازخورد یکسانی هم از آنها می‌گیرد. مثلا از یک کودک 2 ساله تا پیرمرد 80 ساله از دیدن یک سریال لذت می‌برند و سعی می‌کنند که با تماشای آن سرگرم شوند و این قدرت تلویزیون را افزایش می‌دهد.(ساعی؛1391)
در کشورهای موفق نحوه سپری کردن اوقات فراغت برای گروه‌های سنی متفاوت تعریف شده است و دولتها، نهادهای اجتماعی و خانواده‌ها به اتفاق‌نظر رسیدند که اوقات فراغت افراد باید به انجام کارهای متفاوتی اختصاص پیدا کند. بر این اساس فرد 8 ساعت کار می‌کند و از 16 ساعت باقی‌مانده 8 ساعت را به تفریح و انجام کارهای رضایت‌بخش می‌پردازد و در نتیجه دولتها برنامه‌ریزی می‌کنند که چگونه افراد برای التیام بخشیدن به دغدغه‌های محیط کار اوقات فراغت خود را با رضایت خاطر سپری کنند. در این جوامع اوقات فراغت به دو دسته فعال و منفعل تقسیم می‌شود که اوقات فراغت منفعل همان نشستن جلوی تلویزیون و تماشای برنامه‌ها متعدد برای تغییر نگرش و رفتار است و اوقات فراغت فعال به مشارکتهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و ورزش کردن و فعالیت های انسان دوستانه و امثال آن مربوط می‌شود. اما در ایران سبک زندگی بیشتر منفعل است و گروه معدودی در گروههای بزرگتر ورزشی و اجتماعی مشارکت می‌کنند و بیشتر اوقات فراغت خود را بطور منفعل و در مقابل تلویزیون سپری می‌کنند. چون ارتباط تلویزیون با مخاطب یک ارتباط یکطرفه است نتیجه مطلوبی از این ارتباط حاصل نمی‌شود که به اعتقاد من بخش از این مشکل به عملکرد رسانه‌ها برمی‌گردد.
2-3-11تغییر سبک زندگی، کارکرد اصلی رسانه ها:
اما بسیاری معتقدند که در حال حاضر ، کارکرد اصلی رسانه ها بر تغییر سبک زندگی و نگاه عامه مردم بر آن ، متمرکز است و تمامی تلاش برنامه سازان و گردانندگان رسانه های اغلب نقاط جهان ، معطوف سبک زندگی است ؛ موضوعی که از امور کلی تا جزئی ترین موارد زندگی فردی را دربر می گیرد
سبک زندگی وابسته به انتخاب و انتخاب نیز وابسته به اطلاعات و محصول فرایند ارتباطات است. رسانه ها در زمینه اینکه فرد در حوزه های متفاوت چه گزینه هایی دارد و چه انتخاب هایی می تواند داشته باشد ، اطلاعات می دهند . آنها با اطلاعات جهت دار خود ، در ارزشها ، نگرشها ، آرزوها ،انتخابها و رفتارهای افراد و در واقع سبک زندگی آنان نقش مهمی بازی می کنند . البته افراد نیز گرایشهای یکسانی به رسانه ها ندارند و هرچه وابستگی آنان بیشتر باشد ، میزان تاثیرپذیری شان نیز بیشتر است .
در میان عوامل مؤثر بر سبک زندگی ، فرهنگ نقش بسیار مهمی ایفا می کند . فرهنگ در این زمینه بر سلیقه ، شیوه ، شناخت و توانایی پذیرش محصولات ، تاثیر مستقیم دارد و می تواند سبک زندگی را کاملا” متمایز کند . در این میان تلویزیون به عنوان مهمترین عنصر ، با کارکردهایی چون سرگرمی و تفریح ، به تولید منش و رفتار در سنین مختلف می پردازد.

بسیاری از خانواده ها روزانه بخشی از وقت خود را صرف تماشای تلویزیون می کنند و علاوه بر کارکرد تفریحی و سرگرمی ، از اخبار و اطلاعات ارائه شده توسط آن استفاده می کنند . همچنین تماشای سریالهای تلویزیونی نیز وقت عده زیادی از مردم را پر می کند و آنها را به صورت مداوم پای این دستگاه می نشاند .
بدیهی است که استفاده از روشهای تاثیر گذاری با ظرافت تمام در همه این بخشهای تلویزیونی دنبال می شود ، اما انتقال ارزشها و سبک زندگی در سریال های تلویزیونی و در لابه لای قصه های عامه پسند پوشیده و پیچیده شده است و به چشمان و اذهان مشتاق بینندگان ارائه می شود . سپس این بینندگان هستند که با شیوه هایی چون همانندسازی و تقلید ، ارزشها و سبک زندگی نمایش داده شده را درونی می کنند . آنان نوع پوشش و آرایش بازیگران ، منازل و مکانهایی که درآنها بازی می کنند ، وسایل نقلیه ای که سوار می شوند و مواد غذایی که مصرف می کنند را می پسندند و سعی می کنند در زندگی خود از آنها استفاده کنند .
تلویزیون تلاش دارد زندگی انسان را بازآفرینی کند و در این بازآفرینی ، به تقلید از واقعیت دست می زند ، اما تصویر مجازی جدیدی از زندگی می آفریند که با حقیقت آن تفاوت دارد . تلویزیون تنها می کوشد جهان ارائه شده توسط خود را باورپذیر نماید و بیننده را قانع کند که این همان جهان واقعی است .
هدف تلویزیون نیز ، اغلب انسان رها شده ای است که بدون هیچ مقاومتی با رسانه همراه می شود و در این حالت حتی با آن احساس صمیمیت نیز می کند . در این زمان است که برخلاف برنامه های جدی چون خبر و میزگرد ، پیام بسیار نافذتر می شود و تغییر سبک و الگوی زندگی رخ می دهد .

 

مطلب مشابه :  محاسبه آلفای کرونباخ

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یکی از روشهای قدیمی تلویزیون برای تغییر سبک زندگی ، استفاده از یک کالای خاص در جای جای یک برنامه نمایشی است . قرار دادن محصولات در نماها و قسمتهای گوناگون یک سریال نمایشی ، فرصتهای زیادی برای تبلیغ یک کالای خاص است . مثلا” شخصیت اصلی فیلم از یک بطری مارک دار و معروف نوشیدنی می خورد یا سوار خودرویی مشخص می شود و یا یک رایانه خاص را مورد استفاده قرار می دهد . در اینگونه موارد کارخانجات تولید کننده ، هزینه تبلیغات را می پردازند و محصول خود را در قالب یک مجموعه برنامه به مخاطبان معرفی می کنند .
اما شیوه دیگری نیز در تبلیغات جدید تلویزیونی وجود دارد که شاید از این میزان از صراحت برخوردار نباشد اما از این شیوه مؤثرتر است . در این روش اساسا” تلویزیون رسانه ای برای تبلیغ زندگی مصرفی و تشویق مخاطبان به خرید و مصرف افزون تر است و اگر کسی تلویزیون ببیند، به ناچار آن شیوه زندگی را انتخاب و از زندگی مصرفی به نیکی یاد خواهد کرد . در این روش ، تعریف “نیاز” نیز تغییر می کند و نیازهای اولیه و ثانویه گاه جابه جا شده و نیاز کاذب شکل می گیرد . پس از آن فرد سعی می کند که نیازهایش را تأمین کند و چون نیازهای کاذب تولید شده از سوی تلویزیون ، برای او در حکم نیاز اولیه است ، دچار مصرف زدگی و صرف پول و هزینه بیشتر برای محصولات غیر ضروری می شود.
” هربرت مارکوزه ” جامعه شناس آلمانی معتقد است مصرفی که نتیجه تبلیغات رسانه های جمعی است ، در انسان یک طبیعت ثانویه پدید می آورد و او را بیش از پیش به شرایط سودجویانه حاکم برجامعه وابسته می کند . مصرف کردن و تعویض پیاپی انواع وسایل مختلف که در واقع به او تحمیل شده ، حتی او را تا مرز از دست دادن زندگی نیز می برد و خطر را بیش از حد تصور ، با بشر همخانه می کند .
نگاهی به وضعیت کنونی جوامع غربی این ادعا را تقویت می کند که با بالارفتن معیارهای زندگی ، افراد کمتر به قدرت خرید خود توجه می کنند و حتی افرادی که نتوانسته اند به ثروت مناسبی دست یابند ، از خریدهای اسراف گونه استقبال می کنند . در این میان برنامه های تلویزیونی به ویژه سریالهای نمایشی ، با نشان دادن تصاویری از زندگی افراد ثروتمند، این الگوها را به همه خانواده ها با هر سطح اجتماعی و اقتصادی وارد می کنند .
” سبیان گونزالس ” نویسنده امریکایی ضمن تقبیح مصرف در جامعه امریکا می نویسد : ” همه ما امریکایی ها از دیرباز به یک پیمان اجتماعی نانوشته اعتقاد داشتیم که براساس آن، هنگامی که شما برای تماشای یک فیلم به سینما می روید ، دیگر هیچ نیازی به ارائه تبلیغات بازرگانی به مخاطبان نخواهد بود و تماشای فیلم ، سراسر تبلیغ است . این موضوع باعث شده که شبکه های کابلی که بدون تبلیغات هستند ، محبوب شوند و در شبانه روز تبلیغات تصویری طولانی و سریالی ، مدام از آنها پخش شود ! ”
به عنوان مثال در یک آگهی ، یک خانم در حال شستن ظرف در آشپزخانه است . به خانه و اطراف وی که بنگرید ، مطمئنا” بسیاری از کالاهای لوکس را می بینید و محو تماشای آنها می شوید . هر چند ممکن است این دکوراسیون و کالاها ، تنها در خانه های ثروتمندان موجود باشد ، اما در سریالها نه تنها وقایع و شخصیت ها شما را با خود همراه می کنند ، بلکه زندگی، رژیم غذایی ، برنامه ورزشی ، نوع لباس پوشیدن و مسائلی که شخصیتها درباره آن حذف می زنند نیز بر ذهن و روح مخاطب تاثیر می گذارد .
صنعت فیلمسازی و تلویزیون همراه با مهارت هایی چون گریم ، تدوین ، نورپردازی ، طراحی صحنه و لباس ، جلوه های ویژه و صدا گذاری است و همه آنها در راستای نمایش بهتر فیلم و داستان مورد نظر هستند . تکرار داستانها و نمایشها در هر روز و شب در واقع موجب می شود که مخاطب به عضویت جهان مجازی دربیاید و از الگوی فیلم ها تقلید کند .

بر تمام اینها میزان تبلیغ در باره بازیگران این فیلمها و سبک زندگی آنها را هم بیفزایید تا از میزان بی دفاع بودن مخاطب در برابر چنین هجومی آگاه شوید . در چنین شرایطی است که قدرت فرهنگی و لزوم آگاهی توده مردم درمورد چنین خطری ، خود را بیش از سایر عوامل مطرح می کند تا مردم بدانند تغییر سبک زندگی آنها بیش از آنکه به موقعیت اقتصادی شان وابسته باشد ، به تغییر نگرشها در اثر تبلیغات رسانه ای مربوط است .
اهداف رسانه‌ها را می توان در چند بخش تقسیم بندی کرد که اطلاع‌رسانی ، تعلیم و تربیت ، فرهنگ سازی ، افزایش آگاهی‌ها و سرگرمی از جمله این اهداف اند .
می دانیم که بهترین و پایدارترین نوع آموزش ، از طریق غیرمستقیم است که رسانه های تصویری نیز همین روش را در القای مطالب خود دنبال می کنند .
دعوت به ارزش‌های اخلاقی ، پرورش نیروی عقلانی و تقویت ایمان و تشویق به انجام اعمال نیک از جمله کارکردهای مثبتی است که یک رسانه در حوزه رفتار فردی می تواند ارائه دهد . اما در حوزه اجتماع نیز آموزش و تصحیح رفتارهای اجتماعی و نحوه تعامل با دیگران و آگاهی از روشهای درست برخورد با اطرافیان ، می تواند در رسانه ها مورد توجه برنامه سازان قرار گیرد .
اغلب جامعه شناسان نیز بر این نکته اتفاق نظر دارند که آگاهی‌های اجتماعی در یک جامعه وقتی به صورت فرهنگی عمومی در می آید که به طور مستمر از طریق چهار رکن خانواده ، مدرسه ، گروه همسالان و وسایل ارتباط جمعی ، در مجامع مختلف مطرح شود.
بررسی ها نشان می دهد که از زمان ورود فرد به جامعه و دور شدن از خانواده ، اثرات وسایل ارتباط جمعی متنوع تر و موثرتر می شود و گاه از سایر عوامل پیشی می گیرد . به نحوی که جوانان ، علاقه و توجه بیشتری به استفاده از رسانه های دیداری – شنیداری نظیر فیلمهای سینمایی، تلویزیون ، اینترنت و وسایل صوتی پیدا می کنند . ” ویلبر شرام ” از صاحب نظران امریکایی علوم ارتباطات ، جذابیت تلویزیون را در خصوصیت اجتماعی بودن آن می داند و قابلیت نفوذ تلویزیون نسبت به سایر وسایل ارتباط جمعی را به ویژه در رده سنی جوانان بسیار شدیدتر ذکر می کند .
پژوهش‌ها نشان می دهد که رسانه‌ها بر شناخت ادراک ، تغییر عقیده و ارزش و تغییر رفتار ، تاثیر مستقیم می گذارند و تغییر ارزش‌ها نیز به درک محتوای پیام و میزان آگاهی مخاطب بستگی دارد . ” دیوید رایزمن”” محقق امریکایی در کتاب ” انبوه تنها ” سیر تحول جوامع و دگرگونی های آنها را ناشی از تحول ارتباطات و وسایل ارتباطی می‌داند و می نویسد :” در جوامع سنتی ، سنت‌ها به عنوان راه‌ها و شیوه‌های عمل و میراث نیاکان، بُعدی تقدس آمیز داشتند و همین امر هر گونه شک و تردیدی در مورد آنها را از بین می برد . در دوران سنت ، رفتار بشر یکنواخت و قابل پیش بینی بود و به او آرامش و ثبات می‌داد.”
وی کاهش تدریجی اهمیت سنت‌ها را موجب کاهش تشابه در رفتار و اعمال ذکر می کند و از گسترش فردگرایی در دوره ای نام می برد که به آن ، ” دوران التهاب و هراس ” می گوید .
رایزمن پس از آن ، از دوره ای نام می برد که دوران ظهور وسایل ارتباط جمعی است و پدیده‌هایی چون هدایت از راه دور ، بت‌واره پرستی و بحران هویت از ویژگی‌های آن است. در این دوره ، عده‌ای با استفاده از قدرت جادویی وسایل ارتباط جمعی ، توده‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند و الگوهای خاص فکری و اجتماعی خود را به مردم القا می‌کنند .
” رایزمن ” پژوهشگر آمریکایی می نویسد که انسان در دوره کنونی در پی از بین بردن روابط سنتی برآمده است . رسانه ها به انسان اینگونه القا کرده اند که روابط خانوادگی ، خویشاوندی و همسایگی ، دوستی‌های قدیم است و الگوهای جدید حیات اجتماعی باید توسط رسانه ها تعیین شود . در این دوره ، بت‌های ذهنی جدید به وجود می‌آید ، فرهنگ بلعیده می شود و رسانه‌ها ، افراد را نه در میان جمع خانواده که در گوشه‌ عزلت ،همراهی می کنند . روانشناسان به این پدیده ، عنوان “بیگانگی عاطفی” داده اند که طی آن قدرت تطابق با محیط پر از دگرگونی ، به انسان داده می شود ، اما پیشینه و هویت از فرد جدا می گردد و او در جهانی شلوغ ، تنها و بی پشتوانه رها می شود .
اگر از کتابها و تئوری ها فاصله بگیریم و به محتوای رسانه های اغلب نقاط جهان نظری بیفکنیم ، می بینیم که این نظریات چندان هم دور از واقع نیست . محتوای سریالها و حتی برنامه های

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید