رشته حقوق

تغییر اوضاع واحوال

دانلود پایان نامه

د
با وجود این به‌نظر می رسد تفاوت دوم و سوم تفاوت‌های ظاهری و اختلاف در تعبیرند. در حقیقت تأمین نیازهای انسانی هدف غایی مذهب و نظام اقتصادی است. برای دستیابی به این هدف باید دو مشکل از سر راه برداشته شود: یکی ظلم و دیگری کفران نعمت؛ زیرا علت عدم تأمین نیازهای انسان‌ها یا سستی در بهره‌برداری از طبیعت (کفران) است یا عدم توزیع عادلانه درآمدها و ثروت‌های جامعه است (ظلم). در نتیجه هدف متوسط مذهب و نظام اقتصادی رفع مشکلات اقتصادی است. همچنین روابط انسانی سامان یافته در جهت تأمین نیازها همان روابط انسانی مرتبط با اندیشه عدالت است؛ بنابراین، یگانه فرق اساسی بین مذهب و نظام، فرق اول است. بدین ترتیب می توان گفت: «مذهب اصول روش تنظیم روابط در نظام اجتماعی است؛ به همین دلیل شهید صدر در بسیاری موارد دو اصطلاح مذهب و نظام اجتماعی را به جای یک‌دیگر به‌کار برده و گاه بین این‌دو مفهوم، رابطه «این همانی» برقرار کرده است (میرمعزی، 1385، ص130).
3-5-20-7-ج- نظام اقتصادی اسلام
شهید صدر در برخی موارد، اصطلاح نظام اقتصادی اسلام را بدون آن‌که تعریفی از آن ارائه دهد، به‌کار برده است؛ از جمله در مقدمه ای که برای چاپ دوم کتاب اقتصادنا نوشته است می فرماید: امت اسلامی … برای حلّ مشکلات عقب‌ماندگی اقتصادی چارچوبی جز نظام اقتصادی اسلام ندارد (صدر، 1408ق، ص 8). در همین مقدمه در چند صفحه این مطلب را بیان می کند که کشورهای اسلامی عقب‌مانده، برای نجات خود از عقب‌ماندگی یا از روش سرمایه‌داری تقلید کردند یا از روش سوسیالیستی، و در نهایت نیز به روش اقتصاد مختلط پناه آوردند، و هیچ‌گاه به فکر روش بدیل این‌دو روش سنتی نبوده اند؛ سپس می‌فرماید: این در حالی بود که روش بدیل آماده ای وجود داشت که گرچه از میدان تحقق دور بود، در زندگی امت اسلامی همواره حیات نظری و عقیدتی داشت. این روش عبارت بود از روش اسلامی و نظام اقتصادی اسلام (همان، ص 12). همچنین در مقام بیان یک دیدگاه نادرست درباره فرق بین مذهب و علم می فرماید:
برخی می گویند … و هر بحثی که ثروت و تملک و تصرف در آن را تبیین کند، بحث مذهبی و جزء نظام اقتصادی است و جزء علم اقتصاد نیست وبه آن ربطی ندارد (همان، ص 379).
با بررسی این موارد ابتدا به‌نظر می رسد نظام اقتصادی از دیدگاه وی همان مذهب اقتصادی است؛ ولی با توجه به بحثی که درباره فرق بین مذهب و نظام اجتماعی و ارتباط این‌دو از دیدگاه شهید صدر کردیم می توان گفت از دیدگاه وی همین ارتباط بین مذهب اقتصادی و نظام اقتصادی نیز وجود دارد. به‌عبارت دیگر، مذهب اقتصادی «اصول روش تنظیم روابط اقتصادی بین انسان‌ها برای حلّ مشکلات، از جمله تأمین نیازها» است و نظام اقتصادی همان «شکل تنظیم این روابط انسانی» است و شهید صدر نیز این اصطلاحات را به همین معانی به‌کار برده است و موارد پیش‌گفته نیز به دلیل قرابت این‌دو مفهوم قابل توجیه است. براین اساس می توان نظام اقتصادی اسلام را از دیدگاه شهید صدر چنین تعریف کرد: نظام اقتصادی اسلام عبارت از مجموعه ای از روابط اقتصادی بین انسان‌ها است که برای تأمین نیازهای اقتصادی (یا رفع مشکلات اقتصادی) سامان یافته، در ارتباط با مفهوم معینی از عدالت بوده و به تناسب نیازهای انسانی دارای دو بخش ثابت و متغیر است.
