رشته حقوق

تخریب و بازسازی

دانلود پایان نامه

ذار
مقدسی بیان می‌کند که دروازه‌ها از جنس آهن ساخته شده بودند و نرشخی به مانند اصطخری دَرِ بنی اسد را همان در مُهره (مهر) در روزگار جاهلیت، می‌داند. بارتولد بیان می‌کند که شهر بخارا بر خلاف سمرقند، بلخ و مرو هفت دروازه داشت و در این مورد، احتمال می‌دهد که ملاحظات دینی در بنای شهر و کهندژ منظور شده بود. از دیگر سو چنان که در بررسی خاستگاه باستانی شهر بیان شد، انتساب بخارا به شهرهای اسطوره‌ای «سیاوشگرد» و «کنگ‌دژ» و این که کنگ‌دژ هفت بارو داشته است، این گمان بارتولد را تقویت می‌بخشد. اما، همۀ این گونه فرضیات دلیلی است واضح بر این که این بارو و هفت دروازۀ آن نه در دورۀ اسلامی بلکه پیش از فتح بخارا بنا شده بودند و مهم‌تر این که، تا سدۀ سوم قمری هنوز هستۀ اصلی شارستان با هفت دروازه و همان باروی روزگار هپتالیان توصیف می‌شد. بارتولد تلاش می‌کند که محل درست این دروازه‌ها را تشخیص دهد. او دروازۀ حقره (حق‌ره) را که تنها در تاریخ بخارا بدین نام نامیده شده و در دیگر منابع حفره ثبت شده، به نقل از گفته‌های نرشخی، در محلۀ خواجه امام ابوحفص بخاری می‌داند. اگرچه نام حق‌ره می‌تواند درست باشد اما نام حفره نیز بر این دروازه چندان دور از ذهن نیست؛ چنان که بیان خواهد شد، بر گرد ربض بخارا باروی دو ردیفه‌ای بود که هر بارو 10 یا 11 دروازه داشت و یکی از دروازه‌های باروی درونی رخنه نامیده می‌شد. همان گونه که یکی دیگر نیز آهنین نام داشت. حفره و رخنه که بارتولد دومی را به احتمال «رحبه» میدان معنی کرده است، می‌تواند با محل‌های نفوذ سپاهیان مهاجم در ارتباط باشد. چنان که اعراب در زمان قتیبه برای فتح بیکند در زیر دیوار آن «حفره کردند و رخنه انداختند و هنوز مسلمانان به حصار نمی‌رسیدند، از رخنه در آمدند…». اگر این دروازه به استناد نرشخی «حقره» (حق‌ره) خوانده شود یا به استناد دیگر مورخان، حفره (کنده) نامیده شود، در هر حال بایستی در ضلع جنوبی یا جنوب غربی شارستان بخارا نشانه‌یابی شود. زیرا، کوی امام ابوحفص در این محدوده بوده است و حملۀ عرب‌های مسلمان برای رخنه کردن در بخارا و یا حفره کندن در زیر باروی آن نیز می‌توانست از راه بیکند انجام گیرد، چنان که پس از فتح بیکند، بخارا مورد حمله قرار گرفت. از این رو بخش غربی و جنوب غربی شهر، مورد تعرض بوده و نشانۀ دیگر، آن که اصطخری ضمن نام بردن از دروازه‌های دهگانۀ بازارِ ربض که درواقع بایستی دروازه‌های باروی درونی از باروهای دوردیفۀ ربض باشند، از دروازه‌ای به نام رخنه یاد می‌کند که بین دو دروازۀ به سوی مسجد ماج (ماخ) قرار داشته است. از آن جا که هر دو بارو (باروی شارستان و باروی درونی ربض) دو دروازۀ هم‌‌نام به نام آهنین داشتند، بعید نیست که نام دروازه حفره و رخنه که هر دو نام را اصطخری آورده است برای این دو بارو درست‌تر باشند. پیداست که دروازۀ کهندژ در برابر ارگ بخارا بوده و رو به دروازۀ شرقی ارگ (دَرِ غوریان= کاه فروشان= دَرِ جامع= باب الجامع مسجد جامع قتیبه) باز می‌شده است. بارتولد دروازۀ نو را در بخش شمالی شارستان و دروازۀ حق‌ره را غربی‌تر از دروازۀ نو، نشانه‌یابی کرده است.
نرشخی در جایی که تلاش‌های قتیبه بن مسلم را برای «قسم کردن شهر بخارا در میان عرب و عجم»، توضیح می‌دهد، در واقع ترسیمی روشن از کالبد شهر و مکان‌یابی محلات و دروازه‌ها، در اواخر سدۀ یکم قمری ارائه کرده است. او دروازۀ اول را دَرِ بازار یا عطاران خوانده و بیان می‌کند «قتیبه قسمت کرد شهرستان را از آن جا که دَرِ عطاران اندر آئی تا به در حصار (کهندژ) و از آن جا تا به در نون، مر ربیعه و مضر را داده بود، و باقی اهل یمن را». نخستین برداشت این است که بایستی دروازۀ بازار بر سر راه تجاری، به سوی سمرقند (شرق) یا به سوی بیکند و آمل (غرب)، قرارا داشته باشد و از آن جا که دیگر منابع آن را در آهنین خوانده‌اند، دروازه‌ای محکم بوده است. در بررسی کوی‌های شهر و ساختار بازارها، بیان خواهد شد که بخارا چندین بازار داشته است: بازارِ میان شارستان و کهندژ که راسته‌های گوناگون داشته، بازار خرقان، بازارِ سر راه سمرقند و بازار ماخ. از دیگر سو، اصطخری بیان می‌کند که در میانۀ ربض، بازارها دروازه‌هایی داشته‌اند و یکی از آنها را در آهنین خوانده، اما آن را با دروازۀ چهارم شارستان (آهنین) که نرشخی از آن با نام در عطاران (بازار) یاد کرده، یکی ندانسته است. بارتولد دروازۀ نو (نون) را در ضلع شمالی شهر نشانه‌یابی کرده است و از آن جا که نرشخی در توضیح پیرامون تلاش قتیبه در تقسیم کردن شهر بخارا میانِ عرب و عجم از دروازه‌های عطاران، نون و حصار (کهندژ) نشانه‌ای واضح می‌دهد، می‌توان جای دروازۀ عطاران را باز یافت. چنان که بیان شد، قتیبه از دَرِ عطاران تا حصار و از آن جا تا در نون را به ربیعه و مضر داده بود. این تعبیر نشان می‌دهد که دروازۀ عطاران درست در مقابل کهندژ بوده است. دروازۀ کهندژ در ضلع غربی شارستان مقابل ارگ بوده و دروازۀ نو (نون) در شمال آن و از آن جا که ضلع شمال غربی شارستان به نام کوی «فغسادره»در زمان فتح بخارا عرب‌نشین شد، پیداست که دروازۀ عطاران در ضلع شرقی شهر و رو به روی دروازۀ کهندژ قرار گرفته بود.
نرشخی نشانۀ واضحی از دروازه‌های بنی سعد و بنی اسد (مهره) ارائه نمی‌کند، اما مشخص است که در جوار این دو دروازه، اعراب بنی سعد و بنی اسد ساکن شدند که نام گذشتۀ این دروازه‌ها را به نام‌های جدید تغییر دادند. او دَرِ بنی سعد را پس از در عطاران و در کنار مسجد بنی سعد دانسته و دَرِ بنی اسد را پس از دَرِ بنی سعد نشانه‌یابی می‌کند. نرشخی همچنین نشانۀ واضحی از در شارستان ارائه می‌کند که هم جایگاه بازار را مشخص‌تر می‌سازد و هم موقعیت کوی عرب‌نشین فغسادره و دروازۀ عطاران را:
«چون از در شهرستان اندر آیی، به دست راست کویی است که آن را کوی وزیر بن ‌ایوب بن حسان خوانند و آن کوی را کوی کاخ نیز خوانند… حد اول او بارۀ شهرستان پیوستۀ جوبۀ بقالان. حد دوم هم بارۀ شهرستان که پیوستۀ بازار پسته‌شکنان است. حد سیوم راه راست که از در نون بر آئی تا میان شارستان از در عطاران تا به در نون، جمله یک محلت است که ربع شهرستان است».
ب: باروها و دروازه‌های ربض
شهرهای ایران به دلیل آن که متناسب با عوامل و شرایط گوناگون گسترش می‌یافتند، معمولاً از باروهای چندردیفه‌ای برخوردار بودند. از میان شهرهایی که باروهای آنها هنوز پا برجا مانده و بر این مدعا، دلیلی تواند باشد، شهر بم است. بم، با سه بارو تقسیم‌بندی می‌شده است: 1.بارویی که کهندژ آن را در دامنۀ تپۀ سنگی زیر ارگ، از شارستان جدا می‌کند. دروازه‌ای دارد که از سمت جنوب در کنار اصطبل ارگ رو به شارستان باز می‌شود: اگرچه درون کهندژ باروهای چندردیفه و مشرف به یکدیگر، هرکدام مرتبتی دارند مانند: باروی میان اصطبل و قورخانۀ نظامی و باروی میان قورخانۀ نظامی و بلندای ارگ (شاه‌نشین)؛ 2. بارویی که بر گرد شارستان کشیده شده است. از شمال به باروهای ستبر ارگ محدود می‌شده و از جنوب با دروازه‌ای به ربض راه می‌یافته است؛ 3. باروی گرد ربض که بخش عظیمی از آن در محدودۀ شمالی و شرقی کُهن شهر بم و در کنار رودخانۀ پشت رود، هنوز پابرجاست. این بارو در زمان ساسانیان چهار دروازه داشت: نرماشیر، کوسکان، آسپیکان و کورجین.
بخارا از مهم‌ترین شهرهایی است که باروهای ربضِ رو به گسترش آن هنوز هم قابل تشخیص است و به رغم ویرانی باروها در دوره‌های گوناگون و گسترش شهر، پایه‌های بارو و بقایای برخی دروازه‌ها مانند دروازۀ میدان (خراسان) در بخش غربی شهر کنونی، برجای مانده‌اند. مقدسی در سدۀ چهارم اشاره می‌کند که در پی گسترش شهر ساختمان‌ها از باروی نخست و دروازه‌های ده‌گانۀ آن گذشت تا این که باروی دوم ساخته شد.
منابع سدۀ چهارم قمری ضمن ارائۀ توضیح دربارۀ باروی شارستان و هفت دروازۀ آن، نخستین باروی ربض را که به موازات باروی شارستان بنا نهاده شد، این گونه توصیف کرده‌اند:
نرشخی بنای باروی نخست ربض را به دورۀ احمد بن خالد، امیر بخارا در روزگار محمد بن عبدالله بن طلحه طاهری، نسبت می‌دهد که او در پی درخواست مردم دستور داد تا «ربضی بنا کردند به غایت نیکو و استوار و برج‌ها ساختند و دروازه‌ها نهادند. و این به تاریخ دویست و سی و پنج بود که تمام شد». و مترجم تاریخ بخارا اشاره می‌کند که ارسلان خان دستور داد در پیشِ آن ربض قدیم، ربضی دیگر بنا کنند چنان که هر دو متصل و محکم باشند. این توضیح بدان معنا نیست که باروی دوم در پی گسترش شهر بنا نهاده شد. بلکه در واقع اقدام ارسلان خان دوردیفه کردن باروی دوم (باروی بیرونی) ربض بوده است. چنان که از این بارو، هم تا به امروز بخش‌هایی بر جا مانده است. دلیل واضح این که پیش از روزگار ارسلان خان، اصطخری، ابن‌حوقل، مقدسی و نرشخی از دروازه‌های دو باروی درونی و بیرونی (باروی یکم و دوم) یاد کرده‌اند. هم چنان که در سال 560 قمری نیز، رکن‌الدنیاوالدین مسعودقلج طغماج ربضی دیگر در بیرون ربضِ ارسلان خان بنا نهاد که در واقع دومین مرتبه از مرمت باروی بیرونی بود و با استفاده از خشت پخته پی نهاده شد. پس از وی نیز سلطان محمد خوارزمشاه با فتح بخارا «باز ربض فرمود، و فصیل زدند و هر دو (بارو) را نو کردند».
پیداست که باروهای ربض چندین مرتبه تخریب و بازسازی شدند. اما به دو دلیل می‌توان با قاطعیت از دو بارو بر گرد ربض بخارا در عصر سامانیان یاد کرد: یکی بر اساس توضیحات مقدسی پیرامون گسترش شهر و ساخت محله‌های جدید در ربض جدید و دیگر بر اساس توضیحات نرشخی در ساخت خانه‌های اعیانی، کاخ‌های امیران، وزیران، دهقانان و سپاهیان در پیرامون ریگستان و کهندژ در کنارۀ جوی‌های غربی بخارا که این دو در ادامه تشریح خواهند شد و سه دیگر، نام دروازه‌های دو باروی ربض است که در بیش‌تر منابع تاریخی سدۀ چهارم قمری بیان شده‌اند و این جا مورد توجه قرار می‌گیرند.
نخستین باروی ربض بخارا بر شالودۀ ربض کهن در سال 235 قمری بنا شد. بارتولد احتمال می‌دهد که، شالودۀ باروی کهن به دورۀ ابومسلم مربوط می‌شده است، اما نام برخی از دروازه‌های این بارو گواه از آن دارد که دروازه‌ها کهن‌تر بوده و دست کم در عصر ساسانیان و در زمان گسترش آیین بودا در این منطقه بنا شدند. نام دروازه‌ها در آثار اصطخری، نرشخی، ابن‌حوقل و مقدسی این گونه بیان شده‌اند:

مطلب مشابه :  برقراری ارتباط

اصطخری نرشخی ابن‌حوقل مقدسی
در آهنین ؟ دروازۀ آهنی مقدسی 10 دروازۀ باروی دوم (باروی جدید) ربض را نام برده، بیان می‌کند که در قدیم 10 دروازۀ دیگر نیز ساخته شد که به اینها می‌پیوستند اما نام آنها غیر از دروازه‌های باروی دوم بوده است!
در پول حسّان ؟ دروازۀ پل حسان
دروازۀ مسجدماخ(1) دروازۀ مسجد ماخ دروازۀ مسجدماخ(1)
دروازۀ مسجدماخ(2) ؟ دروازۀ مسجدماخ(2)
در رخنه (رحبه) ؟ دروازۀ رخه! (رخنه)
دروازۀ کوشک بوهاشم دروازۀ ابراهیم؟ دروازۀ کوشک ابوهاشم کنانی
در پول بازارک (قنطره السویق) دروازۀ بازار دروازۀ سویقه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید