پایان نامه روانشناسی : یادگیری مشارکتی

مشارکتی
امروزه روانشناسان شناختی تصویری از فراگیران به صورت پردازشگران فعال اطلاعات ارائه می دهند و به دانش و چشم اندازهای دانش‌آموزان در یادگیری شان اولویت می دهند.
یادگیری مشارکتی، رویکردی آموزشی است که طی آن دانش‌آموزان برای نیل به اهدافی که روی آن متفقالقول هستند، با سه تا پنج عضو کلاسشان کار می کنند و در یادگیری به یکدیگر کمک میکنند. باید توجه داشت، صرفاً کار دانشآموزان در گروههای کوچک تضمین نمیکند که آنها در یادگیری مشارکتی دخالت دارند. در بیشتر موارد مربیان مشوق گرد همآمدن دانش‌آموزان هستند و دانش‌آموزان براساس موفقیت گروه امتیاز میگیرند. باید توجه داشت صرفاً کار دانش‌آموزان در گروه‌های کوچک تضمین نمیکند که آن‌ها در یادگیری مشارکتی دخالت دارند. استهل(1994) نشان داد که عناصر یا شرایط زیر باید برای تحقیق یادگیری مشارکتی برآورده شود:
مجموعهی مشخصی از اهداف جزئی در یادگیری دانش‌آموزان؛
همهی دانش‌آموزان گروه وقف برونداد‌های مورد نظر شوند؛
مجموعهی کامل ومشخصی از دستور العملها یا آموزش‌های انجام تکلیف؛
گروه نامتجانس؛
فرصت یکسان برای موفقیت؛
وابستگی مثبت به یکدیگر؛
تعامل رو در رو؛
رفتارها ونگرش‌های مثبت در تعامل اجتماعی؛
دستیابی به اطلاعات ضروری؛
فرصت انجام تکالیف اجباری پردازش اطلاعات؛
زمان کافی برای یادگیری؛
مسئولیت فردی؛
امتیازات و تشخیص عمومی برای موفقیت تحصیلی گروهی؛
کسب اطلاعات دربارهی رفتار‌های درونگروهی(ان. ال، مک کاسلین، دارل پارکس، ترجمهی خلاقی و دانای طوسی، 1388. ص25 ).
فرایند یاددهی – یادگیری در برنامهی درسی آموزشهای فنی و حرفه ای
در فرایند یاددهی- یادگیری هنرستانی، روش تدریس(الگوی عمل میان هنرآموز وهنرجو) براساس اهداف و محتویات آموزشی و شیوهی سازماندهی تدریس(مراحل تدریس) انتخاب می‌شود که عبارت‌اند از: روش‌ تدریس معلم محور، روش تدریس تعاملی، روش تدریس هنرجو محور.
در روش تدریس معلم محور، شیوهی عمل مبتنی بر تکگویی غالب است و معلم به طور یک جانبه مطالب درسی را عرضه می‌کند و هنرجویان به گوش دادن، دریافت کردن و مشاهده کردن می‌پردازند. به کارگیری این روش مستلزم تمرکز و توجه ذهنی هنرجویان است. ارائهی مطالب توسط معلم، تنها زمانی به خوبی ادراک خواهند شد که هنرجویان در هنگام گوش فرادادن و تفکر، هم زمان به فعالیت ذهنی هم بپردازند. روشهای تدریس معلم محور عبارت‌اند از: روش انجام دادن، روش نشان دادن و روش سخنرانی.
در روش تدریس تعاملی، الگوی عمل میان معلم و هنرجو براساس گفتگو و تعامل صورت میگیرد و ارتباط میان معلم و هنرجو دوجانبه است. قابلیت و انعطاف پذیری فکری و شناختی معلم در روش‌های تدریس تعاملی، هنگامی نمود پیدا میکند، که او قادر باشد نسبت به ایده‌های غیرمترقبه و جرقه‌های فکری، واکنش درست نشان دهد و اظهارات هنرجویان را که رابطهی موضوعی آن نخست به سرعت قابل تشخیص نیست، به خوبی دسته بندی کند و در صورت انحراف آنها از موضوع اصلی درس، با ارائهی اطلاعات دقیق تخصصی و موضوعی مرتبط، آنها را تکمیل و تقویت کند.
روش‌های تدریس تعاملی دارای اقسام مختلفی است که عبارتاند از: روش‌های پرسش و جهت دهی ، پرسش هنرجو، روش ترکیب آموخته ها، روش مباحثه و روش فرا ارتباط.
روش پرسش و جهت دهی ؛ مشخصه این تعامل و گفتگوی آموزشی، این است که معلم از طریق برانگیختن فکر هنرجویان به یاددهی – یادگیری می‌پردازد و برای آنها میدان نسبتاً وسیعی برای تفکر و تأمل به وجود می‌آورد. مثال: درس جلسه گذشته را به یاد آورید. سه پارامتری که در الگوی خود از آنها نام بردید چه بود ؟
روش ترکیب آموختهها: در این روش هنرجو مشاهدات متفرق خود را در هم ادغام و یکپارچه می‌کند و سپس آنها را با نتایج و شناختهای معین ترکیب می‌سازد. در این روش اقدامات زیر صورت می‌گیرد:
به کار گیری حل مسأله، راهنمایی و جهت دهی، استفاده مقتصدانه از وقت، گوش دادن فعال، تعدیل خودنمایی، استفاده از وسایل دیداری و شنیداری، تشویق همهی کلاس به همکاری، مراقبت از هنرجو از این لحاظ که برروی مسأله کار کند و مشکل ارتباط انسانی میان هنرجویان از حد خارج نشود.
روش مباحثه ؛ هدف روش مباحثه این است که شناختها و نتایج یادگیری را سبک و سنگین میکند. در چارچوب یک مباحثه، هنرجویان نسبت به این شناختها و نتایج یادگیری موضع گیری، تفسیر و تأمل، بازنگری، حک و اصلاح میکنند.
روش فرا ارتباط: در این روش معلم احساس و برداشت خود را از موقعیت موجود کلاس با احتیاط بیان میکند. اما پیش شرط یک فراارتباط مبتنی بر همکاری، وجود نگرش خوش بینانه‌ی معلم نسبت به هنرجو می‌باشد.
در روش‌های‌ تدریس هنرجو محور که اساس آن را اصل خود کاری(اصل فعالیت ) تشکیل می‌دهد؛ هنرجو به طور فردی یا گروهی و با استفاده از راهنمایی‌های معلم، به طور مستقل به امر یادگیری می‌پردازد. در این روش، هنرجو حتیالمقدور به طور فعال و مستقل با موضوع درسی درگیر میشود و در صورت لزوم از راهنماییها و مشورت‌های معلم بهره می‌گیرد. از جملهی این روشها میتوان به روش کار فردی، روش برنامه هدایتگر، روش پروژه، روش حل مسأله، روش پرورش خلاقیت و روش پیوند کار و آموزش اشاره کرد که در این میان روش پروژه و روش حل مسأله در آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و کاردانش دارای اهمیت بسیاری است.
روش پروژه: در این روش، خود روش یادگیری تبدیل به موضوع یادگیری میشود. در این روش محتویات آموزشی به عناصر، تجزیه نمیشوند، بلکه حتی الامکان کلیت واقعی خود را بدون تغییر حفظ می‌کنند. پرسش اصلی در روش پروژه این است که در هنرجویان برای اجرای یک پروژه علاقه ایجاد می‌شود؟ پروژهها همیشه سؤال محور هستند، بر تجربه و تکلیفی استوارند و ماهیتی فرارشته‌ای دارند و افزون بر این با امور واقعی ارتباط تنگاتنگی دارند. در روش پروژه، خود دانشآموزان برنامه ریزی میکنند، کاری را به اجرا در می‌آورند و به یک نتیجهی مفید کاربردی نایل میشوند که با آن میتوان کاری را آغاز کرد.
روش حل مسأله: الگوی بنیادین حل مسأله به کتاب « چگونه می‌اندیشیم » جان دیویی(1859-1952) که در آن به «تحلیل یک عمل فکری کامل » می‌پردازد، باز میگردد. در روش حل مسأله، امر یاددهی– یادگیری از طریق فعالیت عملی صورت می‌گیرد. چنین آموزشی مستلزم یک رابطه تئوری- عمل میباشد و درگیری عملی با موضوع درسی از فهم تئوریک آن منفک نمیگردد. ایجاد یک چنین شرایطی، منوط به تهیه و در اختیار بودن مواد و رسانه‌های آموزشی است. در این خصوص روش‌های کشف راه حل مسائل، راهبردهای جستجو و تکنیک‌های خاص در پرداختن به موضوع، همان اندازه اهمیت دارد که روش‌های ارائه‌ی ترسیمی مانند نمودارها و طرحواره ها، جداول و طراحی شبکه ها و غیره، مهم هستند. سازماندهی جامع و کلگرا، براین تأکید میکند که منظور از یادگیری، صرفاً کسب دانش یا مهارت یدی و یا تکرار و تقلید حرکات و فرایند اعمال نیست، بلکه باید قواعد حل مسأله را یاد گرفت، زیرا این امکان را بوجود می‌آورد که اعمال بطور مستقل و کامل و نه فقط از جنبه شناختی و عقلی، بلکه همچنین از جنبهی احساسی و عاطفی انتظام یابد.(میر لوحی ،1388.ص199).
کیفیتبخشی دورههای آموزشی ویژهی هنرآموزان در قالب دورههای ضمن خدمت، کارگاههای آموزشی و دعوت از صاحبنظران در مراکز آموزشی به عنوان سخنران مهمان به طوری که هنرآموزان بتوانند دانش خود را همسو با نیازهای دانشی و مهارتی فراگیران روزآمد کرده، مهارت‌های تعاملی خود را گسترش داده و توانمندی‌های عملی خود را افزایش دهند. (حکمت وعمانی1390)
عمادزاده نیز، کیفیت آموزش را منوط به کیفیت عواملی می داند که در ارائهی خدمات آموزشی مشارکت میکنند که عبارت‌اند از: (عمادزاده، ۱۳۷۲)0

فراگیر: شامل تواناییها و استعدادهای ذاتی، شرایط محیطی، شرایط اقتصادی و اجتماعی.
مدرس: شامل میزان تجربه وتحصیلات، مسئولیت و تعهدپذیری، حقوق و دستمزد دریافتی .
امکانات و تجهیزات آموزشی: شامل کتابهای درسی، وسائل آموزشی، تجهیزات زیربنایی و پشتیبانی نظام اداری.
آلکین، کیفیت آموزش را برگرفته از کیفیت عملکرد فراگیر، تدریس مدرسان و تخصیص منابع میداند (ابیلی، ۱۳۸۳). از دیدگاه سالیس منابع کیفیت در آموزش، شامل ارزش‌های قوی و هدفمند سازمانی، مدرسان برجسته، مرکز آموزشی مناسب، شناسایی توانمندیهای فراگیران، تدارک دوره‌ی آموزشی مناسب و یا ترکیبی از این موارد برمیشمرد (سالیس، ۱۳۷۲).
براساس عناصر نظام آموزشی میتوان کیفیت را به شرح زیر مطرح ساخت:
کیفیت دروندادها: عبارت است از میزان تطابق دروندادهای نظام (ویژگی‌های رفتار ورودی یادگیرندگان، قابلیتهای مدرسان، برنامهی درسی و غیره) با استانداردهای از قبل تعیین شده و هدفها (انتظارات).
کیفیت فرایند: عبارت است از میزان رضایتبخشی فرایندهای یاددهی–یادگیری و سایر فرایندها (ساختی، سازمانی و فرایند پشتیبانی).
کیفیت محصول: عبارت است از اینکه تاچه اندازه بروندادهای واسطهای نظام (نتایج امتحانات نیمسال تحصیلی، ارتقاء از یک دوره به دورهی بالاتر )رضایتبخش هستند. به عبارت دیگر، میزان رضایتبخشی هریک از بروندادهای واسطهای میتواند نمایانگر کیفیت نظام آموزشی باشد.
کیفیت بروندادها: عبارت است از این که تاچه اندازه نتایج نظام آموزشی (دانشآموختگان، نتایج پژوهشها و آثار علمی دیگر، خدمات تخصصی عرضه شده) در مقایسه با استانداردهای از قبل تعیین شده یا اهداف و انتظارات رضایتبخش هستند.
کیفیت پیامدها: عبارت است از اینکه وضعیت اشتغال به کار و یا پیامد آموختهها در شغل افراد (از دیدگاه خود و جامعه استفاده‌کننده از خدمات آنان) تاچه اندازه رضایتبخش است. (بازرگان، 1374)
آشنا کردن هنرآموزان باروشهای تدریس نوین که منجر به تدریس کارآمد دروس عملی میشود؛ تشویق و آموزش هنرجویان به انجام کارهای گروهی. (وحدتی و روزبان 1390) و (صفاری ودیگران1390)
هم اکنون بخش آموزش‌های فنی حرفه ای و کاردانش در وزارت آموزش و پرورش تلاش میکند با شناخت درست از نیازهای جامعه، وضعیت اشتغال، چگونگی توسعه و همپا و همگام شدن با فناوریهای نوین، سامانهی آموزش فنی و حرفه ای رسمی کشور را به گونهای طراحی نماید که:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

موجب جذب دانش‌آموزان مستعد در این شاخه‌ها شود.
توسعهی رشتهها در هر یک از بخش‌های فنی و حرفهای و کاردانش، متناسب با نیازهای جامعه و در راستای فرایند پیشرفت جامعه باشد.
در برنامهریزیها به پیامدهای مثبت و منفی برنامه‌ها، با توجه به سنجش آن در شرایط واقعی جامعه توجه شود.
در توسعهی رشته ها و بخش‌های صنعتی به مسائل فرهنگی و اجتماعی جامعه توجه شود.
توسعهی هنرستان‌ها در هر منطقه بر اساس نوع فعالیت ها و زندگی مردم آن، طراحی گردد.
تا 25 سال پیش مسیر تعریف شدهی روشنی برای گذر از دورهی جوانی به دورهی بزرگسالی وجود داشت که عبارت بود از: ترک منزل، اتمام تحصیل، شروع کار، خرید یک خانه، ازدواج کردن و تشکیل خانواده .اما امروزه ساختار بازار کار تغییر کرده است؛ نیروی انسانی بیثبات شده است، روش استخدام پاره وقت افزایش یافته است و تغییرات اجتماعی به شکلی غیرمستقیم، روابط شخصی را پذیرفتنی و قابل تحمل کرده است. این امور مسیرهای قبلی را مبهم کرده و تعریف مسیری موفق را برای جوانان پیچیدهتر و مشکلتر ساخته است(Karmel and Hui Liu,2011,p:17). و لازم است موانع و مشکلات آن در حیطههای مختلف مورد تحلیل قرار گیرد.
با توجه به این‌که تا پایان برنامهی پنجم توسعه، می بایست حدود 46 درصد دانش‌آموزان پایه‌هاى دوم و سوم دورهی متوسطه را هنرجویان هنرستان‌هاى فنى وحرفه‌ا‌ى و کاردانش تشکیل دهند(قانون برنامه پنجم)، ویکی ازاهداف آموزشهای فنی وحرفه‌ای در نظام آموزشی سالی- واحدی ایران، شناخت بهتر استعداد و علاقه هنرجویان وایجاد زمینهی مناسب جهت هدایت آنان به سمت اشتغال مفید می‌باشد، براى ترغیب نمودن اولیاء و دانش‌آموزان متقاضی ادامهی تحصیل در دورهی متوسطه، براى ورود به آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش و افزایش انگیزه و ماندگاری هنرجویان‌، اجرای کارآموزی در محیط واقعی کار، کاربردى کردن آموزشها و ایجاد ارتباط با صاحبان صنف و صنعت برای فروشِ دانش فنی‌، خدمات و تولیدات هنرجویان و به تبع آن، در آمدزایى هنرستان‌های فنى‌وحرفه‌اى و کاردانش، لازم و ضروری است. درعصر کنونی آموزش‌های فنی ‌وحرفه‌ای همراه با تولید، ایجاد مدرسه‌های شرکت محور و آموزش مهارت‌های زندگی طرفداران زیادی دارد. برخی از مزایای اینگونه آموزشها برای فراگیران عبارت‌اند از:
کوتاه کردن طول دورهی آموزش(نظری)؛ 
رساندن مهارت فراگیران تا حد استاندارد؛
مهیا بودن ابزار و امکانات آموزشی در محل کار؛

مشهود بودن سریع نتایج آموزش؛
شناخت ومدیریت پیشگیری از حوادث ناشی از کار (حین کار)؛
ایجاد روابط منطقی در کار به منظور پیشگیری از بروز پیچیدگی در کار؛
یافتن روشهای بهتر برای انجام کار و استفاده بهینه از ابزار و ماشین‌های موجود؛
تجزیه و تحلیل به موقع مسایل و بهرهگیری از الگوهای صحیح ارتباطی؛
صرفهجویی در وقت آموزشگیرندگان برای رسیدن به محل آموزش وکار؛
ترویج آموزش خودیاری فنی(جهت بالا بردن سطح آگاهیهای فنی افراد:نظیر سرویس، نگهداری و بهرهبرداری مناسب از لوازم ودستگاهها وخودروی شخصی).
هم «یادگیری ضمن عمل» وهم «یادگیری ضمن استفاده»، فعالیتهای کم خرجی هستند، و از همینرو برای کشورهای درحال توسعه این امکان وجود دارد که با اولویت دادن به آموزش علمیِ گسترده، قابلیتهای تکنولوژیکی خود را به سرعت افزایش دهند. دورههای آموزشِ رسمیِ پیشرفته و«یادگیری از راه آموزش» با هزینههای بیشتری همراه است. این دورهها به طور منظم «دانش فنی» تکنولوژی ر انشان میدهند، اما لزوماً شناخت «چگونگی» تکنولوژی یا اصول بنیادی طرزعمل آن را نمیآموزند. بازهم شواهد تاریخی نشان میدهند که «یادگیری از راه آموزش» برای موفقیت کشورهای توسعه یافتهای که در صادرات کالاهای ساخته شده در عرصهی بینالمللی به رقابت برخاسته بودند، سرنوشتساز بوده است. «یادگیری ضمن جستجو» باز هم پیشرفتهتراست. این کار مربوط میشود به توان تحقیق دربارهی تکنولوژیِ قابل دسترس وانتخاب آنچه برای مرحلهی معینی از توسعهی اقتصادی کشورِ معینی مناسبتر است. اگر کشوری بتواند به «یادگیری ضمن جستجو» بپردازد، درمقایسه با کشورهایی که راهبرد بنیادیتری رادنبال میکنند، باید منبع انسانی بزرگتری از دانشمندان ومهندسان دراختیارداشته باشد و باید حجم قابل توجهی ازمنابع را به تحقیق و توسعه اختصاص دهد.(خواجه پور،ص63-60)
«یادگیری ضمن کاربرد» مطمئناً کشور را قادر میسازد پیشرفتهای مداوم خود را در قابلیتهای تکنولوژیک نهادینه کند. در غیر این صورت، حتی صَرف هزینههای انبوه در تربیت دانشمند و مهندس و به کارگرفتن پژوهشگران خارج از کشور و صَرف

                                                    .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *