اصول بهداشت روانی

اصول بهداشت روانی

مادر غیرشاغل (خانه دار) : مادری که شغل اصلی او خانه داری است و به غیر از کار در منزل به هیچ کار دیگری مشغول نمی باشد و تمام وقت خود را صرف رسیدگی به امور مربوط به فرزندان و زندگی می‌کند.
دانش آموز 1 : فردیکه در مدرسه مشغول آموختن دروسی است که از طرف وزارت آموزش و پرورش برنامه ریزی شده و در این پژوهش منظور دانش آموزان پایه اول و دوم و سوم مقطع راهنمایی تحصیلی هستند.

باید دانست که همیشه ذهن
فرد دنیای او را می آفریند.
(کن کیز1)
تعریف عزت نفس2
سارا3 از دید خود فردی است بسیار با اعتماد به نفس و راحت . او از استعدادهای خود نهایت استفاده را می کند و از زندگی بی نهایت لذت می برد. او نسبت به دنیا نگرشی مثبت دارد و از اطرافیان خود انتظار دارد که برایش ارزش قایل شوند . او احساس می کند که شایسته محبت ، شادی و روابط رضایت بخش است. برعکس ، الن4 بر این باور است که فردی بی مصرف است و نمی تواند محبوب دیگران باشد روابط او همیشه توأم با شکست است و همواره در روابط خود لطمه می بیند. او احساس می کند که لیاقت بهتر از این را ندارد ، برای او داشتن نگرش مثبت نسبت به آینده مشکل است. با مقایسه این دو فرد می توانیم بگوئیم سارا فردی با عزت نفس قوی و الن فردی با عزت نفس ضعیف است. ممکن است وضعیت هر کدام از ما نیز شبیه این دو وضعت باشد ، اما براستی عزت نفس چیست؟ می توان عزت نفس را به عنوان میزان ارزشی که ما برای خود قایل می شویم درنظرگرفت. مطالعات حاکی از این است که آگاهی یا برداشت ما از خود بیشتر ناشی از تجربه های اجتماعی ما است. ما خود را آنگونه می بینیم که فکر می‌کنیم دیگران ما را می بینند. حدود صدسال پیش یک جامعه شناس به نام کوولی5 چنین نوشت:
« نگرش ما از خود مانند آئینه‌ای است که ارزیابیهای تصوری دیگران نسبت به ما را منعکس می‌کند» بنابراین خودانگاره ، که مفهوم عزت نفس را می سازد ، به نظر می رسد که تحت تأثیر محیط بیرونی شکل می گیرد و ساخته می شود. در سالهای اول زندگی ، ما به شدت تحت تأثیر برداشت دیگران ازخودمان قرار می گیریم.این امر نگرش ما نسبت به خودمان را تحت تأثیر قرار می دهد. (ایلین ، شیهان ، گنجی 1378، 10).
یکی از اصول بهداشت روانی احترام شخص به خود است. اینکه خود را دوست بدارد و خود را به همان صورتی که هست بپذیرد ، فرد سالم احساس می کند که دیگران او را می پسندند و او نیز با نظر موافق به آنها می نگرد و برای خود احترام قائل است. در مقابل کسی که از سلامت روانی برخوردار نیست معمولاً بدبین است و اذعان می کند که هیچ وقت دوست واقعی درزندگی نداشته و برای شخصیت خود ارزشی قائل نیست ، با بهره گیری از این اصل هر فرد در هر رتبه و مقامی که باشد می تواند به خود و سایر افراد جامعه کمک فراوان نماید. مثلاً معلم با درنظرگرفتن این اصل توجه دارد که باید از بکاربردن زور ، ترس و تمسخر برای اداره کلاس پرهیز کند والدین نیز فشارهای خارجی را بر کورکان خود اعمال نکنند.
در تعریف عزت نفس گفته اند که عبارت است از ارزشی که اطلاعات درون خودپنداره برای فرد دارد و از اعتقادات فرد در مورد تمام صفات و ویژگیهای که در او هست ناشی می شود (بیابانگرد ، 1372 ، 19).
عزت نفس بر روابط فرد اثر می گذارد و از آنها تأثیر می پذیرد کوپر اسمیت1 خاطرنشان کرده است که بچه هایی که از عزت نفس زیاد برخوردارند معمولاً روابط میان فردی2 بهتری دارند و اغلب به عنوان رهبر انتخاب می شوند این بچه ها احساس می کنند که مورد پذیرش دیگران هستند . کسی که احساس خوبی نسبت به خویشتن دارد ، برای شناخته شدن ، انگیزه پیداکردن و راهنمایی شدن ، در حد افراط به یگران وابسته نخواهد شد و در روابط و همکاری با دیگران موفق خواهد بود (علیپور ، پروین ، 1375 ، 31) . کوپراسمیت با بکار بردن مفاهیم و روشهای راجرز3 درتحقیقات خود به این نتیجه رسید که کودکان با عزت نفس بیشتر افرادی هستند که احساس خودارزشمندی و اعتماد به نفس ، استقلال و خلاقیت و خوداعمالی می کنند به راحتی تحت نفوذ و تأثیر عوامل محیطی قرار نمی گیرد. طبق نظریه راجرزایی احساس عزت نفس در اثر نیاز مثبت به وجود می آید . نیاز به نظر مثبت دیگران شامل بازخوردها ، طرز برخوردهای گرم و محبت آمیز ، احترام ، صمیمیت ، پذیرش و مهربانی از طرف محیط و بخصوص اولیاء کودک می شود.
راجرز معتقد است که کودکان از همان اوان زندگی احتیاج به محبت و مهربانی دارند و اگر اولیاء به طفل ، محبت بدون قید و شرط کنند ، بعدها از چنان عزت نفسی برخوردار می شوند که لزومی درطرد کردن تجارب نمی بینند لیکن اگر اولیاء به کودک به طور مشروط مهر و محبت کنند و نظر مثبت بدهند فرزندان از عزت نفس بالایی برخوردارمی شوند . مخصوصاً مادر که به حکم طبیعت و فطرت بیش از هر چیز عهده دار مسئولیت اداره خانه و تربیت فرزندان است و ارزش او به انجام رساندن نیکوی این وظیفه است ارزشی که به خاطر مقام مادری است نه پست و مقام او و این ناروا است که مادری دست از وظایف اصلی خود بکشد و چه خوبست که مادر به جای پول ساختن ، آدم بسازد و به جای ماشین نویسی بر روی کاغذ ، در مغز طفل برنامه های شخصیت و اصالت را بنویسد(ایگو الیس ، 1985 ، پ ، معتمد ، 1378 ، 3) .
با مطالعه ای که از تعدادی دانش آموز دارای مادران شاغل به عمل آمده در رفتارهای آنان مشاهده گردید که دچار دشواریهای از جمله احساس عدم استقلال ، بروز مشکلات و دشواریهای در روابط اجتماعی و عاطفی آنان با دیگران و خیالپردازی و عدم اطمینان خاطر شده بود. (شعاری نژاد ، 1376) .
اهمیت عزت نفس :
نحوه شکل گیری عزت نفس را از طریق تفکر درمورد «خودادراک شده1» و «خودایده‌آل2» می‌توان مورد آزمایش قرار داد. خود ادراک شده همان خودپنداره است یعنی یک دیدگاه عینی درباره مهارتها ، صفات و ویژگیهای که در یک فرد وجود دارد یا فاقد آن است. خود ایده آل عبارت است از تصوری که در هر فرد وجود دارد از خود داشته باشد که لزوماً پنداری پوچ و بی معنی نیست بلکه یک تمایل صادقانه برای داشتن نگرشها و اسنادهای خاصی است . زمانی که خود ادارک شده و خود ایده آل همتراز باشند ، فرد از عزت نفس بالایی برخوردار خواهد بود.
با توجه به اینکه عزت نفس کودک زمینه و اساس ادراک وی از تجارب زندگی را فراهم می‌نماید، دارای ارزش ویژه ای است . لیاقت عاطفی ، اجتماعی که از خود ارزیابی مثبت نتیجه گرفته می شود می‌تواند به عنوان سپر یا نیرویی در مقابل مشکلات خطیر آینده به کودک کمک کند.
انجمن روانپزشکان آمریکا در سال 1987 آماری که از بیماریهای روانی ارائه دادند نشان داد که عزت‌نفس پایین بعنوان نشانگاه مرضی چند اختلال بوده است . دو مثال متفاوت از این اختلال کمبود توجه است که با بی توجهی و تکانه ای بودن (پیش فعال) مشخص می شود و دیگری اختلال اجتنابی ، شکل شدیدی از اضطراب اجتماعی است . به نظر می رسد که عزت نفس بالا می تواند تا اندازه ای بعضی از مشکلات دوران کودکی را جبران نماید.
بهره مند بودن از عزت نفس ضمن اینکه قسمتی از سلامت روان فرد به حساب می آید با پیشرفت تحصیلی نیز ارتباط مستقیم دارد. «محققان بسیاری دریافته اند که بین عزت نفس و نمرات بالا در مدارس رابطه وجود دارد . (پمپ ، 1989 ، بیابانگرد ، 1372 ، 26) .
از مطالب عنوان شده درمی یابیم که عزت نفس اهمیت به سزایی دارد و عامل اساسی در سازگاری عاطفی ، اجتماعی افراد می باشد. دانشمندان بسیاری از جمله ویلیام جیمز ، هربرت مید2 و چارلز کوئی3 به عزت نفس توجه قابل ملاحظه ای داشته اند.
تعریف شخصیت
شخصیت یک مفهوم انتزاعی است و متخصصان تعاریف نسبتاً متفاوتی را برای آن ذکر کرده اند . اما به نظر می رسد که اکثر آنها ، با این موضوع موافق هستند که شخصیت ترکیبی از اعمال ، افکار ، هیجانات و انگیزشهای فرد است و شخصیت افراد ، منحصر به فرد می باشد. اما شخصیت افراد مختلف دارای وجوه خاصی است (راس : 1991) . ( ترجمه جمالفر ، 1375 ، پ، معتمد ، 1378 ، 7) .
شخصیت یک مفهوم انتزاعی است و دانشمندان به چنین مفهومی ساختار می گویند ساختار یک پدیده عینی ، مانند میز نیست که یک فرد بتواند هنگامیکه از او سئوال می شود که میز را تعریف کند به آن اشاره کند . این حقیقت که شخصیت یک ساختار است تعریف آن را مشکل تر می کند.

Share