پایان نامه ها و مقالات

ارزش اطلاعات، سلسله مراتب

ه طور معمول برای تعیین شدت یا پتانسیل و یا خطر رخداد پدیده مورد نظر در تحلیل سلسله مراتبی مورد استفاده قرار می‌گیرد مبتنی بر حاصل جمع نتایج و حاصل از حاصل‌ضرب وزن هر یک از عوامل در امتیاز مربوط به هر یک از کلاس‌های ذیربط هر عامل است که بین صفر تا 100 تغییر می‌کند. به این ترتیب با مشخص شدن امتیاز نهایی اقدام به تهیه نقشه پهنه بندی خطر رخداد پدیده مورد نظر می‌شود [28].

روش ارزش اطلاعاتی
در روش ارزش اطلاعاتی نرخ مربوط به هر کلاس از عوامل موثر از طریق رابطه 2-9 به دست می‌آید.
Winf=Ln[(((A)?(B)))?((C?(D)))] رابطه2-9
Winf = نرخ مربوط به هر کلاس از عوامل موثر A = مساحت زمین لغزش رخ داده در هر کلاس
B= مساحت هر کلاس C = مساحت کل زمین لغزش‌های منطقه
D= مساحت کل منطقه مورد مطالعه
با توجه به نرخ‌هایی که از طریق رابطه مربوطه برای کلاس‌های عوامل موثر بر پهنه بندی خطر زمین لغزش به روش ارزش اطلاعاتی به دست می‌آید. ابتدا لایه‌ها تهیه شده و سپس با برهم نهی و جمع جبری ارزش پیکسل‌ها برای عوامل مختلف، نقشه‌ای پدید می‌آید که ارزش هر پیکسل آن برابر مجموع نرخ‌های آن پیکسل در لایه‌های مختلف می‌باشد. برای کلاسه بندی نقشه نهایی، از نمودار فراوانی تجمعی استفاده می‌شود [22].
جهت محاسبه خطر زمین لغزش با استفاده از روش ارزش اطلاعات، هر نقشه عامل با نقشه پراکنش زمین لغزش‌های منطقه همپوشانی داده شده و تراکم سطحی زمین لغزش در هر رده متغیر محاسبه می‌گردد. سپس از رابطه بالا ارزش اطلاعات برای هر رده متغیر محاسبه شده و نقشه ارزش اطلاعات برای هر عامل تهیه می‌گردد. با تلفیق نقشه‌های ارزش اطلاعات عوامل مختلف و جمع نمودن مقادیر آنها، نقشه ارزش اطلاعات کل تهیه و با طبقه‌بندی این نقشه به تعدادی رده خطر زمین لغزش، نقشه پهنه بندی از زمین لغزش تهیه می‌گردد [15].

روش تراکم سطح (تحلیل حساسیت)
در این روش، زمین لغزش از طریق فرمول زیر برای هر نقشه عامل محاسبه و سپس مانند مراحل ذکر شده برای روش ارزش اطلاعات، پهنه بندی خطر زمین لغزش صورت می‌گیرد.
در روش تراکم سطح نرخ مربوط به هر کلاس از عوامل موثر از طریق رابطه زیر به دست می‌آید.
Wa=1000(A?B)-1000(C?D) رابطه2-10
Wa= نرخ مربوط به هر کلاس از عوامل موثر A= مساحت زمین لغزش رخ داده در هر کلاس
B = مساحت هر کلاس C= مساحت کل زمین لغزش‌های منطقه مورد مطالعه
D = مساحت کل منطقه مورد مطالعه
مراحل این روش برای تهیه نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش همانند روش ارزش اطلاعاتی می‌باشد. در این روش هم بعد از به دست آوردن نرخ هر کلاس از لایه‌های مختلف و برهم نهی لایه‌ها و تهیه نمودار فراوانی تجمعی، اقدام به کلاسه بندی نقشه نهایی حاصل از پهنه بندی می‌گردد [22].
روش اثر نسبی
در این روش نقشه‌های مختلف منطقه، به طور جداگانه با نقشه‌های منطقه همپوشانی داده می‌شود. به طور کلی مبنای این
بررسی بر این اصول قرار گرفته است که “اگر واحدی بیشتر از سهمی که در پوشش منطقه دارد، در لغزش سهیم باشد، در بروز لغزش نقش مثبتی دارد.”
بر همین اساس کلیه نقشه‌های موجود منطقه در این امر دخالت دارند و در نتیجه نقش و اهمیت هر فاکتوری که بتواند به نقشه درآید و یا به عبارتی دیگر در کل منطقه یکسان نباشد در پدیده لغزش بررسی خواهد شد. این بدان معنا نیست که عواملی که در منطقه هستند (مثل میزان بارندگی که در یک منطقه کوچک تفاوت قابل توجهی ندارد)، تأثیری در بروز لغزش ندارند، بلکه در حقیقت میزان تأثیر آنها برای کل منطقه یکسان بوده و چون تفاوتی در نقاط مختلف نداشته‌اند، لذا برای تمامی منطقه به صورت یکسان اثر نموده‌اند [29].
روش بررسی به این صورت است که در ابتدا مساحت هر یک از واحدهای نقشه محاسبه می‌شود. سپس این مساحت به مساحت کل تقسیم شده و به صورت درصد پوشش هر واحد نقشه از مساحت کل بیان می‌شود.
C=a?A×100a رابطه2-11
a= مساحت یک واحد در نقشه، C = درصد پوشش هر واحد از کل حوزه، A = مساحت کل حوزه
پس از آن، هر یک از نقشه‌های تهیه شده با نقشه لغزش‌های حوزه همپوشانی داده می‌شود. سپس مساحت کلیه واحدهایی که در نقشه به صورت لغزشی یا غیرلغزشی مشاهده می‌شود، و در نتیجه درصد لغزش در هر واحد بر اساس رابطه ذیل محاسبه می‌گردد.
S=sld?SLD×100 رابطه2-12
S= درصد لغزش هر واحد sld= مساحت لغزش در هر واحد نقشه SLD= مساحت لغزش کل
با گرفتن لگاریتم از نسبت درصد لغزش در هر واحد بر درصد پوشش هر واحد از کل حوزه، R.E به دست می‌آید. تابع اثر نسبی41 به صورت زیر بیان می‌شود.
R.E=log[(S?C)+?]=log{[(sld?(SLD)(A?(a)))]+?} رابطه2-13
?= عددی بسیار کوچک بوده که صرفاً برای صفر نشدن رابطه داخل پرانتز آمده است، زیرا صفر مطلق در طبیعت وجود ندارد.
بطور کلی چهار حالت در مورد تابع اثر نسبی قابل پیش‌بینی است:
الف- (R.E 0) این حالت در مواقعی پیش می‌آید که واحد کاری، کمتر از سهمی که در سطح حوزه داشته، دچار لغزش شده است. به عبارتی، در بروز لغزش، تأثیری منفی داشته است.
ب- (R.E = 0) اگر برای واحد کاری، درصد پوشش و درصد لغزش باهم برابر باشد؛ بدان معناست که آن واحد در لغزش هیچ تأثیر و نقشی نداشته و درست به میزان سهم خودش دچار لغزش شده است.
ج- (R.E 0) وقتی واحد کاری، بیشتر از سهم خودش در پوشش حوزه، دچار لغزش شده باشد، بر اساس اصل مذکور، در بروز زمین لغزش تأثیر مثبت داشته است.
د- چنانچه در واحد کاری هیچ پهنه
لغزشی وجود نداشته باشد، یا به عبارتی درصد لغزش واحد کاری برابر صفر باشد، نسبت R.E که برابر درصد لغزش به درصد پوشش می‌باشد، بی‌معنی می‌شود. چنین واحدهایی در حقیقت بهترین واحدها از لحاظ کارایی بوده و دارای خطر وقوع بسیار کم در لغزش می‌باشند؛ زیرا در آنها هیچ لغزشی رخ نداده و از پایداری بالایی برخوردار می‌باشند.
با توجه به این چهار حالت می‌توان گفت هر چه عدد R.E از حالت دوم دورتر باشد، اثر نسبی واحد بیشتر خواهد بود. بر همین اساس، در مورد عوامل لغزش نیز می‌توان قضاوت نمود. اثر نسبی هر واحد در پایداری و ناپایداری دامنه‌ها به صورت زیر بیان می‌شود:
Parametric R.E=???abs (R.E) ? رابطه2-14
هر چه این عدد بزرگ‌تر باشد اهمیت عامل، بیشتر شده و در اولویت قرار می‌گیرد [29].
تابع مورد استفاده برای پهنه بندی به صورت حاصل‌ضرب اثرات نسبی واحدهای هر نقشه در وزن اعطاشده بر اساس وزن خواهد بود. با این کار در حقیقت با صفر شدن یکی از عوامل، خطر لغزش نیز صفر خواهد شد. به عنوان مثال در مناطقی که شیب آنها صفر تا پنج درصد باشد (که احتمال لغزش در آنجا پایین است)، با دادن وزنی معادل صفر به شیب، خطر کلی لغزش صفر خواهد شد.
Slide Risk=(?R.E?_Slope+?R.E?_Geology+?R.E?_Depth+?R.E?_Texture+?R.E?_(Liquid Limit)+?R.E?_Plant+?R.E?_Forest+…)×? رابطه2-15
در این تابع؛ Slide Risk معرف میزان خطر لغزش، ? وزن مربوط به شیب، ?R.E?_Slope عدد اثر نسبی برای هر واحد در هر نقشه خواهد بود [15].

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه دربارهمشارکت مردم، ابزار توسعه، توسعه خود

علاوه بر تعدادی از روش‌های آماری که آورده شد، روش‌های تجربی متعددی نیز وجود دارد که تنها به ذکر نام برخی و توضیح در بخش پیشینه تحقیق (2-6) بسنده می‏کنیم:
– روش پیشنهاد شده براب42 (1975)
– روش پیشنهاد شده نیلسن43 (1979)
– روش پیشنهاد شده به وسیله موسسه راه ژاپن (1988)
– روش آنبالاگان44 (1991)
روش پاچوری و مانوچپانت45 (1992)
روش پیشنهاد شده مورا و وارسون46 (1993)
روش حائری و سمیعی (1376)

تثبیت و پایدارسازی شیب‌ها
در نقاط مختلف جهان، بسته به شرایط اقلیمی، نوع مصالح در دسترس، دانش فنی و بودجه و از همه مهم‌تر مشخصات و اهمیت سازه مهندسی، روش‌ها و تمهیدات متنوعی برای مقابله با ناپایداری شیب‌ها ابداع شده است. این روش‌ها به طور کلی به شرح زیر تقسیم‌بندی شده‌اند:
اصلاح هندسی (تغییر در شکل دامنه)
اصلاح هیدرولیکی
اصلاح و بهبود مقاومت برشی خاک
احداث سازه‌های نگهدارنده برای افزایش پایداری دامنه‌ها
باید توجه داشت که برخی از این روش‌ها یک منظوره و برخی چندمنظوره‌اند. از طرفی برای دستیابی به پایداری لازم در یک دامنه ممکن است، نیاز به استفاده از چند روش و تکنیک مختلف وجود داشته باشد. در همه حالت‌ها و قبل از بکارگیری هر روش باید به آثار سوء احتمالی آن بر زمین‌های مجاور نیز توجه شود.

اصلاح هندسی (تغییر در شکل دامنه)
پتانسیل لغزش دامنه را می‌توان با تعویض شکل هندسی و یا ترکیب شیب، کاهش داد. کاستن از شیب و یا ارتفاع از مهم‌ترین روش‌های دستیابی به شکلی پایدار برای دامنه می‌باشد. برای تغییر در شکل دامنه معمولاً از روش‌های زیر استفاده
می‌شود (باید امکان‌پذیری این روش در شرایط مختلف محیطی مورد بررسی قرار گیرد):
الف- لق‌گیری
برداشتن قطعات سنگی ناپایدار از سطح دامنه قبل از احداث سازه، یکی از اولین قدم‌ها در پایدارسازی دامنه‌ها می‌باشد. قطعات کوچک با اهرم و قطعات بزرگ را با آتشباری کنترل شده به پایین دامنه هدایت می‌کنند.
ب- کاهش ارتفاع
در شرایطی که امکان ایجاد لغزش چرخشی وجود دارد، با کاستن ارتفاع دامنه و کاهش بار، می‌توان باعث کاهش نیروهای ایجادکننده حرکت گردید. کاهش ارتفاع برای جلوگیری از جریان و یا انتقال گوه‌های موازی با شیب، روش کاملاً مناسبی نیست.
ج- کاهش شیب
کاهش شیب از روش‌های رایجی است که هم در مورد دامنه‌های خاکی و هم سنگی به کار گرفته می‌شود. برای کاهش شیب دو روش زیر کاربرد دارند:
در روش اول به طور یکنواخت شیب از پای آن تا بالا اصلاح می‌گردد.
در روش دوم با ایجاد سطوح افقی پله‌ای (پلکان) از شیب دامنه کاسته می‌گردد. پله‌ها همچنین منجر به کاهش سرعت زه‌آب می‌شوند و در نتیجه کاهش در فرسایش شیب را در پی دارد.
د- افزودن به وزن پاشنه دامنه
با اضافه کردن یک بخش خاک‌ریز یا سنگریز “سکو” مانند، در پای دامنه یا پنجه شیب و دوختن آن به لایه مقاوم، می‌توان تا حدی بر نیروی رانش دامنه ناپایدار غلبه کرد. گنجانیدن خاکریز یا سنگریز در شیب‌های سنگی علاوه بر تسهیل در سایر کارهای ساختمانی، ضمن متوقف نمودن و نگهداری سنگ افت‌ها، عمل زهکشی را نیز انجام خواهد داد.

مطلب مشابه :  دانلود تحقیق در موردطول فصل رشد

اصلاح هیدرولیکی
هدایت و کنترل آب‌های سطحی و آب‌های داخل دامنه جزو معمول‌ترین و مؤثرترین روش‌های پایدارسازی شیب‌ها می‌باشد. کاهش مقدار آب و همچنین فشار آب منفذی در یک توده خاکی یا سنگی، مقاومت برشی را در طول سطح گسیختگی افزایش داده و وزن کل توده را کاهش می‌دهد. پایین آوردن میزان تراوش آب، نیروهای ناپایدار کننده را کاهش داده و خطر فرسایش و یا رگاب را تقلیل می‌دهد و همچنین از میزان فشار جانبی وارد بر توده‌های سنگی در اثر نفوذ آب به درزه‌ها نیز می‌کاهد.
الف- زهکشی آب‌های سطحی:
آب جاری و یا آبی که از چشمه‌ها خارج می‌شود علاوه بر نقشی که در فرسایش سطح به عهده دارد، به راحتی می‌تواند به داخل دامنه نفوذ کرده و ناپایداری آن را افزایش د
هد. هدف از تعبیه زهکش‌های سطحی جمع‌آوری کلیه رواناب‏های ناشی از بارندگی، تغییر مسیر جریان‌های سطحی دامنه و هدایت آنها به خارج از منطقه لغزشی می‌باشد.
ب- حفاظت با پوشش نفوذناپذیر:
این عمل اساساً برای جلوگیری از فرسایش خاک و یا جلوگیری از اشباع شدن توده خاک با استفاده از پاشیدن بتن و یا قیر و قرار دادن ترکیبات مصنوعی در سطح به کار می‌رود. یکی از رایج‌ترین روش‌های حفاظت سطح دامنه از نفوذ آب، پاشیدن مواد نفتی به سطح دامنه می‌باشد. این روش باعث به وجود آمدن سطح سیاه و نازیبایی می‌شود. در نتیجه بیشتر در مناطقی که در منظر عمومی نیست مورد استفاده قرار می‌گیرد.
ج- حفاظت با پوشش نفوذپذیر (حفاظت بیولوژیکی):
گیاه کاری معمولاً در مورد دامنه‌های خاکی و یا آنهایی که حداقل بخشی از سطحشان را خاک پوشانیده است به کار می‌رود و می‌تواند نقش پیشگیری‌کننده داشته باشد. پوشش گیاهی، دامنه را در مقابل عمل فرسایش باران، آب‌های جاری و باد نیز محفوظ نگاه می‌دارد. بر اثر پوشاندن سطح دامنه با گیاهان، مخصوصاً گیاهان علفی، بخشی از آب سطحی قبل از آن که به بخش‌های داخلی‌تر برسد توسط گیاهان جذب شده و به مصرف می‌رسد.
د- زهکشی آب‌های نفوذی داخل دامنه:
شبکه زهکشی سطحی تا حد زیادی از نفوذ آب به داخل دامنه جلوگیری می‌کند ولی باز ممکن است که قسمتی از آب‌های جاری از سطح دامنه و یا نقاطی دورتر، توسط آب زیرزمینی به داخل محدوده دامنه نفوذ کنند. آب نفوذی به داخل دامنه از یک طرف وزن مخصوص توده خاک و سنگ را بالا برده و بدین ترتیب نیروی محرک موجب گسیختگی را افزایش می‌دهد و از طرف دیگر با کاهش اصطکاک باعث لغزنده کردن و کاهش مقاومت در برابر حرکت در سطوح گسیختگی موجود در دامنه می‌گردد، اگر این سطوح از شیب مناسبی برخوردار باشند می‌توانند مشکلاتی را به وجود آورند. از این رو زهکشی آب داخل دامنه به عنوان کاراترین روش برای جلوگیری از حرکات و لغزش‌های بزرگ و عمیق دامنه‌ای در نظر گرفته می‌شود. روش‌های متنوع زیر برای زهکشی آب‌های نفوذی داخل دامنه به کار می‌روند:
زهکشی افقی ثقلی
زهکشی ثقلی قائم
گالری زهکشی
پمپاژ
حفر خندق در بالای خاک‌ریز
زهکش ورقه‌ای
تحکیم
الکترواسمز47

احداث سازه‌های نگهدارنده خاک
یکی از روش‌های رایج برای پایدارسازی دامنه‌ها، احداث سازه‌های نگهدارنده می‌باشد. این سازه‌ها در انواع صلب و انعطاف‌پذیر ساخته شده که برای انتخاب روش مناسب اجرا حداقل باید اطلاعات زیر در دسترس باشد:
عمق و محدوده ناپایدار، مقدار رطوبت و پایداری نسبی آن
نوع لغزشی که به وقوع پیوسته و یا ممکن است به وقوع بپیوندد
وضعیت زمین پی (سازه‌های نگهدارنده نیاز به مهار و بستر مناسب دارند)
احداث ریز شمع‌ها، میخکوبی، ساخت دیوارهای نگهبان بتنی، سنگی و گابیونی و دیوارهای خاک مسلح از جمله روش‌های سازه‌ای برای پایدارسازی شیروانی‌ها می‌باشند.

اصلاح و بهبود مقاومت برشی خاک
به سه روش اصلاح و بهبود مقاومت برشی خاک امکان دارد که عبارت‌اند از:
الف- اصلاح مکانیکی
یکی از روش‌های افزایش مقاومت داخلی توده در برابر لغزش افزایش تراکم آن می‌باشد. این روش بخصوص در دامنه‌های ماسه‌ای

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید