رشته حقوق

منبع پایان نامه ارشد با موضوع استان کرمان، آداب و رسوم، صاحب نظران، قضا و قدر

دانلود پایان نامه

ـ پوشش همیشگی
مردم بلوچ یک تعصب وعصبیت قومی شدید دارند، این مسئله را از گذشته های دور تاکنون با خود حفظ کرده اند به نحوی که این موضوع از زمان رضا شاه تا امروز ادامه داشته است و فقط شدت آن کم و زیاد شده است. در مورد وضعیت پوشش مردم هم وضعیت به همین منوال است . در زمان قبل از انقلاب انگشتان یک زن را هم کسی نمی دید وجامه ای بسیار بلند را همه به تن داشتند، سردار (س) « زن پیراهنش تا مچ پا بود. چادری روی سرشان بود وفقط یک کم صورتشان دیده می شد ».
در مورد پوشش ومسئله کشف حجاب در زمان رضا شاه قوم بلوچ به هیچ وجه زیر بار این مسئله نرفته است.سردار (ف) « در زمان رضاشاه یک بار تیسمار خسروشاه سران را جمع کرده بود وبه آن ها گفته بود که زنان ودختران باید چادرشان را بردارند. همه ی طوایف هم جواب داده بودند که هیچ کس نه دینش را عوض نمی کند ونه کسی چادرش را برمی دارد ». البته در صحبت های اکثر سرداران بلوچ مشخص می گردد که وضعیت پوشش و مخصوصاٌ حجاب زنان بلوچ از زمان انقلاب به بعد هم به همین شکل باقی مانده است و هم اکنون هم به همان شکل سنت های گذشته لباس مخصوص بلوچی را می پوشند، همچنین مشاهدات محقق نشان می دهد حتی در بعضی از مدارس و ادارات دولتی هم مردم با لباس بلوچی حضور می یابند.

نمونه ای از پوشش دختران بلوچ جنوب کرمان در سال 90

قیام جنگجویان سرحد
سنت های قبیله ای وعشیره ای علی الخصوص تعصب روی ناموس در میان قوم بلوچ به جزیی از فرهنگ دینی مردم تبدیل شده است به طوری که این قوم به خاطر مسئله کشف حجاب در زمان رضا شاه جنگ و درگیری چندین ساله ای را هم به جان خریدند.ولی حاضر نشدند، ناموسشان بدون حجاب باشد.
مهمترین مسأله درباره ی نحوه ی پوشش وکشف حجاب درمیان قوم بلوچ قیام جنگجویان سرحد بوده است، سردار( ش) «کشف حجاب رضاشاه چنان اثری برقوم بلوچ گذاشت که آن ها معتقد بودند به خاطر این مسئله کسی نباید به مدرسه برود تا جایی که به خاطر این مسئله درگیری بین نیروهای پهلوی ومردم قوم بلوچ ایجاد شد. به خاطر مسئله کشف حجاب قوم بلوچ هفت سال با دولت ایران در گیر بودند شخصی به نام جاماهان خان جیهه وتعدادی ازطرفدارانش علیه حکومت رضاشاه قیام کردند و هفت سال جنگیدند، ودر آخر هم از طریق بمب باران هوایی آنهارا مجبور فرار به پاکستان می شوند که بعدها دولت پاکستان آنهارا به ایران تحویل می دهند و آنها به اصفهان، کاشان، شیراز تبعید می شوند، بزرگ اینها جاماهان جبهه از طرف شاه بخشیده می شود و از آن زمان به شه بخش معروف می شو»» .
مردم بلوچ از لحاظ جنگ های چریکی فوق العاده بودند به خاطر درگیری های که بین خودشان داشتند، اکثراً اسلحه داشتند و حکومت هیچ زمان زورشان به بلوچ نرسیدکه مسئله کشف حجاب را بتواند اعمال کند، مردم بلوچ بعد از انقلاب هم حجابشان را همانطور حفظ کرده اند و تغییرات زیادی بر روی حجابشان اتفاق نیفتاده و حجاب آنها به نظر می رسد بیشتر از آنکه به دلیل دین داری و مسائل شرعی آنها باشد، به خاطر تعصبات سنتی که از گذشته به آن ها رسیده است. تعصباتی مانند سرافکندگی و شرمساری بین افراد طایفه یا در برابر طوایف دیگر از این جهت که ناموسشان را بر خلاف قید و بند هایی که در سنت های عشیره ای وجود دارد رها کرده اند. چرا که مشاهدات محقق نشان می دهد که بسیاری از مردم آداب و مناسک دین، مثل نماز– روزه و… را به خوبی به جای نمی آورند اما به خاطر مسائل بسیار جزیی در موارد زیادی قتل های ناموسی اتفاق می افتد.
سال سیاه
در بعد آداب رسوم و سنتی قوم بلوچ از میان عناصر استخراج شده از حافظه ایشان از زمان رضا شاه تا کنون، به شیوه های برگزاری آداب این قوم در زمینه ی ازدواج، مرگ ومیر و مسائل پیرامون آنها می پردازیم .در هر طایفه ی بلوچ معمولاً همه ی اعضای طایفه به نوعی با یک دیگر فامیل و قوم وخویش هستند به همین دلیل اگر کسی از دنیا می رفت تا یک سال برایش مراسم می گرفتند، مردم می رفتند و می آمدند تا چهلم هر روز مراسم داشتند. تا یک سال یکی از مردم طایفه عروسی نمی گرفت. سردار( س) می گفت «تایک سال کسی عروسی نمی گرفت یا لباس رنگی نمی پوشید، حتی تا چهلم اگر کسی ریشش را می زد، دیگران مسخره اش می کردند کلاً سوگ بوده و حتی بعضی جاها کسی تا چهلم کنار خانمش نمی توانسته بخوابد». آنقدر در این یکسالی که کسی از دنیا می رفته سوگ بوده، که این مقوله سال سیاه نامیده شده است. البته این نوع مراسمات از دوره ی پهلوی اول تا دهه ی هفتاد بوده و بعد از آن کم کم میزان و کیفیت آن فرق کرده، به شکلی که در بسیاری از جاها تا سه روز بیشتر مراسم نمی گیرند.

مطلب مشابه :  ملاحظات اخلاقی

ثبت، بی شناسنامه
در مورد مسائل پیرامون رسم ازدواج میان مردم بلوچ و از
میان داده ها ی استخراج شده این تحقیق این نکته را اول باید گفت که بسیاری از مردم در زمان های گذشته شناسنامه نداشتند که این خود به دلیل دوری راه و کمبود امکانات بوده یا به گفته ی سر دار (ر)« به دلیل ترس و نرفتن به سربازی بوده» در مورد ثبت ازدواج هاهم تا قبل از رضا شاه اصلاً ثبتی در کار نبوده یک قرار دادی مثل یک قولنامه می نوشتند (سردار سابقی) بعد از رضا شاه، یک کاغذی را به عنوان عقدنامه ملای محلی می نوشت بعد یک نفر را وکیل قرار می دادند و برای ثبت عقد به شهر دیگر مثل جیرفت، میناب، می بردند آنجا ملایی بود و صیغه را جاری می کرند و مهری میزدند، داماد باید شب زفاف کاغذ مهر شده را به پدر زنش نشان می داد. در مورد انتخاب هم، اصلا ًاز دختر سوالی نمیشده و اگر پدر دختر قبول می کرد، دختر اصلاً دیگر حرفی نمی زد، کما اینکه هنوز هم در برخی از مناطق وضعیت به همین منوال است، عروسی ها هم معمولاً هفت روز بوده، دهل می زدند، شب هفتم هم جمع می شدند تیر اندازی می کردند دختر و پسر هم تا آخر عروسی وشب آخر در این چند روز همدیگر را نمی دیدند. البته در زمان رضا شاه به گفته سردار (ر) «آرد نبود. این ها یک هفته ای گندم پاک می کردند و بعد آردش می کردند . لباس می خریدند وشا باشی می زدند جشنشان یک ماهی طول می کشید.»، این مراسمات از زمان قبل از انقلاب تا به امروز با همان سنت ها برگزار می شود و مشاهده می شود امروزه هم بسیاری از سنت های گذشته در میان مردم باقی مانده است. وما در بسیاری از زمینه های زندگی مردم رد پای سنت ها گذشته را می بینیم که در زندگی آنها جاری است . در واقع می توان گفت حافظه جمعی قوم بلوچ در آداب و مناسک زندگی اجتماعی آن ها بسیار تاثیر گذار و مشخص بوده است و قوم بلوچ هویت خودشان را در زمینه آداب و رسوم از همین حافظه شان تعریف می کنند.
طبیعی است، شناخت انتقادی ارزشهای فرهنگی و عناصر منفی روحیات و خلقیات خودی، یکی از مهمترین ابزارهای مقابله با تهاجم فرهنگی است، باید با نگاهی عمیق و دیدی انتقادی به تاریخ سیاسی و فرهنگی خود نظر افکنیم و آنان را کنکاش کنیم. اعتقاد به قضا و قدر و باور به قسمت و شانس و سرنوشت از ویژگی های دیگری است که در روابط متقابل ایرانیان با یکدیگر، بویژه درزندگی روستایی و عشیره ای از جایگاه قابل ملاحظه ای برخوردار بوده است. هر چند که صاحب نظران علوم اجتماعی اظهارات ضد و نقیض در باب خصوصیات خلقی و رفتار روستاییان ارائه داده اند، اما اکثر آن ها روستا نشینان و عشایر را مردمی قدری، سنت پرست، فرد گرا، محافظه کارند. روستاییان تابع خصوصیات اقلیمی، خونگرم، مهربان، قدردان و حق شناس بار آمده اند و روابط خویشاوندی مستحکمی دارند، در عین حال روستایی از آینده خود نسبت به جامعه شهری نگرانی بیشتری دارد. این نگرانی از آینده ارتباط مستقیمی با سنخ مالکیت، شیوه ی تولید، ابزار تولید، رفتارهای غیر عقلایی و ضد انسانی صاحبان زمین که پس از اصلاحات ارضی، مأموران دولتی و خوانین جای آن را گرفتند، در نگرانی روستاییان نقش داشته است .(ازغندی ، علیرضا،1379 ص 85)
رسانه ی بلوچی
بی اطلاعی یکی از عواملی است که نقش مؤثری برای دخالت مردم در شکل گیری و تغییر وقایع مهم اجتماعی در هر دورانی دارد. به نحوی که نداشتن اطلاع از مسائل مختلف مثل انقلاب، و برجسته شدن مسائل دیگر برای مردم یکی از دلایلی است که مردم نتوانستند نقش زیادی در ایجاد آن ایفا کنند، به نحوی که بسیاری از مردم حتی از رخ دادن آن هم مطلع نمی شدند. مسئله آگاهی و رسانه تأثیر بسیار شگرفی هم بر روی نوع فرهنگ و هنجارهای مورد قبول همه ی افراد جامعه داشته است.که در مورد آن در ادامه توضیح خواهیم داد. بدیهی است آگاهی و اطلاع از حوادث مختلف در جهت گیری فکری گروههای مختلف اجتماعی، جهت برنامه ریزی و تصمیم گیری درباره ی رویدادهای آینده تأثیر گذار خواهد بود و از این جهت اطلاع از وضعیت رسانه های مختلف در میان قوم بلوچ از گذشته تا کنون بسیار مهم است.
جعبه ی صوت درمیان بسیاری از مردم این مناطق برق وجود نداشته است و به گفته ی سردار( ف) « از 18سال پیش است که برق کم کم وارد این مناطق شده است» به همین دلیل است که مردم این مناطق دچار یک نوع بی خبری و در نتیجه بی تأثیر در شکل گیری و تغییر رویداد ها و حوادث هستند، چون از ابتدایی ترین مسائل هم با خبر نبوده اند. در زمان های انقلاب اکثر مردم بلوچ در مورد انقلاب و نوع انقلاب و حوادثی که بعد از انقلاب صورت می گرفت بی خبر بودند. رسانه ی مورد دسترس مردم رادیو هایی قوه ای بود که اگر کسی برای کارگری به شهر های اطراف می رفت یک عدد می خریده و می آورده و معمولاً ترانه هایش را گوش می دادند، تعدادی از بزرگان طوایف هم رادیو داشتند به طوری که شاید در یک طایفه یک یا دو نفر رادیو داشتند. سردار( ش) « در استان کرمان رادیو از سال 1337اولین بار صدایش

مطلب مشابه :  کانون ارزیابی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید