رشته حقوق

منبع پایان نامه ارشد با موضوع آموزش و پرورش، مواد مخدر، دانشگاهها

دانلود پایان نامه

نداری مردم
علی رغم کار های زیادی که بعد از انقلاب صورت گرفته است عامه مردم دچار یک فقر اقتصادی هستند، فقر و نداری هم به عنوان یک عنصر برجسته در حافظه جمعی قوم بلوچ همچنان زنده است، در بحث علت و چرایی فقر مردم به موارد متعددی می شود اشاره کرد، سردار( الف) می گوید «مردم خودشان مقصر هستند دولت امکانات را در اختیارشان قرار می دهد . ولی این ها چون آلوده به مواد مخدر هستند، هیچ تلاشی را برای بهبود وضعیت رفاهی خود انجام نمی دهند». نکته دیگری که وجود دارد این است که بیشتر مردم غیر از کشاورزی هیچ شغلی ندارند . حال با خشکسالی 20ساله ای که در این مناطق رخ داده و نبود امکانات لازم برای کشاورزی وعدم حمایت مسئولین از بخش کشاورزی خود به خود زمینه ی فقر ایجادشده است. سردار( ب )می گوید :« دلیل فقر اقتصادی مسؤلین هستند که قبل از انتخابات فقط حرف می زنند کاری برای مردم نمی کنند هدفشان منافع شخصی است ؛مردم هم قدرت دفاع از خود ندارند ، بعضی از سران طوایف هم فقط جیب خودشان برایشان مهم است ».
دو دلیل اصلی بر اساس مطالعه و مشاهدات صورت گرفت در این تحقیق را چنین می توان ذکر کرد که یک بی سوادی و نبود آموزش درست در این مناطق است، دوم ظلم وبی عدالتی که از طرف مسئولین گریبان گیر مردم شده است. در مورد اول طبق مراجعه ای که به آموزش و پرورش شده است در سال های اخیر کمترین میزان قبولی در دانشگاهها در بعضی از این مناطق بوده است البته علی رغم مراجعه نتوانستیم آمار دقیقی را داشته باشیم کیفیت آموزشی هم در دوره های مختلف بسیار پایین است. در مورد نکته دوم هم مشاهدات صورت گرفته از وضعیت اقتصادی منطقه نوع خانه های کپری ونبود امکانات اولیه رفاهی، بهداشتی، آموزشی بسیار واضح است.

ظلم غیر بومی ها
یکی از عواملی که باعث به وجود آمدن شرایط سخت اقتصادی در منطقه شده است، اداره ی حکومت غیر خودی ها در منطقه است، به نحوی که هم وضعیت آموزشی را تحت تأثیر قرار داده است و هم شیوه مدیریت و اداره ی امور منطقه را، از این جهت که به عنوان یک عنصر برجسته در میان بسیاری از پاسخگویان در دوره ی بعد از جنگ بوده است به عنوان یک مقوله مجزا بررسی شده است.
در بعضی از نقاط بلوچ نشین جنوب کرمان هم که افراد تحصیل کرده وجود دارد امکان هیچ شغلی برایشان وجود ندارد.( ف) می گوید «مسئولین ما بومی نیستند، مسئولین ما همه جیرفتی هستند، لیسانس های ما همه بیکار است ولی یک دیپلم از جیرفت آوردند گذاشتن رئیس، حق این منطقه (رودبار) را ضایع کرده اند، باید فردای قیامت جواب بدهند » حاج آقا (الف) می گوید : « فقط یک نفر از هم لباسی های ما در این منطقه (ریگان و نرماشیر) مسئولیت گرفته است در صورتی که بیشترین میزان شهید در این مناطق اطراف از میان قوم بلوچ بوده است ولی فرزندان اینها هیچ کدام سر کار نرفته اند هر کس از میان این قوم برای استخدام می رود در گزینش رد می شود می گویند همه خاندان این ها در گذشته قاچاق فروش بوده اند »، بی عدالتی منطقه ای هم تأثیراتی را در فقر مردم منطقه گذاشته است . سد جیرفت وسد بم اگرچه برکاتی را برای این شهرها داشته است ولی موجب از بین رفتن کشاورزی ودامداری در مناطق دورتر، مثل رودبار، جازموریان، ریگان و… شده است . این جا است که وقتی امکان های درست در اختیار مردم قرار نمی گیرد، مردم به طرف بزهکاری می روند این جاست که بعضی از انحرافات در این مناطق شروع می شود .

مطلب مشابه :  شبکه های اجتماعی مجازی

قاچاق چاره ی راه
تغییرات ارزشی در زمینه پایبندیهای مذهبی و اعتقادی دچار تغییر شده است . از یک طرف میزان تمایل مردم به ارزشهای اخلاقی و مذهبی کاهش و از طرف دیگر تمایل آنها به مادیات فزونی یافته است .ماکس وبر معتقد است هر چه که در یک جامعه ارزش های مادی بیشتر گسترش یابد میزان پایبندی های مذهبی ـ اعتقادی مردم کاهش می یابد .(فروند ، ژولین ؛ص 192) دورکیم معتقد است در شرایط اجتماعی مستحکم و پایدار آرزوهای انسانها از هنجارها تنظیم و محدود شده است.یا از هم پاشیدگی هنجارها یک وضعیت آرزوهای بی حد و حصر به وجود می آید، از آنجا که این آرزوهای بی حد طبعاٌ نمی تواند ارضا و اشباع شوند در نتیجه یک وضعیت نارضایتی اجتماعی دایمی پدید می آید ، دورکیم ثروتمندی ناگهانی را یک عامل بحران زا و دلیل آن را تغییرات شتابزده اجتماعی ـ اقتصادی می داند که موجب از هم پاشیدگی هنجارهای سنتی می گردد(دورکیم ،1951؛243) . افزایش شدید نرخ تورم موجب کاهش خرید مردم و گسترش فقر شده که این شرایط باعث اشاعه ناهنجاریهای اقتصادی زیر زمینی و قاچاق شده است. آنچه از حافظه جمعی سرداران بلوچ استخراج شده است نشان می دهد که میزان قاچاق در دوران قبل از انقلاب بسیار کم بوده و هر چه از انقلاب می گذرد میزان قاچاق افزایش پیدا کرده است.
وقتی مردمی در فقر قرار می گیرند و هیچ امکان جایگزینی برای آنها وجود ندارد، به ناچاردنبال راه حل ساده تری می گردند که هم امکان آن برایشان فراهم باشد و هم در آمد بیشتری نسبت به بقیه کارها برایشان داشته باشد البته این کار از نظر مادی هم منفعت زیادی دارد . آقای (ش) می گوید : « اگر قاچاق فروشی نباشد اینها می روند به دنبال دزدی چون مجبورند از یک راهی در آمد کسب کنند» . سردار سایقی هم می گوید «با دزدی آبرو ریزی می شود حیثیتمان از بین می رود ، قاچاق آبرو ریزی اش کمتر است» . دولت هم برای جلو گیری از این مسئله آنطور که باید کار نمی کند . معمولاً در این مناطق از سوختی که برای موتور های آب و یا تراکتور در نظر گرفته می شود ، قاچاق صورت می گیرد . دولت هم نظارت نمی کند که آیا این سوختی که در اختیار کشاورز قرار می دهد واقعاً برای کشاورزی صرف می شود یا نه
مردم آماده بخور
یکی دیگر از ویژگی هایی که مردم این منطقه دارند این است که فقط زمان حال را می بینند، واصلاً به فکر سرمایه گذاری برای آینده نیستند حتی فکر یک ماه آینده خودشان هم نیستند. این نکته را می تون در دوران بعد از جنگ و نمود بیشتر آن را در زمان حال حاضر، در میان حافظه زنده بزرگان قوم بلوچ مشاهده کرد، از این جهت هم در این قسمت به عنوان یک مقوله جداگانه بررسی می شود.
سردار( ر) می گوید : « این ها آماده بخور شده اند از زمانی که یارانه دریافت می کنند . تا زمانی که تمام می شود همان را هزینه می کنند وقتی هم که تمام شد، می روند دنبال کارگری و اگر هم نشد همراه کسی به کار قاچاق می پردازند» ، البته مسئله قاچاق به یک نوع عرف به هنجار برایشان تبدیل شده است چرا که به راحتی می گویند من قاچاق می کنم. به نظر می رسد در زمینه های مختلف اقتصادی باید از راه آموزشی و تغییر جامعه پذیری افراد، مردم به نوعی جامعه پذیر شدند که اولاً خودشان بتوانند به دنبال کارهای تخصصی بروند و از این راه بتواند مسئولیت های بزرگ در منطقه را بر عهده بگیرند تا نوعی بومی سازی شکل بگیرد و همچنین نیاز به یک نوع باز تعریف در همه ی ابعادفرهنگ، به خصوص فرهنگ اقتصادی هستند، تا شیوه های درست زندگی و یک نوع سبک زندگی مطابق با این هنجارهای شکل گرفته برای خود ایجاد کرده تا بتوانند در بلند مدت ودر بهبود وضعیت رفاهی مؤثر باشد. البته این نیاز به حمایت و کار همه جانبه مسئولین برای برطرف کردن مشکلات و زمینه سازی برای بالا بردن ارتفاع سطح فکری و در نتیجه آن ، ارتفاع شاخص ها ی بهبود کیفیت زندگی متناسب با هنجارهای ملی و منطقه ای می باشد .

مطلب مشابه :  ویژگی های فردی

عناصر برجسته محور سیاسی حافظه جمعی پاسخگویان
در این بخش داده های استخراج شده از حافظه جمعی قوم بلوچ در محور سیاسی را از دوره ی پهلوی اول تا کنون بررسی خواهیم کرد،یافته های تحقیق نشان می دهد که قبل از انقلاب اصلی ترین نقش را در اداره ی امور این مناطق خان ایفا می کرده است.
آنچه در حافظه مردم بلوچ از سیاست های دوران گذشته، به صورت برجسته تا کنون باقی مانده واین مسئله را به یکی از تأثیر گذارترین مسائل در زندگی اجتماعی، مردم تبدیل کرده است، مقولاتی چون ظلم خوانین منطقه، حضور اشرار خرابکار در منطقه، و درگیری های مسلحانه ای است، که ناخواسته همه ی طوایف و مردم را درگیر خودش ساخته است. این درگیری ها بیشتر در دوره ی بعد از انقلاب و تا سال های 75 شدت داشته ولی در دوران کنونی از شدت آن کاسته شده است.
«ظلم خان ها»
قبل از انقلاب در زمان رضا شاه، سیاست های کلی در مناطق بلوچ در دست خان بوده است. البته در بعضی از مناطق هم پاسگاههای انتظامی که اینها به کمک هم منطقه را اداره می کردند، در زمان رضا شاه سیاست بر این بوده که مردم را به چند فرقه تقسیم کنند و برای هر طایفه یک سردارانتخاب کنند. از جانب حکومت مرکزی یک نفر به عنوان خان بزرگ منطقه انتخاب می شده است. مولاداد می گوید « در رود بار سردار زمان خان همه کاره بوده، او نماینده دولت (رضا شاه ) بوده از طرف دولت بهش مدال هم می دادند » سردار( ر) می گوید « بعدها در این منطقه (رودبار) مالکی ها ومهیمی ها آمدند که بر منطقه رودبار حکومت می کردند، اینها برای هر منطقه یک خان در آن منطقه برای هر طایفه یک سردار وریش سفید انتخاب می کردند . بعضی از بزرگان را هم به عنوان دهنه دار فلان منطقه انتخاب می کردند که عبور ومرور را در آن منطقه کنترل کند » هیچ نظارتی هم بر کار خان ها وجود نداشت کسانی که با آنها همراه وهمگام بودند خان به او کمک هم می کرد ولی به بقیه مردم که اکثراً فقیر هم بودند، تاجایی که می توانستند آنها ظلم می کردند سردار( ر) می گوید : «پسر ودختر مردم را می فروختند از اینجا مثلاً از نمداد بلند می کردند و می بردند توی همین در گهان می فروختند» ، البته خان ها هم به چند گروه تقسیم می شدند، مالکی ها که آدم فروشی نمی کردند و حاکمیت می کردند مهیمی ها که آدم نفروختند فقط زمین خواری می کردند گروهی دیگر هم بودند که هم ظلم می کردند و هم آدم فروشی می کردند. مردم از نظر ملکی هم هیچ اختیاری نداشتند و اگر ملک و زمینی هم آباد می شد بیشتر آن سهم خان بوده است . مردم هم اگر به مشکلی میخ
وردند وکار برایشان پیش می آمد اول سعی می کردند بین خودشان و به واسطه سردار بزرگ طایفه آن را حل کنند

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

پاسخی بگذارید