رشته حقوق

روابط بین الملل

دانلود پایان نامه

ت!
در خانه بغلی را زدیم. یک آقایی آمد دم در سلام کردم. گفتم، ببخشید! امر خیری بود خدمت رسیدیم. این بنده خدا نگاه کرد، یک مسلمان بسیجی، خانه یک ارمنی آمده، چه امر خیری؟! خودش تعجب کرد. رفت لباس پوشید آمد دم در. محترمانه باهاش پیچیدیم توی خانه برادر خودش. بعد از بازرسی قضیه را بهش گفتیم: رهبر نظام آمده این جا، این‌ها چون بزرگتری نداشتند، خواهش کردیم که شما هم تشریف بیاورید. او را داخل که بردیم و آقا را که دید، مُرد! یک جنازه را یدک کردیم و بردیم نشاندیم روی صندلی کنار آقا! این‌‌ها به‌خودی خود زبانشان با ما فرق می‌کند؛ سلام علیک هم که می‌خواهند بکنند کلی مکافات دارند! با مکافاتی بالاخره با آقا سلام و احوال پرسی کرد و در نهایت یک همدمی را برای آقا مهیا کردیم. … مادر و دخترها لباس مناسب پوشیدند و آمدند پایین. وقتی وارد اتاق شدند، آقا تعارفشان کردند در کنار خودشان، کنار همان عمویی که نشسته بود. بعد هم گفتند: مادر! ما آمده‌ایم که حرف شما را بشنویم؛ چون شما دچار مشکل شده بودید. دخترها آمدند نشستند. آقا اولین سؤالشان این بود که شغل دخترها چیست؟ گفتند: دانشجو هستند. آقا خیلی تحسینشان کرد و با این‌ها کلی صحبت کردند. توی این حالت، این دختر سؤال کرد که آب، شربت، چیزی برای خوردن بیاورم؟ من خودم نمی‌دانستم که بگویم بیاورد یا نیاورد؟ آقا می‌خورد یا نمی‌خورد؟ نمی‌دانستم. رفتم کنار آقا، از آقا سؤال کردم، گفتم: آقا این‌ها می‌گویند که خوردنی چیزی بیاوریم؟ آقا گفتند: ما مهمانشان هستیم. از مهمان می‌پرسند چیزی بیاورند یا نیاورند؟! خُب اگر چیزی بیاورند ما می‌خوریم. بعد خود آقا گفتند: بله دخترم! اگر زحمت بکشید چایی یا آب‌میوه بیاورید، من هم چایی، هم آب میوه شما را می‌خورم. این‌ها رفتند چایی آوردند، آقا خورد؛ آب میوه آوردند، آقا خورد؛ شیرینی آوردند، آقا خورد! … ما چهل دقیقه با این خانواده بودیم، که به اندازه چند کتاب درس گرفتیم. آقا در خانه ارامنه آب، چایی، شربت، شیرینی و میوه‌شان را خوردند؛ اما بعضی از دوستان ما نخوردند! … با آن‌ها خداحافظی کردیم و به سمت دفتر به راه افتادیم. وقتی رسیدیم آقا فرمودند: این بچه‌ها را بگویید بیایند! آمدند. فرمودند: «این کار احمقانه چه بود که شما کردید؟! ما مهمان این خانواده بودیم. وقتی خانه‌شان رفتیم چرا غذایشان را نخوردید؟! این اهانت به آنها محسوب می‌شود. نمی‌خواستید داخل نمی‌آمدید.»
7-6-2-کفار حربی و مشرکان
سیره پیامبر بزرگ اسلام (ص) مملو از برخوردهای کریمانه و مدارای ایشان در روابط اجتماعی است. پیامبر در جریان پیمان صلح حدیبیه با شرایط مشرکان تا حد ممکن مماشات نمود و به‌ اصحاب اعلام کرد که با استناد به‌ آیات قرآن فتوح بزرگی در پیش است. اما به‌همان میزان در امور مربوط به‌یکتاپرستی و اصول، دارای قاطعیت و با صلابت بودند. پیامبر حاضر نمی‌شدند به‌خاطر خوشایند دیگران، از اصولِ مسلم خود دست بردارند. هنگامی که بحیرا، در سنین نوجوانی پیامبر(ص)، از ایشان خواست تا به‌لات و عزی سوگند بخورد، پیامبر نپذیرفتند؛ تبلیغات گسترده قریش به‌شکل‌های مختلف از جمله شاعر و ساحر نامیدن وی در جهت تضعیف روحیه ایشان و انصراف مسلمانان از گرویدن به‌وی در هیچ برهه‌ای از مراحل دعوت، سبب نشد حتی برای یک‌لحظه از دعوت خلق غافل شود. با همین منطق، با پیشنهاد قوم ثقیف مبنی بر مشروط ساختن مسلمانی‌شان به ‌این‌که بت لات را تا سه سال خراب نکنند و نماز نخوانند، مخالفت کرد. نزول سوره‌ی کافرون و ابلاغ آن از جانب پیامبر در پاسخ به ‌درخواست اسودبن مطلّب و عاص‌بن وائل و گروه دیگری از مشرکان، نمونه بارز دیگری از قاطعیت ایشان در امور مربوط به یکتاپرستی است. همچنان که ابوسفیان به کاروانی که به‌مدینه می‌رفت پیام داد که پیامبر را به‌ جنگ و کشتار تهدید کنند. پیامبر در جواب تهدید آنان فرمود: حسبنا الله و نعم الوکیل.
همه این مستندات حاکی از آن است که مسلمانان به‌عنوان پیروان آن حضرت، در روابط میان فردی خود با غیرمسلمانان نباید از اصول ارزشی و اعتقادی خود دست بکشند.
7-6-2-۱- نهی از شرکت در مجالس کافران:
از حضور در مجالس و محافل کافران نهی شده است به‌ این‌دلیل که ممکن است آیات الهی در این‌گونه مجالس به استهزاء گرفته شود. قرآن مجید با بیانی حکیمانه تأثیرگذاری تلاش فرهنگی تبلیغاتی کافران را از نظر دور نداشته و برای در أمان ماندن مسلمانان دستوری صریح و قاطع می‌فرماید: «هرگاه شنیدید آیات خدا مورد انکار و ریشخند قرار می‌گیرد، با آنان منشینید تا موضوع بحثشان را تغییر دهند؛ چرا که در این‌صورت شما هم مثل آنان خواهید بود»(نساء/ 140). تمسخر آیات الهی در مجالس کفار سبب وهن دین می‌شود و چنانچه مسلمانان در این امر کوتاهی کنند و مجالس آنان را ترک نکنند، به ‌وهن دین کمک کرده و کفار را در ادامه این کار جسورتر خواهند ساخت.
7-6-2-۲- نهی از هم‌رازی باکافران:
رابطه همرازی با کافران با انواع دیگر رابطه با کافران تفاوت‌های روشنی دارد که صورت پنهانی و اعلام نشده آن بخشی از تفاوت‌ها است. «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان، [دوست و] هم راز مگیرید [آنان] از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی‌ورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید.»
با توجه به شأن نزول آیه شریفه، رابطه پنهانی و اطلاعاتی با کافران نهی شده است؛ اگرچه ماهیت جاسوسی و خیانت نداشته باشد. طبق فرموده امام صادق علیه‌السلام، هر مومنی که راز خود را به کافران و یکی از مخالفان دینش بگوید گو این‌که از، دشمنان خدا شکایت کرده است. اما چنانچه کسی به یک مومن شکایت کرده و راز خود را بگوید گو این‌که به‌خدا شکایت کرده است. و این‌که می‌بینیم خدای متعال در آیاتی از قرآن کریم، مومنان را از حَکَم قرار دادن طاغوت منع کرده است به‌ این‌دلیل است که این‌کار مصداقی از همرازی با کافران است. چون تصمیم بر ارجاع به ‌طاغوت که مصداق بارز آن مشرکان (کسانی که برخلاف حکم خدا و رسول خدا داوری می‌کنند) می‌باشند، با آموزه‌های دینی سازگاری ندارد. حَکَم قرار دادن مشرکان برای مسائل شخصی مستلزم کمک خواستن از آنان و نیز طرح راز با آن‌هاست.
7-6-2-۳- نهی از ازدواج با کافران:
از مواردی که دین برای پیروان خود جایگاه و منزلت خاصی قائل شده و به‌صورت کنایی این منزلت را به ‌آنان یادآور می‌شود، مسئله ازدواج مسلمانان با کافران است. «و با زنان مشرک ازدواج نکنید، تا ایمان بیاورند، قطعاً کنیز با ایمان بهتر از زن مشرک است هرچند [زیبایی] او شما را به‌شگفت آورد، و به ‌مردان مشرک زن مدهید تا ایمان بیاورند. قطعاً برده با ایمان بهتر از مرد آزادِ مشرک است، هرچند شما را به‌شگفت آورد. آنان [شما را] به‌سوی آتش فرا می‌خوانند و خدا به‌فرمان خود، [شما را] به‌سوی بهشت و آمرزش می‌خواند.»
اگرچه تعبیر (خیرٌ من مشرکه) و (خیرٌ من مشرک) در آیه شریفه۲۲۱ سوره بقره معنای کنایی حکمی داشته و انشای حکم می‌باشد، اما به‌زبان بیان مصلحت برای مؤمنان و توجه‌دادن آنان به‌ رعایت مصالح در روابط حقوقی و اجتماعی آمده است و این روش در عموم مسائل عرفی و جاری زندگی، که دین برای آن دستور و برنامه دارد، چه به‌صورت عام و چه خاص، جاری است و این‌گونه بیانِ مصلحت موجب می‌گردد مسلمانان به‌طور آگاهانه رفتار اجتماعی خود را با احکام و مصالح تبیین‌شده از سوی دین تطبیق دهند.
پیامبر دخترشان زینب را از ارتباط زناشویی با همسرش حکم‌بن ابی‌العاص که مشرک بود بر حذر داشتند.
7-6-2-۴- جداسازی کافران محارب از سایر کافران
در بررسی سیره نبی گرامی اسلام به ‌مواردی برخوریم که حاکی از قاطعیت ایشان در برابر دشمنان است: پیامبر بزرگ اسلام برای بار دوم ابوعزه را نبخشید و فرمود مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود، برای نشان دادن قاطعیت خود به‌کسانی که آرامش جامعه اسلامی را مختل می‌کردند، پس از پیمان شکنی یهودیان دستور قطع درختان عجوه قوم یهود را داد که به ان عاشقانه علاقه داشتند و پس از این دستور پیامبر، یهودیان در سوگ از دست دادن آن درختان گریبان چاک دادند؛ و آن حضرت دستور داد سرای سویلم را که متعلق به یهودیان بود و در آن بر ضد مسلمانان توطئه میکردند خراب کنند و بسوزانند و از این قبیل برخوردهای سخت از سوی پیامبر گرامی اسلام گرچه از منظر روابط بین الملل و از موضع حاکمیت قابل بررسی است، اما به مسلمانان نیز گوشزد می‌کند که در روابط با چنین عناصری نباید از اصول مسلم خود کوتاه بیایند.
7-6-2-۵- رد هدیه مشرکان
تفاوت گذاشتن میان اهل کتاب و مشرکان، از یک الگوی رفتاری قاعده‌مند در سیره اجتماعی نبی اکرم (ص) حکایت می‌کند. واقدی در کتاب خود نقل کرده است که پیامبر (ص) هدیه ابو براء مشرک را قبول نکردند. همچنین ایشان هدیه‌ی گروهی از مشرکان را (که ظرف شیری بود) نپذیرفتند و دستور دادند بهای آن شیر پرداخت شود.
نتیجه‌گیری

مطلب مشابه :  زنان سرپرست خانوار

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید