پایان نامه ها

پایان نامه درباره عادت به مطالعه، مدیریت اطلاعات، استفاده از کتابخان، کتابخانه عمومی

خدمات مطلوب را هموارسازند تا دانش در جامعه با سرعت بیشتری جریان داشته باشد و کاربران بدون هیچ محدودیتی به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی داشته باشند و شاهد شکوفایی استعدادهای افراد و به تبع آن، رشد و توسعه جامعه باشیم.
۲ – 11 کاربران کتابخانه عمومی
هدف از تمامی کارهای گردآوری، ذخیره‌سازی و سازمان‌دهی اطلاعات، ارائه خدمات به کاربران است؛ که شناخت این کاربران به لحاظ نیازهای اطلاعاتی و اطلاعات جمعیت شناختی بسیار مهم می‌باشد. منظور از جامعه کتابخانه، گروه یا گروه‌هایی از مردم است که کتابخانه برای رفع نیازهای اطلاعاتی آنان به وجود آمده است (سینایی،۱۳۷۸، ص۱۰). جامعه کتابخانه عمومی، جامعه ایست ناهمگن که کلیه افراد و طبقات مردم در سطوح مختلف آموزشی و سِنی به آن مراجعه می‌کنند. از این منظر، مواد و مجموعه آن باید جوابگوی کلیه طبقات جامعه متعلق به آن باشد (سلطانی،۱۳۷۸، ص۲۰). به طوری که رسالت یک کتابخانه پشتیبانی از رسالت نهاد یا علاقه جمعیت تحت پوشش است (باکلند 27 ،۱۳۷۹، ص۱۱).
جانسون28 جامعه کاربران کتابخانه‌ها را در دسته‌های زیر، تقسیم‌بندی کرده است:
ویژگی‌های جمعیتشناختی (سن، جنسیت، سطح درآمد، گروه‌های قومی، حرفه و سطح تحصیلات)؛
ویژگی‌های جغرافیایی (توانایی رفت‌وآمد به یک کتابخانه، فاصله‌ای که باید برای رسیدن به یک کتابخانه طی شود، وضعیت افراد مقیم و غیر مقیم و کاربران بالقوه)؛
ویژگی‌های جامعه‌شناختی (که کاربران را بر مبنای طبقه اجتماعی- اقتصادی، سبک زندگی، شخصیت، علایق و عقاید مورد توجه قرار می‌دهد).
جرج دی الیا29 کاربران کتابخانه‌های عمومی را به ۶ بازار هدف تقسیم کرده است:1) افرادی که فقط کتاب را به امانت می‌گیرند.2) افرادی که فقط از منابع در داخل کتابخانه استفاده می‌کنند.3) افرادی که با بی‌علاقگی از کتابخانه استفاده می‌کنند.4)کاربرانی که از مجموعه زیاد استفاده می‌کنند.5) غیر کاربرانی که بر عدم استفاده از کتابخانه اصرار می‌کنند.6) کاربران بالقوه.
با تمامی این اوصاف، شناخت کاربران کتابخانه‌های عمومی برای ایجاد مجموعه‌ای مناسب و نیز ارائه خدماتی مطلوب، حائز اهمیت است که در میان، اقلیت‌ها، مانند گروه‌های قومی، معلولین، بی‌سوادان، زندانیان، سالمندان و… نباید نادیده گرفته شوند.

۲ – 12 استفاده از کتابخانه عمومی
اگرچه در همه کتابخانه‌ها بویژه کتابخانه‌های عمومی، آمار دقیق استفاده‌کنندگان وجود دارد ولی این آمارها به لحاظ تعداد مراجعان می‌باشد و تفکیکی به لحاظ نوع اطلاعات استفاده‌شده توسط کاربران از کتابخانه‌ها صورت نگرفته است. بر اساس مطالعات یک کتابدار آفریقایی، استفاده‌کنندگان از کتابخانه‌های عمومی در سه گروه جای دارند:1) گروهی که صرفاً بدون هدف مطالعه می‌کنند. 2) گروهی که عمدتاً برای گذراندن امتحان مطالعه می‌نماید. 3) گروهی که بر حسب نیاز و برای یافتن اطلاعات ویژه و معمولاً در رابطه با کار آن‌هاست، مطالعه می‌نمایند (استیگر30،۱۳۷۰، ص۱۳۳). بنابراین لازم است که کاربران کتابخانه را به لحاظ نوع استفاده از کتابخانه شناسایی کرد تا تمهیدات لازم برای ارائه خدمات به آن‌ها تدارک دیده شود.
نگارنده، طرحی با عنوان «در جستجوی چه می باشی» را به نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور ارائه کرده است. به این صورت که در برگه‌های ثبت‌نام، یک بخشی را به عنوان توانایی‌ها و علایق کاربران در نظر می‌گیریم و شخصی که می‌خواهد در کتابخانه به عنوان عضو جدید ثبت‌نام کند؛ می‌تواند علایق و توانایی‌های خود را در این قسمت از برگه ثبت‌نام وارد نماید. این اطلاعات در یک پایگاه اطلاعاتی وارد می‌شود که حداقل دو مزیت عمده می‌تواند داشته باشد: اول اینکه علایق و حوزه‌های مطالعاتی کاربران برای کتابخانه مشخص می‌گردد و مجموعه‌سازی بر اساس نیازهای واقعی کاربران صورت می‌گیرد و دیگر اینکه، مدیریت اطلاعات رخ می‌دهد. برای مثال، شخصی می‌خواهد در کتابخانه عضو شود و دارای تخصص در زمینه برنامه‌نویسی به زبان c می‌باشد؛ شخص مذکور در برگه ثبت‌نام و در قسمت توانایی‌های کاربر، تسلط خود به برنامه‌نویسی به زبان c را می‌نویسد و اطلاعات این عضو جدید وارد بانک اطلاعاتی (که قبلاً ایجاد شده است) می‌شود. پس از مدتی، یکی از کاربران کتابخانه به کتابدار مراجعه کرده و از کتابدار می‌پرسد که به دنبال شخصی است که برنامه‌نویسی به زبان c را به او آموزش دهد. کتابدار شروع به جستجو در بانک اطلاعاتی می‌نماید و شخصی را که دارای تخصص در زمینه برنامه‌نویسی به زبان c است را به کاربر متقاضی معرفی می‌کند.
اعتقاد نویسنده بر این است که کتابداری دو دوره را پشت سر گذاشته است: دوره اول زمانی بود که کتابدار به عنوان حافظ و نگهبان کتابخانه محسوب می‌شد و وظیفه اصلی کتابدار، امانت کتاب به مراجعین کتابخانه و حفاظت از ساختمان کتابخانه و کتاب بوده است که این افراد را نگهبان یا حافظ کتاب می‌نامیدند (مزینانی،۱۳۸۲، ص۵). اگر چه ممکن است که هنوز برخی از کشورها در این مرحله توقف کرده باشند. دوره دوم، مربوط به اطلاع‌رسانی است که این اصطلاح نخستین بار توسط پروفسور ساول گورن31 در سال ۱۹۶۰ به‌کاربرده شد. در این دوره، کتابدار نقشی فراتر از یک نگهبان کتاب را ایفا می‌کند و به عنوان شخصی مطلع، اطلاعاتی خارج از مجموعه کتابخانه را در اختیار مراجعان خود قرار می‌دهد. برای م
ثال، کتابدار اخبار استخدامی، مسائل روز، کتاب‌های مفید و… را به کاربران اطلاع‌رسانی میکند. بسیاری از کشورهای پیشرفته و توسعه‌نیافته هنوز در این مرحله قرار دارند. دوره سوم، دوره‌ای است که به تازگی زمزمههایی از آن به گوش می‌رسد و از این دوره، با نام مدیریت اطلاعات، مدیریت دانش، علم اطلاعات و… یاد میکنند. چنین به نظر میرسد که در کتابخانههای محدودی از کشورهای پیشرفته، آن هم نه به طور فراگیر در حال اجرا است. طرحی را که در سطور پیشین (در جستجوی چه می‌باشی) شرح آن گذشت را می‌توان در دوره سوم کتابداری قرارداد.
برای اینکه کتابخانهها بتوانند کاربران جدیدی را جذب و کاربران فعلی خود را حفظ نمایند؛ علاوه بر خدمات معمول کتابخانه، باید فعالیت‌های خود را در حوزه اطلاع‌رسانی، بویژه مدیریت اطلاعات معطوف نمایند.
ما همواره تحت تأثیر محیط پیرامونی خود می‌باشیم و حتی زمانی هم که می‌خواهیم از این تأثیرات به دورباشیم؛ عوامل مختلف محیطی بر رفتارهای ما، خواسته و یا ناخواسته تأثیر می‌گذارد (لطف عطا،۱۳۸۷)؛ بنابراین عوامل مختلفی _ از شرایط خانوادگی گرفته تا محیط‌های آموزشی _ می‌تواند در مراجعه و یا عدم مراجعه افراد یک جامعه به کتابخانه‌های عمومی تأثیرگذار باشد که در ادامه این فصل، به طور تفصیلی به بیان آن‌ها می‌پردازیم.
۲ – 13 تأثیر خانواده
بدون تردید، خانواده نخستین آموزشگاه و پرورشگاه انسان محسوب می‌شود و انسان آیین زندگی و شیوه‌ی زندگی کردن را در نخستین خاستگاه، یعنی خانواده یاد می‌گیرد؛ زیرا انسان تمام رفتارها را یاد می‌گیرد. پس باید همه رفتارها را در مراحل گوناگون زندگی به او آموزش داد. باید گفت که همه چیز از خانواده شروع می‌شود، اگرچه همه امور به خانواده ختم نمی‌شود. پس از خانواده نوبت به نهادهایی مانند مدرسه و مسجد می‌رسد. بنابراین می‌بایست همه برنامه‌ها و فعالیت‌ها در وهلهی نخست، خانواده محور باشد و بیش‌ترین تمرکز و توجه به خانواده معطوف شود (بهپژوه،۱۳۹۲، ص۳۲). چرا که خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع و نخستین مدرسه و مهد اصلی تربیت است (امیرحسینی،۱۳۸۴، ص۳).
عادت به مطالعه همانند بسیاری از عادات دیگر، در دوران کودکی شکل می‌گیرد (محسنی کبیر،۱۳۷۷، ص۱۳۸). پس لازم است که در امر مطالعه، توجه زیادی به خانواده‌ها شود؛ چرا که کودکان اولین تجربه ارتباط اجتماعی‌شان را از پدر و مادر خویش می‌آموزند (امیرحسینی،۱۳۸۴، ص۵). همچنین روان‌شناسان عقیده دارند که بسیاری از عادت‌های انسانها در درون خانواده شکل می‌گیرد و اگر کودک عادت به مطالعه را در درون خانواده کسب نکرده باشد، مشکل است که کودک را در آینده به کتاب و مطالعه علاقمند کرد. بنابراین، لازمه داشتن کشوری توسعه‌یافته و شهروندانی آگاه، توجه به خانواده به عنوان نخستین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی است.
نقش خانواده در ایجاد عادت به مطالعه از گهواره آغاز می‌شود و لالایی‌ها اولین پیونددهنده کودک با ادبیات به شمار می‌آید. این اشعار ساده که گاهی حتی کلام آن با کودک هیچ رابطه‌ای ندارد، هم احساس امنیت را به او انتقال می‌دهد و هم زمینه‌ساز اولین ارتباط‌های انسانی است. قصه‌گویی می‌تواند وسیلهای برای خلق لحظات لذت‌بخش باشد و هم کودک را در بخشی از میراث ادبی سرزمینش سهیم کند. داستان خوانی یکی دیگر از روش‌هایی است که کودکان را قبل از ورود به مدرسه با خواندن تصاویر آشنا می‌کند و سبب ایجاد تجربه‌های مشترک بین آن‌ها و بزرگ‌سالان می‌شود که یکی از مهم‌ترین تبعات اجتماعی آن، نزدیک کردن اعضای خانواده به یکدیگر است. بردن کودکان به نمایشگاهها و فروشگاههای کتاب را نیز می‌توان در دستور کار قرارداد تا کودکان فرصت یابند در میان کتابهای متنوع سیر کنند. همچنین بردن و عضو کردن کودکان در کتابخانه‌های عمومی نیز می‌تواند به روند رشد مطالعه در کودکان کمک کند. عادت به مطالعه یک امر اکتسابی است و کودک این را از والدین خود می‌آموزد (وب‌سایت تبیان زنجان،1393).
مارترینزپونز32 معتقد است که والدین خود تنظیم گر می‌توانند از طریق فراهم کردن تسهیلات لازم برای یادگیری (از قبیل تخصیص زمان لازم برای مطالعه، تهیه مکان مناسب و منابع مورد نیاز جهت مطالعه) و نشان دادن (ارائه الگو یا سرمشق) چگونگی و چرایی استفاده از راهبردهای خود تنظیمی در موقعیتهای عینی و تشویق و پاداش، می‌توانند فرزندان خود را در فعالیت‌های یادگیری و نهایتاً عملکرد تحصیلی یاری رسانند. به اعتقاد وی رابطه علّی میان خودتنظیمی والدین و خودتنظیمی فرزندان وجود دارد (صمدی، ۱۳۸۳، ص۱۶۱). امروزه به اثبات رسیده است که کودکانی که والدینشان به طور مستمر، کتاب و نشریات مطالعه می‌کنند بیش از کودکان آن والدینی که علاقهای به مطالعه نشان نمی‌دهند، تمایل و انگیزه به مطالعه دارند و از فهم و درک بالا و دانش واژگان بیشتری برخوردارند (محسنی کبیر، ۱۳۷۷، ص۱۳۹).
ساندر33 و اپتسین34 معتقد هستند که موفقیت دانشآموزان در گرو درآمد یا وضعیت اجتماعی والدین نیست، بلکه میزان توانایی والدین در ایجاد فضایی است که دانش‌آموزان را به یادگیری، تعاملات بالا و منطقی تشویق کند و همچنین، انتظار از موفقیت و شغل آینده، به میزان مشارکت والدین در آموزش بچه‌ها در جامعه و مدرسه بستگی دارد.
می‌بینیم که خانواده عامل بسیار مهمی محسوب می‌شود تا جامعه‌ای آگاه و اهل مطالعه داشته باشیم. پژوهشگرانی که
به مقایسه فرزندان پرورش‌یافته در محیط‌های مختلف خانوادگی پرداخته‌اند، اغلب مشاهده کرده‌اند که فرزندان خانوادههای قاطع برای همیشه از نمرات شایستگی روانی و پیشرفت تحصیلی بالا برخوردار هستند و در مقایسه با سایر افراد، فشار روانی کمتری را متحمل می‌شوند، اما نوجوانان خانوادههای مسامحهگر، از لحاظ شایستگی اجتماعی، پیشرفت تحصیلی و سازگاری روانی، در پایینترین سطح قرار دارند و مهم‌تر اینکه این کاستی‌ها در طول زمان افزایش می‌یابد (فولادچنگ و لطیفیان، ۱۳۸۷).
۲ – 14 تأثیر نهادهای تربیتی
بعد از خانواده، بیش‌ترین زمانی را که افراد یک جامعه بسیاری از لحظات خود را در آن سپری می‌کنند، مدرسه می‌باشد. در این قسمت، به نقشی که مدرسه می‌تواند در علاقمند کردن دانشآموزان به مطالعه و رفتن به کتابخانه ایفا کند، می‌پردازیم.
پس از خانواده، دشوارترین وظیفه در اشاعه کتاب‌خوانی در هر جامعه‌ای بر عهده مدارس و نظام آموزش و پرورش آن جامعه است. اگر دانشآموز در مدرسه با کتاب آشنا شود و لذت مطالعه، خودآموزی و افزایش معلومات عمومی را درک کند و به مطالعه خو بگیرد، در تمام دوران زندگی، از کتاب دست نمی‌کشد. در نظام آموزشی، سه

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه ارشد با موضوعof، and، from:، Retrieved
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید