رشته حقوق

پایان نامه حقوق درباره : ابراز وجود

دانلود پایان نامه

معیار پیشرفت، معیار موفقیت، میزان حساسیت به ظرف و زمینه، عینیت، و محفوف بودن به ارزش‌ها، با یکدیگر تفاوت‌های چشم‌گیر دارند. عدم توجه به این تفاوت‌ها و در عین حال غفلت از مشابهت‌های این دو محصول ذهن بشر، سرچشمه خبط‌های مفهومی و عملی بسیار زیادی بوده است.
بحث نقادانه درباره این نوع نگاه منفی به علم و فنّاوری از اهمیت فراوان برخوردار است؛چرا که همین سوء تفاهم‌ها باعث می‌گردد برخی در اطراف ما با ادعای امکان دست‌یابی به علم و فناوری دینی، برای رد علم و فناوری رایج تلاش می‌کنند که خود موجب ایجاد جو ناامیدی و یأس در حوزه‌های علمی می‌شود و پیشرفت و توسعه کشور را دچار مشکل می‌کند.
گفتار دوم ـ مبانی فلسفی
برای درک صحیح رویکرد کلی فناوری هراسان لازم است خاستگاه فلسفی این نظریه را به دقت بررسیکنیم؛ بررسیکه عمیق ترین لایه‌های نظری را بکاود تا بتواند ما را به سوی ارائه یک رویکرد بومی رهنمون گردد. فناوری‌هراسی در غرب ریشه‌ای قدیمی‌دارد و عمدتا بر مبانی فلسفی و اخلاق‌گرایی خاص مطرح‌کنندگان آن مبتنی است. متأسفانه اغلب طرفداران این نظریه در داخل با ترجمه و بازنقل همان اندیشه‌ها تلاش کرده‌اند دلایلی از نصوص و عقل و فلسفه اسلامی برای آن بیابند. فرآیند بیماری که اساسا ممکن است پایه اندیشه بسیاری در اسلامی کردن علوم نیز قرار گیرد. برای درک این فرآیندابتدا باید به تبیین مبانی طرفداران این نظریه در غرب پرداخت و سپس مباحث مطرح شده از سویاندیشمندان داخلیمورد بررسی قرار گیرد. البته برخی نویسندگان تلاش کرده‌اند خارج از فرآیند مذکور و با نگاهیبومی نسبت به جهان آفرینش و رابطه میان انسان و سایر پدیده‌ها، رابطه انسان و فناوری را به عنوان یک پدیده عینی واکاوی کنند. عمده بخش مربوط به بررسی امکان فناوری هراسی در اسلام با استفاده از همین منبع خواهد بود و نقد مبانی آن نیز در پایان بررسی خواهد شد.
مبحث اول ـ مبانی فناوری هراسی در غرب
به رغم مطالعات و تحلیل‌های انتقادی فراوان، دیدگاه‌های ارائه شده نسبت به فناوری بیشتر منعکس کننده گرایشات ایدئولوژیک فرد است تا آزمایشات گسترده و این امر از شفافیت و ارزش آنها کاسته است. همان طور که گفتیم مشهورترین منتقدان اولیه فناوریکارل مارکسبود. نوشته‌های وی در مورد ماشین و نقش آن در شکل‌دهی جامعه و فرهنگ در دهه‌های اخیر مجددا توجه زیادی را به خود جلب کرده است و این به دلیل آن است که دیدگاه او به طور چشم‌گیری با برخی از تفکرات معاصر در زمینه ماهیت تکنولوژی در ارتباط است.
در زمانیکه انگلیس و اروپای غربی حدود صد سال صنعتی شدن شتابان را پشت سر گذاشته بودند، پیامدهای اجتماعی فناوری به دغدغه مارکس بدل شد و موج اول فناوری‌هراسی را شکل داد. صد سال دیگر باید می‌گذشت بود تا موج دوم نگرانی از فناوری، در نیمه دوم قرن مذکور، جای خود را به یک جنبش قوی ضد فناوری بدهد. انتقادات مارکس بر نظام اجتماعی ـ اقتصادی متمرکز بود که در آن صنعتی شدن رخ می‌داد. در شکل‌دهی به نظریه خود «بیگانگی کار» مارکس مخالفت کرد با این نظر که در نظام صنعتیکاپیتالیستی، کار ابزاری برای ابراز وجود است بلکه «محنت و جان کندن پیوسته و ملال آور» است و کارگر نیز تنها یک «دستگاه زنده ضمیمه شده» به ماشین‌ها است که منافع کار کارگر را تحت سلطه خود در می‌آورد.
اگرچه راه حل مارکس برای معضل «بیگانگی کار» پیشنهاد یک نظم اقتصادی و اجتماعی نو بود نه محکوم کردن فناوری و بازگشت به طبیعت و نظام تولیدی صنایع فردی، اما اندیشه‌های وی بر آینده فناوری‌هراسی بسیار اثرگذار بود.
به نظر می‌رسد هایدگر مهم‌ترین فیلسوف اثرگذار بر فرآیند فناوری‌هراسی پس از مارکس است. وی در رساله پرسش از تکنولوژی خود، در سال 1954 تکنولوژی را شیوه خاص ارتباط با اشیاء دانست. شیوه‌ای برای آشکار کردن چیزها که با میل به سروری بر چیزها رخصت عیان شدن را از آنها سلب می‌کند و باعث خروجشان از آنچه هستند می‌شود، نه صرفا خروج آنها از خفا. وی با عبارت گشتل یا «چارچوبه» از ماهیت تکنولوژی یاد می‌کند و آن را غیر از تکنولوژی و در برابر آن معرفی می‌کند. چرا که ماهیت هر شیء غیر از خود آن شیء است. ماهیت تکنولوژی در واقع مجموعه‌ای است از اهداف، سیاست‌ها و برنامه‌های انسان در رابطه خود با طبیعت که در آن حرص و طمع روزافزون برای تعرض و بهره‌کشی از طبیعت وجه غالب را دارد.
هایدگر برای تحلیل و اثبات این شناخت خود از ماهیت تکنولوژی به تبیین نقش علل چهارگانه فاعلی، غایی، مادی و صوری به ویژه علت غایی در ماهیت معلول می‌پردازد. پرسش از چیستی تکنولوژی و ابزاری یا معنادار بودن آن هنگامی پاسخ صحیح خود را می‌یابد که برای درک آن به علل چهارگانه‌اش نظر کنیم. چون این علل مسئول تحقق معلول هستند لذا معلول مدیون و تحت سیطره موجبیت آنها است و از این نظر تأثیرگذاری اساسی در ماهیت آن دارند.
ژاک الوال فلسوف متاله فرانسوی نیز از متقدمان این حوزه است که کتابش با عنوان «جامعه تکنولوژی تکنیک» زده به سال 1954 در فرانسه و ده سال بعد ترجمه آن به زبان انگلیسی در آمریکا انتشار یافت. تامس مرتون انتشاراین کتاب را یکی از مهمترین رویدادهای قرن اخیر خواند. به نظرالول تکنیک به هیولای فرانکشتاین تبدیل شده واز کنترل انسان بیرون رفته است.
پس از هایدگر و الوال به ویژه در دهه هشتاد و نود مقالات و کتاب‌های زیادی میان اندیشمندان غربی در این موضوع نگارش شد، ولی دیدگاه مارکس و هایدگر بر تمامی آنها حاکم است. برای نمونه پیروان مکتب فرانکفورت تأکید زیادی بر نقش انتقادی مفهوم از خودبیگانگی و شیء شدگی داشتند که با استفاده از مطالب مارکس بود و جمله معروف آدرنو و هورک هایمر در دیالکتیک روشنگری مبنی بر اینکه تکنولوژی ماهیت علم امروز است می‌تواند خلاصه‌ترین بیان نظریه هایدگری باشد. آنچه متفکرینی نظیر آرنولد پیسی در کتاب‌های خود و یا نیل پستمن در اثر معروفش «تکنوپولی» ارائه کرده‌اند نیز بر همین محور استوارند.
مبحث دوم ـ مبانی فناوری هراسی در اسلام

در کشورهای اسلامی و از جمله در ایران تا قبل از شکل‌گیری دارالفنون و گسترش آن و تأسیس دانشگاه، و در کشور مصر تا پیش از شکل‌گیری سیستم آموزشی جدید، تنها حوزه‌های علوم دینی، علاوه بر عهده‌داری پژوهش در علوم دینی، متولی پرداختن به مسایل علمی هم بودند. ریاضیات، نجوم، طب، شیمی، فیزیولوژی و… در حوزه‌های دینی و توسط اساتیدی تدریس می‌شد که در نظام آموزشی دینی تعلیم و پرورش یافته بودند و بالطبع تلقی جهان اسلام به طور سنتی و یک ارتباط مسالمت آمیز و پویا میان علم و دین بود. این دیدگاه تا پیش از ترجمه آثار محتوی دیدگاه‌های منفی نسبت به علم و فناوری وجود داشت.
در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران کسانی با توجه به الگوهایی که در بعضی دیگر از کشور‌های اسلامی، بخصوص پاکستان (در دوران ژنرال ضیاء الحق) در دست تحقق بود، صلای ضرورت تولید «علم اسلامی» در دادند و برای عملی ساختن ایده خود، بودجه‌های قابل توجهی نیز دریافت کردند؛ اما همان‌گونه که طرح‌های همکاران ژنرال ضیاءالحق با صرف صد‌ها میلیون دلار به هیچ جا نرسید، کوشش‌های هم‌تایان ایرانی آنان نیز ظاهراً بی‌نتیجه ماند و روشن نشد بودجه‌های اختصاص یافته مصروف چه فعالیت‌های شد و چه نتایجی بر آن مترتب گردید. اما در دهه هشتاد دور تازه رونق گرفتن اندیشه تولید علم اسلامی و علم بومی و مخالفت با علم و فناوری رایج با بیان‌های مختلف شکل گرفت و آثار متعددی در این زمینه تولید شد.
یکی از این نویسندگان تلاش کرده است در اثری بالنسبه جامع‌تر تحت عنوان «تحلیل ماهیت تکنولوژی» مسئله را با مبانی اسلامی تطبیق دهد و از دیدگاهی بومی به آن بنگرد. با این حال بدون توجه، به همان مبانی فناوری هراسی در غرب را که در قسمت اول به آن اشاره شد، متمسک شده است. نگاه منفی به فناوری در این اثر و مانند آن ناشی از اعتقاد به این است که این پدیده دارای ذات و ماهیت مستقل و با جهت‌گیری خاص است. طرفداران این تلقی تلاش می‌کنند نوعی نسبت و رابطه بین دین وایدئولوژی شخص از یک سو و علم و فناوری ناشی از کار وی از سوی دیگر را اثبات کنند و نتیجه بگیرند که علم و فناوری به دلیل آن که ریشه در تلاش غرب فارغ از دین دارد، از نظر اسلام مورد قبول نیست.برای رعایت اختصار با استفاده از منبع مذکور، ادعاهایی که از این جهت علیه علم و فناوری رایج مطرح می‌شود را بیان و بررسی می‌کنیم.

1 ـ جهت داری علوم
از منظر این نویسنده سؤال اساسی مربوطه به جهت‌داری علوم از منظر اسلامی آن است که آیا ایمان و کفر تنها قید عالم هستند یا می‌توانند قید ذات علم نیز قرار گیرند.در پاسخ به این سؤال گفته شده از آنجا که خاستگاه علم و تمدن معاصر، ریشه در نهضت رنسانسی دارد و در چارچوب رفع نیازهای مادی بریده از وحی پیش می‌رود، حاصل آن نمی‌تواند خالی از این جهت‌گیری‌ها باشد. چرا که در حقیقت این اراده‌های انسانی ناشی از انگیزه، بینش و نیاز، است که در قالب نظام‌های اجتماعی تبلور می‌یابد و علوم نوین و متکامل را خلق می‌کندو تکنولوژی جدیدی را به خدمت می‌گیرد. چطور می‌توان علم و فناوری را که بر اساس اصول موضوعه مادی طراحی و چینش پیدا کرده و صرفا برای پاسخ گویی به نیازهای انسان مادی گرا کاربرد غالب دارند برای بستر سازی پرورشی لازم در یک جامعه اسلامی و با جهت گیری های الهیشایسته دانست.
محرک اصلی در تولید علوم
این محقق معتقد است انگیزه اصلیانسان برای تولید علم و تکنولوژی یکی از عناصراصلی شکل‌دهنده جهت منفی یا مثبت در آن است. گرچه کنجکاوی نقطه آغاز مناسبی برای زندگی فردی و نهایتا زندگی ساده اجتماعی دیروز بود اما تکیه گاه اصلی و قدرت‌مند برای تولید علم در زندگی اجتماعی امروزین و نظام تولید، توزیع و مصرف علم را نظام ایجاد و رفع نیازهای مادی سامان دهیمی‌نماید.این احساس نیاز، انسان را به ایجاد یک سیستم قوی و هماهنگ برای تولید علم هدایت کرد. انگیزه رفع نیاز،انسان را به ایجاد یک منظومه از علوم و قوانین طبیعی فرا می‌خواند که متناسب با انگیزه اولیه است. بدیهی است که انگیزه انسانی در دو جهت الهی و الحادیمی‌تواند دو مجموعه کاملا متفاوت از قوانین و علوم را رقم بزند.چرا که انسان عملا به سراغ آن دسته از قوانینیمی‌رود که با اراده و اختیار اولیه وی در تناسب است و آن قانون خاص را کشف می‌کند؛ آن را به کار می‌بندد و به رفع نیازمندی خاص خویش می‌پردازد.
این فرآیند در نهایت به دو جریان الهی و الحادی ختم می‌شود. قانون مندی‌هایی که توسعه مادیمحض را برای انسان به ارمغان می‌آورد و او را در جهت اقامه دین دنیاپرستی کمک می‌کند و قانون‌مندی‌هایی که او را در جهت اقامه دین یاریمی‌نماید.بنابراین، هر نوع علم و تمدن و تکنولوژی محکوم جهت گیری خاص و نشانگر حاکمیت نوعی اراده ویژه بر آن خواهد بود. بر این مبنا، هر نوع علم و فناوری با رویکردی خاص و با هدفی ویژه برای رفع نیازهایی مشخص از انسان و جامعه تولید می‌شود. شاید از همین رو است که برخی‌اندیشمندان همچون کارل مارکس اظهار داشته‌اندکه با بررسی خصلت‌ها و شرایط صنعتی و تکنولوژیکییک عصر و حتی از تفاوت‌های تکنولوژی های مختلف، به تفاوت‌های فرهنگییک جامعه با جوامع دیگر پی برد.

مطلب مشابه :  امر به معروف و نهی از منکر

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سطوح فاعلیت
نویسنده کتاب «تحلیل ماهیت تکنولوژی» معتقد است در عالم تأثیر و تأثر در این عالم هیچ موجودی نیست مگر آنکه متصف به وصف فاعلیت و اثرگذاری متقابل باشد. انسان متصرف سطح میانی بین فاعل محورییعنی خداوند و فاعل‌های تبعییعنی مظاهر طبیعی خلقت است. فاعل‌های تصرفییا همان انسانها قدرت اعمال اراده دارند و از شأن تصرفی در فاعل‌های پایین‌تر برخوردار بوده و عملا به یکی از دو جهت حق یا باطل با پذیرش ولایت خداوند یا ولایت طاغوت قدم می‌گذارند. فاعل‌های تبعی از نوع و سطح اراده و اختیار دو گروه بالاتر بی‌بهره‌اند. اما کماکان به علت دارابودن حداقلی از تأثیرگذاری به عنوان فاعل قلمداد می‌شوند. در واقع فاعل‌های تبعیبستر توسعه وجودی فاعل‌های محوری و تصرفی قرار می‌گیرند.
فاعل‌های تبعی برای تولید ابزار معاش در اختیار انسان قرار داده شده است و تکنولوژی و تمدن نیز در همین راستا ایجاد و بهره‌برداریمی‌شود. از طرفی، چون نوع تقاضا و نیاز انسان با توجه به نوع انتخاب اولیه وی از ابزار و تکنولوژی متفاوت است، به طور طبیعی نوع تصرف، ابزار انتخابی و اثر حاصل از آن هم متفاوت خواهد بود. بنابراین تکنولوژی حاصل فاعلیت فاعل‌های تصرفی است که در قالب جهت گیری الهییا شیطانی به اعمال فاعلیت می‌پردازند. با فرض حق و باطل و ملکوتی و غیرملکوتی بودن تصرف دو دسته فاعل الهی و غیرالهی در مادون خود، انواع محصولات نظری و کاربردی آن نیز که در قالب فناوری و ابزار تعریف می‌شود، از صبغه الهی یا غیرالهی برخوردار خواهد بود.
البته با این وصف و بر فرض پذیرش این رابطه میان علم و ایدئولوژی چه بسا در جامعه اسلامی نیز که سطح ایمانی مختلفی در هر یک از اعضای آن یافت می‌شود و به واسطه شخصی بودن آموزه‌های دینی باز هم امکان آن وجود دارد به روش‌هایی تمسک شود که نتیجه نهایی آن از سنخیت لازم با نظام ارزشی جامعه اسلامی برخوردار نباشد و فناوری‌های منفی باز هم باقی خواهند بود. این تصور که الزاما اگر دانشمند مسلمان باشد، لزوما خود را مسئول می‌داند تا در باب موضوعی خاص به فعالیت بپردازد که آن را در جهت رضای پروردگار تشخیص داده است و تحقیق در اموری را مصداق لغو و عبث بشمارد و آن را کنار گذارد به هیچ روی صحیح نمی‌نماید.
2 ـ کالبدشکافی بسترهای تکنولوژی
گفته شد که بنابر تحلیل این محقق دو گونه نظام نیاز و ارضاء بشریمی‌توانند منشأ پیدایش دو نوع علم و تمدن باشند، که در آن انسان و نظاممادی، بستر لازم را برای پیدایش ابزار و تکنولوژی با هدف توسعه انسان مادی فراهم می‌کند.این بستر مادی در حلقه عناصر سه‌گانه اطلاعات، سرمایه و قدرت قابلیت لازم را برای ایجاد تمدن و فناوری مورد نظر انسان مادی می‌یابد.
حلقه اطلاعات، سرمایه و قدرت
تمدن مدرن هنگامیکه از هرم نیازهای بشری به عنوان مبنای تولید و توسعه تکنولوژی سخن می‌گوید، نیاز به آب، خاک، غذا و هوا را در رأس و نیاز به دین، معنویت و رسولان الهی را در قاعده هرم قرار می‌دهد. با این رویکرد پشتوانه اقتصادی، فرهنگی و سیاسیچنین تمدنی در اختیار شرکت‌های سود محور قرار گرفته و آنها هستند که با مکانیزم‌های پیچیده، شاکله تکنولوژی را رقم می‌زنند؛ این هدفرا نیز با استفاده از اهرم‌هایی نظیر رسانه و تبلیغات، احزاب سیاسی، گروه‌های خیریه و بشردوستانه، دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی منویات خود را محقق می‌کنند که در سه بخش اطلاعات، سرمایه، و قدرت قابل دسته‌بندی هستند. خصوصیت بارزعلم و تکنولوژی حاصل از این فرآیندبه عنوان بستر پرورشی نظام سرمایه‌داری غرب، لاجرم عدم تقید به اخلاق و هنجارهای الهی و محور قرار دادن شعار رفاه و لذت دائمی خواهد بود.
اطلاعات: بخش اطلاعات شامل تولید زیرساخت‌های نظری و فرهنگی لازم است. مراکز دانشگاهی جدید از حدود سه قرن پیش، متصدی تبیین چارچوب فرهنگ و آداب و رسوم و قبل از آن، مفاهیم، احکام و معادلات نظام اجتماعی هستند. تکنولوژی حلقه واسط بین این حوزه کاملا نظری با حوزه‌های عینی است. دو نظام گردش سرمایه و اطلاعات به عنوان پایه‌های اصلی فرهنگ غرب، در یک تعامل و ارتباط هم‌سو و تنگاتنگ عمل می‌کنند تایکدیگر را در جهت تقویت نظام سرمایه داری تقویت کنند. در این فرآیند، جهت حاکم بر احکام و معادلات، توسط پیش‌فرض‌های فلسفیمادی یا ملکوتی مشخص می‌شود. لذا حضور این زیرساخت، تا آخر بر تمامی محصولات میانی و نهایی قابل لمس است.
پیش‌فرض‌های مذکور به عنوان نقطه آغازین این فرآیند، به طور مستقیم از نظام سفارش های اجتماعی تأثیر می پذیرد. این سفارش ها نیز از سوی بخش اقتصادی جامعه در قالب شرکت‌ها و

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید