رشته حقوق

جایگاه ارتباط میان‌فرهنگی در جغرافیای ارتباطی مومنان

دانلود پایان نامه

واند.
توحید در دلالت فرهنگی و سیاسی‌اش صلاحیت هرگونه طراحی و کارگردانی مستقل و خودسرانه در امور جهان و انسان را از هر کسی جز خدا سلب می‌کند. به‌حکم آن‌که آفریننده انسان و جهان و طراح نظام پیوسته آن است، به امکانات و نیازها نیز واقف است ذخائر و استعدادهای نهفته در جسم و جان آدمی و گنجینه‌ها و قابلیت‌های بی‌شمار هستی و میزان کاربرد و مورد مصرف و چگونگی ترکیب این همه را او می‌داند و به نیکی می‌شناسد پس فقط اوست که می‌تواند شیوه زندگی و الگوی ارتباطات انسان را که همان خط‌مشی حرکت وی در این نظام تکوین است طرح‌ریزی کند و سیستم قانونی زندگی و قواره و نظام اجتماعی او را ترسیم کند. پس باید تسلیم برنامه ارتباطی او که در قالب دین توسط رسول ارائه می‌شود بود و در دل حتی ذره‌ای نیز ناخشنود نبود؛
با الهام از این مبانی می‌توان جایگاه ارتباط میان‌فرهنگی در جغرافیای ارتباطی مومنان را ترسیم و مباحث را طبق آن سازمان داد.
5-3- جایگاه ارتباط میان‌فرهنگی در جغرافیای ارتباطی مومنان
ارتباط یک مومن دست‌کم در چهار ساحت (ارتباط با خدا، با خود، با طبیعت و با همنوع) قابل بررسی است؛ چرا که اخلاق در فرهنگ اسلام، دارای طیف وسیع و گستردهای است که شامل مسائل فراوانی در زمینههای فردی و اجتماعی میشود.
ارتباط با خدا یا اخلاق الهی(به‌معنای خاص)، آن‌دسته از اخلاق است که انسان در ارتباط با خدا انجام میدهد. مانند توجه، امید و ایمان به‌خدا، خوف و خشوع از خدا و … که منشأ عبادت و بندگی در برابر خداوند میشود. اما ارتباط با خدا در معنای عام همه ارتباطات (فردی، اجتماعی و ارتباط باطبیعت) را شامل می‌شود. مثلا در باب ارتباط انسان با طبیعت گفته می‌شود: «نظم طبیعت بر طبق حکمت الهی از مثل اعلای همه موجودات در مرتبه ‌الهی مأخوذ است. نظم طبیعت، نظم موجود در مرتبه ‌الهی را منعکس می‌سازد و از آن نظم صادر می‌شود…. هیچ‌گونه دوگانگی کامل میان قوانین حاکم بر جامعه بشری و برخوردار از ماهیتی اخلاقی و قوانین حاکم بر طبیعت موجود نیست».«آیین‌ها و مناسکی که آدمی به‌جای می‌آورد، بخشی از آیین‌هایی است که در همه خلقت برگزار می‌شود و سرپیچی انسان‌ها از اجرای این آیین‌ها، هماهنگی نظم طبیعی را بر هم می‌زند.» «انسان تافته جدا بافته از نظام آفرینش نیست. اگر وی رفتار شایسته‌ای داشته باشد، رخدادهای جهان به‌سود اوست مانند این‌که باران مناسب و درخور از آسمان فرو خواهد بارید: «وَأَلَّوِاسْتَقَامُوا عَلَى‌الطَّرِیقَهِ لَأَسْقَیْنَاهُم مَّاء غَدَقًا؛ یعنی اگر بر راه حق پایداری می‌کردند، بارانی فراوان نصیبشان می‌ساختیم»به‌دیگر سخن، گرچه عوامل طبیعی در پرورش و بارش باران موثرند، پیام دین آن است که انسان با اعمال خود بر این عوامل اثر می‌گذارد. این سخن درباره همه جوامع بشری صدق می‌کند بدین ترتیب بشر دارای رابطه‌ای اصیل با جهان است. و آیات متعددی از قرآن کریم مواجهه با طبیعت به عنوان موجودی ذی‌شعور را توصیه می‌کند. چرا که عالم مملو از گفت و شنود است. لذا بایستی به‌جای «طبیعت»، «خلقت» را شناخت.‌
اخلاق فردی، رفتارهایی است که اصالتا به خود انسان مربوط میشود؛ هرچند که ثانیا و بالعرض با دیگران نیز ارتباط پیدا کند و یا رابطه با خدا هم در آن ملحوظ شود. اخلاق خوب فردى از قبیل ذکر خدا، محبت خدا، شکر خدا، ترس از خدا، توکل به خدا، رضا به رضاى خدا و تسلیم در مقابل فرمان خدا، تعقل و تفکر، علم و آگاهى، نورانیت قلب به‌واسطه تقوا، صدق، شجاعت، استقامت، صبر، عدالت، احسان، محبت، امانت، نظم و انضباط، تسلط بر نفس و مالکیت نفس در مراحل مختلف از تسلط بر تمایلات گرفته تا تسلط بر خواطر و بالاخره جمیع حالات عرفانى و سیر و سلوکى، زهد به مفهوم واقعى، اعتماد به حق و حقیقت.
اخلاق اجتماعی افعالی است که انسان در ارتباط با دیگران انجام میدهد و روابطی است که با دیگران برقرار میکند، که معمولا اخلاق در بیشتر موارد به ‌این‌دسته از مسائل اخلاقی اطلاق میشود. اخلاق‏ اجتماعى‏ از قبیل تعاون، احسان، ایثار، جود، فداکارى، تواضع، راستگویی میباشد.
تعاملات انسانی، در ساحت اجتماعی (ارتباط با دیگران)، هشت قلمرو یا گستره ارتباطی را در بر می‌گیرد که بر مبنای حقوق و تکالیفی که یک مومن در روابط اجتماعی خود دارد، ترسیم شده است. «درجات متفاوت میان افراد از حیث قرب و بعد، حقوق و تکالیف متفاوتى را اقتضا مى‌کند و این امر یکى از معیارهاى اساسى در اختلاف حقوق و تکالیف آن‌ها در برابر یک‌دیگر خواهد بود و متقابلا هرقدر پیوند میان ایشان دورتر، حقوق و تکالیف آن‌ها کم‌تر و کم‌رنگ‌تر خواهد شد (ملاک و بعد را فرهنگ جامعه عموما و نظام حقوقى و عرف خصوصا تعیین مى‌کند)». با بررسی آموزه‌های اسلام درباره ارتباطات یک مومن در ساحت‌های ارتباطی مختلف به این نتیجه دست می‌یابیم که قلمروها و یا بسترهای ارتباطی، طیفی از خطوط پررنگ تا کم‌رنگ و تا خطوط نقطه‌چین را شکل می‌دهند که نشان‌دهنده میزان شدت ارتباطات در یک قلمرو ارتباطی است. ارتباطات خانوادگی از بیشترین شدت، و ارتباط با مشرکین و کفار حربی از کمترین شدت برخوردار است. بدین معنی که یک مومن مهم‌ترین و شدیدترین حقوق و تکالیف را در قلمرو خانواده و کم‌ترین آن‌ها را در ارتباط با بیگانگان دارد.
هم‌چنان‌که در مدل نیز نشان داده خواهد شد، ارتباطات خانوادگی در قلمرو اول قرار دارد و این نشان‌دهنده آن است که خانواده در هسته مرکزی ارتباطات اجتماعی انسانِ مومن قرار دارد. مروری بر ادبیات حاکم بر آموزه‌های دین نیز این مدعا را ثابت می‌کند. احسان به والدین و سپاس‌گزاری از آن‌ها در کنار عبادت خدا و شکر او قرار گرفته است؛ به‌کار بردن اصطلاحاتی از قبیل «برادری» (اخوت) برای نشان‌دادن پیوند وثیق میان مسلمانان؛ «مادری» برای نشان‌دادن اهمیت یک پدیده، (طبیعت مادر انسان است)؛ و «پدر» برای نشان‌دادن اصل و ریشه یک چیز و مانند آن در ادبیات دینی ـ که هر سه مربوط به‌ روابط خانوادگی است‌ـ ‌حاکی از جایگاه اساسی و والای روابط خانوادگی در اسلام است. به‌تعبیری می‌توان گفت که از دیدگاه اسلام، فرد همواره در دامن خانواده (به‌عنوان کوچک‌ترین نهاد اجتماعی) لحاظ شده است. ارتباطات دیگر، از جمله ارتباطات خویشاوندی‌ـ که از آن به‌عنوان صله رحم تعبیر می‌شودـ و ارتباطات همسایگی در حاشیه ارتباطات خانوادگی قرار دارند؛ چرا که ارتباطات خویشاوندی بدون خانواده و ارتباطات همسایگی بدون «خانه» که محل استقرار خانواده است، بی‌معنی است. «اسلام در زندگی روزمره، خویشاوندان را در اولویت ارتباطی قرار می‌دهد و برای انواع آن احکام و دستوراتی مثل صله ارحام، ارث، اولویت پرداخت زکات، مسؤولیت ویژه‌ای به نام عاقله و… داده است».
از نظر اهمیت و میزان حقوق، دوستان در قلمرو بعدی قرار دارند. در مرتبه بعد، مومنان با وصف عام ایمان قرار می‌گیرند؛ صرف‌نظر از هرگونه تعلقی که انسان ممکن است با آن‌ها داشته باشد. در گسترده بعدی کسانی قرار می‌گیرند که وجه مشترک ارتباط‌گرِ مومن با آن‌ها مسلمان بودن آن‌هاست. همه مسلمانان از آنجا که به اصول مشترکی باور دارند، در قبال هم‌دیگر حقوق و تکالیفی دارند. برخی از احادیث به اهتمام به ‌امور مسلمین تاکید می‌کنند، اعم از این‌که این مسلمان شیعه یا از اهل تسنن باشد. از این گستره تحت عنوان امت اسلامی تعبیر می‌شود. «امت اسلام به تمام کسانی که اسلام را دین خود و نظام زندگی دنیوی خود اختیار کرده‌اند و در یک سرزمین اسلامی یا در خارج از بلاد اسلامی اقامت دارند، اطلاق می‌شود». تفاوت میان شیعه و سنی در صورتی که به‌ اختلافات فرهنگی منجر شود، ارتباط میان آن‌ها را در قلمرو ارتباطات میان‌فرهنگی قرار می‌دهد. هم‌چنان‌که زندگی شیعیان در جوامع مختلف ممکن است آنان را از نظر فرهنگی متمایز و در گستره ارتباطات میان‌فرهنگی قرار دهد. به‌همین دلیل، قلمرو شمول ارتباطات میان‌فرهنگی در مدل پیشنهادی، قلمروهای ششم، هفتم و هشتم است.
در برخی زمینه‌ها؛ نگرش‌ها، اعتقادات، خواست‌ها و منافع افراد، گروه‌ها و ملت‌ها، به‌دلیل اقتضائات و ضرورت‌ها، مشترک یا به‌هم نزدیک است و در برخی زمینه‌ها نیز از هم دور است. اگر نقاط مشترک افراد و گروه‌های مختلف را به‌صورت دایره‌هایی رسم کنیم، بخش‌های متقاطع و مشترک دایره‌ها، «نقطه تلاقی» است. هرچه افراد و گروه‌ها به‌لحاظ اعتقادی، نگرشی، فرهنگ، و منافع مادی، به‌هم نزدیک‌تر باشند، محدوده تلاقی آنها بیشتر خواهد بود. پیدایش این حوزه‌های تلاقی اتفاقی نیست و ریشه در نگرش‌ها، اعتقادات، خواست‌ها و منافع دارند. به‌همین دلیل عواملی که این نقاط تلاقی و محدوده مشترک را پدید می‌آورند، برای طرف‌های ارتباط مهم و قابل اتکا هستند. مجموع این عوامل می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری درباره نحوه ارتباط میان‌فرهنگی قرار گیرد.
تعلقات دینی کسانی که مخاطبِ ارتباط یک مومن قرار می‌گیرند و نیز میزان مذهبی یا غیرمذهبی بودن آن‌ها در نوع ارتباط با آن‌ها تاثیر می‌گذارد؛ به‌تعبیر دیگر، «چگونگی ارتباط را دوری یا نزدیکی مخاطب از اصول اسلامی تعیین می‌کند». یعنی هر اندازه افراد از حوزه باور به ‌مسلمات مومنان دورتر باشند، ارتباط با آن‌ها رو به‌سردی و چه‌بسا انقطاع می‌گراید و همین امر سبب وجود گستره‌های ارتباطی متفاوتی شده است. بنابراین برای ارتباط یک مومن با دیگرانی که از نظر فرهنگی با او تمایزاتی دارند، دست‌کم چهار گستره قابل تصور است:
الف) ارتباط یک شیعه با شیعه‌ای در جامعه‌ای دیگر که از نظر فرهنگی با جامعه مقصد تفاوت‌هایی دارد؛
ب) ارتباط یک شیعه با فردی از اهل تسنن در جامعه خود یا جامعه‌ای دیگر؛
ج) ارتباط یک شیعه با اهل کتاب؛
و د) ارتباط یک شیعه با کفار و مشرکین؛
که هر کدام از این‌ها احکام و شرایط خاص خود را دارد. بدین ترتیب ارتباط میان‌فرهنگی دست کم در چهار قلمرو قابل بررسی است لکن در این پژوهش به‌دلایلی که در فصل توسعه مفهومی ارتباط میان‌فرهنگی اشاره شد، تنها به دو قلمرو اخیر خواهیم پرداخت.
ه
روابط با مسلمین
روابط میان مومنان
روابط میان دوستان
روابط میان همسایگان
روابط میان خویشاوندان
روابط میان اعضای خانواده
رابطه با اهل کتاب
رابطه با کفار و مشرکین

مطلب مشابه :  عناصر اصلی جرم جعل

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید