رشته حقوق

زنان سرپرست خانوار

دانلود پایان نامه

قه به شیوههای متفاوت و دیده ناشایست برخورد میشود مجموعهی این عوامل به مرور موجب طرد آنها از جامعه شده و از بسیاری از خدمات اجتماعی آنها را محروم میسازند(خسروی، 1378). در این زمینه وحیدیگانه در پژوهشی(1392) نشان داده است؛ برخی عوامل زمینهای به واسطهی تعدادی عوامل میانجی زمینۀ طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار را فراهم کرده و فشارهای مالی و اجتماعی و تبعات روحی آن امکان هر گونه تغییر در وضع زنان سرپرست خانوار را ناممکن نموده است. در کل طبق نتایج این پژوهش،4/53 درصد زنان سرپرست خانوار احساس ناخشنودی و افسردگی را همیشه و 6/13 درصد اغلب مواقع داشتهاند و میانگین شاخصهای طرد اجتماعی در این زنان نشان داده است که 52/58 درصد طرد عینی و 64/70 درصد طرد ذهنی را تجربه میکنند(وحیدیگانه، 1392: 143). باید توجه داشت طرد واژهی پیچیده است که شامل ابعاد و معانی ضمنی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متعدد میباشد(سیلور، 1994). در واقع دیدگاههای قابلیتی و طرد اجتماعی، زنان سرپرست خانوار را صرفاً به لحاظ درآمدی فقیر نمیبینند بلکه ابعاد وسیعتری از زندگی زنان من جمله حق انتخاب و کنترل بر زندگی، برابری فرصتها، مشارکت در بازار کار و فعالیتهای اجتماعی و دریافت حمایت از شبکههای اجتماعی را مورد توجه قرار میدهد (فیروزآبادی، صادقی، 1392: 228). این در حالیست که داشتن فاکتورهای مطرودساز چندگانه، ممکن است احتمال طرد شدن آنان را قوت ببخشد. در این زمینه میتوان به پژوهشی که توسط فیروزآبادی و صادقی در سال 1389 با هدف بررسی” وضعیت طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار فقیر روستایی” انجام گرفت، اشاره کرد که طبق این تحقیق سواد ناکافی(بیش از نیمی از زنان سرپرست خانوار6/55 هیچگونه سوادی ندارند)، نداشتن مهارت و توانمندی شغلی، فقر مزمن و گسیختگی پیوندهای خانوادگی از عوامل یا منابع کلیدی تأثیرگذار بر انزوا و طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار میباشد که در نهایت، مجموعه این عوامل باعث شدهاند که این گروه از زنان از مشارکت فعال در حوزههای عمومی به ویژه مشارکت های رسمی و انجمنی و نیز اشتغال در بازار کار طرد شوند(همان). گیدنز نابرابری در توزیع فرصتها را از منابع و عوامل اصلی طرد اجتماعی میداند و طرد اجتماعی را حالتی از راه و روشهای میداند که طی آنها افراد از مشارکت کامل در جامعه بزرگتر محروم میشوند (گیدنز،1386: 461). از طرفی هم نتایج پژوهشهای دریکوندی(1381)، علیزاده قوی فکر(1388)، دولان و همکاران(2008) و لونگ و همکاران(2010) نشان داد مشارکت و فعالیت اجتماعی میتواند بر شادی و رضایت از زندگی افراد تأثیرگذار باشد(پناهی و دهقانی، 1391: 2). با توجه به این که طرد در بعد ذهنی مقولاتی مربوط به سلامت روانی – ذهنی یعنی، میزان احساس رضایت از زندگی، شاد بودن و یا منزوی بودن فرد را بیان میکند(پیس، 2000) و افسردگی و اضطراب از شایعترین مشکلات مطرودین اجتماعی است(قاضینژاد، 1389: 152) و این گروه از زنان به اذعان بسیاری از تحقیقات با طرد و محرومیت بیشتری نسبت به سایر اقشار، مواجه هستند. به نظر می رسد طرد اجتماعی و هر یک از عوامل تأثیرگذار بر آن به تنهایی و یا به صورت ترکیبی از مجموعه عوامل، که نظریههای طرداجتماعی مدعی آن هستند، میتواند بر احساس شادمانی این قشر از زنان تأثیرگذار باشد. بنابراین مسأله اصلی که در این پژوهش بررسی میشود شناسایی آن دسته از عوامل تأثیرگذار بر طرد اجتماعی است، که بیشترین اثر را بر روی احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار میگذارد و از آنجا که تا به حال تحقیقی هم در زمینۀ و هم پیرامون بررسی احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار شکل نگرفته است و در تحقیقات قبلی فقط اشارهای جزئی به این مسأله شده است لذا پژوهش حاضر قصد دارد ابتدا طی یک مرحلهای اکتشافی از جمعیت هدف معنا، زمینه و دلایل شکلگیری این احساس را دریافت کند و سپس در بین جمعیت آماری مذکور به بررسی کمی این مقولات بپردازد. بنابراین با توجه به وضعیت و شرایط زنان سرپرست خانوار و اهمیت توجه به آنان، پرسشهای اصلی در این تحقیق به صورت زیر قابل طرح میباشد:
1-3. سوألات تحقیق
زنان سرپرست خانوار چگونه شادی و شادمانی را معنا و تفسیر کرده و دلایل و زمینههای شکلگیری شادمانی از نظر این زنان چگونه تعریف و توصیف میشود؟
چه عواملی میتواند در ایجاد احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار، نقش بازی کند؟
منابع تأثیرگذار بر طرد و محرومیت اجتماعی این گروه از زنان، آیا از طریق و به واسطه ایجاد آن، میتوانند تغییرات شادمانی را تبیین نمایند؟
1-4. ضرورت و اهمیت
احساس شادمانی یکی از ضروریترین خواستههای فطری و نیازهای روانی انسان به شمار میرود و به دلیل تأثیرات عمده بر سالمسازی و بهسازی جامعه، مدت مدیدی است ذهن محققان اجتماعی را به خود مشغول کرده است. به طوری که امروزه بسیاری جامعهشناسان به نوعی در صدد ایجاد یک جامعه سالم و با نشاط هستند، زیرا به نظر میرسد احساس شادمانی از یکسو انسانها را برای زندگی بهتر و بازدهی بیشتر آماده میکند و از سوی دیگر به دلیل ویژگی مسری بودن آن، بستگیهای فرد را با محیط گسترده میکند. از اینرو تا مادامی که شهروندان احساس شادمانی کنند، همواره در خدمت به شهر و افراد جامعه اهتمام بیشتری میورزند. اهمیت توجه به شادمانی درحدی است که از سال 2000 به بعد در نگاه سازمان ملل برای تعیین سطح توسعهیافتگی کشورها متغیرهای شادکامی و امید به آینده و خشنودی و رضایتمندی افراد جامعه نیز به عنوان یک متغیر کلیدی وارد محاسبات شده است به این صورت که اگر مردم یک جامعه احساس نشاط، خشنودی و رضایتمندی نکنند نمیتوان آن جامعه را توسعه یافته (علیالخصوص در حوزه توسعه اجتماعی) قلمداد نمود(صفریشالی،1390: 125). همچنین سطح پایین رضایت از زندگی و احساس خوشبختی، منجر به گرایشهای منفی نسبت به کل جامعه و دورههای طولانی برآورده نشدن آرزوها و انتظارات شده و نگرشهای بدبینانهای پدید میآورد که این بدبینی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود(اینگلهارت،1372). بنابراین پرداختن به این مسأله مهم به نظر میرسد؛ در نتیجه با توجه به اهمیت و ضرورت احساس شادمانی در زمینه توسعه انسانی و اجتماعی، پژوهش حاضر در صدد بررسی این پدیده است و از آنجا آمارها نشان میدهد که زنان در سطح جهانی و ملّی از محرومیتهای مضاعف رنج میبرند و از طرفی شادکامی زنان تأثیر مهمی بر سلامت کودکان، خانواده، جامعه و محیط زیست دارد. همچنین این قشر فعال و سرنوشت ساز، اولین مراقبین سلامت خانواده و جامعه هستند بر این اساس آموزش و فرهنگ از طریق سلامت زنان توسعه مییابد زنان دریافتکنندگان و هم ارائه دهندگان اصلی مراقبتها در نظام سلامت هستند(احمدی و همکاران، 1386). بنابراین نمود احساس شادی زن در خانواده بر احساسات تمامی اعضای خانواده مؤثر است. بدین منظور این پژوهش قصد دارد که پدیده شادمانی را با توجه به اهمیت ارتباطی که با جمعیت هدف دارد در بین زنان و به صورت اخصتر زنان سرپرست خانوار که بصورت جدیتر با این موضوع درگیر هستند، بررسی کند. ضرورت توجه به زنان سرپرست خانوار از میان گروه زنان از این جهت است که در خانوارهای که زن سرپرست است، تصمیمگیری برای مقابله با مسائل و مشکلات شخصی، روانی، اجتماعی، عاطفی، اقتصادی خانوادگی، تحصیلی و رفتاری فرزندان در آینده بر عهده سرپرست خانوار(مادر) است و برعهدهی اوست که نظام روابط عاطفی موجود در خانواده حفظ شود و ایجاد تنش در خانواده را به حداقل برساند و از لحاظ مادی و معنوی فرزندان را حمایت کند. از اینرو توجه و مشخص نمودن سلامت روان زنان سرپرست خانوار(مادر) برای جلوگیری و حل بسیاری از معضلات و مشکلات خانواده ضروریست(حسینی و همکاران، 1388: 4). با توجه به اینکه امروزه پدیده خانوارهای زن سرپرست به دلایل مختلف در دنیا رو به افزایش است و اغلب این خانوادهها دارای مشکلات فراوان هستند، در نتیجه فزونی این گروه از زنان به صورت یک مشکل اجتماعی مطرح میشود(خسروی، 1387). در واقع میزان وقوع آسیبهای روانی نظیر افسردگی، اضطراب و استرس در این گروه از زنان به گونهای بالا است(معیدفر و حمیدی،1386) که نسبت به سایر زنان شادی کمتری را حس میکنند. به طوری که فقدان همسر و حامی موجب میشود که اکثر این زنان به ناراحتیهای روحی و جسمی دچار شوند. همچنین، کمبود معاشرت و تفریح به علت مسائل شهرنشینی در کلانشهر، مشکلات عاطفی آنها را میافزاید. اکثریت این قشر از زنان به علت عدم استقلال اقتصادی فاقد پایگاه اجتماعی مناسبی بودهاند تنهایی آنها نیز، شرایطی را ایجاد میکند که منجر به از دست دادن حمایت اجتماعی خانواده پدری، کاهش نفوذ اجتماعی و حتی گاه تضعیف موقعیتها و فرصتهای اجتماعی فرد میشود(قنبری و همکاران،1390: 116). به طوری که بنا بر نتایج بسیاری از تحقیقات، رفتارهای مشارکتی بسیاری از زنان سرپرست در مقایسه با زنان دیگر بسیار پایین است و این مسأله علاوه بر دلایل فرهنگی، ناشی از مسایل مربوط به تعدد نقشها و مسئولیت مدیریت خانواده میباشد. آنان خود را تأمینکننده نیازهای روحی و عاطفی فرزندان و سالمندان خانواده خود میدانند و براین باورند که برای فرزندان خود به عنوان تکیهگاه و پشتوانه به حساب میآیند(شادیطلب و همکاران، 1384). در نتیجه وضعیت طردشدگی مسأله مهمی است که این زنان بنا بر نتایج بسیاری از تحقیقات با آن مواجه هستند. در واقع عواملی مثل نداشتن منابع مادی، نگرش منفی افراد جامعه و دور شدن از روابط اجتماعی و فعالیتهای مدنی شرایطی را برای آنها ایجاد میکند که در وضعیتی نابرابر نسبت به دیگر اقشار جامعه قرار میگیرند در نتیجه دچار طرد اجتماعی خواهند گردید. ضرورت توجه به طرد اجتماعی و عوامل ایجاد کنندۀ آن در زندگی زنان سرپرست خانوار از آنجا ناشی می شود که در آن متغیرهایی مانند مسکن، بهداشت و سلامت و آموزش را میتوان ملاحظه کرد. مسائل و مفاهیمی همچون مشکلات مالی، نیازهای اساسی، تماسهای اجتماعی و ناخشنودیِ اجتماعی نیز در تعاریف آن به چشم میخورند(ابراهیمی،1391). در کل این پژوهش از دو جنبه نظری و کاربردی حائز اهمیت است: در بعد نظری مؤلفههای پژوهش حاضر همچون سایر مؤلفههای اساسی در حوزه اجتماعی، آزمون پارهای از نظریههای اجتماعی است که به طور صریح و یا تلویحی به تبیین نشاط، خوشبختی و سعادت مردم میپردازد و موجب بسط شناخت منظم رشته جامعهشناسی میشود. و در بعد کاربردی هم مطالعۀ علمی دقیق و مداوم موضوع این پژوهش، به ویژه در سطح ملی میتواند توجه اهل اندیشه را به میزان شادمانی در میان زنان سرپرست خانوار و عوامل مرتبط با آن یعنی عوامل ایجاد کنندۀ طردشدگی، جلب و به مدیران و برنامهریزان اجتماعی و فرهنگی در انتخاب سیاستهای مناسب در زمینۀ شادمانی زنان سرپرست خانوار کمک کند. در مجموع، از نتایج این پژوهش میشود در عمل(سیاستگذاری و برنامهریزی) هم سود جست. از اینرو با توجه به اهمیت پژوهشی موضوع مورد مطالعه، تحقیق حاضر در صدد بررسی و تحلیل احساس شادمانی و رابطه آن با عوامل ایجاد کنندۀ طرد اجتماعی در بین زنان سرپرست خانوار تهران است زیرا به نظر میرسد شناسایی آن دسته از عواملی که منجر به طرد اجتماعی این گروه از زنان میشود با احساس شادمانی آنها در ارتباط است. بدین منظور اهداف اصلی در این تحقیق به شرح زیر قابل تعریف می باشد:
1-5. اهداف تحقیق
شناسایی و مطالعه دلایل و زمینههای احساس شادی و شادکامی در بین این زنان
اندازهگیری میزان احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار تهران
شناسایی منابع طرد و محرومیت اجتماعی این جمعیت و مکانیزم اثرگذاری آن بر شادمانی این زنان
2-1. مقدمه
آنچه در این فصل به آن پرداخته شده است: ابتدا ادبیات نظری پژوهش، که شامل نظریات مرتبط با شادمانی و طرد اجتماعی میباشد. در بخش مرور پیشینه تجربی پژوهش حاضر نیز تحقیقات انجام گرفته در رابطه با موضوع تحقیق در سطح داخلی و خارجی مدنظر قرار گرفته است و در نهایت چارچوب نظری، مدل تحلیلی و فرضایت پژوهش مطرح خواهد شد.
2-1-1. بخش اول ادبیات نظری
2-1-1-1. مفهوم و نظریههای احساس شادمانی
در این قسمت به تاریخچه، مفهوم و تعاریف احساس شادمانی و ارتباط شادمانی با عواملی نظیر کیفیت زندگی، رضایت از زندگی، خوشبختی ذهنی، افسردگی، هیجان و نشاط اشاره خواهد شد تا گامی مؤثر در جهت پرداختن و دستیابی به مفهوم شادمانی صورت گیرد و همچنین ضمن اشارهای به وضعیت شادمانی جمعیت هدف، برای شناخت مهمترین عواملی که با احساس شادمانی این گروه در ارتباط است وارد نظریههای جامعهشناسی و دیدگاه صاحبنظران این حوزه خواهیم داشت. در آخر نتیجه گیری از نظریات شادمانی و ارتباط آن با طرد اجتماعی و عوامل تأثیرگذار بر آن، مطرح خواهد شد.
2-1-1-1-1. تاریخچۀ شادمانی
اگر چه یک سنت دیرینه و طولانی اندیشه در مورد شادمانی وجود دارد، ولی باید گفت تنها در دورۀ نزدیک به عصر ماست که روانشناسی و علوم اجتماعی علاقۀ خود را به این موضوع نشان دادهاند. به صورت جدی از دهۀ 1960 به بعد بررسی کیفیت زندگی مردم و سنجش میزان احساس شادمانی و خوشبختی آنها در جوامع توسعهیافته شروع شد، دولتها به گونهای قوی از انجام مرتب این سنجشها، چه به صورت مقطعی، چه به صورت طولی و سالانه حمایت کرده، در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای اجتماعی خود، به یافتههای آن روی میآوردند. تا حدی که امروز دامنۀ این پیمایشها به سطح بینالمللی هم کشیده شده است(ازکمپ، 1371: 91). همچنین در خلال دهۀ 1970، مطالعات مربوط به شاخصهای اجتماعی امریکا با محوریت بررسی شادمانی مردم صورت گرفت(جعفری، 1383: 16). در واقع در دو دهه گذشته پژوهش پیرامون شادی افزایش چشمگیری داشته است. مایرز(1993) در کتابی با عنوان«به دنبال شادکامی» نوشته است: تعداد مقالات منتشر شده درباره شادکامی از 150 مقاله در سال 1979 به 780 مقاله در یک دهه بعد افزایش یافته است(علیپور، 1379).
2-1-1-1-2. فضای مفهومی شادمانی
از جمله مؤلفههای درونی و عاطفی کیفیت زندگی، که نمود اجتماعی مییابد، پدیدۀ شادمانی است(اقلیما و نجفآبادی،1390: 2). به این مفهوم از عهد باستان تا به امروز، به عنوان یکی از احساسات مثبت انسان توجه میشده است. افلاطون در کتاب جمهوری به سه عنصر در وجود انسان اشاره میکند که عبارتند از” قوۀ عقل یا استدلال، احساسات و امیال “. شادمانی از نظر افلاطون حالتی از انسان است که در آن میان این سه عنصر، تعادل و هماهنگی وجود دارد( آیزنک، 1378). جان لاک و جرمی بنتهام معتقدند که شادمانی مبتنی بر تعداد وقایع لذت بخش است(همان). ارسطو شادمانی واقعی را عبارت از زندگی معنوی میداند این فیلسوف بزرگ یونانی میگوید: عالیترین خوبیهای قابل دستیابی که چه مردم عوام و چه خواص بر آنان اذعان میکنند، شادی است. به عقیده وی دست کم سه نوع شادی وجود دارد، در پایینترین سطح، نظریه مردم عادی است که شادی همان لذت است، در سطح بالاتر از آن، شادی همان موفقیت و کامیابی است و نوع سوم شادی به زعم ارسطو، ناشی از معنویت است( همان). تعریف« شادی» در علوم کلاسیک عبارت است از هیجانی که در اثر محرکهای درونی و بیرونی، ارگانیزم را در جهت انبساط عضلانی و روانی سوق میدهد. ماهیت شادی در انسان غریزی است؛ اما نوع و چگونگی آن به یادگیری و متغیرهای محیطی و فرهنگی بستگی دارد (امیدنیا و همکاران،1389: 16). اما شادی به معنای امروز آن، مفهومی است در درون مفاهیم گستردهتر مانند«خوشبختی» و «کیفیت زندگی»، به ویژه در جایی که کیفیت زندگی باید از نگاه بییننده دیده شود، علاقۀ دانشمندان اجتماعی را به سمت موضوع شادمانی سوق داده است(گالاتزر، 2000: 502). در تعریف شادی، برخی به احساسات و عواطف توجه خاصی نشان میدهند و شادی را احساسات یا هیجانات مثبت قلمداد میکنند، مانند براد بورن که شادی را چنین تعریف می کند: میزان احساسات مثبت (خوشی و لذت و…) منهای احساسات منفی(ترس، استرس، دلهره و …). بعضی نیز تعریف شناختی از شادی ارائه می دهند. در این دسته از تعاریف، ارزیابی مثبت و رضایت از کل زندگی مطرح است. در تعاریفی نیز از ترکیب این دو تعریف استفاده میشود. آنچه مسلم است، این است که شادی به طورکلی، حداقل از سه جزء تشکیل شده است: وجود هیجانات مثبت، نبود تأثیرات منفی و رضایت. هریک از سه جزء یاد شده، قسمت مهمی از ساختمان شادی را تشکیل می دهد. دو مؤلفه اول، منعکس کننده جنبههای عاطفی است و به خوشی و لذت مربوط میشود؛ درحالی که مؤلفه سوم عمدتاً شناختی است و براساس ارزیابی از اوضاع زندگی فرد در حال و گذشته اوست. اجزای مربوط به خوشی و لذت شادی، به افزایش احساسات مثبت و کاهش احساسات منفی اشاره دارد؛ اما در زمینه مؤلفه شناختی شادی، ناهمگونی نسبی وجود دارد. این مؤلفه به دستیابی به هدف با تأکید بر رضایت از زندگی و معنا در زندگی مربوط می شود(گروبر، 2011).
لی انل کچین، مؤسس باشگاه شادی، شادمانی را این گونه تعریف می کند:
«شادی احساس بهزیستی درونی است که افراد را برای سود بردن از تفکرات، هوش، خودآگاهی، حس مشترک و ارزشهای معنوی توانا میسازد. شادی عبارت است از هیجان مثبتی که از دو بُعد رفتارهای اجتماعی و رضایت درونی تشکیل شده و میتواند احساس نشاط فرد را نشان دهد شادمانی بدین معنی است که شما به خودتان نشان دهید میتوانید کارهای را انجام دهید که فکرش را نمیکردی به شما انرژیای تزریق میکند که قدرت این را داشته باشید تا بر هر موقعیتی مسلط شوید. شادمانی بدین معنی است که شما به خودتان و دیگران احترام بگذارید. شادمانی یعنی اینکه شما میتوانید صبور باشید به منظور دستیابی به چیزی که میخواهید، بدین خاطر که به زودی به آن خواهید رسید»(زارعی و همکاران، 1388: 6 و رنجبر،1391: 68).

مطلب مشابه :  شاهنامه فردوسی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید