سبز اندیشان امروز

نظریه های زیست شناختی

خدیجه سلام الله علیها همسر بزرگوار پیامبر صلی الله علیه و آله اولین صحابی ایشان از زمره زنان است. خدیجه به اتفاق آراء نخستین زنی است که اسلام آورد. ابن عبدالبر به سند خود از پدر ابی رافع می نویسد:«صلی رسول الله یوم الاثنین و صلّت خدیجه آخر یوم الاثنین»همو یاور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در زمان غربت بود و هر چه از اموال داشت در راه ترویج دین هدیه نمود. پیامبراسلام صلی الله علیه و آله به این امر اشاره نموده اند، در زمانی که همگان کافر بوده و رسالتش را تکذیب می نمودند، حضرت خدیجه سلام الله علیها به آن حضرت ایمان آورد و تصدیقش نمود و زمانی که همگان طردش نمودند، خدیجه سلام الله علیها پناهش داد و از ثروت خویش بهره مندش نمود. فاطمه زهرا سلام الله علیها پاره تن پیامبر صلی الله علیه و آله که بلندمرتبه ترین زنان صحابه و یاری دهنده پیامبر صلی الله علیه و آله بوده اند. ام الفضل دختر حارث و همسر عباس بن عبدالمطلب، اسم او لبابه بود. گفته شده وی نخستین زن بعد از خدیجه سلام الله علیها است که اسلام آورد. شیخ طوسی، ‌ابن سعد و ابن اثیر، وی را از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله شمرده اند.ام سلمه هند دختر ابو امیه زوجه پیامبر صلی الله علیه و آله بود، شیخ طوسی او را از صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله شمرده است که شکی در آن نیست. زینب دختر جحش، زوجه پیامبر صلی الله علیه و آله، دختر عبدالله بن جحش و مادرش امیمه دختر عبدالمطلب عمه پیامبر صلی الله علیه و آله بود، وی از مهاجرین است که ابتدا با زید بن حارثه ازدواج کرد و در سال سوم هجری به عقد پیامبر صلی الله علیه و اله در آمد. ام ایوب دختر قیس بن عمرو بن امریء القیس خزرجی انصاری و همسر ابو ایوب صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله، وی را از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله شمرده اند. ام حبیبه دختر ابو سفیان که همسر پیامبر صلی الله علیه و اله بود. گفته شده نامش رمله است وی در مکه اسلام آورد و به حبشه هجرت نمود در هنگام هجرت همسر عبیدالله بن جحش بود. شیخ طوسی و ابن اثیر او را از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله شمرده اند. ام مبشر دختر بَراء بن مَعرور انصاری خزرجی گفته شده وی زوج زید بن حارثه بود، ابن عبدالبر او را از بزرگان صحابه معرفی کرده است و می گوید: «کانت من کبار الصحابه» ام هانی دختر ابوطالب بن عبدالمطلب، دختر عمو رسول خدا صلی الله علیه و آله و خواهر علی بن ابیطالب اسمش را هند یا فاطمه یا فاخته گفته اند. برقی و شیخ طوسی در کتاب رجالشان او را از اصحاب شمرده اند. خوله دختر قیس انصاری نجاری (همسر حمزه بن عبدالمطلب مکنی به ام محمد)، ربیّع(ربیعه)دختر مُعَوّذ بن عَفراء انصاری، زینب بنت ابی سلمه قریشی مخزومی، سلمی دخترعمیس خثعمی خواهر اسماء( وی یکی از خواهرانی است که پیامبر صلی الله علیه و اله در حق آن ها فرمود :«اخوات مؤمنات» ) از جمله زنان در زمره اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله می باشند.
زنان قهرمان و مؤمن صدر اسلام، زمانی پیامبر صلی الله علیه و آله را یاری نمودند که موجب بقای دین گردیدند. مالک بن انس(95-179 ه ق ) در موطأ خود چنین نقل می کند که عده ای از زنان درحالی اسلام آورده بودند که شوهران آن ها کافر بوده اند؛ مانند دختر ولید بن مغیره که همسر صفوان بن امیه بود و قبل از همسرش مسلمان شد.
3-4-زنان محدثه
در زمان صدر اسلام بخش اعظمی از فرهنگی اسلامی به طریق سخن از گذشتگاه به آیندگان انتقال یافته است که در ایجاد این اتصال زنان و مردان فراوانی افتخارشرکت فعال داشته اند. در این قسمت به ذکر نام برخی از زنان محدثه پرداخته می شود که ناقل سخن معصوم بدون واسطه یا با واسطه بوده اند.
3-4-1- محدثات بدون واسطه از قول معصوم :
به جهت رعایت ادب و احترام به فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله ابتدا نام ایشان برده می شود. سپس بقیه محدثات به ترتیب حروف الفبا آورده خواهد شد.
محدثات نبی اکرم صلی الله علیه و آله
فاطمه سلام الله علیها دختر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، اسماء بنت عمیس ، وی کتابی از احادیث پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله در دست داشت. افرادی مانند عمر بن الخطاب، ابن عباس، عبد الله بن جعفر(فرزندش) ،قاسم بن محمد بن ابی بکر، عبد الله بن شداد(پسر خواهرش) و سعید بن مسیب و عروه بن زبیر و . . . از او روایت نموده اند. ام ایوب انصاری همسر ابو ایوب ، ام حبیبه دختر ابی سفیان،ام حرام بنت ملحان، (وی خاله انس بن مالک است)، ام سلمه بنت ابی امیه احادیثی در باره مواردی مانند احکام فقهی ، احوال رسول الله صلی الله علیه و آله و طهارت اهل بیت (ع) روایت کرده است . ام سنان الاسلمیه که از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روایت نموده است که(ما علی احداکن ان تغیر اظفارها)،ام شریک قریشی بنت دودان،ام عطیه انصاری ، نسیبه بنت حارث،ام الفضل (لبابه)دختر حارث بن حزن بن بجیر هلالیه ، همسر عباس بن عبدالمطلب،ام مبشر دختر براء بن معرور انصاری خزرجی، زوجه زید بن حارثه،ام هانی دختر ابوطالب بن عبدالمطلب، دختر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله،ام هشام بنت حارثه بن نعمان بن نفع بن زید . . .مالک بن نجار انصاری،جویریه بنت حارث،اسماء بنت شکل،اسماء بنت یزید بن السَکَن انصاری (در باره نهی قتل اولاد و بنای مسجد روایاتی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده است)،حفصه بنت عمر،خوله دختر حکیم بن امیّه بن حارثه سلمی همسر عثمان بن مظعون(پانزده حدیث از پیامبرصلی الله علیه و آله روایت کرده است)،خوله دختر قیس انصاری از خاندان بنی مالک بن نجار(وی همسر حمزه بن عبدالمطلب می باشدکه از پیامبر صلی الله علیه و آله در باره کفاره گناهان روایت نقل کرده است)،رُبَیِّع(ربیعه)دختر مُعَوِّذ بن عَفراء انصاری، (طبرانی احادیثی به طرق مختلف از عبدالله بن محمد بن عقیل از ربیع بنت معوذ در باره وضو گرفتن رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است)، زینب بنت ابی سلمه قریشی مخزومی،رَیطَه دختر عبدالله بن معاویه ثقفی همسر عبدالله بن مسعود (درباره فعالیت اقتصادی خود از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت نقل کرده است)، سَفّانه طائی دختر عبدالله بن سعد طائی (حاتم طائی که کنیه اش ابو سفانه است )،سلمی بنت عمیس خواهر اسماء بنت عمیس از جمله بانوان محدث از پیامبر صلی الله علیه و آله می باشند.
از جمله محدثات امیرالمؤمنین علی علیه السلام؛ زینب (س) دختر علی بن ابی طالب و نضره الازدیه،حَبابه دختر جعفر اسدیه والِبیه و کنیه اش ام الندی یا ام البراء است . برقی او را از جمله کسانی می داند که از امیر المؤمنین ، علی بن الحسین و امام باقر(ع)روایت کرده است. شیخ طوسی حبابه را در زمره اصحاب امام حسن (ع) و امام باقر (ع) ذکر کرده است. زینب سلام الله علیها دختر علی بن ابی طالب علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها.ایشان یکی از راویان خطبه فدک بوده است، اسماء بنت عمیس ، زینب دختر ابی رافع، فضّه النوبیه خدمتکار حضرت زهرا سلام الله علیهااز حضرت زهرا سلام الله علیها رایت نموده اند. فاطمه دختر حبابه والبیهو فاطمه دختر علی بن ابی طالب از امام حسن علیه السلام روایت نموده اند. فاطمه دختر حبابه الوالبیه از محدثات امام حسین علیه السلام می باشد. حَبابه دختر جعفر اسدیه والِبیه و فاطمه دختر امام حسین علیه السلام از امام سجاد علیه السلام روایت می کنند و ام فروه، فاطمه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر مادر امام صادق علیه السلام و خدیجه دختر امام محمد باقر علیه السلام از امام محمد باقر علیه السلام روایت نقل می نمایند. ام داود، فاطمه دختر عبدالله بن ابراهیم (مادر داود بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب)، ام سلمه دختر امام محمد باقر(ع)،ام فروه، فاطمه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر مادر امام صادق علیه السلام ،حمیده دختر صاعد بربری اندلسی ، مادر امام موسی کاظم ، سعیده خواهر محمد بن ابی عمیر بیاع سابری ، فاطمه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر مادر امام صادق علیه السلام، فاطمه دختر امام جعفر صادق(ع)، قنواء دختر رشید هجری و مغیره خدمتکار امام صادق (ع) از محدثات امام صادق علیه السلام می باشند. سعیدهو نیز فاطمه دختر امام موسی بن جعفر و خواهر امام علی بن موسی الرضا (ع) نیز از جمله راویان امام موسی کاظم علیه السلام می باشند. حکیمه دختر امام موسی کاظم علیه السلام، فاطمه دختر علی بن موسی رضا علیه السلام و کلثوم دختر سلیم از راویان امام رضا علیه السلام می باشند. زینب دختر محمد بن یحیی از امام جواد علیه السلام روایت کرده و کَلثَم الکرخیه از امام هادی به نقل روایت پرداخته است. حکیمه دختر امام جواد و خواهر امام هادی و عمه امام عسکری علیهم السلام از جمله محدثات امام حسن عسکری علیه السلام می باشد.
در باره محدثات حضرت حجت علیه السلام تنها زنانی بوده اند که شاهد ولادت آن بزرگوار بوده اند و چگونگی ولادت را نقل کرده اند که عبارتند از: حکیمه دختر امام جواد و خواهر امام هادی و عمه امام عسکری علیهم السلام، ماریه و نسیم خادمه امام حسن عسکری علیه السلام که هنگام ولادت حضرت حجت علیه السلام حضور داشتند.
3-4-2- محدثات از غیر معصوم
گروه دوم زنانی هستند که از غیر معصوم به نقل روایات پرداخته اند به تفکیک قرون زندگی شان عبارتند از؛
در قرن چهارم می توان از ام کلثوم دختر ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید العمری نام برد که پدرش در دوران غیبت صغری دومین نایب خاص حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه و شریف بود. او بانویی فاضل و راوی حدیث بود که از پدرش محمد بن عثمان و حسین بن روح نوبختی به نقل روایات می پرداخت و نیز فاطمه دختر ناصر صغیر نوه ناصر کبیر و مادر سید رضی و سید مرتضی است . شیخ مفید کتاب احکام النساء را برای وی تألیف نمود . در قرن پنجم می توان به دختران شیخ طوسی، دو بانوی فاضل و عالم اشاره نمود(قد کانتا فاضلتین عالمتین) که برخی علماء،چه بسا پدرش شیخ طوسی و برادرش شیخ ابوعلی به ایشان اجازه روایت دادند،دختر علی بن الحسین، سید مرتضی علم الهدی که نامش معلوم نیست نیز بانویی فاضل و جلیل القدر بود که کتاب نهج البلاغه را از عمویش سید رضی روایت می کرد و بر اساس آنچه قطب راوندی در آخر شرحش بر نهج البلاغه آورده، شیخ عبدالرحیم بغدادی معروف بن ابن الاخوه (متوفای 548 ق )این کتاب را این بانو روایت کرده است. آمنه دختر ابو محمد شریف قریشی علوی حسینی مدنی بغدادی از محدثات قرن ششم است. او نزد پدرش علم آموخت. سپس بر کلاس درس علی شیخ ابوطالب بغدادی حضور یافت و از محضرش کسب علم کرد و کتاب فضل الکوفه را به همراه عده ای بر وی قرائت کرد . ام علی مادر رضی الدین علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن طاووس حسنی نیز از بانوان مجلل و عالم و فاضل امامیه بود و برخی از شاگردان شیخ علی کرکی در ضمن ذکر اسامی مشایخ ، نام ام سید علی بن طاووس را ذکر کرده و او را ستوده اند . شرف الاشراف دختر علی بن طاووس که بانویی فاضل، عالم، کاتب و صالح بود از راواین قرن هفتم می باشد. پدرش در کتاب امالی به او و خواهرش و برادرانش اجازه روایت داده است. فاطمه دختر محمد بن مکی عاملی جزینی از محدثات قرن هشتم می باشد که پدرش او را می ستود و به بانوان توصیه می کرد که در احکام به او رجوع کنند.آیت الله خویی او را در زمره نساء حدیث ذکر کرده است .
فاطمه دختر شیخ محمد بن احمد بن عبد الله بن حازم العکبری در قرن نهم، بانویی فاضل، عالم، فقیه و از مشیخه سید تاج الدین محمد بن معیه حسینی است و ظاهرا امامی مذهب می باشد. بر اساس آن چه یافت شده، شیخ عبدالصمد ابن احمد بن عبدالقادر ابن ابی الجیش به او اجازه روایت داده است . در قرن نهم می توان از ام الحسن دختر حسن بن علی بن الحسین بن علی معروف به ابن شدقم حسینی مدنی نام برد که شیخ عزالدین حسینی در روز غدیر سال 983 در مکه معظمه به او و پدرش و برادارنش اجازه روایت داده است.در قرن یازدهم می توان به حمیده دختر شریف بن شمس الدین محمد رویدشتی اصفهانی اشاره نمود. پدرش از شاگردان شیخ بهایی بود. حمیده بر کتاب استبصار شیخ طوسی حاشیه نوشت.شیخ آقا بزرگ تهرانی گوید: حمیده دختر محمد شریف رویدشتی کتاب رجالی داشته است. و نیز زبیده دختر صدرالمتألهین شیرازی که عالم، فاضل، ادیب، محدث، حافظ قرآن و عالم به تفسیر آن بود. وی نزد پدرش ملا صدرا و خواهرش درس خواند و در ادبیات و تفسیر متبحر شد. همو صاحب کتاب شرح شافیه است. محمد تقی مجلسی فرزند او می باشد. فاطمه دختر شیخ محمد علم الهدی بن ملا محسن فیض کاشانی از محدثات قرن دوازدهم است. او ادیب، شاعر و کلامش فصیح و بلیغ بود. مقدمات را نزد خواهرانش فراگرفت و فقه و اصول را نزد عموهایش (ابو حامد معروف به نورالهدی و معین الدین احمد )آموخت و از پدرش و عموهایش روایت نقل می کرد. در قرن سیزدهم فاطمه دختر سید حسین قزوینی بن سید امیر محمد ابراهیم است. وی حافظ قرآن و عالم به تفسیر و تأویل آن بود. نزد پدر و عمویش علامه مولی سید حسن تحصیل کرد و در درس فقه و اصول و حدیث همسرش شرکت کرد. همو متکلم و خطیب بود. همچنین فضه دختر شیخ احمد بلاغی و همسر شیخ حسن بلاغی و مادر شیخ محمد جواد بلاغی است. او قرآن و زبان عربی را نزد پدرش آموخت و فقه و اصول را از علمای خاندانش فراگرفت و به او اجازه روایت دادند. به تدریس اصول و فقه و حدیث اشتغال داشت و بعضی طلاب در درس هایش حاضر می شدند . ثریا محسنی از محدثات قرن سیزدهم است که آیت الله سید شهاب الدین مرعشی اجازه روایت گرفته است و به بانوان درس فقه و اصول و حدیث می داد. همچنین نصرت دختر سید علی امین التجار ابن سید حسن بن محمد بن معصوم حسینی اصفهانی است. او عالم، فاضل، محدث، شاعر، حکیم و مفسر بود و اکثر علوم را نزد علامه سید علی اصفهانی نجف آبادی و شیخ مظاهر اصفهانی، در منزل خویش در پشت پرده فراگرفت. کلیه دروس صرف‌، نحو، بلاغت، تفسیر ، علوم حدیث، فقه و اصول و فلسفه را به خوبی آمو خت و در آن ها مهارت یافت و به درجه اجتهاد رسید. از علمای زمان خویش اجازه روایت کسب کرد و برخی از ایشان همچون آیت الله مرعشی نجفی، از وی اجازه روایت گرفتند. از جمله کسانی که به او اجازه روایت دادند، می توان آیت الله شیخ محمد کاظم شیرازی، شیخ عبدالکریم حائری، آیت الله شیخ ابراهیم حسینی شیرازی اصطهباناتی و آیت الله شیخ محمدرضا نجفی اصفهانی را نام برد. او صاحب تألیفاتی است که برخی به فارسی و برخی به عربی اند ؛ از جمله :رساله الاربعین الهاشمیه ، النفخات الرحمانیه فی الواردات القلبیه ، مخزن العرفان (تفسیر قرآن ) . . .دیگر از آثار او، دبیرستان دخترانه امین است که تا قبل از رحلت هفته ای یک روز برای تدریس قران به آن مدرسه می رفت و نیز مکتب فاطمه (ع) است که منحصر به دروس دینی و کلاس های فارسی ، عربی ،‌تفسیر ، فقه ،‌اصول ، فلسفه و منطق است. در قرن پانزدهم می توان به بانوان ذیل اشاره نمود: ام جعفر خطیب، وی در شهر بغداد به دنیا آمد و همراه برادرش شیخ عبدالکریم خطیب به شهر نجف مهاجرت کرد. او نزد برادر و همسرش تلمذ نمود و آیت الله مرعشی به وی اجازه روایت داد.همچنین ایمان دختر حاج جعفر حسون و همسر مهندس عبدالحسین حسون است. ام علاء در منزل همسرش به تحصیل علوم شرعی پرداخت و در جلسات بانوان که در آن جا منعقد می شد، شرکت می کرد و نزد عمویش شیخ زهیر الحسون تلمذ کرد. آیت الله مرعشی در سال های آخر عمرش، در منزل شیخ زهیر حسون (عموی ام علاء) او را امتحان کرد و به وی اجازه روایت داد.
با توجه به آن چه گذشت از صدر اسلام تا قرن معاصر زنان بسیاری در جهات اشاعه دین به فعالیت پرداخته اند و این مطلب نشاندهنده تأیید اسلام و علمای مسلمین بر مشارکت فرهنگی زنان در عرصه اجتماع می باشد. لازم به ذکر است که عزالدین ابن اثیر در کتاب اسدالغابه جلد هفتم حدود 7702 بانو ناشر حدیث و مصاحب با پیامبر و شرکت کننده در بیعت و جهاد را نام می برد.
فصل چهارم
مقایسه تطبیقی دو مکتب اسلام و فمینیسم‏‏ نسبت به زن
بخش اول: هویت مختص زن
بخش دوم: مقایسه تطبیقی دو دیدگاه
مقدمه فصل:
جامعه اولیه بر پایه نظام مادر سالاری و با رهبری بانوان سامان یافته بود و مادر بودن، نشان عظمت و قدرت بود. آنان برای نخستین بار، کار را آغاز کردند و مسیر بشریت را گشودند و تولید کنندگان اصلی، کارگران، کشاورزان و رهبران علمی، معنوی و حیات فرهنگی جامعه گردیدند. اما با گذشت ایام مردان با توانایی بیشتری وارد میدان شدند و آثار و خدمات آن ها در جامعه از عینیت و ظهور والاتری برخوردار شد، در حالی که بانوان به دلیل کار مضاعف در خانه، قادر به ارائه چنین نقشی در امر توسعه نبودند. در نتیجه در میدان رقابت با مردان، شکست خوردند و این امر به شکل غلبه و سلطه یک طبقه بر طبقه دیگر و انسانی بر انسان دیگر جلوه نمود و عقیده برتری مردان نسبت به زنان در جامعه شکل گرفت. حقوق، جایگاه، نقش و هویت واقعی زنان تحت تأثیر این اندیشه، نادیده انگاشته شد و به جای تأکید ورزیدن بر ارزش های متعالی انسانی، بنیادهای بیولوژیک افراد معیار سنجش قرار گرفت و از یک جهت گیری جبرگرایی جنسیتی بیولوژیک برخوردار شد. هویت انسانی زن، قربانی هویت جنسی او گردید و زمینه نابرابری ها و تضادهای اجتماعی و حذف زن از عرصه های اجتماعی مهیا گردید و امتیازات بر پایه جنسیت تقسیم شد و در نهایت حقوق شهروندی بر اساس جنسیت و تبعیض میان زن و مرد معنا یافت. در حالی که پژوهش های علوم زیست شناسی بیانگر نوعی تفاوت تکمیلی بین جنس مذکر و مؤنث می باشد و از طرفی تحقیقات انسان شناسی به وضوح تأیید می کنند که رقابت های جنسی بین زنان در طبیعت و جامعه های اولیه وجود نداشته و پس از ظهور جامعه طبقاتی پدید آمده است. در جامعه طبقاتی براساس روحیه ثروت اندوزی و رقابت بود که در آن مردان مبارزه رقابت آمیزی برای کسب دارائی و ثروت اجتماعی، و زنان مبارزه رقابت آمیزی جهت تصاحب مردان ثروتمند و دارای قدرت، داشتند که این رقابت در بین زنان، منجر به جلوه فروشی و رقابت جنسی انبوه در میان آنان گردید و در نتیجه تمام هم و غمشان تنها این شد که به بازار لوازم زیبایی بروند و کالاهایی را بخرند که تغییر چهره آن ها را به یک شاهزاده تضمین نماید. دنیای مد و لوازم آرایش با امکانات نامحدود در عمل، معدن طلای سرمایه دار شد. بازرگانان تنها می بایست به طور مرتب مدها را عوض کنند تا وسایل کمک به زیبایی را بیشتر و تازه تر به بازار عرضه نمایند و پولدارتر و پولدارتر شوند. از این رو، در سرمایه داری مدرن فروش زنان به مثابه کالاها جای خود را به فروش کالاها به زنان داد و این افسانه را شایع کرد که زیبایی به مد بستگی دارد. این تملک عقاید و جسم زنان توسط جوامع موجب گردید که به مرور زمان آن ها، خود را جنس فروتر و دوم بدانند. در مقابل مردان با مشغول کردن بانوان به خود، پیشگام حیات اقتصادی، سیاسی و روشنفکری جامعه شدند و موقعیت جنس برتر را به خود اختصاص دادند. البته بانوان در برهه ای از زمان که نیاز به نیروی کار ارزان بود، دوباره وارد اجتماع شدند، ولی «جو خصمانه محیط کار» تنها به تبعیض درآمدها محدود نشد، بلکه سوءاستفاده از زنان تا بی احترامی، ایذای جنسی . . . تداوم داشت. زنان نیز برای حفظ در آمد «خانواده» و قدرت خرید ناگریز به انجام مشاغلی با شرایط نامطلوب بودند، و علاوه بر اشتغال تمام وقت، مسئولیت خانه داری از آن ها سلب نمی شد. پایین بودن دستمزدها و نیز امنیت شغلی به طور خاص و تبعیض های جنسیتی موجود در محیط کار بیش از همه به زنان لطمه می زد. با ورود جنس مؤنث به محیط کار و افزایش آگاهی آن ها نسبت به تبعیض های موجود در جامعه، هاله ای از نارضایتی آن ها را فراگرفت و در شرایطی که به نظر فمنیست ها، زنان از موقعیت نامناسب خود در سطوح مختلف و از تداوم و حتی تشدید برخی از تبعیض های اجتماعی در رنج بودند، دادگاه ها با این استدلال که صدور حکم محکومیت علیه تبعیض در دستمزدها به معنای ایجاد اختلال در بازار کار است و دسترسی برابر به شغل به معنای دستمزد برابر نیست، علاقه ای به این موضوع نشان ندادند که حوزه مواد قانونی مربوط به پرداخت برابر را گسترش دهند و به اقامه کنندگان دعاوی اجازه دهند، چنین دعاوی ای را بر اساس «نامتجانس بودن آثار» مطرح کنند.بدین روی روابط میان زنان و مردان، عصیان در برابر ساختارهای قدرت و تمام قوانینی که به زنان به عنوان موجودی درجه دوم نگاه می کرد، به چالش کشیده شد. آنان خواستار شرایطی شدند که بتوانند بر زندگی خود نظارت داشته باشند. آن ها برای رسیدن به تحقق نفس، فردیت و سبک زندگی بیش از هرچیز تلاش نمودند و در راه آن مبارزه کردند و با تأکید بر فردیت، در اصل بر تفاوت ها تأکید نمودند. البته بعضی از آن ها بر این باورند که میان زن و مرد از حیث زیستی و بیولوژیکی، اختلاف نظر است، اما برخی دیگر حتی این قدر از تفاوت را قبول ندارند و معتقد هستند که نظریه های زیست شناختی، برای توجیه فرودستی زنان به وجود آمده اند. در مقابل این نظریه، بیشتر فمینیست ها بر این باورند که زن و مرد از حیث بیولوژی با هم اختلاف دارند. اما در این که تفاوت جنسی، موجب تفاوت در جنسیت می شود، میان آن ها اختلاف نظر است. در هرحال بانوان با درک فرودستی خود، تنها راه رهایی از این وضع را فرار از درونی کردن «جنسیت» یعنی نقش ها و برداشت های کلیشه ای از زن بودن، دانستند. آنان در فرایند آگاهی یابی دریافتند که مشکلات آن ها ناشی از «نظام سیاسی جنسیت» است که در آن زنان تحت ستم مردان هستند. بدین روی برخی از فمینیست ها(ی رادیکال) به این اعتقاد رسیدند که مرد دشمن زن می باشد و بر اساس این دیدگاه بود که بانوان در اعتراض به ظلم و ستم هایی که در طول تاریخ به دلیل زن بودن شان بر آنان وارد شده است، مبارزه نمودند و خواهان برابری با مردان در جمیع عرصه ها و فرصت ها، بدون در نظرگرفتن تفاوت های جنسی شدند. آنان در صدد برآمدند تا علوم اجتماعی موجود را که علم «جامعه مذکر» بود و به نفع بخشی خاص از جامعه یعنی مردان بود، تغییر دهند. زیرا به اعتقاد فمنیست های رادیکال نظریه اجتماعی و سیاسی را مردان نوشته و می نویسند و این نظریه ها برای مردان و در باره مردان بوده و هست. در مقابل، زن در نظریه اجتماعی و سیاسی «غایب» می باشد. زیرا در این جامعه کنش زنان در مقایسه با مردان سنجیده می شود و علایق و ارزش های مردانه معیار قرار می گیرد، و به سرشت و ساختار زنانه توجهی نمی شود.
برخی فمنیست ها نیز کوشیدند ریشه های پدر سالاری را در ویژگی های فیزیکی زنان و مردان و پیامدهای اجتماعی ‌آن جست و جو کنند. بدین روی جنبش فمینیسم در دفاع از حقوق زنان و مبتنی بر انگاره های اومانیسم و سکولاریسم، با تأکید بر غیرطبیعی دانستن نابرابری های موجود در جامعه، به سمت برابری یا موقعیّت برتر زنان حرکت نمود تا با برون رفت از این وضیت یعنی فرودستی زنان در طول تاریخ، اقدامات جدی به عمل آید. البته فمنیسم با تمام تلاش ها و فراز و نشیب های خود در طول تاریخ هرگز نتوانست بدون مدعاهای متعارض عنوان «نماینده» همه زنان را داشته باشد، گرچه همیشه چنین داعیه ای را داشت. اما چنانچه تاریخ گواهی می دهد، این دیدگاه در هر موج، احیاء کننده حقوق گروه خاصی از زنان بود و تصویری که از زنان نشان می داد بر اساس تجارب خاص خود آنان بود و نیازها و مشکلات گروه دیگر از بانوان را نادیده می گرفت.

                                                    .