رشته حقوق

پایان نامه با واژه های کلیدی میانه، فضیلت، است."، 1374،

دانلود پایان نامه

مستقیم بودن راه است؛ و بعدها در مورد مطلق اعتدال استعمال شده و دارای مفهومی گردیده است که تمام میانهرویها را در برمی‌گیرد. به طوری که میتوانیم هرگونه اعتدال و توازنی را قصد بنامیم چون قصد مرز میانه (افراط و تفریط) است.” (خیرخواه مقدم، 1379) البته مصطفوی قصد را به معنای “توجه به عمل و اقدام برای آن و اراده نزدیک به عمل آوردند و نظم و اعتدال را از آثار حتمی این کلمه در نظر گرفتهاند. قصد در مشی آن است که اقدام کسی بر اساس خصوصیات آن چیز باشد گاه با سرعت گاه آرام و گاه میانهروی کند. ولی اعتدال به معنی میانهروی است.” (مصطفوی،1360، ج 9: 269)
به نظر میرسد تعریف اخیر تبیین دقیقتری نسبت به تعریف سایر لغتشناسان و مفسران باشد. که مرز بین این واژه و واژگان مشابه را به شکل روشنتری نشان میدهد. با توجه به آنچه گفته شد میتوان حوزه مفهومی واژه قصد و مشتقات آن را در معانی زیر دستهبندی کرد:
1- اقدام و توجه به عمل
2- راه مستقیم، سالم و محفوظ از انحراف و کجی

5-1-4) بررسی واژه وسط:
واژه وسط تنها پنج بار در قرآن تکرار شده است و معنای کلی آن میانه و حد وسط است . این واژه در هر آیه به تناسب متعلق خود اشاره به مصداقی از مصادیق میانه دارد. “قرار گرفتن شیء بین دو شی یا اشیاء، صرف نظر از اینکه مادی یا معنوی، متصل یا منفصل باشد.”(مصطفوی، 1360، ج 13 :100)
* حافظوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاهِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتینَ (238بقره)
* فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً (5عادیات )
* وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً (143 بقره)
“اما امت اسلام، خدا آن را امتى وسط قرار داد، یعنى براى آنان دینى قرار داد، که متدینین به آن دین را بسوى راه وسط و میانه هدایت مى‏کند، راهى که نه افراط آن طرف را دارد، و نه تفریط اینطرف را، بلکه راهى که هر دو طرف را تقویت مى‏کند، هم جانب جسم را، و هم جانب روح را البته بطورى که در تقویت جسم از جانب روح عقب نمانند، و در تقویت روح از جانب جسم عقب نمانند، بلکه میانه هر دو فضیلت جمع کرده است. ” (طباطبایی، 1374، ج‏1، ص: 482 )
* قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ (28 قلم)
“تعبیر به اوسط در آیه به معنى کسى است که در سرحد اعتدال از نظر عقل و خرد و دانش باشد، بعضى آن را حد وسط در سن و سال معنى کرده‏اند، ولى این معنى بسیار بعید به نظر مى‏رسد، چرا که ارتباطى میان سن و گفتن چنین سخن پرمحتوایى نیست، ارتباط میان عقل و خرد و چنین سخنانى است. “(مکارم شیرازی، ج‏24، ص: 401) “بلکه منظور از کلمه أوسط این است که از همه بهتر و عاقل‏تر بود، به دلیل اینکه قرآن کریم در باره امت محمد (ص) که از همه امت‏ها کوچکتر است به خاطر همین که از همه امت‏ها بهتر است فرموده وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً. قالَ أَوْسَطُهُمْ بهترین آن برادران به سایرین گفت از خدا بترسید، و طریقه پدر را پیش بگیرید تا سالم باشید و سود ببرید.” (طباطبایی، 1374، ج‏19، ص: 633)
با توجه به آنچه گفته شد میتوان حوزه مفهومی واژه وسط و مشتقات آن را در معنای میانه و دوری از افراط و تفریط در نظر گرفت. این میانه با توجه به برخی از مصادیق در آیات دارای ویزگی برتری و ارجحیت نسبت به مصادیق همسان خود است؛ و همان‌طور که در بالا بیان شد، منظور از میانه‌بودن در کاربرد این واژه رهبری و میان‌داری جمع نیز بوده است.

5-1-5) بررسی واژه سوی :
5-1-5-1) در برخی از آیات به معنای مستقیم و راست آمده است . در این دسته از آیات همواره کلمات صراط یا سبیل به همراه یکی از مشتقات این کلمه ( سوی ) آمدهاند . “سوی آنست که از افراط و تفریط در اندازه و کیفیت، بدور باشد (راغب) و آن با تمام و راست و مستقیم یکى است .” (قرشی، 1371، ج3 : 352)
* أَمْ تُریدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَکُمْ کَما سُئِلَ مُوسى‏ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ یَتَبَدَّلِ الْکُفْرَ بِالْإیمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبیلِ (108بقره)
5-1-5-2) در برخی از آیات، مشتقاتی از این کلمه (سوی) به معنای میانه یا وسط در مکان آمدهاند. (اصفهانی، 1390)
* فَلَنَأْتِیَنَّکَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَیْنَنا وَ بَیْنَکَ مَوْعِداً لا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لا أَنْتَ مَکاناً سُوىً (58 طه)
“و مکان سوى به معناى مکانى است که در وسط مسافت و یا در نقطه مسطح و بدون پستى و بلندى باشد. راغب در مفردات آن را به معناى وسط گرفته است.” (طباطبایی1374، ج 12: 240 )
“کلمه سواء به معناى وسط است، وسواء الطریق هم به معناى وسط راه است و معناى جمله مورد بحث این است که: خود آن گوینده به جهنم مشرف مى‏شود، و رفیق خود را در وسط آتش مى‏بیند.” (طباطبایی، 1374، ج‏17، ص: 209)
5-1-5-3) برخی از مشتقات این کلمه (سوی) به معنای یکسانی و تساوی است. “ریشه اصلی کلمه حدوسط همراه با اعتدال است.”(مصطفوی، 1360، ج 5 : 279)
* وَ جَعَلَ فیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فیها وَ قَدَّرَ فیها أَقْواتَها فی‏ أَرْبَعَهِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلینَ (10 فصلت )
“سَواءً به معناى برابر است. کلمه سواء مفعول مطلق است براى فعلى تقدیرى، و معنایش این است که: اقوات تقدیر شده فراهم شد، فراهم شدنى مخصوص، براى محتاجان. ممکن هم هست حال باشد از اقوات و معنایش این باشد که: خدا اقوات را تقدیر کرد، در حالى که براى محتاجان یکسان و برابر بود، به طورى که همه از آن استفاده کنند، نه زیاد بیاید و نه کم.” (طباطبایی، 1374، ج 7 : 551)

5-1-5-4) مشتقات دیگری از کلمه (سوی) معنای پایداری و استقرار را میرساند. “استواء چون با على متعدى شود معنى استقرار یافتن و بر قرار شدن میدهد.” (قرشی،1360، ج 3 : 358)
* إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی‏ سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفیعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ أَ فَلا تَذَکَّرُونَ (3یونس)
“استواء به معناى تسلط و استقرار بر چیزى است. پس اینکه فرمود:” ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ” کنایه است از استیلاء و تسلطش بر ملک خود و قیامش به تدبیر امور آن، بطورى که هیچ موجود کوچک و بزرگى از قلم تدبیرش ساقط نمى‏شود. “(طباطبایی، 1374، ج‏8، ص: 187 )
5-1-5-5) استوی همراه با حرف الی مفهوم توجه کردن و رسیدن را دارد. “استوی چون با کلمه الى متعدى گردد، معناى رسیدن به چیزى را مى‏دهد.” (همان منبع، ج 17 : 553 )
* ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ (11فصلت)
برخی از آیاتی که کلمه سوی و مشتقات آن به کار رفته است به طور خاص به انسان باز میگردد . بنابراین به طور جداگانه مورد بررسی قرار میگیرد .
5-1-5-6) کلمه سوی در دستهای از آیات به معنای رعایت نظم، قرار گرفتن هر چیزی در جای خود و موزون بودن، است. این معنا در همهی آیات این دسته به جز یک مورد، در رابطه با انسان به کار رفته است. “ریشه اصلی کلمه توسط همراه با اعتدال است. سواء، اسم مصدر است که در آن توسط و اعتدال در نظر گرفته شده و در مادیات و معنویات مصداق دارد. تسویه، قرار دادن شیء در حالت اعتدال در حد متوسطش و متوسط اعتدال به وسیله عمل و نظم و تدبیر و تکمیل است. “(مصطفوی، 1360، ج 5 : 279)
* الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ ( 7 انفطار)
این جمله ربوبیت توأم با کرم خدا را بیان مى‏کند و مى‏فرماید: یکى از موارد تدبیر او این است که: انسان را با همه اجزاى وجودش خلق کرد، و سپس به تسویه‏اش پرداخته، هر عضو او را در جاى مناسبش که حکمت اقتضاى آن را دارد قرار داد. (طباطبایی،1374، ج 20: 369 )
* الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى(2اعلی )
“خلقت هر چیزى به معناى گردآورى اجزاى آن است، و تسویه‏اش به معناى روى هم نهادن آن اجزا به نحوى است که هر جزئى در جایى قرار گیرد که جایى بهتر از آن برایش تصور نشود، و علاوه بر آن جایى قرار گیرد که اثر مطلوب را از هر جاى دیگرى بهتر بدهد، مثلاً در مورد انسان چشم را در جایى و گوش را در جایى و هر عضو دیگر را در جایى قرار دهد که بهتر از آن تصور نشود، و حقش ادا شود.” (همان منبع، ج 20 : 441)
* رَفَعَ سَمْکَها فَسَوَّاها (28 نازعات)
و منظور از تسویه آسمان، ترتیب اجزاى آن، و ترکیب آن است، تا هر جزئى در موضعى که حکمت اقتضاء دارد قرار گیرد، هم چنان که درباره آدم فرمود: فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی. (همان منبع، ج 20 : 308)
5-1-5-7) استوا به معنای استقرار است.
*لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى‏ آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ (14قصص)
“و کلمه استوى از استواء است، که به معناى اعتدال و استقرار مى‏باشد، پس استواء در حیات، به معناى این است که آدمى در کار زندگى‏اش استقرار یابد و این در افراد، مختلف است، بیشتر بعد از بلوغ اشد یعنى بعد از هجده سالگى حاصل مى‏شود.” (همان منبع، ج‏16: 16) “اسْتَوى‏” از استواء به معناى کمال خلقت و اعتدال آن است.”(قرائتی، 1379، ج‏9: 27)
5-1-5-8) سوی به معنای یکسان شدن با خاک در مورد هلاکت انسان نیز به کار رفته است.
* فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها (14شمس)
“کنایه از مردن به معناى باطل وجود شدن و هیچ و پوچ گشتن است نظیر جمله:َ یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنِی کُنْتُ تُراباً” (طباطبایی، 1374، ج 4 : 565 )
با توجه به آنچه گفته شد حوزه مفهومی واژهی سوی و مشتقات آن را در پنج حوزه مفهومی میتوان دسته بندی کرد: :
1- دوری از انحراف در جهات گوناگون
2- استقرار کامل بدون ضعف و تزلزل، اضطراب و شکنندگی
3- منظم و موزون بودن
4- تسلط کامل بر امور
5- همسانی و تشابه

مطلب مشابه :  جاذبه های گردشگری

5-2 ) معناشناسی واژه اعتدال از منظر اندیشمندان :
5-2-1) ارسطو: ” قانون زرین اعتدال به شکل منسجم از ابتکارات ارسطو میباشد؛ ولی با نظر به تاریخ فلسفه و ادبیات بحث، به روشنی میتوان دریافت که بسترها و رگههای این نظریه، تقریبا در تمام روشهای فلسفی یونانی بوده است. افلاطون هنگامی که فضیلت را هماهنگی در عمل میداند به همین مطلب نظر دارد، همچنین منظور سقراط از وحدت علم و فضیلت نیز همین بوده است.” (دورانت، 1374: 74) “اخلاق ارسطو و به تبع آن قانون اعتدال نوعی گرتهبرداری از طبیعت است. پیش از ارسطو در تفسیر طبیعت دو نظریه وجود داشت؛ یکی نظریه فیلسوفان طبیعی قبل از ارسطو، که تفسیری کاملا مادی از عالم طبیعت داشتند و دیگری، نظریه سقراط، افلاطون و فیثاغورس که مبنای طبیعت را امری غیر مادی میدانستند. ارسطو نظریه وسطی ارائه میدهد که بخشی برگرفته از فیلسوفان طبیعی است با عنوان ماده و بخش دیگر آن برگرفته از افلاطون با عنوان صورت. قانون اعتدال ملهم از تفسیری است که او درباره طبیعت برجای گذاشته است.” (جداری عالی، 1388: 39) “در نظام اخلاقی فضیلتمحور ارسطو، غایت همه چیز خیر نامیده میشود. از نظر وی میان غایات فرق وجود دارد. در میان
غایتها، غایتی هست که ما آن را برای خودش و همه چیز دیگر را برای آن میخواهیم و آن غایت، خیر اعلا و بهترین است که مورد اتفاق بیشتر مردامن، اعم از عوام الناس و نخبگان و تربیت یافتگان است و از آن به نیکبختی و سعادت تعبیر میشود.” (ارسطو، 1378: 29-17) “پس خیر و نیکبختی برای آدمی، فعالیت نفس طبق فضیلت است و اگر فضایل متعددی وجود دارند، در انطباق با بهترین و کاملترین فضایل است.” (همان: 54) “فضیلت ملکهای است که حدوسطی را انتخاب کند که برای ما درست و با موازین عقلی سازگار است؛ به عبارت دیگر، فضیلت از لحاظ تعریف و ماهیت، حدوسط است.” (همان: 66) از نظر ارسطو حد وسط دارای اقسامی است. الف) حد وسط فی نفسه یا عینی: حد وسط میان کمترین و بیشترین و آن، نقطهای که از هر دو طرف شی فاصله برابر دارد و این نقطه برای همهی آدمیان یکسان است و از شخصی به شخص دیگر تغییر نمیکند. ب) حدوسط درست برای ما یا نسبت به ما، این نوع حدوسط آن است که نه زیاد است و نه کم و برای همهی آدمیان یکسان نیست و نسبت به افراد مختلف میتواند متفاوت باشد. ( طوسی،1373) با بررسی بحثهای اخلاقی ارسطو درمییابیم که وی فضیلت را در دو حوزه احساسات و اعمال پی میگیرد. بنابراین میتوان موضوع قانون اعتدال ارسطو را در دو حوزه اعمال و احساسات آدمی دانست؛ اعمال و احساساتی که دارای مراتب بوده و قابل ازدیاد و نقصان است.
5-2-2) جاحظ : “از نکاتی که جاحظ بارها به آن توصیه کرده، مسئله مراعات اعتدال و میانهروی در صفات و افعال است. به نظر وی مقصود از اعتدال، امری کمی و مقداری نیست؛ چنانکه در خلقت انسان، ملاک اعتدال کمیت نیست، بلکه مراد آن است که ترکیب او به گونهای باشد که اجزا همگی با یکدیگر تناسب داشته باشند و جزیی از آن موجب از دست دادن جزء دیگر نشود. بنابراین اعتدال در صفت نیز، به معنای در حد وسط بودن است و هر گونه افراط یا تفریط، به از بین رفتن اعتدال میانجامد. ” (اعرافی، 1391 : 39 ) ارزش هر صفتی به میانهروی در آن است. هرگونه افراط یا تفریط، موجب میشود عنوان ممدوح و پسندیده بودن از یک صفت سلب گردد، و عنوان نکوهیده و رذیله بر آن اطلاق شود. صفات نیکو تا زمانی آثار پسندیده به دنبال دارد و برای جامعه سودمند است، که از حد اعتدال خارج نشود؛ در غیر این صورت نتایج سوء و زیان‌باری بر آن مترتب خواهد گردید. در زمینه افعال نیز، شخص باید اعتدال را نصب العین خویش قرار دهد. (مصاحب 1370 ).
5-2-3) فارابی : فارابی ذیل بحث فضایل اخلاقی و نحوه پدید آمدن خلق جمیل به مبحث اعتدال اشاره میکند. وی نظریه وسط فاضل را به پیروی از ارسطو مطرح میکند و فعل جمیل را همانا فعل متوسط میداند. فعل خیر یا جمیل، حد وسط دو طرفی است که هر دو شر هستند، یکی در جانب افراط و دیگری در جانب تفریط. همچنین است فضیلت که حد وسط دو هیأت است که هر دو رذیلتند، یکی در جانب زیاده و دیگری در جانب نقص. (فارابی، 1371 )
5-2-4) اخوان‌الصفا: اعتدال واژه‌ای است آشنا و اصطلاحی کلیدی در متون اخلاقی گذشتگان است. انسان در میان دو قطب افراط و تفریط در رفتار و سلوک اخلاقی و ملکات نفسانی، در صورتی به الگوی صحیح روحی و رفتاری دست می‌یابد که اعتدال پیشه کند. تصویری که اخوان از اعتدال ارائه می‌دهند، حکایت‌گر نبردی

مطلب مشابه :  کنوانسیون های بین المللی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید