رشته حقوق

مقام معظم رهبری

دانلود پایان نامه

صادی اتفاق خواهد افتاد (هریسون، 1376، ص20)؛ به عبارت دیگر، نظام ارزشی هر جامعه، درواقع پیش شرط رشد اقتصادی آن جامعه خواهد بود (عربی و لشکری، 1383، ص36)امی حقیقت که عموما به طور مطلق معتبر شاخته شده بود سرشت انسان را مطابق سرنوشت فوق طبیعی او توصیف میکرد. لذین‏ با بحث از آداب و صفات پادشاهان می‏گوید: «از آنجا که پادشاه سایه خدا و نایب پیامبر است، باید در همه حال سعی کند پیامبر‏گونه باشد.» او شروطی را برای پادشاه در‏نظرمی‏گیرل همدیگر هستند. این میتواند پایه و مبنائى براى همه‏ى مسائل کلان کشور و نسخه‏هائى که براى آینده‏ى خودمان خواهیم نوشت، باشد.
این دو زاویه‏اى که اسلام از آن به انسان نگاه میکند، یکى نگاه به فرد انسان است؛ به انسان به عنوان یک فرد؛ به من، شما، زید، عمرو به عنوان یک موجود داراى عقل و اختیار نگاه میکند و او را مخاطب قرار میدهد؛ از او مسئولیتى میخواهد و به او شأنى میدهد، که حالا خواهیم گفت. یک نگاه دیگر به انسان، به عنوان یک کل و یک مجموعه‏ى انسانهاست. این دو نگاه با هم منسجمند؛ مکمل یکدیگرند. هر کدام، آن دیگرى را تکمیل میکند.
در نگاه اول که نگاه اسلام به فردِ انسانى است، یک فرد مورد خطاب اسلام قرار میگیرد. در اینجا انسان یک رهروى است که در راهى حرکت میکند، که اگر درست حرکت کند، این راه، او را به ساحت جمال و جلال الهى وارد خواهد کرد؛ او را به خدا خواهد رساند؛ «یا ایّها الانسان انّک کادح الى ربّک کدحاً فملاقیه». اگر بخواهیم این راه را تعریف کنیم، در یک جمله‏ى کوتاه میشود گفت این راه، عبارت است از مسیر خودپرستى تا خداپرستى. انسان از خودپرستى به سمت خداپرستى حرکت کند. مسیر صحیح و صراط مستقیم این است. مسئولیت فرد انسان در این نگاه، این است که این مسیر را طى کند. یکایک ما مخاطب به این خطاب هستیم؛ دیگران بروند، نروند؛ حرکت کنند، نکنند؛ دنیا را ظلمات کفر بگیرد یا نور ایمان بگیرد، از این جهت تفاوت نمیکند. وظیفه‏ى هر فردى به عنوان یک فرد این است که در این راه حرکت کند؛ «علیکم انفسکم لا یضرّکم من ظلّ اذا اهتدیتم». باید این حرکت را انجام بدهد؛ حرکت از ظلمت به نور، از ظلمت خودخواهى به نور توحید. جاده‏ى این راه چیست؟ بالاخره مسیرى را میخواهیم حرکت کنیم و به جاده‏اى نیاز داریم؛ این جاده، همان واجبات و ترک محرمات است. ایمان قلبى موتور حرکت در این راه است؛ ملکات اخلاقى و فضائل اخلاقى، آذوقه و توشه‏ى این راه است، که راه و حرکت را براى انسان آسان و تسهیل میکند؛ سرعت میبخشد.
اسلام در این نگاه به انسان به عنوان یک فرد، توصیه میکنند زهد بورزد. زهد یعنى دلباخته و دلبسته‏ى دنیا نشود؛ اما در عین اینکه توصیه به زهد میکنند، قطع رابطه‏ى با دنیا و کنار گذاشتن دنیا را ممنوع میشمارند. دنیا چیست؟ دنیا همین طبیعت، همین بدن ما، زندگى ما، جامعه‏ى ما، سیاست ما، اقتصاد ما، روابط اجتماعى ما، فرزند ما، ثروت ما، خانه‏ى ماست. دلبستگى به این دنیا، دلباخته شدن به این نمونه‏ها، در این خطاب فردى، کار مذمومى است. دلباخته نباید شد. این دلباخته نشدن، دلبسته نشدن، اسمش زهد است؛ اما اینها را رها هم نباید کرد. کسى از متاع دنیا، زینت دنیا، از نعمتهاى الهى در دنیا رو برگرداند، این هم ممنوع است. این، نگاه فردى است. در این نگاه به فردِ انسان، اسلام استفاده‏ى از لذائذ زندگى و لذائذ حیات را براى او مباح میکنند؛ اما در کنار او یک لذت بالاتر را که لذت اُنس با خدا و لذت ذکر خداست، آن را هم به او یاد مى‏دهند. انسان در یک چنین راهى به عنوان انسانِ اندیشمند و داراى اختیار، باید انتخاب کند و در این صراط حرکت کند و برود. در این نگاه، مخاطب البته فردِ انسان است. هدف این حرکت و این تلاش هم رستگارى انسان است. اگر انسان به این دستورالعمل و نسخه‏اى که به او داده شده است. عمل بکند، رستگار مى‏شود. این، یک نگاه است.
در زاویه‏اى دیگر در نگاه کلان، همین انسانى که مخاطب به خطابِ فردى است، خلیفه‏ى خدا در زمین معرفى شده؛ یک وظیفه‏ى دیگرى به او واگذار شده و آن عبارت است از وظیفه‏ى مدیریت دنیا. دنیا را باید آباد کند؛ «و استعمرکم فیها». همین انسان مأمور است که دنیا را آباد کند. آباد کردنِ دنیا یعنى چه؟ یعنى از استعدادهاى فراوان و غیرقابل شمارشى که خداى متعال در این طبیعت قرار داده، این استعدادها را استخراج کند و از آنها براى پیشرفت زندگى بشر استفاده کند. در این زمین و پیرامون زمین، استعدادهایى هست که خداى متعال اینها را گذاشته است و بشر باید اینها را پیدا کند.
عین همین مطلب در مورد انسانهاست؛ یعنى انسان در این نگاه دوم، وظیفه دارد استعدادهاى درونى انسان را استخراج کند؛ خرد انسانى، حکمت انسانى، دانش انسانى و توانائى‏هاى عجیبى که در وجود روان انسان گذاشته شده، که انسان را به یک موجود مقتدر تبدیل میکند. این هم نگاه کلان است. در این نگاه کلان، مخاطب کیست؟ مخاطب، همه‏ى افرادند. استقرار عدالت و روابط صحیح، خواسته شده است. از چه کسانى؟ از همه‏ى افراد. یکایک افراد جامعه‏ى بشرى در همین نگاه کلان، مخاطبند؛ یعنى وظیفه و مسئولیت دارند. ایجاد عدالت، ایجاد حکومت حق، ایجاد روابط انسانى، ایجاد دنیاى آباد، دنیاى آزاد، بر عهده‏ى افراد انسان است. در این نگاه مى‏بینید انسان همه‏کاره‏ى این عالم است؛ هم مسئول خود و تربیت خود و تعالى خود و تزکیه و تطهیر خود، هم مسئول ساختن دنیا. این نگاه اسلام است به انسان.
اومانیزم غربى هم انسان‏محور است. اومانیزم – که محور فلسفه‏هاى قرن نوزدهمى و بعد و قبل از آن است – انسان را محور قرار مى‏دهد. اما چه‏جور انسانى؟ انسان در منطق غرب و اومانیزم غربى، بکلى با این انسانى که در منطق اسلام هست، تفاوت دارد. انسان در الگو و نگاه اسلامى موجودى است هم طبیعى و هم الهى؛ دوبُعدى است؛ اما در نگاه غربى، انسان یک موجود مادى محض است و هدف او لذت‏جویى، کامجویى، بهره‏مندى از لذائذ زندگى دنیاست، که محور پیشرفت و توسعه در غرب است؛ انسان سودمحور. اما در جهان‏بینى اسلام، ثروت و قدرت و علم، وسیله‏اند براى تعالى انسان. در آن جهان‏بینى غربى، ثروت و قدرت و علم، هدفند. انسانها تحقیر بشوند، ملتها تحقیر بشوند، میلیونها انسان در جنگها لگدمال بشوند و کشته بشوند، براى اینکه کشورى به قدرت یا به ثروت برسد یا کمپانى‏هایى سلاحهاى خودشان را بفروشند؛ ایرادى ندارد! تفاوت منطقى، این است.
بنابراین، آن چیزى که ما به آن نیاز داریم، این است که نقشه‏ى پیشرفت کشورمان را بر اساس جهان‏بینى اسلام براى این انسان، انسانِ در منطق اسلام، فراهم و تهیه کنیم. در این نقشه‏ى پیشرفت و تحول، دیگر معنا ندارد که پیشرفت با فحشا، با غوطه خوردن درمنجلاب فساد همراه باشد. معنویت، پایه‏ى اساسى این پیشرفت خواهد بود. پیشرفتى که محورش انسان است و انسانى که داراى بُعد معنوى قوى است و انسانى که علم و دنیا و ثروت و فعالیت زندگى را وسیله‏اى قرار مى‏دهد براى تعالى روحى و رفتن به سوى خداى متعال، این پیشرفت با آن پیشرفت خیلى متفاوت است .
3-5-24-2-ط- دیدار با دانشگاهیان استان سمنان
مقام معظم رهبری در در جمع دانشگاهیان استان سمنان پیرامون توسعه و پیشرفت و الگو مؤلفه‌های توسعه اسلامی بحث مفصلی را ارائه نموده‌اند که به چکیده‌ای از شاخص‌ها و مؤلفه‌های مورد نظر ایشان در ادامه اشاره می‌شود‌(ندایی، 1387، صص157-159):
«ﺣﺎل ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﻢ ﻣﺸﺨﺺ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺮای ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ و ﮐﺸﻮر ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ در دﻧﯿﺎ‬ ‫ﻣﻌﻤﻮل اﺳﺖ. «ﻣﺎ اﻏﻠﺐ اﯾﻨﻬﺎ را ﻗﺒﻮل دارﯾﻢ» ﯾﻌﻨﯽ اﯾﻦ: وﻓﻮر ﺗﻮﻟﯿﺪات، وﻓﻮر ﺻﺎدرات، اﻓﺰاﯾﺶ ﺑﻬﺮه وری، ‫ارﺗﻘﺎء ﺳﻄﺢ ﺳﻮاد، ارﺗﻘﺎء ﺳﻄﺢ ﻣﻌﻠﻮﻣﺎت ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻣﺮدم، ارﺗﻘﺎء ﺧﺪﻣﺎت ﺷﻬﺮوﻧﺪی، ﺧﺪﻣﺖ دادن ﺑﻪ ﺷﻬﺮوﻧﺪان، رﺷﺪ ﻧﺮخ ﻋﻤﺮ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺑﻪ ﻗﻮل ﺗﻌﺒﯿﺮات اﺧﯿﺮ، اﻣﯿﺪ ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ، اﯾﻨﻬﺎ ﺟﺰو ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎی ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ اﺳﺖ.
‫اﯾﻨﻬﺎ ﺷﺎﺧص‌هایی اﺳﺖ ﮐﻪ در دﻧﯿﺎ ﺑﺮای ﯾﮏ ﮐﺸﻮر ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ذﮐﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻣﺎ اﯾﻦ ﺷﺎﺧﺼﻬﺎ را رد ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ و ‫ﻗﺒﻮل دارﯾﻢ. ﻣﻨﺘﻬﯽ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ اﯾﻦ ﺷﺎﺧﺼﻬﺎ را وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻤﺎ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ در لاﺑﻪ لای آن ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ‬ ‫را ﮐﻪ دﯾﮕﺮ آﻧﻬﺎ ﺟﺰو ﺷﺎﺧﺼﻬﺎی ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻧﯿﺴﺖ و ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ را ﺑﻤﯿﺎن ﻣﯽآورﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺻﺎدر ﮐﺮدن ‫ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻫﻮﯾﺖ و ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻣﻠﯽ و ﻣﯿﻞ واﺑﺴﺘﻪ ﮐﺮدن ﮐﺸﻮرﻫﺎ اﺳﺖ.
ﺑﺎ وﺟﻮد ﺗﻤﺎم اﯾﻨﻬﺎ اﺳﺎس ﺗﺤﻮل (رﺷﺪ و ﺗﻮﺳﻌﻪ) ﺑﺎید ﺑﺮ «ﻣلاﺣﻈﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ اﺻﻠﯽ ﻫﻮﯾﺖ ﻣﻠﯽ» ﻗﺮار داده ﺷﻮد ﮐﻪ‬ ‫آرﻣﺎﻧﻬﺎی اﺳﺎﺳﯽ و اﺻﻮﻟﯽ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ آﻧﻬﺎ اﺳﺖ … ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺷﺪن، ﻓﺮاﺻﻨﻌﺘﯽ ﺷﺪن، ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻋﻠﻤﯽ، ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺧﺪﻣﺎﺗﯽ و ﭘﯿﺸﺮﻓﺖﻫﺎی ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ و درﻣﺎﻧﯽ (ﮐﻪ ﺷﺎﺧﺼﻬﺎی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ) ﺧﻮب اﺳﺖ اﻣﺎ اﺳﺎس اﯾﻨﻬﺎ‬ ‫ﺑﺎﯾﺪ «ﺣﻔﻆ ﻫﻮﯾﺖ ﻣﻠﯽ» ﺑﺎﺷﺪ.
در قسمتی دیگر از سخنرانی مقام معظم رهبری شاخص‌ها و مؤلفه‌های مادی و معنوی را بشرح زیر برشمارند: تحولی که با پیشرفت همراه است، مورد نظر ما است. که جا دارد که این جزو آرمانهای ما باشد:
مبارزه با فقر
مبارزه با تبعیض
مبارزه با بیماری
مبارزه با جهل
مبارزه با ناامنی
مبارزه با بی قانونی
مدیریتها را بر سطح علمی ارتقاء دادن
رفتار شهروندی را به سطوح منضبط ارتقاء دادن
انضباط اجتماعی
رشد امنیت

مطلب مشابه :  نظریه رفتار برنامه ریزی شده آجزن

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید