رشته حقوق

استان گلستان، استان مازندران، ارزش اطلاعات، شهرستان دنا

دانلود پایان نامه

ی دارای آب زیرزمینی که در حالت دینامیکی احتمال روانگرایی آنها زیاد است به کار می‌رود. برای متراکم کردن این توده‌ها از تراکم دینامیکی یا انفجار یا روش‌های مشابه دیگر استفاده می‌گردد.
خاکریزهایی که برای اصلاح شیب‌ها و یا ساخت بدنه راه به کار می‌روند باید دارای تراکم کافی باشند تا پایداری آنها تأمین گردد.
ب- اصلاح فیزیکی
اصلاح فیزیکی با استفاده از روش‌هایی مانند حرارت دادن و انجماد انجام می‌گیرد.
اصلاح حرارتی: از این روش که می‌توان به آن گونه‌ای از اصلاح هیدرولیکی اطلاق نمود، در موارد معدودی برای خشک کردن و زهکشی آب دامنه‌های رسی استفاده شده است. استفاده از روش اصلاح حرارتی انرژی زیادی لازم داشته و پر هزینه است و تأثیرات نامطلوب محیط زیستی نیز به همراه دارد.
انجماد: روش دوم اصلاح فیزیکی، انجماد خاک می‌باشد که چه به صورت طبیعی و یا مصنوعی، پتانسیل پایداری موقت شیب‌ها را مثلاً در زمان ساخت سازه‌های حائل و پایدارکننده دیگر افزایش می‌دهد.
ج- اصلاح شیمیایی
برای افزایش مقاومت برشی توده خاک می‌توان از افزودنی‌های پایدارکننده استفاده نمود. مواد شیمیایی اغلب در مورد دامنه‌های خاکی رسی به کار گرفته می‌شوند. رس‌هایی که دارای مقادیر زیادی از کانیهای سدیم و لیتیوم می‌باشند قادرند آب زیادی را در سطح ذراتشان جذب کنند. از طرف دیگر رس‌های دارای کانیهای با ظرفیت بیشتر مانند کلسیم، منیزیم و مخصوصاً آهن و آلومینیوم قابلیت جذب آب کمتری دارند.
به علاوه در محلول‌ها کاتیون‌ها قابل تعویض می‌باشند. لذا اگر به منافذ یک رس فعال و از نوع اول، محلول یا ماده جامدی حاوی مقدار زیادی کاتیون‌های پر ظرفیت (مثل آهک زنده) وارد شود، مقدار آبی که در پولک‏های ظریف رسی جذب می‌شود، کاهش یافته و به دنبال آن مقاومت خاک افزایش می‌یابد.
پایدارسازی با افزودنی‌ها (آهک، سیمان) ممکن است که برای ساختن مجدد شیب گسیخته شده با مصالح محلی نیز بکار رود. افزایش دانسیته افزودنی‌ها مقاومت برشی خاک را افزایش می‌دهد، اما ممکن است موجب کاهش نفوذپذیری توده خاک گردد. همچنین ممکن است تزریق موجب افزایش موقت فشار منفذی شده و باعث تسریع حرکت گردد. در این حالت می‌توان از ستون‌های آهکی استفاده کرد [4].

پیشینه تحقیق
در ادامه، مروری بر اهم مطالعات مرتبط انجام شده در سالیان اخیر می‏شود.

پیشینه تحقیق در ایران
در ایران، مطالعات در زمینه پدیده زمین لغزش بسیار جوان است. شاید بتوان گفت اولین مطالعات در این زمینه توسط مهندسین آب و خاک و زمین‌شناسان وزارت نیرو در سال 1353 در سرشاخههای حوضه آبریز سد کرج شروع شد، در اردیبهشت سال 1361 مطالعاتی در زمینه زمین لغزش ارتفاعات سهروکشکوییه توسط مرتضی امینی زیر نظر وزارت معادن انجام شد (یعقوبی، 1385). ولی تا قبل از سال 1369 هیچ نهاد و موسسه‌ای بطور مشخص مسئولیت مطالعه حرکات دامنهای را به عهده نداشته است.
حائری و سمیعی (1376) در استان مازندران اقدام به پهنه بندی خطر زمین لغزش در مقیاس 1:250000 نموده‌اند. در مدلی که آنها استفاده نموده‌اند: پنج عامل لیتولوژی، شیب، گسل، راه و رودخانه و میزان بارندگی به عنوان فاکتورهای موثر در استعداد گسیختگی دامنه مورد توجه قرار داده‏اند. بعلاوه دو عامل زمین‌لرزه و شدت بارندگی نیز به عنوان عوامل محرک در نظر گرفته شده‌اند. در نهایت با هفت کلاس، نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش را تهیه نموده‌اند [30].
مرتضوی و همکاران (1385) ویژگی‌های زمین‌شناسی مهندسی آزادراه شمال حد فاصل رستم‌آباد- رودبار مورد بررسی قرار دادند و ضمن بررسی زمین‌شناسی بر اساس عوامل ذاتی و محیطی مساعد برای ناپایداری و لغزش سه نوع منطقه ارزیابی کردند: مناطقی که استعداد زمین لغزش یا ناپایداری ندارند و یا احتمال لغزش آنها خیلی کم است (1). مناطقی که استعداد نسبی دارند و مستعد لغزش هستند (2). مناطقی که خطر ناپایداری و زمین لغزش جدی دارند (3) [31].
سرهنگی (1386) با بررسی عوامل موثر در وقوع زمین لغزش‌های حوضه صفارود برای وزندهی به متغیرها از روش AHP استفاده کرد . نتایج حاصله بیانگر آن است که عوامل موثر در وقوع لغزش‌های حوضه به طور سیستماتیک با یکدیگر ارتباط داشته و هر جا که دخالت انسان بیشتر بوده خطر وقوع زمین لغزش نیز زیاد بوده است [32].
شادفر و یمانی (1386)، برای بررسی و پهنه بندی خطر زمین لغزش در حوضه جلیسان، ابتدا نقش? عوامل اصلی مؤثر در رخداد این پدیده تهیه و رقومی نمودند . سپس با استفاده از تکنیک تفسیر، کلی? لغزش‌های موجود با GPS و عملیات میدانی و عکس‌های هوایی ETM+1 و تصاویر ماهواره‌ای 2002 حوضه، شناسایی و در روی نقشه ثبت کردند. سپس با تلفیق نقشه‌های عامل با نقش? زمین لغزش‌ها در قالب مقدار عددی هر یک از عوامل محاسبه و درصد وقوع لغزش در واحدهای مختلف هر نقشه ، مدل LNRF بدست آوردند. در نهایت نقش? پهنه بندی خطر زمین لغزش باهمپوشانی نمودن لایه‌های مختلف کارایی بسیار خوبی برای بررسی داده‌ها و LNRF اطلاعاتی حاصل شده است؛ نتایج نشان می‌دهد که مدل پهنه بندی زمین لغزش در نواحی مرطوب تا نیمه مرطوب نشان می‌دهد [33].
شادفر و همکاران (1387) ، روش‌های آماری دو متغیره و LNRF در پهنه بندی خطر زمین لغزش در حوزه آبخیز جنت رودبار بررسی کردند. لایه‌های اطلاعاتی شیب، سنگ‌شناسی، فاصله از گسل و جهت شیب به عنوان متغیر مستقل
در محیط سیستم های اطلاعات جغرافیایی تهیه و رقومی شدند. این تحقیق نشان می‌دهد که شاخص مجموع کیفیت در مدل تراکم سطح به میزان 01/2 و در مدل LNRF حدود 28/1 و در مدل ارزش اطلاعاتی حدود 11/1 می‌باشد [34].
نصرآبادی و همکاران (1387)، با بررسی وضعیت شبکه جاده جنگلی طراحی شده در جنگل شصت کلاته گرگان، و با استفاده از مدل‏های تجربی (حائری- سمیعی و مورا و وارسون) اظهار کردند که بررسی دقیق تر مناطق به منظور جلوگیری از عبور جاده از مناطق در حال لغزش و ایجاد استحکامات مناسب برای حفاظت از مناطق پر خطر جاده‌ها می‌باشد. زیرا هزینه‌ای که بعد از احداث باید صرف نگهداری، ترمیم و اصلاح جاده‌های لغزش یافته یا در آستانه خطر شود، بسیار بیشتر از هزینه‌های بررسی منطقه و تهیه نقشه‌های پهنه بندی در زمینه‌های مختلف قبل از طراحی و احداث جاده است [35].
علیمحمدی و همکاران (1388)، کارایی مدل‌های پهنه بندی خطر زمین لغزش در حوزه آبخیز سیدکلاته رامیان ارزیابی کردند. آنها گزارش کردند که انتخاب بهترین روش برای پهنه بندی در کاهش هزینه و صرف وقت مؤثر است. همچنین این امر سبب به دست آوردن نتایج بهتر و مطمئن در مورد پهنه بندی خواهد شد. زمین لغزش، به خصوص در شمال کشور، با توجه به پیچیدگی‌هایی که دارد، می‌تواند حاصل عوامل مختلف، یا مجموعه‌ای از عوامل باشد. در این تحقیق از دو مدل تجربی شامل روش مورا و وارسون و روش حائری و سمیعی و مدل آماری شامل روش اثر نسبی برای پهنه بندی خطر زمین لغزش منطقه حوزه آب خیز سیدکلاته واقع در شهرستان رامیان استان گلستان استفاده گردید. هر کدام از روش‌های ذکر شده به نوبه خود دارای مزایا و معایبی می‌باشند. بنابراین نمی‌توان یک روش را با اطمینان رد یا تأیید نمود. این امر که یک روش در یک منطقه تا چه حد از کارایی برخوردار است به شرایط بسیاری از جمله اقلیم و توپوگرافی و دیگر عوامل بستگی دارد. در نهایت هر یک از روش‌ها که به عنوان مناسب‌ترین روش در یک منطقه پیشنهاد می‏گردند، نیاز به بررسی‌های بیشتر و مطالعات جامع تری جهت اثبات برتری دارند. برای ارزیابی روش‌های پهنه بندی از روش جمع مطلوبیت استفاده شد. نتایج، بیانگر تفکیک بهتر کلاسه‌های خطر در روش اثر نسبی می‌باشد. در مقایسه بین مدل‌های تجربی، روش حائری- سمیعی از روش مورا- وارسون کارایی بهتری از خود نشان داد [36].
مصفایی و همکاران (1388)، کارایی مدل‌های تجربی و آماری پهنه بندی خطر زمین لغزش را مقایسه کردند. برای وزن دهی عوامل در مدل تراکم سطح وزنی و کمی ArcGIS نمودن طبقات کیفی عوامل کاربری، جهت شیب و زمین‌شناسی ، در مدل رگرسیون چند متغیره از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی و مقایسه‌های زوجی استفاده شد. برای مقایسه میزان تفاوت بین کلاس‌های خطر مدل ها، از آزمون کای اسکوئر و برای ارزیابی کارایی مدل ها ، از شاخص جمع مطلوبیت استفاده گردید . نتایج نشان می‌دهد که در تمامی مدل ها، مقدار کای اسکوئر محاسبه شده در سطح 99 درصد معنی‌دار بوده و تفکیک مناسبی بین کلاس‌های خطر زمین لغزش وجود دارد . با انجام روش گام به گام بر روی لگاریتم سطح لغزش به عنوان متغیر وابسته و عوامل مؤثر هشت‌گانه، سه عامل جهت شیب، میزان بارش و شتاب زمین‌لرزه به مدل وارد نشدند که نشان از همبستگی کم این سه عامل با لغزش‌های به وقوع پیوسته منطقه دارد [37].
رجبی و همکاران (1388)، کاربرد مدل نسبت احتمال48 در پیش‌بینی زمین لغزش‌های ناشی از زلزله منجیل با استفاده از GIS بررسی نمودند. مقایسه این نقشه با فهرست زمین لغزش‌های ناشی از زلزله منجیل همپوشانی قابل‌قبولی را نشان می‌دهد. بررسی زمین لغزش‌های ناشی از زلزله منجیل، اطلاعات مفیدی را از نقطه نظر مقایسه اهمیت پارامترهای مستعد کننده زمین لغزش مانند نوع واحدهای زمین‌شناسی، شیب، ارتفاع، فاصله از گسل و پارامترهای زلزله به عنوان عامل تحریک کننده شدت آریاس در خصوص توزیع زمین لغزش‌های ناشی از زلزله در محدوده مورد مطالعه در اختیار قرار می‌دهد. وزنهای بدست آمده در این مطالعه می‌تواند به عنوان مبنایی برای پیش‌بینی محل زمین لغزش‌های مورد انتظار در زلزله‌های آینده در مناطق مجاور مورد استفاده قرار گیرد. بدین صورت که پس از وقوع زلزله در این منطقه نقشه پهنه بندی زمین لغزش‌های ناشی از آن پس از تهیه نقشه شدت آریاس و با استفاده از ضرایب معرفی شده در این مطالعه قابل تهیه خواهد بود. با توجه به گسترش واحدهای زمین‌شناسی موجود در منطقه مورد مطالعه در بخشهای وسیعی از البرز، نتایج این تحقیق را می‌توان در پیش‌بینی زمین لغزش‌های ناشی از زلزله‌های آینده در البرز، با احتیاط، مورد استفاده قرار داد [38].
یمانی و محمدی (1389) پهنه بندی زمین لغزش را با استفاده از مدل های کمی در منطقه توتکاین انجام دادند. ابزار اصلی کار تحقیق استفاده از نرم‌افزار ILWISو تکنیک کار مقایسه میزان تأثیرگذاری متغیرها با استفاده از روش‌های ذکر شده بود، نتایج تحقیق از طریق ارائه‏ی نقشه‏های پهنه بندی در قالب نرم‌افزار مذکور و تجزیه و تحلیل پهنه‏های در معرض مخاطره به نتایج پهنه با خطر نسبی خیلی کم، خطر نسبی کم، خطر نسبی متوسط و بالأخره پهنه‏های با احتمال وقوع زیاد و خطر خیلی زیاد تقسیم و مشخص شد که مناطق بخش شرقی و شمال غربی حوضه دارای بیشترین پتانسیل زمین لغزش و مناطق شمالی و جنوبی آن خطر کمی را جهت وقوع زمین لغزش داشته و پایدار می‌باشند. بدیهی است برنامه‌ریزی برای منطقه به ویژه در راستای احداث ساز
ه‌هایی نظیر راه‌های ارتباطی بناها و ساخت و سازهای مسکونی و روستایی باید با توجه به ضریب پایداری دامنه‌ها صورت پذیرد [39].
رضایی و مرتضوی (1389) مطالعه لغزش دشتگان و تحلیل خطر آن بر روی بزرگراه قزوین رشت را انجام دادند و مهم‌ترین علت زمین لغزش بوجود آمده را به سه دسته عوامل زمین‌شناختی، شرایط اقلیمی و عوامل مصنوعی نسبت دادند. از جمله عوامل محیطی محرک برای زمین لغزش قدیمی محدوده مورد بررسی، رودخانه سفیدرود بوده است . علاوه بر نقش رودخانه سفیدرود (شیب بستر، پیچ و خم‌ها، تنش‌ها، فرسایش)، مهیا بودن شرایط ذاتی زمین مانند جنس، بافت مواد، جهت ناپیوستگی‌ها، آب، شیب، گسل و شکل دامنه‌ها، دخالت انسانی و حفر ترانشه برای راهسازی، نقش غیرقابل‌انکاری در ناپایداری دامنه داشته است. ضمناً، عوامل زمین‌شناسی و زمین‌شناسی مهندسی که بر پدیده لغزش موثر می‌باشند، مورد بررسی قرار گرفتند. این مطالعات به همراه داده‌های آزمایش‏های مکانیک سنگ برای ارائه راهکارهایی برای تثبیت زمین لغزش دشتگان مورد استفاده قرار گرفتند [40].
اکرامی راد و همکاران (1389) زمین لغزش دشتگان رودبار را مورد بررسی قرار دادند. تحلیل‌ها حاکی از آن است که تراوش آب در بخش ریزدانه در رس و ایجاد ترانشه در پای شیب به صورت توأمان علل اصلی زمین لغزش در دشتگان رودبار است. آنها مجموعه راهکارهای پایدارسازی قبل و بعد از رانش توده مورد بررسی قرار گرفتند. ارزیابی‌های فنی، اقتصادی و اجرایی در هر دو حالت موید برتری گزینه‌ی دیوار حائل مهارشده به شمع‌های نگهبان در مقایسه با سایر روش‌هاست [41].
همچنین اکرامی راد و حیدرپور (1390) با توجه به اطلاعات ژئوتکنیکی آنالیزهای پایداری و برگشتی مقاطع با استفاده از نرم‌افزار Geo-slope انجام دادند. با توجه به مشخص بودن محل ناحیه برش خورده، آنالیز برگشتی مقطع بعد از ترانشه برداری حاکی از پایدار بودن مقطع در محل ناحیه برشی در شرایط خاک با رطوبت طبیعی بود. این بدان معناست که ترانشه برداری و حذف تکیه‌گاه بخش ریزدانه نمی‌تواند به تنهایی علت اصلی وقوع لغزش باشد. آنالیز برگشتی مقطع در شرایط خاک اشباع نشان داد که تراوش آب در بخش ریزدانه تأثیر بسزایی در ناپایداری توده داشت، اما به دلیل پایداری مقطع قبل از ترانشه برداری در حالت اشباع می‌توان گفت که عامل اصلی رانش، نفوذ آب در خاک و کاهش شدید پارامترهای مقاومتی بخش ریزدانه خاک و حذف تکیه‌گاه آن در اثر ترانشه برداری بود. هر چند عواملی همچون گسل‌ها و شکستگی‌ها و لیتولوژی سست منطقه و از سوی دیگر هم راستایی مسیرهای زهکشی منطقه با جهت لغزش از دیگر عوامل تأثیرگذار در وقوع زمین لغزش دشتگان می‌باشد . با توجه به اینکه نفوذ آب در توده خاک به عنوان یکی از عوامل اصلی وقوع لغزش می‌باشد لذا زهکشی سطحی برای ممانعت از ورود آب در داخل توده خاک، مکمل راهکارهای پیشنهادی جهت پایدارسازی توده می‌باشد. گزارش کردند که عامل اصلی زمین لغزش نفوذ آب در خاک و کاهش شدید پارامترهای مقاومتی بخش ریزدانه خاک است. هرچند عواملی همچون گسل‌ها و شکستگی‌ها و لیتولوژی سست منطقه از دیگر عوامل تأثیرگذار در وقوع زمین لغزش دشتگان می‌باشد [42].
مرادی و همکاران (1390) پهنه بندی خطر زمین لغزش را بر اساس سیستم GIS با استفاده از روش AHP در شهرستان دنا انجام دادند. پس از بررسی شرایط منطقه مهم‌ترین عوامل موثر در وقوع زمین لغزش را لیتولوژی و زمین‌شناسی، فاصله از جاده، فاصله از

مطلب مشابه :  به عنوان یک فرآیند
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

پاسخی بگذارید