3-5-20-7-د- علم اقتصاد اسلامی
شهید صدر در تعریف علم اقتصاد می فرماید:
علمی است که به تفسیر زندگی اقتصادی و حوادث و پدیده‌های آن و ربط این حوادث و پدیده‌ها به عوامل کلّی حاکم بر آن‌ها می‌پردازد (همان، ص 28 و 337).
او اعتقاد دارد که تفسیر علمی حوادث اقتصادی از دو راه امکان‌پذیر است:
1. جمع‌آوری حوادث اقتصادی از طریق تجربه واقعی زندگی و تنظیم علمی آن‌ها به‌گونه ای که باعث کشف قوانین حاکم بر این حوادث در محدوده آن زندگی واقعی و شرایط ویژه آن شود؛
2. آغاز در بحث علمی از مسلّمات معینی که ابتدا فرض تحقق آن‌ها می شود و در پرتو آن فروض، توجیه اقتصادی و کیفیت جریان حوادث استنتاج می شود.
راه اوّل برای تحقق علم اقتصاد اسلامی متوقف بر آن است که مذهب اقتصادی اسلام در عالم واقع تحقق یابد و راه دوم برای توضیح برخی حقایق زندگی اقتصادی در جامعه اسلامی مفید است؛ ولی این‌گونه تفسیرها تا زمانی که با تجارب جمع‌آوری شده از واقع خارجی آزمون نشود نمی تواند مولّد علم اقتصاد اسلامی به‌صورت عام و دقیق آن شود؛ زیرا بسیاری موارد بین زندگی واقعی و تفسیرهایی که براساس فروض صورت می گیرد، تفاوت وجود دارد. افزون بر این، عنصر روحی و فکری در جامعه اسلامی، دارای اثر فراوانی در زندگی اقتصادی است و این عنصر دارای حدود تعریف شده و شکل معینی نیست تا بتوان آن را فرض، و براساس آن نظریه‌پردازی علمی کرد؛ بنابراین، تا وقتی که مذهب اقتصادی اسلام با همه اصول و مشخصات و اجزایش در متن زندگی اجرا، و وقایع و تجربه های اقتصادی آن جامعه به‌صورت منظم بررسی نشود، امکان ندارد علم اقتصاد اسلامی به معنای حقیقی آن تولد یابد (همان، ص 331 ـ 334).
نظریه «محتوای باطنی انسان» شهید صدر
دیدگاه بعضی از دانشمندان علوم اجتماعی آن است که تغییر و تحولات را ارادی و مربوط به انسان می دانند (لک‌زایی، 1382، ص227). دیدگاه شهید سید محمد باقر، از این جمله دیدگاه‌هاست.از دیدگاه شهید صدر، تغییرات اجتماعی که سرچشمه ای الهی دارد، از نظر پیام، ربطی به عوامل خارجی ندارد؛ زیرا پیامی که زیربنای این تغییرات است، الهی و آسمانی است و شرایط خارجی درآن مؤثر نیست . با این حال، ازجنبه اجرایی، به عوامل بیرونی متکی است و موفقیت و زمان انجامش بستگی به آن دارد . ازاین رو، سنت تغییرناپذیرالهی بر این است که اجرا و ایجاد تغییرات اصلاحی به عوامل خارجی، فضای مناسب و جوّ عمومی بستگی داشته باشد (شراره، 1382، ص106). سید محمد باقر صدر در بحث سنت های الهی در قرآن کریم، با استفاده از آیه «إِنَّ اللَهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَومٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بَأَنفُسِهِم » این نظریه را مطرح کرده است که علت العلل تمامی تغییر و تحولات، خواست و اراده خود انسان است . این خواست و اراده هنگامی که در کنار اندیشه جدید قرار بگیرد، سمت و سوی آن تغییر می کند. براساس نظریه «محتوای باطنی انسان »شهید صدر، فکر و اراده، ضمیرانسان را تشکیل می دهند که با آمیزش این دو، هدف های انسان تحقق می یابد. بنابراین، پس از آن که اندیشه و باور انسان تغییر کرد، رفتارو کردار او نیز تغییر خواهد کرد . پس تغییر در محتوای باطنی انسان ها عاملی سرنوشت ساز به شمار می آید. وی می نویسد :
سازنده حرکت تاریخ، محتوای باطنی انسان یعنی فکر و اراده اوست و ساختمان جامعه درسطح روبنا با همه پیوندها، سازمان ها، اندیشه ها و خصوصیاتش روی زیربنای محتوای باطنی انسان قرار دارد و هرگونه تغییر و تکاملی نسبت به روبنای آن، تابع تغییر و تکامل این زیربناست و با تغییرآن، روبنای جامعه تغییر می کند (صدر، 1381، ص146). با به هم آمیختن فکر و اراده، قدرت سازندگی و نیروی حرکت آفرینی فعالیت تاریخی بر صحنه اجتماعی تحقق می یابد (همان).
از دیدگاه شهید صدر، تغییر اوضاع واحوال یک قوم و ملت، از تغییر درونی خود آن قوم و ملت تغذیه می کند . از این رو، عمل تغییر در ظاهر و باطن باید دوش به دوش هم پیش رود تا انسان بتواند باطن خود یعنی اندیشه و اراده و امیالش را بسازد . هر گاه این دو عمل یعنی تغییر باطن و تغییر ظاهر از دیگری جدا شد، حقیقت خود را از دست می دهد. صدر با استفاده از آیه 204سوره بقره می نویسد : «وَ مِنَ النَّاسِ من یُعجِبُکَ قَولُهُ فیِ الحَیاهِ الدُّنیاَ وَ یُشهِدُ اللَه عَلَی مَا فیِ قَلبِهِ وَ هُوَ أَلدُّ الخِصامِ». وقتی انسان کار تغییر و دگرگونی بردلش ننشست و در اعماق روحش اثر نگذاشت و خود را از درون نساخت، هیچ گاه نخواهد توانست سخن حق را به کار بندد و در نتیجه، تا وقتی کلمات حق از قلبی شاداب از ارزش های انسان که محتوای سخن حق است، برنیاید، هیچ گاه تحولی در بنای جامعه صالح صورت نخواهد گرفت. در غیر این صورت، سخن حق، الفاظی تو خالی و بی معنا و بی محتوا خواهد بود (صدر، 1381، ص149).
وی درادامه، ایده آل بزرگ انسان را تشکیل دهنده محتوا و مضمون باطنی انسان می داند که حرکت آفرین چرخ های تاریخ است. ایده آل بزرگ در مرکز همه هدف های انسان قرار دارد و بازگشت همه هدف ها به سوی اوست. از این رو، به هر اندازه که جامعه بشری دارای وسعت، صلاحیت و عظمت بیشتری باشد به همان اندازه، هدف ها یش صلاحیت و وسعت بیشتری خواهد داشت و هراندازه محدود و پست باشد، هدف هایش محدود و پست خواهد بود. ارمان ها و ایده ال ها مسیرجامعه ها را مشخص می کند و نیروی روحی جامعه نیز متناسب با ایده آل و آرمان بزرگ مردم آن جامعه به حرکت در می آید. شهید صدر دراین باره می نویسد :
ایده آل است که حرکت تاریخ را از خلال وجود ذهنی انسان، آمیخته با اراده و اندیشه اش هدایت می کند و این، هدف هایی که به حرکت آورنده چرخ های تاریخ است، به وسیله ایده آل تنظیم می گردد (همان، ص150).
شهید صدر در ردّ نظریه هایی که عامل محرّک تاریخ را در ابزار مادی و ساختارهای اجتماعی جست وجو می کنند، چنین می نویسد:
این ابزار و آلات مادی برای کسانی که روحیه خود را باخته اند و از درون پوسیده اند، به چه کار می آید؟ چه بسا در طول تاریخ که کاخ یک تمدن بزرگ با اولین تلنگر فروریخته است. چرا؟ برای این که چنین بنایی در واقع از قبل فروریخته بوده است و هیچ گونه پشتوانه و تکیه گاهی نداشته است (شراره، 1382، ص109).
با توجه به نقش اصلی عامل انسانی در تغییرات اجتماعی، (مطهری، 1379، ص162) توجه به عوامل فرهنگی و اهتمام به رشد، توسعه و ارتقای شخصیت انسان ها و پرورش کمالات انسانی مهم ترین رکن زمینه سازی و تغییر جامعه به سمت آمادگی برای نوسازی، است.
علامه سید محمد حسین طباطبایی رحمه الله علیه (1321-1402)
سید محمد حسین طباطبایی در سال 1321 هجری قمری در تبریز متولد شد و در 18 محرم 1402 قمری رحلت کرد. هنگامی ایشان از تبریز به قم آمده به نام قاضی معروف بوده‌اند. ایشان، علوم ریاضی نزد سید ابوالقاسم خونساری آموختند، و دوره های فقه و اصول را نزد مرحوم آیت الله نایینی و آیت الله کمپانی خوانده و از فقه آیت الله اصفهانی بهره مند شده و در فلسفه از درس مرحوم سید حسین بادکوبه ای استفاده کرده و به همراه برادرش سید محمد طباطبایی هر دو نزد بادکوبه ای تعلیم فلسفه می گرفته اند؛ نوشته اندکه مرخوم بادکوبه ای به ایشان توصیه کرده بود که برای تقویت برهان و استدلال ریاضی بخوانند و ایشان توصیهْ آن مرحوم را هم پذیرفته بودند؛ افزون بر اینها معارف الهیه و اخلاق و فقه الحدیث را نزد حاج میرزا علی آقا قاضی که از بنی اعمام ایشان بود فرا گرفتند؛ استاد علامه طباطبایی از طرف پدر اولاد امام حسن مجتبی و از اولاد ابراهیم ابن اسمعیل دیباج و از طرف مادر از اولاد امام حسین می باشد به همین سبب چون پدر و مادر هردو سید هستند به طباطبایی معروفند؛ در پنج سالگی مادر و در نه سالگی پدرشان وفات یافتند و از آنها به جزو ایشان و برادر کوچکشان سید محمد حسین کس دیگری باقی نمانده است. باری هر دو برادر با هم به تحصیل اشتغال ورزیدند و ده سال در نجف ماندند و به تحصیل ادامه دادند؛ دروس فقهی، اصول فلسفی، عرفانی و ریاضی را ادمه میدادند؛ اما به علت ضیق معاش و نرسیدن مقرری از ملک کوچک زراعی که ارث به ایشان رسیده بود ناچار از نجف به ایران بازگشتند و ده سال هم هر دو قریه شاد آباد تبریز به کشاورزی پرداختند؛ سپس استاد علامه به قم رفتند و برادر ایشان در تبریز ماندند و به تدریس پرداختند (سلیم، 1375، ص129).
روش علمی استاد علامه طباطبایی

مطلب مشابه :  حفاظت از منابع طبیعی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید