سبز اندیشان امروز

مفهوم تنوع فرهنگی

مفهوم تنوع فرهنگی

تنوع فرهنگی از ترکیب دو واژۀ « تنوع» ( Diversity ) و « فرهنگ» ( Culture) ساخته شده. مفهوم فرهنگ بسیار صعب وپیچیده است زیرا از طرفی با عوامل درونی انسان و از طرفی با عوامل بیرونی همچون مذهب، رسم و رسوم در ارتباط است و به قولی « فرهنگ برابر است با انسانیت پس انکار فرهنگ نیز برابر است با انکار انسانیت [1]». بنابراین، « فرهنگ چیزی است که نمونه های انسانی آن را می رساند. فرهنگ محتوای آنها – همچون هویت، اعتقاد، ارزش ها و رفتارهایشان – را ارائه می دهد. فرهنگ به عنوان بخشی از فرایند طبیعی رشد در خانواده و جامعه و بواسطه شرکت در نهادهای اجتماعی آموخته می شود[2]». از طرفی نیز « فرهنگ های گوناگون، به نوبه خود، الگوهای گوناگون واقعی تولید می کنند، و هر یک حمایت و دفاع می شوند[3]» توسط اشخاص درون آن فرهنگها. با این حال، در رابطه با تعریف فرهنگ اختلاف نظر زیادی میان علما و دانشمندان وجود دارد. هر یک از دانشمندان از دیدگاه خود تعریفی از فرهنگ ارائه داده است[4]. امّا برای نیل به تعریفی از فرهنگ در عرصه حقوق بین الملل بهترین منبع، تعریفی است که یونسکو در مقدمه « اعلامیه جهانی یونسکو در مورد تنوع فرهنگی »  در 2 نوامبر 2001 ابراز نموده است. این تعریف بیان می دارد « فرهنگ عبارت است از مجموعه علائم شاخص معنوی و مادی، عقلانی و احساسی که معرف یک جامعه یا یک گروه اجتماعی است و علاوه بر هنر و ادبیات شامل شیوه های زیست، اشکال زندگی جمعی نظامهای ارزشی، آداب و رسوم و باورهاست».

« تنوع بعنوان کیفیت متفاوت بودن، تعریف می شود. این واژه از « Diverse » به معنی متفاوت از یکدیگر، یا واقعاً از عناصر یا خصوصیات مجزا تشکیل شده، مشتق شده است[5]».

امّا در رابطه با مفهوم تنوع فرهنگی باید اذعان داشت که بند 1 ماده 4 کنوانسیون حمایت و ترویج تنوع جلوه های فرهنگی مصوب 20 اکتبر 2005 پاریس بیان می دارد که « تنوع فرهنگی به راههای گوناگونی منسوب است که در آنها فرهنگ های گروه ها و جوامع تجلی می یابند. این تجلیات در  درون و میان گروهها و جوامع رایج شده اند.

تنوع فرهنگی نه تنها از طریق راههای گوناگون آشکار شده است که در آن میراث فرهنگی بشریت متجلی شده، همچنین از طریق تجلیات فرهنگی مختلف تقویت شده و انتقال یافته بلکه از طریق شیوه های متنوع خلاقیت هنری، تولید، توزیع، انتشار و بهره مندی فارغ از روشها و تکنولوژی ها مورد استفاده قرار گرفته».

در رابطه با تنوع فرهنگی دو  نکته حائز اهمیت است:

اول آنکه، گاه این مفهوم در مقابل « ملیت گرایی[6]» قرار می گیرد و باعث ابراز دو گونه تفسیر شده اند، « یکی از طرف سیاسیّون مطرح می شود و دیگری از طرف فرهنگیّون. از دیدگاه سیاسیّون وحدت اصل است و تا حد ممکن باید تکثر را نادیده گرفت، آنها از وحدت فقط تا آن اندازه ای دور می شوند که ناگزیر هستند. دیدگاه فرهنگیّون کاملاً بر عکس است، در واقع آنها بر این باور هستند که اصل تکثر است و وحدت باید تا جایی لحاظ شود که ضرورت دارد[7]».

دوم آنکه در عدم پذیرش تنوع فرهنگی مفهومی داریم به نام « دیگر ناپذیری » که خود باعث نفاق شده و اگر جزئی از سیاست دولتها شود، بدترین اثر را خواهد داشت به گونه ای که بزرگترین فجایع یک قرن گذشته ریشه در این مسئله داشته است همچون جنگ جهانی دوم، نسل کشی در روآندا و یوگسلاوی سابق و……

« تنوع فرهنگی هم مقوله ای فرهنگی و هم حقوق بشری است با تمام این اوصاف مسأله تنوع فرهنگی به خوبی مورد توجّه برنامه هزاره قرار نگرفته است[8]». رهبران جهان در سپتامبر سال 2000 در نیویورک گردهم آمدند و آرمان های توسعه هزاره را تصویب نمودند. این آرمان ها در اصل اهدافی هستند که با توافق اعضای سازمان ملل متحد در دستور کار این سازمان جهانی قرار گرفت تا با تلاش های این سازمان بتوان هشت مانع اصلی در تحقق توسعه پایدار در جهان را از بین برد. این اهداف که برای یک دوره پانزده ساله مورد تصویب قرار گرفته عبارتند از:

الف) ریشه کنی فقر شدید و گرسنگی

ب) دستیابی به تحصیلات ابتدائی همگانی در سطح جهان

ج) توسعه دادن برابری جنسیتی و توانمند ساختن زنان

د) کاستن از مرگ و میر کودکان

ک) بهبود بهداشت مادران

م) مبارزه با بیماری ایدز و ویروس آن، مالاریا و بیماری های دیگر

ن) تضمین پایداری محیط زیست

ی) مشارکتی جهانی برای توسعه

برنامه توسعه ملل متحد، به عنوان شبکه جهانی توسعه سازمان ملل، تلاش های جهای و ملی را برای رسیدن به هدفهای هزاره مرتبط و آنها را هماهنگ می کند. در همین رابطه این سازمان پنج اولویت اساسی برنامه توسعه ملل متحد را برای رسیدن به اهداف توسعه هزاره چنین مقرر نمود:

الف) کمک  به کشورها در زمینه دستیابی به آرمان  های توسعه هزاره وکاهش فقر انسانی

ب) توسعه و تحکیم حکمرانی مطلوب وحقوق بشر

ج) حفظ پایدار محیط زیست واستفاده بهینه از منابع انرژی برای توسعه پایدار

د) تقویت ظرفیت های ملی در پیشگیری از بحرانها ( سیاسی و اجتماعی و… ) وبلایای طبیعی و بازسازی آنها

ه) پیشگیری از گسترش ایدز و ویروس آن بعنوان چالشی در مقابل توسعه پایدار

پس از آشنایی با برنامه توسعه هزاره و اهداف و اولویت های آن، می توان چنین نتیجه گرفت که تحقق این اهداف و اولویت ها نیازمند حفظ و حمایت از تنوع فرهنگی و مهم تر از آن ترویج فرهنگ بردباری می باشد. این در حالی است که حفظ و حمایت از تنوع فرهنگی جزء اهداف توسعه هزاره قرار نگرفته است. در همین راستا، کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی قطعنامه ای در سال 2009 ( اجلاسیه شصت و چهارم ) در رابطه با تنوع فرهنگی و اهداف هزاره چنین مقرر می دارد:

«2.ازتصویب اعلامیه هزاره سازمان ملل در 8 سپتامبر 2000 که در آن اعضا بررسی کردند که بردباری و تحمل یکی ازارزشهای اساسی در روابط بین المللی قرن بیست و یکم است، استقبال کرده واعلام داشت که این اقدام می بایست منجر به ارتقاء موثر فرهنگ صلح و گفتگو میان تمدنها وهمراه با احترام نسل بشر به همه گونه گونی های اعتقادی، فرهنگی و زبانی به دور از حس ترس و انتقام شود

تفاوت هایی­در و نو میان جوامع وجود دارداما باید آنها را به عنوان ارزش های بشریت گرامی داشت.

7.خرسند یا زشناسایی کنفرانس جهانی علیه نژادپرستی، تبعیض نژادی، بیگانه هراسی و نا برد باری های مرتبط در مورد احترام و به حداکثر رساندن مزایای تنوع در ونو میان همه ملل در کار با هم برای ساختن نوعی هماهنگی و آینده سازنده با به عمل در آوردن و ارتقا ارزشها و اصولی مثل عدالت، برابری وعدم تبعیض، دموکراسی، انصاف و دوستی، بردباری و احترام در و نومیان جوامع وملل به ویژه از طریق اطلاعات عمومی وبرنامه های آموزشی برای بالا بردن آگاهی و فهم مزایای تنوع فرهنگی، شامل برنامه هایی که در آن مقامات عمومی در مشارکت با سازمانهای بین المللی و مردم نهاد و دیگر بخش های جامعه مدنی کار می کنند.

  1. شناسایی این امر که احترام به تنوع فرهنگی و حقوق فرهنگی، تکثر فرهنگی را بالا می برد و منجر به مبادله وسیع تر دانش و فهم در مورد سابقه فرهنگی می شود، کاربرد و بهره مندی از عمومیت پذیرفته شده حقوق بشر در جهان را به جلو می برد و روابطب اثبات و دوستانه را میان مردم و ملل در جهان می پرورد.
  2. 10. همچنین تاکید بر اینکه بردباری و احترام به تنوع ارتقا وحمایت جهانی از حقوق بشر، ازجمله برابری جنسیتی و بهره مندی از همه حقوق بشر را تسهیل می کند، و این حقیقت که بردباری و احترام به تنوع فرهنگی و ارتقا وحمایت جهانی حقوق بشر امری حمایتی است را تاکید می کند.
  3. ترغیب کشورها به تضمین اینکه نظام های سیاسی و حقوقی شان تنوع چند فرهنگی را در درون جوامع شان منعکس کند و در جایی که لازم است نهادهای دموکراتیک را تا جایی که به نحو کاملی مشارکتی است بهبود دهند و از ادغام ومحرومیت و تبعیض علیه بخش هایی خاص از جامعه اجتناب ورزند[9] ».

[1] گزارش نشست « تنوع فرهنگی- فرصتی برای ایران »، کرسی حقوق بشر دانشگاه شهید بهشتی ، 4/12/1388، قابل دسترس درسایت:

http://chpd.sbu.ac.ir/

[2] Diller, Jerry v. , Cultural Diversity: A Primer for the Human Services, Cengage Learning, Fourth Edition, 2010, p. 67

[3] Ibid, p.67

[4] برای دیدن تعریف های مختلف فرهنگ از نویسندگان مختلف به منبع زیر مراجعه شود:

Parvis, Leo, Understanding Cultural Diversity in Today’ s Complex World, Lulu Press, Second Edition, 2007, pp. 4 -5

[5] Ibid, p. 15

[6] Nationalism

[7] گزارش نشست « تنوع فرهنگی- فرصتی برای ایران »….

[8] همان

[9]. A/c.3/64/L.49 ( 30 October 2009 )

                                                    .