فتن
بدیهی است که حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر خم، آن خطبه‌ی جامع و معرفی علی (علیه السلام) به عنوان جانشین و خلیفه‌ی بعد از خود و اولی‌الامر و امام مردم و نیز تأمل و درنگ برای بیعت گرفتن از تک تک حاضرین که ابوبکر و عمر از اولین آنها بودند و …، سندیت بسیار محکم‌تری از یک تکه نوشتار بر روی کنفی پوسیدنی داشته و دارد. پس، کسانی که در آن واقعه و در حضور هزاران تن از مسلمانان و حتی بیعت خود را گردن ننهادند، به هیچ وجه برای یک تکه کنف وقعی قائل نمی‌شدند. یا می‌گفتند جعلی است و یا می‌گفتند: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در حال بیماری و تب و هذیان چیزی نوشته است که اعتبار ندارد. چرا که این مطلب را در حضورش نیز مدعی شدند.
بلکه هدف محقق شده‌ی پیامبر‌اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از این دستور این بود که مسلمین دوست و دشمن خود را بهتر بشناسند. قصد نهایی ایشان این بود که دست کم مسلمانان فریب گفتارها، ادعاها و مواضع فریبکارانه یا منافقانه را نخورند. ایشان به اثبات رساندند که عده‌ای اگر چه به ظاهر از صحابه هستند، اما نه تنها هنوز “ایمان” نیاورده‌اند، بلکه “اسلام” هم نیاورده‌اند که لااقل تسلیم امر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) باشند. و بدانند که آنها حتی از اندک علم لازم هم تهی هستند و هنوز نمی‌دانند که معصوم هیچ‌گاه “هذیان” نمی‌گوید. مضاف بر این که از ادب و اخلاق نیز خبری نیست و به جسارت به خود ایشان می‌گویند: «وصیت کردن شما لازم نیست، کتاب خدا ما را بس است.» و در حضورشان به همسران و خانواده‌ی ایشان اهانت می‌کنند و بیعت را حتی قبل از رحلت می‌شکنند. پس چگونه می‌توانند رهبران و هدایت کنندگان شما باشند؟!
ایشان به تاریخ درس داده و اثبات نمودند که بهانه‌های متفاوتی که پس از رحلت برای کنار زدن علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) خواهند آورد، فقط دست آویز است، و گرنه دشمنی و کینه نسبت به علی (علیه‌السلام )سابقه‌ی دیرینه دارد.
در هر حال هدف رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از این فرمایش و تحمل این جسارت‌ها، گستاخی‌ها و نافرمانی‌ها محقق شد و ایشان هفتاد روز قبل از رحلت، علی (علیه السلام) را به وضوح معرفی کرد و در بستر رحلت نیز دشمنان علی (علیه السلام) را نه فقط در بیان، بلکه به صورت علنی، مصداقی و مستدل معرفی نمود، لذا دیگر هیچ نیازی به نوشتن نبود، وگرنه در همان مجلس یا قبل و بعد آن می‌فرمودند: یا علی، تو قلم و کنفی بیاور تا بنویسم و قطعاً ایشان اطاعت می‌نمود و کسی هم نمی‌توانست جلودار شود.
دیدگاه انس بن مالک درباره آخرین وصیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)
انس بن مالک، خادم همراه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، به گفته خود در همه لحظات زندگی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) حضور داشت. پس قطعا در این لحظات حساس نیز در کنار حضرت حضور دارد. و شاهد و گواه همه اتفاقات جریان یافته در حجره پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد. اما بااین حال به راحتی می بینیم انس بن مالک نقل می کند:
“آخرین وصیت پیامبر در لحظات پایانی عمر خود این بود که ما را به خواندن نماز دعوت نمود.”
یعنی بزرگ ترین اتفاق ممکن در آخرین لحظات زندگی پیامبر را که اکثر حاضران در آنجا حتی عمربن خطاب، آن را به شیوه های مختلف نقل کرده اند یا به فراموشی سپرده بود همچون حدیث غدیر! و یا اینکه آن اتفاق را کتمان نمود.
8. 4 . رقص و موسیقی در حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
برای توجیه نمودن رقص و موسیقی که در دوران امویان بسیار مشهور شده بود انس بن مالک چنین نقل می کند:
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) زنان و کودکانی را دید که از مجلس عروسی بازگشته بودند. آن حضرت با خرسندی و شتابان آمد و به آنها گفت: خدا می داند شما محبوب ترین مردم نزد من هستید!!
بررسی روایات جعلی غنا و موسیقی از نظر قرآن
در قرآن مجید، خداوند متعال در آیات متعدد غنا و موسیقی را زشت دانسته و آن را کار شیطان و وسیله گمراه کننده معرفی کرده است. خداوند می فرماید:
﴿وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشتَری لَهوَ الحَدیِثِ ِلیُضِلَ بِهِ عَن سَبِیلِ اللهِ بِغَیرِ عِلم وَ یَتَخِذُ ها هُذُوا اولئِکَ لَهُم عَذاب مُهِین﴾
از ابن مسعود سئوال نمودند: منظور از لهو الحدیث چیست؟ در پاسخ گفت:
«به خدا سوگند همان خوانندگی و موسیقی است.»
و بنا به نقل دیگری گفت:
«منظور از لهوالحدیث، غنا و خوانندگی وگوش دادن به آن است؛ سوگند به آن خدایی که جز او خدایی نیست.»
ابن عباس و دیگر مفسران بزرگ اسلام نیز آیه فوق را به همین شکل تفسیر کرده اند.
در تفسیر آیه شریفه﴿ واستَفزز من استطعتَ منهم بصوتک﴾ که خداوند خطاب به شیطان می فرماید:
«هرکدام از آنها را می توانی با صدایت تحریک کن…»، عبدالله بن مسعودمی گوید:
” مراد از صدای شیطان در این آیه آوازه خوانی و موسیقی است. ابن عباس و مجاهد هم «صدای شیطان» را در این آیه غنا و آلات موسیقی معنا کرده اند.”
غنا و موسیقی از نظر روایات

                                                    .