رشته حقوق

هوشیاری

دانلود پایان نامه

هد.
وی زمانی از ورود رستم به سرای پدرش آگاه میگردد؛ چنان آنیموس درونیاش برانگیخته میشود، که بدون ترس و دلهره و با استواری روحی شبانگاه با معرفی کردن خود و بیان خواستههایش، خود را بر وی عرضه میکند:
چـــنین داد پاســـخ کــــه: تهمینــــه‌ام تـــو گویـــــی کــــه از غــــم به دو نیمه‌ام
یکـــی دخــت شــاه سمنگـــــان منــــم ز پشـــت هــــژبـــــر و پلنـــــــگان مــنم
بگیتــــــی ز خــــــوبان مـرا جفت نیست چــــو مـــــــن زیــر چـرخ کبود اندکیست…
تـــــرام کنـــــون گــــــــر بخواهـی مرا نــــــبیند جزیــــــن مــــــرغ و ماهی مرا
(فردوسی،174:1389،ب83-70).
«این امر که در قصههای قدیم، زن میرود به قصد بچهدار شدن مبادرت به هم خوابگی با مرد میکند، به هیچ وجه حکایت از سبکی و بیعفتی زن نمیکند. در جماعات بدوی دوشیزه ماندن دختران شرط نبود و قبل از ازدواج میتوانست با هر کسی که میخواست رابطهی جنسی داشته باشد و فقط پس از ازدواج میبایست عفیف و وفادار باشد»(مینوی،17:1369). تهمینه از خرد و عقل خود بهره میجوید و در این اندیشه است که از فردی همچون رستم صاحب فرزندی شود. او نهایت هوشیاری و باهوشی را از خود نشان میدهد. زیرا که بیشک در آن زمان زنهای بسیاری در آرزوی این بودند که از رستم پهلوان و به نام، صاحب فرزندی بشوند. هر چند تهمینه در سخنانش به رستم میگوید:
یکـــی آنـــک بـــر تـــو چنــین گشتهام خــــرد را ز بهــــــر هــــــــوا کشتـــــهام
(فردوسی174:1389،ب84).
اما در واقع اینگونه سخن گفتن تهمینه از شرم، حیا و پاک‌دامنی او حکایت میکند. او عاشق و شیفتهی رستم شده اما نه برای هوا و هوس. زمانی که وی نیمه شب به بالین رستم می‌آید، فردوسی برای پاک نشان دادن تهمینه و حتی پاک نشان دادن دلباختگی رستم، تهمینه را از جان و خرد سرشته، توصیف میکند:
روانـــش خـــــرد بـود و تـن، جــان پـاک تـــو گفتـــــی کــــه بهــــــره ندارد ز خاک
(همان،ب67).
تهمینه از همان ابتدا با استواری تمام دست به گزینشی زده بود که تنها خود میتوانست مدافع آن باشد. او در هر صورت، چه در بین خاندان خود و چه در بین مردم کنون، زنی تلقی میشود که برای بودن با مرد دلخواه خود(حتی برای یک شب) به بیگانه روی آورده است و تمام سختیها و رنجهای این عشق را به جان دل خواهان است. او با همان صلابت و استواری روح و خرد؛ یکه و تنها به پرورش کودکی میپردازد که سایهی پدر بر سر او نیست و مادر، همه کس اوست.
عنصر نرینه دارای چهار مرحلهی انکشاف است: یک به صورت نیروی جسمانی، دو به صورت روحی مبتکر و قابلیت برنامهریزی، سه در قالب گفتار که به صورت استاد یا کشیش پدیدار میگردد. و در آخرین مرحله هم با تجسم اندیشه نمودار میشود(یونگ،293:1390). پس نخستین مرحله از شناخت کهنالگوی آنیموس به صورت نیروی جسمانی ظاهر میشود. به این معنی، زنی که به شناخت آنیموس خود دست مییابد؛ در بیرون از روان خود به مردانی دلبستگی و کشش مییابد که یا «در قالب یک ورزشکار»(همان) باشد و یا نیرویی بیش از مردان دیگر داشته و ژنده پیل و بزرگ هیکل باشد. نمونهی بارز چنین افرادی تهمینه است. او انسانی است قهرمان طلب که حاضر نیست دیگران برایش همسری گزینش کنند؛ همانگونه که پیش‌تر گفته شد او شیفتهی دلاوریها و خصوصیات یگانه و بیهمتای رستم شده بود:
بکـــردار افــــسانه از هــــــر کســــــی شنیـــدم هــــــمی داســــــتانت بســـــی
کــه از شیــر و دیـــو . نهنـــگ و پلنــگ نتــــــرسی و هستـــــــی چنیــن تیز چنگ
شــــــب تـــیره تنـــها بـــه توران شوی بگـــردی بر آن مــــرز و هــــــم نغنـــــوی
بتنــــــها یکـــــــی گــور بریــان کنــی هــــــوا را بــــــــه شمـشیر گریـان کنــی…
(فردوسی،174:1389،ب77-74).
رستم نماد کامل یک جهان پهلوان است که تهمینه عنصر نرینه خود را در شخصیت این مرد نمادینه میکند و او را خواهان میشود. تهمینه به اولین مرحله از شناخت آنیموس خود که همان نیروی جسمانی است دست مییابد. زیرا اولاً او به مردی گرایش پیدا کرده که در سراسر ایران و جهان از لحاظ تن و عمل بیهمتا است. دوما او پس از رودابه دومین زنی است که توانسته کودکی پیلتن (سهراب)را وزن حمل کند:
چـــو نــه مـــاه بــگذشت بر دخــت شـاه یکــــتی پـــــورش آمـــد چــو تابنــده ماه
تــــو گــــفتی گـــــو پیلــتن رستمست و گـــــر ســـــام شیرست و گــر نیــرمست
چـــو خــــندان شــد و چهره شاداب کرد ورا نــــام تهــــــــمینــه، سهــــــراب کرد

مطلب مشابه :  حقوق و تکالیف دولتها در قبال مهاجران در حقوق بشر

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید