رشته حقوق

تغییر در سبک زندگی

دانلود پایان نامه

.
روشهای استاندارد درمان اختلال وحشتزدگی چنانچه توسط کلارک (1986، 1989) مطرح شد مثل بازساخت دهی شناختی در ارتباط با سوء تفسیرهای فاجعه آمیز و رفتارهای ایمن با این گروه از بیماران مؤثر بوده است. بنابراین شناخت- رفتاردرمانگری به عنوان درمان جایگزین در مقایسه بادارودرمانگری می‌تواند بسیار مناسب باشد.
2-5 نشانههای مرضی:
نشانه‌های مرضی در اصطلاح پزشکی به هرگونه انحراف از وضعیت کنش وری بهنجار گفته میشود که بیانگر اختلال روانی یا جسمانی است. در چارچوب نظریه‌های رواندرمانگری نیز به برخی ویژگیها گفته میشود که برای بیمار پریشانی ایجاد میکنندو می‌توانند با سایر نشانه‌های مرض هم ارتباط داشته باشند.
2-6- ادراک بیماری
یکی از متغیرهای روانشناختی و رفتاری مهم در تاخیر بیمار در کمک جویی، ادراک علائم بیماری است. یکی از مدلهای بویژه جالب که چهارچوب مناسبی برای بررسی سیستماتیک تاخیر پیش از بیمارستان (تاخیر بیمار) و تصمیم‌های مربوط به جستجوی درمان فراهم آورده است، مدل خودگردانی لونتال و همکاران است (بروانلس و لونتال ،2000؛ لونتال و دیفبچ ،1991).
ادراک بیماری شامل اطلاعاتی در پنج بعد است: یعنی برچسب و علایم مربوط به بیماری (مانند، ماهیت یا باور در مورد علل مسبب آغاز خستگی و ضعف)، علت یا ادراک فرد در مورد طول مدت بیماری ، مدت زمان بیماری بر حسب این که حاد، دوره‌ای یا مزمن است، پیامدها و یافته‌های مورد انتظار فرد از بیماری برحسب اثرهای کنترل،اقتصادی،اجتماعی،روانی و جسمی و مؤثر بودن درمان و بهبود. مدل خودگردانی بر ارزیابی علائم بیماری تاکید دارد و معتقد است که آگاهی و ادراک افراد از جمله ادراک خطر، تظاهرات ذهنی آنها از بیماری را شکل داده و بر رفتار بیماری آنها اثر مى گذارد(بیش، رامیرز، بورگرس و‌هانتر ،2005)
از نظر این مدل، محرک درونی (برای مثال، تجربه علائم) و نیزمحرکهای ناشی از محیط (برای نمونه، اطلاعات راجع به خطر و مشاهده بیماری بستگان)، ممکن است تظاهرات هیجانی و شناختی را باعث شود و فرد براساس همین تظاهرات، یک طرح کنشی بمنظور مقابله با تهدیدی که ادراک کرده است اتخاذ مى کند(ریس، فری، کال و سوتون ، 2004)
2-7 اختلال خواب
اختلال خواب شامل یک اصطلاح کلی برای طیف مختلفی از مشکلات خواب است که یا در خلال خواب و یا قبل از خواب اتفاق می‌افتند از قبیل : بیخو ابی، وقفه تنفسی در خواب، نشانگان اکبوم، فزون خوابی، حمله خواب، کابوس یا بختک، اختلال وحشت زدگی در خواب، خواب گردی، خوابگویی.
2-7-1 مشکلات خواب در سالمندان
همه سالمندان از خواب نا کافی شکایت دارند. تقریباً 25-12 درصد از سالمندان سالم، بیخوابی مزمن گزارش می‌کنند و میزان بالاتر این مشکل احتمالاً در سالمندان مبتلا به هر نوع بیماری جسمی و روانی گزارش می‌شود (ملینگر ، بالتر و وهلنهوث ، 1985). عوامل موثر بر خواب سالمندان شامل تغییرهای بهنجار مرتبط با سن در زیست شناسی خواب، بیماریهای جسمانی و استفاده از داروهای مختلف، بیماریهای روانی و تغییر در سبک زندگی نظیر بازنشستگی، یا بیوگی است (بلیزر، 2002؛ هورین و همکاران، 1999، بوتزین و همکاران، 1996؛ میلس و دیمنت ، 1980). اگر چه نسبت به این مسئله که ناراحتیها و اختلالها می‌توانند نوسانات خلقی را تشدید کنند یا سبب آشکار ساختن آن شوند. اتفاق نظر وجود دارد، اما این مسایل در دستورالعملهای درمانی افسردگی اواخر زندگی بیشتر مورد بررسی قرار گرفته اند شاید به این دلیل که این اختلال در این گروه سنی به وفور رخ می‌دهد. فنون موثری برای کمک به تنظیم خواب بیماران در دسترس هستند و توجه زیاد بر مشکلات خواب می‌تواند به نحو چشمگیری در فرایند درمان مفید باشد. متخصصان بالینی باید نسبت به هر گونه شکایت از مشکلات خواب در بیمار سالمند آگاه باشند و با راهبردهای تشخیصی و درمانی مناسب آن را مورد بررسی قرار دهند ما درباره تغییرات متداول وابسته به سن درباره خواب و ویژگیهای بیخوابی اواخر زندگی و درمانهای در دسترس بحث مختصری خواهیم داشت. بررسی مفصل بیخوابی یا سایر اختلالهای خواب از حوصله این فصل خارج است، اما خوانندگان علاقه مند می‌توانند به لیچستین و مورین (2000) مراجعه کنند.
در چهارمین مجموعه تشخیصی و آماری اختلالهای روانی انجمن روانپزشکی امریکا (2000 و APA ،DSM ) بیخوابی به منزله خواب ناکافی و بدون ترمیم کنندگی به مدت حداقل یک ماه تعریف می‌شود که در کنش وری حرفه‌ای یا شغلی فرد اختلال ایجاد می‌کند. برای رسیدن به تشخیص بیخوابی باید سایر اختلالهای خواب (مثل مکث تنفسی خواب) یا اختلالهای عضلانی (مثل نشانگان پاهای بی قرار ) یا اختلال حرکتی دوره‌ای اعضا رد شوند. بیخوابی می‌تواند به سه روش ظاهر شود : 1) بیخوابی آغاز خواب که به منزله مشکل فرد در به خواب رفتن تعریف می‌شود؛ 2) بیخوابی تداوم خواب که به عنوان بیدار شدنهای مکرر در خلال شب یا بیداری خیلی زود (از زمان دلخواه) در صبح و مشکل در دوباره خوابیدن تعریف می‌شود، و 3) بیخوابی نوع مختلط هنگامی است که فرد هم در آغاز و هم در ادامه خواب دچار مشکل می‌شود. افزون بر این بیخوابی نخستین متمایز از بیخوابی ثانوی است. بیخوابی نخستین هنگامی رخ می‌دهد که فقدان خواب با سایر بیماریهای جسمی و بیماریهای روانی یا مصرف مواد همراه نیست. بیخوابی ثانوی هنگامی رخ می‌دهد که اختلال در خواب با سایر بیماریهایی که ذکر شد همراه است (ریدل و لیچستین، 2000).
2-7-2 زیست شناسی و تغییرات خواب وابسته به سن
خواب با مراحل خواب سبک و سنگین مشخص می‌شود که در طول شب تکرار می‌شوند. همچنانکه فرد از خواب سبک (مراحل 1 و 2) به خواب عمیقتر (مراحل 3و4) پیش می‌رود، فعالیت مغزی که با موج نگاری الکتریکی مغز (EEG ) اندازه گیری می‌شود، به موجهای آهسته تر و وسیعتر (پر دامنه تر) انتقال می‌یابد. با عمیقتر شدن خواب، نوسانهایی بین مراحل سبکتر و عمیقتر خواب وجود دارند. پس از حدود 90 دقیقه از شروع خواب حرکات سریع چشم (REM ) شروع به پدیدار شدن می‌کنند که با خوابدیدگی ، افزایش ضربان قلب و فشار خون و تنفس سریع مشخص می‌شود.
خواب آرام فرایند مهمی است که بر کنش وری کلی فرد تاثیر می‌گذارد . بدن انسان با خواب شبانه حفظ می‌شود. چرخه‌های بیداری روزانه ریتم‌های شبانه روزی یا 24 ساعتی نام دارند. خواب بدون حرکات سریع چشم دستگاه ایمنی را بهبود می‌بخشد، و خواب با حرکات سریع چشم در تنظیم کنش وری خلقی روزمره موثر است( بوتزین و همکاران 1996). در حالیکه یک یا دو شب نخوابیدن چندان نگران آور نیست اما پیامدهای بیخوابی مداوم شامل خستگی روزانه، کنش وری آسیب دیده و تشدید نوسانهای خلقی است.
سالمندان مبتلا به بیماریهای مزمن جسمانی نسبت به خواب حساس هستند (میلس و دیمنت، 1980). افزایش دفعات و زمان بیدار شدنهای شبانه، کاهش در حفظ خواب با حرکات سریع چشم با توجه به سن و افزایش خوابدیدگی، آسیب پذیری سالمندان را نسبت به شکل گیری اختلالهای خلقی افزایش داده است (ریدل و لیچستین؛ 2000؛ بوتزین و همکاران، 1996). سالمندان عموماً به عنوان افرادی که خواب کم بازده‌ای دارند برچسب می‌خورند، زیرا بنظرمی رسد آنها بدون آنکه خسته باشند زمانهای منظمی به رختخواب می‌روند. بنابراین مدتی که آنان در رختخواب باقی می‌مانند طول می‌کشد. بیخوابی ثانوی از جمله نگرانیهای سالمندان است که نه فقط ناشی از اختلال خواب به دلیل ناراحتی جسمی است بلکه گاهی مشکلات حرکتی نیز زمان ماندن در رختخواب در طول روز را افزایش می‌دهد. به همین ترتیب با کاهش تحرک و فعالیت، چرت زدنهای روزانه زیاد می‌شوند که می‌تواند بر برنامه خواب منظم تاثیر بگذارد و این به نوبه خود شکل گیری نشانه‌های اختلالهای روانی را افزایش می‌دهد.
2-7-3 اندازه گیری خواب
فرم یادداشت روزانه خواب یک ابزار مناسب مبتنی بر خودگزارش دهی است که برای ارزیابی برنامه خواب و بیداری طراحی شده است (شکل 1-9). این ابزار شامل اطلاعاتی در مورد مصرف روزانه کافئین را نیز شامل می‌شود که مثل داروهای کمکی خواب قبل از خوابیدن مصرف می‌شوند. یا در طول شب برای مهار بیخوابی مورد استفاده قرار می‌گیرند (راجرز ، کاروسو و آلدریچ ، 1993؛‌هایتور نثوایت ، هگل و کرنس ، 1991). یادداشتهای روزانه خواب می‌تواند در مشخص کردن اختلالهای خواب افرادی که از اختلال خلقی رنج میبرند بی نهایت مفید باشد. این یادداشتها در محافل پژوهشی و درمانی در سطح وسیع مورد استفاده قرار گرفته و با خواب مشاهده شده از روی خواب نگاری چند گانه همبستگی خوبی دارد (راجرز، کاروسو و آلاریچ‌، 1993؛‌هایثور نثوایت، هگل و کرسن، 1991). چون خواب نگاری چند گانه مستلزم اندازه گیریهای فیزیولوژیکی مثل فعالیت مغزی، حرکتهای چشم، فشار خون، تنفس و حرکتهای دوره‌ای پا در طول شب است روشی پر هزینه می‌باشد. لذا این روش فقط در صورتی توصیه می‌شود که احتمال مکث تنفسی همواره مطرح باشد(بلیزر، 1998؛ بوتزین و همکاران 1996).
2-7-4 درمانهای بیخوابی
چنانچه قبلاً در مورد نخستین مداخله گری در درمان بیخوابی ذکر شد فقط استفاده از دارودرمانگری به عنوان تنها روش درمان بیخوابی اواخر زندگی توصیه نمی‌شود (بوتزین و دمیس، 1996). استفاده طولانی مدت از داروهای خواب آور به افزایش تحمل و عادت یافتگی می‌انجامد که مستلزم افزایش دارو برای این اثر مورد نظر در درمان ناهنجاریهای خواب است.
متاسفانه، خواب آورها ساختار خواب را تغییر می‌دهند، هم مراحل مربوط به امواج آهسته یا مراحل عمیق خواب و هم خواب همراه با حرکتهای سریع چشم را کاهش می‌دهند . از آنجا که این تغییرات در خواب به طور طبیعی با افزایش سن رخ می‌دهند تجویز خواب آورها برای بیخوابی اواخر زندگی تا حد زیادی مشکل زاست. عوارض جانبی خواب آورها افزون بر آمادگی برای وابستگی روانشناختی شامل افزایش گیجی تا کسالت نیز می‌باشد. اگر چه خواب آورهای جدیدتر عوار ض جانبی کمتری دارند با این حال شواهد تجربی قویاً بر استفاده از مداخله گریهای رفتاری و شناختی در کنار دارودرمانگری تاکید دارند (بلیرز، 1998).
مداخله گریهای رفتاری نظیر بهداشت خواب، مهار محرکها، محدودیت خواب، تنش‌زدایی و بازساخت دهی شناختی می‌توانند برای سالمندانی که از مشکلات مربوط به خواب شکایت دارند بسیار موثر باشند به ویژه مداخله گریهای رفتاری در مورد بیمارانی که دارودرمانگری برای آنان ممکن است مشکلاتی داشته باشد مفید است.
بهداشت خواب به معنی رفتارهای مناسب مربوط به خواب است. سالمندان طی این مداخله گریها (1) جنبه‌های بهنجار و مرضی خواب (2) عوارض مصرف کافئین و نوشیدنیها بر خواب (3) عوارض احتمالی مضر استفاده طولانی مدت از داروها، (4) عوارض زیان آور چرت زدن و (5) اهمیت پایبندی به یک برنامه پایدار خواب و بیداری را در هفت روز هفته یاد می‌گیرند (بلیرز، 1998؛ بوتزین و همکاران، 1996). موضوع سلیقه‌های شخصی فرد سالمند در ارتباط محیط خوابش نظیر درجه حرارت لازم برای خوابیدن، سطح سر و صدا، روشنایی، استحکام و ثبات تشک خواب و غیره از اهمیت خاصی برخوردار است. در مورد اثرات واقعی اختلال خواب نیز اطلاعاتی به سالمندان ارایه می‌شود تا بین فقدان خواب بهنجار، گاهگاهی، بیخوابی و خواب واقعی تمایز قایل شوند. مهار محرک مداخله‌ای است که برای تقویت رابطه بین رختخواب و اتاق خواب به منزله‌ی نشانه‌ای از خوابیدن برنامه ریزی می‌شود. افزون بر این مهار محرک به شخص کمک می‌کند تا به منظور بهبود خواب به جای توجه به زمان از پیش تعیین شده خواب بیشتر بر نشانه‌های جسمانی خستگی و خواب آلودگی متکی شود (بوتزین و همکاران ،‌1996). فنون مهار محرک، هم برای شروع و هم تداوم خوابیدن به افرادبیخواب کمک می‌کند. دستورالعمل‌های مهار محرک عبارتند از (بوتزین، اسپتین و وود ، 1991) :

مطلب مشابه :  قابلیت اندازه گیری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید