رشته حقوق

وظایف اخلاقی

دانلود پایان نامه

عت عقلانی/ 300
4-3-2-2. باور دینی شجاعانه/ 306
4-3-3. باور دینی و فروتنی عقلانی/ 309
4-3-3-1. فروتنی عقلانی/ 309
4-3-3-2. باور دینی فروتنانه/ 316
4-3-4. باور دینی و خودآیینی عقلانی/ 319
4-3-4-1. خودآیینی عقلانی/ 320
4-3-4-2. باور دینی خودآیین/ 330
4-4. نتیجه/ 334
مؤخره/ 336
5-1. معرفت دینی، فضیلت عقلانی و وجدان‌مداری معرفتی/ 336
5-2. اخلاق باور دینی : خروج از بن‌بست/ 340
5-3. آغاز یک راه/ 343
پیوست‌ها/ 345
پیوست 1: درباره‌ی مثال‌های نقض گتیه/ 346
پیوست 2: نظریه‌ی انگیزش الهی/ 351
فهرست منابع/ 356
چکیده‌ی انگلیسی/ 371
چکیده
«اخلاق باور دینی» به ارزیابی هنجاری و اخلاقیِ مقدمات، فرایند و فراورده‌های باورآوری در حوزه‌ی باورهای دینی می‌پردازد. صورت‌بندی نخست از اخلاق باور دینی، منطبق با قرینه‌گراییِ معرفت‌شناختی، درون‌گرایانه و وظیفه‌گرایانه بود اما با شکل‌گیری و کاربرد نظریه‌های معرفتِ برون‌گرا در معرفت‌شناسی باور دینی، همچون معرفت‌شناسی اصلاح‌شده، دیدگاه‌هایی غیرقرینه‌گرایانه نیز در زمینه‌ی اخلاق باور دینی پدید آمده است. در این دیدگاه‌ها، ضمن توجه به عناصر محیطی خارج از دسترس معرفتیِ باورنده، بر آثار منفیِ گناه بر ساحت شناختیِ وجود او تأکید می‌شود. به‌رغم اختلاف‌های موجود بین رویکردهای قرینه‌گرایانه، عمل‌گرایانه و اصلاح‌شده به اخلاق باور دینی، همه‌ی آن‌ها عمل‌محور، قاعده‌محور، بی‌توجه به ارزش‌های اخلاقی و معرفتیِ شخصی و فضایل اخلاقیِ تقلیل‌ناپذیرند. لیندا زگزبسکی می‌کوشد با توجه به منش عقلانی و ویژگی‌های ذهنیِ باورنده، نظریه‌ی معرفتی فضیلت‌گرایانه را بر اساس اخلاق فضیلت‌گرا شکل دهد که از این مشکلات به‌دور باشد. این نظریه، با ابتنای معرفت‌شناسی بر فلسفه‌ی اخلاق، زمینه‌ای جدید را برای بازنگری و تحوّل مفاهیم معرفتی و در نهایت، اخلاق باور پدید می‌آورد و در پی کاربرد آن، فهم فضیلت‌گرایانه از اخلاقِ باور جایگزین دیگر رویکردها به آن می‌شود و نسبت باور، و مهم‌تر از آن، شخصیت و مَنش عقلانیِ باورنده، با فضایل عقلانی- اخلاقی در کانون توجه قرار می‌گیرد. فضایل عقلانی مقوّم یا تحدیدکننده‌ی اعتماد وجدان‌مدارانه‌ی باورنده به شیوه‌های باورآوری خودند و با توجه به تأکید زگزبسکی بر صدق‌رسانی آن‌ها، می‌توان گفت باور وجدان‌مدارانه، و احتمالاً صادق، باوری برآمده از مَنش عقلانیِ فضیلتمندانه است. منطبق با این طرح جدید، باور دینیِ وجدان‌مدار باوری است که برآمده از انگیزش حقیقت‌جویی و اعتماد وجدان‌مدارانه‌ی باورنده به خود باشد، اعتمادی که فضایل عقلانی آن را برمی‌سازند. تا زمانی که منش باورنده با وجدان‌مداری معرفتی عجین باشد، اعتماد به عواطف، باورها و حجیّت‌های دینی موجه و پذیرفته است و این همان محکی است که در ارزیابی اختلاف باورهای دینی نیز او را یاری می‌کند.
واژگان کلیدی: اخلاق باور دینی، معرفت‌شناسی فضیلت‌گرا، لیندا زگزبسکی، وجدان‌مداری معرفتی، فضیلت عقلانی
مقدمه
این همه را نه به هوای تفاخری پوچ و ارضای کودکانه‌ی نفس کردم بلکه از بسی پیشتر، عزم استوار کرده بودم که معبد خداوند را، که به سبب جهل و توحّش برخی پایمال بس بی‌حرمتی‌ها شده بود، با گنجینه‌هایی از قلمروهای دیگر آذین بندم. (اراسموس روتردامی)
زمانی که ویلیام کلیفورد، فیلسوف و ریاضی‌دان انگلیسی، اصطلاح «اخلاق باور» را برای اشاره به وظایف اخلاقیِ افراد در مورد باورهای خود برساخت و آن را عنوان مقاله‌ی پرآوازه‌ی خود قرار داد، گمان نمی‌برد که در حالِ پایه نهادن یکی از سرفصل‌های مهم معرفت‌شناسی است. از پسِ انتشار این مقاله، امکان نگرش اخلاقی به باورآوری، از مقدمات آن گرفته تا فرآورده‌اش، همواره مورد بحث و بررسی بوده است. به یک معنا، اخلاقِ باور تعبیری دیگر از معرفت‌شناسی است و پیش از کلیفورد، سابقه‌ای دیرین در تاریخ فلسفه دارد اما آنچه بحث از این موضوع را به طور خاص مورد توجه قرار داد، انتشار مقاله‌ی کلیفورد و توجه به آن از سوی موافقان و منتقدان بود. موضوع این رساله بررسی اخلاقیِ قسمی از باورها است که به نظر می‌رسد کلیفورد در زمان نگارش و انتشار مقاله‌ی خود به آن توجهی ویژه داشته است: باور دینی.
اخلاق باورِ دینی ذیل معرفت‌شناسی باور دینی می‌گنجد که خود بیانگر نگاهی خاص به مسئله‌ی کهن ارتباط «عقل» و «ایمان» است. ارتباط عقل و ایمان و چگونگی ارزیابی عقلانیِ باورهای دینی نه‌فقط در دوره‌ی جدید بلکه از ابتدای شکل‌گیری سنّت‌های دینی، به‌ویژه سنّت‌های دینیِ ابراهیمی، موضوع بحث و بررسی بسیار بوده است. سنّت‌های دینی، به طور عام، برای فهم و ارزیابی تجارب، باورها و اعمال دینی در درون خود و به طور خاص، برای دفاع از آموزه‌های خود در برابر دیگر سنن دینی یا دیدگاه‌های عقلیِ مخالف نیازمند تبیین نسبت عقل و ایمان‌اند. بررسی تاریخ مواجهه‌ی عقل و ایمان نشانگر آن است که طیفی از دیدگاه‌ها، از ایمان‌گرایی تا خداناباوری در این زمینه شکل گرفته است. هر یک از این دیدگاه‌ها رویکردی خاص به اخلاق باور دینی دارد و به یک معنای عام، می‌توان معرفت‌شناسیِ باور دینی را، در اصل، همان اخلاق باورِ دینی شمرد. در این رساله، مهم‌ترین نظریه‌ها درباره‌ی اخلاق باور دینی طرح شده‌اند اما ادعا این است که این نظریه‌ها، اولاً، در ارائه‌ی تبیینی موجه از اخلاق باور دینی ناکام می‌مانند و ثانیاً، به‌رغم تفاوت‌ها، اشتراک‌هایی در خاستگاه‌های خود دارند که برآمده از طرز تلقی مشابهی از دو مقوله‌ی مهم «اخلاق» و «معرفت» است. از قضا، همین اشتراک‌ها در ناکامیِ نظریه‌های رایج بی‌تأثیر نبوده است. از این رو، برای عرضه‌ی تبیینی متفاوت و موجه از اخلاق باور دینی، باید به سراغ خاستگاه‌ها رفت.

مطلب مشابه :  تحلیل گفتمان انتقادی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید