رشته حقوق

دانلود پایان نامه روانشناسی با موضوع سوء مصرف مواد-فروش فایل

دانلود پایان نامه

ی افراد برای مقابله انجام می گیرد مشاهده کرد به نظر می رسد رویکرد تونایی چارچوب نوید بخشی برای آزمون رفتارهای انسان فراهم می سازد ، بویژه یا یادگیری از شاهدات جنبه های سالم و بهفجار تلاش انسان نه از جوانب بیماری و یا نابهنجار این جهت گیری بر آنچه که افراد انجام می دهند و توانایی آنها برای مقابله با مشکلات متمرکز است دیدگاه های معاصر بر پاسخهای انطباقی افراد متمرکز است نه پاسخهای غیر انطباقی (فراید نبرگ 1997) تغییر از تاکید بر استرس (نفس) به تاکید مقابله (توانمندی) بعنوان بخشیا ز تغییر وسیعتر در روح زمان2 بهتر فهمیده شود اساسا گرایش به نکته ای جویان یافته که درآنجا نگرانی برای سلامت و بهزیستی پیشگیری و مولد بودن و یافتن پایاب و استقرار بر روی آن وجود دارد به همین خاطر در سالهای اخیر شواهدی از رشد و توجه بویژه در روانشناسان به مفهوم مقابله و سنجش آن وجود دارد (فراید بنرگ 1997)

تاریخچه مقابله
بعضی از روانشناسان تاریخچه مقابله را با تاریخ رویکرد یادگیری بخصوص الگوی محرک پاسخ (S-R) پیوند می دهند (فراید بندگ 1997) البته با ناکار آمدی این الگو و پدید آمدن رویکردی فراگیر تر الگوی (S-O-R) رفتارهای انسانی و اندیشه هایشان بیشتر تبیین شد با ظهور نظریات جدید بطور خاص نظریه خودکار آمدی مسایلی از قبیل مقابله بهتر فهمیده شدند و چشم اندازهای جدیدی نیز به رفتار و احساسات و حالتهای فیزیولوژیکی انسان پدید آمد (بندوار، 1997) نظریه بندوار در مورد خودکار آمدی با بسیاری از مولفه هایی که در نظریات مسلط معاصر در زمینه مقابله موجود هستند همخوانیهای دارد وسایلی از قبیل توجه ادراک یادگیری تفکر در نظریه یادگیری مشاهده ای با مفاهیم ارزیابی در رویکردهای جدید همچو شیمیایی دارد (فراید بندک، 1997)
گذشته از رویکردهای یادگیری روانشناسان از دیدگاه های مختلف دیگری نیز مفهوم مقابله را بر رسی کرده و نظریه های گوناگونی را ارائه نموده اند دیدگاه روان تحلیلی بر روشی متمرکز است که عمدتا بر حل تعارضات و تکانه از طریق ازمون واقعیت توجه دارد این دیدگاه معمولا به استفاده از مکانیسم های دفاعی متمرکز است.
دیدگاه چرخه زندگی تسلط انتقالهای رشدی رامد نظر قرار می دهد تسلط به چرخه های زندگی و انتقالهای رشدی عزت نفس به خودکار آمدی و کنترل دروغی را افزایش می دهد دیدگاه تکاملی و تعدیل رفتار بر حل مساله تاکید دارند دیدگاه فرهنگی و جامعه بوم شناسی به مقابله بعنوان انطباق با محیط می نگرد رویکرد تلفیقی مقابله را به صورت جنبه ای از توانمندیهای شخص همراه با دیگر منابع تلقی می کند که تقاضا ها را افزایش یا کاهش می دهد(پترسون و حک که بین،1987، به نقل از فراید بندگ،1997).
تعریف مقابله
علیرغم فقدان توافق در مورد یک نظریه واحد مقابله، نظریه لازاروس و همکارن بدلیل حمایتهای تجربی زیاد پذیرش وسیعی یافته است از نظر لازاروس مقابله عبارتست از، تلاشهای شناختی و رفتاری برای اداره مطالبات بیرونی و درونی خاص (و تعارضات بین آنها) که به صورت طاقت فرسا یا فراتر از منابع شخص ارزیابی می شوند (لازاروس،1991، س 112، به نقل ازفراید نبرگ، 1997) الگوی لازاروس ارزیابی شناختهی را بعنوان یک مولفه ذاتی فرایند مقابله مورد تاکید قرار می دهد مفهوم ارزیابی برای ظابطه بندی این نظریه کانونی است (بدوین،1988) در جویان مقابله فرایندهای ارزیابینقش عهده ای را به عهده دارند (ریو،1992)
مقابله از پاسخهای (افکار، احساسات، واعمالی) تشکیل یافته که فرد به هنگام رویارویی با موقعیت های مشکل زا زندگی روزمره و شرایط خاص بکار می گیرد گاهی اوقات مشکلات حل می شوند و گاهی نه (دیوسیون و نیل، 2001، کلاتیک، 198، لنگ استون،1994) به عبارت دیگر مقابله تلاش شخص برای برخورد با استرس زا است وظیفه مقابله تحمل یا مصالحه با رویدادها و موقعیتهای ناگوار و کاهش شرایط زیانبار محیطی است مقابله به فرد کمک می کند تا تصور و تعادل هیجانی داشته و روابط و رضایت بخش با دیگران را تداوم بخشد (لازاروس و فولکمن، 1984، به نقل ازولمن،1988) فرایند مقابله به نحوه عملکرد واقعی فرد در یک رویارویی خاص و چگونگی تغییر این قبیل اعمال در رویارویی (یا رویارویی های محیطی) بستگی دارد (ولمن 1988) مقابله واکنش است به قرار گرفتن در رابطه ای فشار آور با محیط (ساراسون و ساراسون،1987).

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مهارتهای مقابله ای فنونی هستند که باری هر اقدامی در دسترس قرار دارند میزان مفید بودن هر مهارت خاص به ماهیت موقعیت به آسیب پذیری و توانمندیهای خود بستگی دارد داشتن مجموعه ای کارآمد از مهارتهای مقابله به احساس خویشتن داری و خود جهت بخشی را بیشتر می کند با افزایش خویشتن داری در رفتار ممکن است بعنوان شرایط محیطی را تغییر داد هر چه منابع افراد برای مقابله بهتر باشد کمتر احتمال دارد گرفتار موقعیتهای شوند که در آنها آسیب پذیرند. مقابله کننده های موفن افرادی نیستند که فقط بدانند کارها را چگونه باید انجام داد بلکه علاوه بر آن روش نزدیک شدن به موقعیتهای را که برای مواجهه با آنها پاسخ حاضری در دست ندارند می شناسند (ساراسون و ساراسون،1987)
پژوهشگران براساس همین مسایل شناختی، هیجانی و رفتاری فرایند مقابله را در دو گروه عهده قرار می دهند بدین صورت که نخست فرد می تواند به مشکل یا موقعیت خاص که ایجاد شده است تمرکز کند، وسعی کند روش های تغییر یا اجتناب از آنرا پیدا کند این نوع برخورد بنام مقابله مساله مدار معروف است.
دیگر اینکه اگر موقعیت قابل تغییر نباشد شخص می تواند بر آرام سازی هیجانات مرتبط با موقعیت مشکل متمرکز شود این شیوه رویارویی با مسایل نیز مقابله هیجان مدا3 نامیده شود (لازاروس و فولکمن 1984، به نقل اتکینسون و همکاران،2000) اکثر مردم زمانی که با موقعیت دشوار روبه رو می شوند هر دو نوع مقابله را به کار می گیرد(ریو،1997).
حل مساله
همه افراد بطور مداوم با سایل مختلف و تصمیم گیری در مورد چگونگی آنها روبه رو هستند (پوپ حک مال وکه ا ا— 1998) به لحاظ اهمیت پیچیده و تغییر یابنده جوامع کننی بروز مشکلات ومسایل ریز و درشت فزونی یافته است (لگدفرید و دیوسیون،1976) بیشتر اوقات فرایند حل مسایل روزمره به قدری خودکار انجام می گیرد که افراد از چگونگی انجام دقیق آنها مطلق نمی شوند با وجود این باید به این نکته توجه که بدون توانایی شناسایی مشکلات و رسیدن به راه حلهای قابل اجرا زندگی روزمره مردم از هم پاشیده خواهد شد. حل مساله در برگیرنده حوزه های عاطفی، شناختی و رفتاری است (ایوانف و همکاران، 1992، بلانک استاین و همکاران،1992) افرادی که از توانایی حل مساله بیشتری برخورد دارند بهتر می توانند با انواع استرس و مشکلات زندگی مقابله کنند و آنهایی که حل مساله را یاد می گیرند احتمالا به طور موثری با استرس مقابله می کنند (دزوریلا و چنج،1995) داشتن قدرت حل مساله بشتر با مشکلات روانشناختی و اجتماعی کمتر همراه است (پوپ، حک حال و 1988، ریو،1992).
حل مساله فرایند رفتاری شناختی آشکاری است که 1- پاسخهای بالقوه موثر برای موقعیت دشوار را فراهم می سازد.
2- احتمال انتخاب موثر ترین پاسخ را از بین پاسخهای متعدد افزایش می دهد افرادی که از توان حل مساله بالایی برخوردارند احتمال زیادی دارد که درمقابل موثر با طیف وسیعی از موقعیتهای موفق باشند (لگد فرید و دیویسون 1976، لارسون و همکاران 1995) جهت گیری فرد نسبت هب موقعیت تاثیر قاطعهی بر نحه پاسخ او دارد جهت گیری که رفتار مستقل حل مساله را ترغیب می کند شامل آمادگی یا نگرش فرد به این فرض است که موقعیتهای مشکل بخشی از زندگی معمولی است لذا می تواند از عهده آن برآمد (واتسون و تارپ، 1997 همینطور هرگاه موقعیت مشکل زا روی دهد می توان آنها را مشخص کرد و مانع از گرایش بلافاصل پاسخ به نخستین تکانش شد (ایوانوف و همکاران، 1992 توقع خد از توانایی اش در کنترل محیط تا حد زیادی موفقیت او را در کوشش برای مواجهه با مشکالت بوجود آمده افزایش می دهد (دزوریلا و شری ، 19921، کازدین ، سیگل و باس ، 1992)
تعریف حل مساله و کاربردهای آن
مفهوم حل مساله توسط دزودیلا و نزو (1982) چنین تعریف شده است فرایند شناختی رفتاری خود رهنمون که خود با بهره گرفتن از آن تلاش می کند راه های مقابله موثر یا انطباقی با مشکلات زندگی روزمره را بیابد بر طبق این دیدگاه مقدمت حل مساله یک فرایند مقابله هوشیار عقلانی، پر تلاش و هدفهمند است که می تواند توان فرد را برای درگیری موثر با طیف وسیعی از موقعیت های فشارزا بالا ببرد(دزوریلا و چنج، 1995) براساس تعریفهای موجود می توان نتیجه گرفت که سازه وسیع مقابله فعالیتهای حل مساله را در بر می گیرد ولی هر مقابله ای حل مساله نیست شاید بعضی فعالیتهای مقابله ای به طور معناداری با فعالیتهای حل مساله همپوشی دارند از یک سوی دیگر ممکن است روابط علمی با حل مساله داشته باشند و شاید بعضی دیگر نیز مستقل از حل مساله باشند(دزوریلا وشیدی، 1992) توانایی حل مساله با شیوه مقابله درگیر با مساله انطباقی (دزوریلا و شیدی،1992) توانایی حل مساله با شیوه مقابله درگیر مساله انطباقی ارتباط می یابد حل مساله ناکار آمد نیز با راهبردهای مقابله ای غیر انطباقی ارتباط دارند(دزوریلا و چنج ،1995، واتسون و تارپ ، 1997 ریو،1992) نزو(1987) یک فرایند پنج مرحله ای را پیشنهاد می کند که اگر به نحو سودمندی بکار گرفته شود فرد را نسبت به فشارزاهای بیرونی مقاوم و در برابر مشکلات کمتر آسیب پذیر می سازد (کسیدی و لانگ،1996، به نقل ازم هدی 1377)
الف) جهت یابی مشکل : دانست اینکه مشکل وجود دارد.
ب) تعریف وظابطه بندی مشکل ارزیابی حوزه مشکل و وضع اهداف واقعی،
ج) ایجاد راه حلهای متنوع .
د)تصمیم گیری
ه) اجرای راه حل و تاییدان انجام راه حل انتخاب شده نظارت و ارزیابی موفقیت آن و تقویت خود برای موفیتی (مهدی 1377)
مساله گشایی بعنوان یک روش مداخله درمانی موثر کاربردهای زیادی یافته است برای طیف وسیعی از مشکلات عادی زندگی و اختلات رفتاری بکار گرفته می شود.

(گات، مینورس و الیس2، 1997) برای مداخله در بحران و نیز مشکلاتی از قبیل فقدان مسایل زناشوئی افسردگی و اضطراب انواع اعتیادها و شکست تحصیلی و مسایلی دیگر از این شویه استفاده می شود (واستون و تارپ 1997، کانت و همکاران 1997، بلنک استاین و همکاران 1992، دزوریلا و شیری 1991، هاگا3 و همکاران 1995)
پیشینه پژوهشهای انجام یافته
بعضی از الگوهای روانشناختی اعتیاد بویژه آنهایی که از تئوری یادیگری مشاهده ای مشتق شده اند، رفتارهای اعتیاد را به عنوان پاسخهای مقابله ای موثر هر چند غیر انطباقی در نظر می گیرند با اینکه این پاسخهای مقابله ای موثر تاثیر کوتاه مدت رفتار اعتیاد است ولی بصورتی خاص تغییر رفتار را مشکل می سازد حتی در بلند مدت نیز اثرات منفی آن در رفتار قابل توجه است (مک کی، دانوان و مارلات ، 1991) مطالبات محیطی ومشکلات روزمره از قبیل مشکلات خانوادگی و شغلی سبک زندگی و حالات هیجانی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و او را مجبور می سازد که به آنها پاسخ دهد آرملی و همکاران 2000، تیمه و همکاران 2000، کوپر و همکاران 1992) در یک رابطه سازگارانه فرد سعی می کند بین مطالبات زندگی فشارزاها و توانایی هایخویشتن برای مقابله با چنین مشکلاتی تعادل ایجاد کند در مواقعی که بدیهای سالم در دسترس نباشد پرخوری بیاشتهایی رفتارهای اعتیاد سوء مصرف مواد- موثر ترین توانمندیهای مقابله ای فرد برای حفظ فرایندهای تعادل می گردند (واستون و تارپ 1997، کوپر1998، کذوب 1994).
در بعضی موارد وجود اضطراب و افسردگی و سایر مسایلی روانشناختهی در فرایند مقابله مداخله می کنند.
احتمالا در چنین مواردی سوء مصرف مواد برای مقابله به این مشکلات مورد استفاده قرار می گیرد حک کی و اتوان و مارلات، 1991، لیزونجاوتیز ،1997، بیدرومیلمن ،1997، استنتن و همکاران 2000).
در موارد دیگر شاید سوء مصرف مواد جهت جلوگیری ازتنهایی شدم یا کمبود اعتماد بنفس در بعضی موقعیتهای اجتماعی باشد (وتیفیلر ،1997، استنتون و همکاران 2000، آرملی و همکاران 2000، هال هواسی وازرمن ،1991) به هر حال افراد معتاد در مهارتهای ضروری جهت رویارویی با مشکلات نقایصی دارند و از سوء مصرف مواد بعنوان روشی آشنا برای مقابله استفاده می کنند تا بتوانند هیجانات ناشی از موقعیتهای دشوار درون فردی یا برون فردی را کاهش دهند (دالی و مارلات، ،1997، سوبل، برسین و سوبل ، 1997، گوزوپ، 1994، ویلمن ) البته در مواردی افراد مهارتهای اجتماعی مناسبی دارند ولی مهارتهای مقابله ای مناسب باری رویارویی با سوء مصرف مواد رانداشته یا به صورت خیلی ضعیفی دارا هستند (اولیمنت فین و موس ،1997، هایکاس ،1997، مورگن استرن ، و همکاران 1997)
اسکافرد براون ، با بررسی که بر روی افراد مصرف کننده مواد انجام دادند به این نتیجه رسیدند که انتظارات افراد از پیامدهای مواد نقش بسزایی در تداوم سوء مصرف آنها دارد انتظاراتی از قبیل ربا کردن از افکار و رفتارهای رنج آور و آرامش ، کاهش تنش تسهیل روابط اجتماعی جنسی، ارتقا کیفیت ادراکی، شناختی تداوم زمان لذت و خوش بودن در بین افارد مشاهده شده است طبق تحقیقات موجود کمبودهای مهارتهای مقابله ای انطباقی و انتظارت مثبت درباره مواد بطور مستقل واشتراکی مصرف مواد را به عنوان یکشویه مقابله تشویق می کنند (کوپر، راسل و جرج 1988، استیل و جوزف 1988، کونی و همکاران 1991، کریستو و ساتلن ،1994، آرملی و همکاران 2000، فلس استرارت ،2000) مطالعات تجربی متعدد مدارک فرایند ه ای ارائه می کنند دال بر اینکه افراد آگاهانه یا ناآگاهانه برای مقابله با حالات درونی منفی به مصرف مواد می پردازند مورگن استرن و همکارن 1997، بروان ، و همکران 1997 ترن ، و همکارن 1997، گزوپ، 1994) مصرف مواد یک مکانسیم مقابله ای کلی است که در موقعیتهای که روش مقابله ای مناسبی وجود ندارد یا مورد استفاده قرار نمی گیرد بکار گرفته می شود و لمن 1991، کاستلو و کاستلو 1992، استفنر ، و همکارن 2000، مهریار و جزایری 1377، سموعی و همکاران 1379)
با توجه به کثرت مطالعات مربوط به نقش مهارتهای مقابله و سبک حل مساله در بین افارد معتاد بسیاری از پژوهشگران با بهره گرفتن از اصول نظری و علمی موجود در زمینه مقابله روش های درمانی خاص برای پیشگیری از اعتیاد درمان آن و نیز جلوگری از عود مجرد آن بوجود آورده اند استفنر و همکاران 2000، کارنی ، و همکاران 2000، کیل پاتریک و همکاران 2000، اپستاین و مک کردی 1994، نیوکامب و فلیکس کیورتیز 1992، ) تحقیقات زیادی نشان داده است که آموزش شیوه های مقابله بطور موثر از عود جلوگیری کرده واستون تارپ 1997، روزنف ، و همکاران 2000) و نسبت به روش های درمانی دیگر اثرات پایدارتری دارد کوپر و همکاران 1992، بوتوین و بوتوین ، 1997) هیرد و همکاران 1997، لاتمیر و همکاران 2000)
استنتاج کلی از مطالعه پیشنه موضوع پژوهش
براساس تحقیقات موجود می توان نتیجه گرفت که افراد معتاد نسبت به افراد عادی هیجانات منفی بی حوصلگی، خستگی، تنهایی شرم اضطراب و نگرانی، جروبحث ، فشار شغلی ، مشکلات خانوادگی و عزت نفس پائین بیشتری را گزارش می کنند (ال گیوبالی 7 و همکاران 1992) نیرو بخوتیز 1997، بیدر ومیلمن 1997، سیتارتان و همکان 1997) همچنین آنها در موقعیتهای خطرزای بیشتری قرار دارند کوپر و همکاران 1998، نیکو کامب و فلیکس کیورتیز 1992، و تیفیلد 1997) افراد سوء مصرف کننده مواد برای مقابله با هیجانات منفی، مشکلات جاری و مقابله باموقعیتهای خطرازا نسبت به مصرف مواد مهارتهای مناسب و موثری ندارند سموعی وهمکارن 1379 مهریار و جزایری 1379 سارسون و ساراسون 1987، دالی و مارلات 1997. همین مسایل باعث می شوند که آنها نسبت به شروع سوء مصرف تداوم آن و نیز عود مجرد بعد از زمان آسیب پذیر تر باشند (روزنف و همکاران 1958، تارتر و وانیکو ، 1994،

مطلب مشابه :  سازمان های بین المللی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

پاسخی بگذارید