رشته حقوق

تاریخ معماری ایران

دانلود پایان نامه

‌گ.
همچنین برای تقسیم‌بندی انواع باروها در استحکامات دفاعی پس از اسلام ر.ک: پازوکی، استحکامات دفاعی ایران در دورۀ اسلامی، ص 17- 36. در بخش مربوط به بخارا، توضیحی دربارۀ دیوار بیرونی شهرواحه‌های بخارا (کنپرک) ارائه شده است.
مهم‌ترین نمونه مربوط به چنین قلعه‌هایی، قلاع دختر است که دست کم پیشینۀ ساخت آنها به دورۀ ساسانی می‌رسد، اما بر شالودۀ قلعه‌های پارتی بنا شده یا گسترش یافته‌اند: در این باره ر.ک: باستانی پاریزی، خاتون هفت قلعه.
دژ آتشگاه اصفهان، چنان که از نام آن پیداست دژ-آتشگاهی است که بر تپه‌ای طبیعی در نزدیکی شهر اصفهان واقع شده و در پیرامون آن آثار شهر که به ویژه دربردارندۀ آثاری در ارتباط با موقعیت مذهبی آن است، مورد پژوهش قرار گرفته‌اند. برای بررسی تفصیل گزارش‌های پژوهشی دربارۀ آتشگاه ر.ک: هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ص5.
آتشکدۀ آذرگشسب (آذرگشنسب!) که آثاری به ویژه از دورۀ ساسانیان تا اواخر دورۀ ایلخانیان را دربر دارد، در منابع تاریخی با نام‌های گوناگون گنزگ (Ganzag)، گزن (Gazan)، شیز (Shiz) و معرب آن جیس (Gis)، در دورۀ باستان و اسلامی و ستوریق (ستروق) در دورۀ ایلخانیان شهرت داشته است؛ ر.ک: کریستنسن، ایران در زمان ساسانیان، ص 249؛ لسترنج، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، ص 242. برای بررسی یک توصیف تاریخی، ر.ک: ابودولف، سفرنامۀ ابودلف در ایران، ص 38- 40. برای آگاهی کلی دربارۀ این شهر- دژ مذهبی؛ ر.ک: علی‌اکبر سرافراز و محمدیوسف کیانی، تخت‌سلیمان، تبریز: موسسۀ تاریخ و فرهنگ ایران؛ محمود موسوی، راهنمای تخت‌سلیمان، ارومیه، سازمان میراث فرهنگی، 1365؛ فرامرز نجد سمیعی، «تخت‌سلیمان»، دانشنامه جهان اسلام (تهران: بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380). ج2.
– تردیدی نیست که دژها و استحکامات پیرامون معابد و بناهای مذهبی از آن جا که درون آنها، بناهای مذهبی یک بخش، منطقه یا شهر قرار گرفته است، به گونه‌ای نقش ارگ در شهرها را ایفا می‌کرده اند اما با این تفاوت که در این جا کارکرد مذهبی بر کارکرد سیاسی، اداری و نظامی تفوق دارد. در دوره هخامنشیان تخت جمشید به عنوان «کانون معنوی و روحانی مملکت» شناخته می‌شد، پوپ، معماری ایران، ص 23.
ستوده، «قلاع، سابقه تاریخی»، ص92.
نمونۀ مهم باروهای گرد شهرواحه‌های بخارا در چند ردیف و باروهای گرد تمام شهرهای ایران پس از اسلام است. تغییر چهره این باروها مطابق با تحولات مذهبی -سیاسی نیز اهمیت دارد: مانند باروهای شاه تهماسبی تهران (در سال 961ق / 155) با 114 برج به نشانه سوره های قرآن و12دروازه به نشانه تشیع اثنی‌عشری، و باروهای جدید این شهر (دارالخلافه ناصری) که در زمان رضاشاه تخریب شدند: ناصر تکمیل همایون، تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران (جلد یکم از آغاز تا دارالخلافه ناصری) (تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1377)، ج 1 ص49.
پوپ برای بیان اهمیت باروهای شهرهای ایرانی در «قرون وسطی»، باروهای شهر یزد را مثال زده که در میانۀ کویر سیمای شهر ایرانی را از بیرون کاملاً پنهان کرده بودند و امروزه جز یکی – دو برج از آن باروها باقی نمانده است: Pope, A survey of Persian Art, Vol. 3, p.1243.
– جمشید محبوبی، نگاهی به تاریخ و جغرافیای میانه و آب و تکاب و شاهین دژ (تهران: مولف، 1370)، ص 215.
برای آگاهی کلی از چگونگی ساخت و کارکرد دژ در پایگاه‌های باستانی فوق؛ ر.ک: ملک شهمیرزادی، مبانی باستان‌شناسی ایران، بین‌النهرین، مصر، ص 157- 198؛ سرفراز و فیروزمندی، مجموعۀ دروس باستان‌شناسی و هنر دوران تاریخی ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی، ص 39- 109؛ مجیدزاده، آغاز شهرنشینی در ایران، ص 126- 166؛ ماهری، تمدن‌های نخستین کرمان، ص 139- 150 و بخش‌های دیگر این کتاب دربارۀ «تپه یحیی»، «تپه‌های شهداد» و «سرزمین گمگشتۀ آراتا» (Arata). همچنین تحلیل محتوایی این مسئله در: سیدسجادی، نخستین شهرهای فلات ایران، ج1 و 2؛ تحلیل کالبدی شهرها بر اساس دژ و کهندژ در: سلطان‌زاده، مقدمه‌ای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران، ص 40- 47 تحت عنوان «شهرهای اداری- سیاسی» و «شهرهای نظامی» و «شهرهای مذهبی».
چنین توصیف‌هایی از آثار مورخانی مانند هرودوت (تواریخ، ص 60)، سرچشمه می‌گیرد و اکتشافات باستانشناسی در هگمتانه همدان نیز آن را تأیید می‌کنند. برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: صراف، «هگمتانه»، شهرهای ایران، ج3، ص 290- 311.
توصیف جالبی که محققان تاریخ هنر و معماری از این زیگورات ارائه داده‌اند قابل تأمل است. ابعاد عظیمی با 50 متر بلندی و 11000 متر مربع مساحت قاعده آن : پوپ، معماری ایران، ص18.
زیگورات چغازنبیل (دوراونتاش) بدون تردید به عنوان بزرگ‌ترین معبد دوره عیلامی و از بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین بنا‌های بر جای مانده در تاریخ معماری ایران اگرچه در قالب تحقیقات پیرامون ارگ‌ها به دلیل نوع و کارکرد آن نمی‌گنجد اما تأثیر بسیاری در ساخت فضایی دژهای عظیم در ایران دارد. برای آگاهی بیش‌تر دربارۀ این بنا ، ر.ک: مجیدزاده، تاریخ وتمدن ایلام، ص79 ؛ هینتس، دنیای گمشده عیلام، ص 197 – 209.
این تخت نبایستی با «تخت‌سلیمان» تکاب محل آتشکده آذرگشسب اشتباه شود. بیش‌تر، تخت‌سلیمان پاسارگاد را به نام مسجد سلیمان به دلیل بناهای مذهبی اسلامی (مانند مسجد اتابکی پیرامون آرامگاه کوروش) و تعبیر سنتی که از آرامگاه کوروش به عنوان قبر مادر سلیمان داشته‌اند، می‌خوانند.
شاپور شهبازی، راهنمای جامع پاسارگاد، ص96.
هگمتانه اگرچه نمونه‌ای از بنای کهندژ پیش از روزگار هخامنشیان است اما، در بین‌النهرین نمونه‌هایی از استحکامات حکومتی در شهرها پدید آمده بود که به ویژه در دورۀ آشوریان و بابلیان به ساختاری کاملاً دفاعی تبدیل شده بودند: برای آگاهی بیش‌تر؛ ر.ک: دیاکونوف، تاریخ ماد، ص 279، 281، 294.
اگر چه کاربرد سنگ‌های تراش‌خوردۀ بزرگ‌پیکر در صفۀ تخت جمشید یادآور صفه‌سازی‌های ستبر اورارتویی است اما نباید فراموش کرد که این طرح در آمیختگی با دیگر طرح‌های به‌کار‌رفته در دژسازی تخت جمشید هویتی مستقل و منحصر به فرد یافته است. برای آگاهی بیش‌تر ر.ک: باستانی راد، «تلاقی تمدن‌ها در تخت جمشید»، ص111. باید توجه داشت که عناوین سکو، صفه، تختگاه و دژ نبایست به یک معنی به کار روند. (برای آگاهی بیش‌تر از معانی این واژه‌ها، ر.ک: پازوکی، استحکامات دفاعی ایران دورۀ اسلامی، ص 17- 36.
از همین رو، برخی این شهرها را «شهر- معبد» یا «شهر- قدرت» نامیده‌اند. حبیبی، از شار تا شهر، ص 5، 11، 15. پاسارگاد در زمان کوروش کبیر موقعیت سیاسی و پایتخت تمام ایران را داشت، اما پس از وی به کانونی برای تاج‌گذاری شاهان هخامنشی تبدیل شد.
کُخ،‌ هاید ماری، از زبان داریوش، ترجمه پرویز رجبی (تهران: کارنگ، 1376)، ص94. درباره ابتکارات هنری هخامنشیان در این زمینه ر.ک: گیرشمن، رومن، هنر ایران در دوره هخامنشی، ترجمه عیسی بهنام (تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360)، ص130.
حبیبی، از شار تا شهر، ص 16- 17.
سلطان‌زاده، مقدمه‌ای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران، ص 46- 47.

مطلب مشابه :  ارائه نتایج

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید