رشته حقوق

سرانه تولید ناخالص داخلی

دانلود پایان نامه

در تشریع اسلامی، مسئولیت در سه بعد مهم مشخص می‌شود:
مسئولیت فرد در برابر خودش
این که خداوند انسان را گرامی داشته و او را بر دیگر آفریده‌ها برتری داده و چیزهای موجود در آسمانها و زمین را به تسخیرش درآورده است، خود، نوعی دعوت انسان است به این که بدن و زندگی خود را با رعایت نظافت و طهارت در جسم، لباس و مکان و انجام بازیهای ورزشی و خوردن چیزهای پاکیزه و پیشگیری از بیماریها و درمان آنها حفظ کند و همچنین، غرایز و انگیزه‌هایش را کنترل و شهواتش را که ممکن است او را به ورطه نابودی و مهلکه بکشاند، سرکوب کند و تمام همّ خویش را مصروف کسب خصلتهای پسندیده و آراسته شدن به فضایل اخلاقی و پرهیز از خصلتهای نکوهیده نماید، تا هم در اعضا و هم در حواسش به سلامت و مصونیت برسد و در اخلاق و روابطش با دیگران، به کمال مطلوب نایل شود و بدین ترتیب، در نهایت این شایستگی را کسب کند که امانت تکلیف را بردوش گیرد و به عمل صالح بپردازد؛ عملی که هم خوشبختش می‌کند و هم در همزیستی با جماعت و جامعه و تقویت الفت و همبستگی و تعاون به او کمک می‌نماید، تا این سخن رسول خدا (ص) در مورد او مصداق یابد که: «مثل مؤمنان در دوستی و دلسوزی و مهربانی نسبت به یکدیگر مثل جسم است که هرگاه یک عضو از آن به درد آید، دیگر اعضاء با بیداری و تب همراهی‌اش می‌کنند».
مسئولیت افراد جامعه در برابر یکدیگر
همچنین، فرد مسلمان در قبال جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، مسئول است، زیرا او جزئی از جامعه است و جزء ازکل جداشدنی نیست، و البته هدف نهایی، سعادت و خوشبختی کل و پیوند دلها با رشته محبت و برداری به یکدیگر است. همه فقیهان متفق‌القولند که بر ثروتمند واجب است نفقه خویشاوند تنگدستش را بپردازد و بر ثروتمندان واجب است، در صورتی که زکات برای تأمین فقیران کافی نباشد، در حد کفایت امور معیشتی، فقیران را اداره کنند. ابن‌حزم می‌گوید: «بر ثروتمندان هر شهری واجب است که فقیرانشان را دریابند و اگر صدقات و زکاتها برای تأمین آنها کافی نباشد، سلطان باید مازاد هزینه‌های فقیران را جبران کند و برایشان از غذا به اندازه‌ای که نیازشان را برآورد، تعیین کند و از لباس، برای پوشاک زمستان و تابستان، و از مسکن، آن‌قدر که آنها را از باران و تابستان و تابش خورشید و نگاههای رهگذران در امان بدارد».
مسئولیت دولت در برابر فرد و جامعه:
با وجود وظایف و واجبات مالی که خداوند برای مسلمانان، در قبال فقیران تعیین کرده است، مسئولیت اصلی فقیران و نیازمندان و کسانی که توانایی اداره معیشت خود را به اندازه کافی ندارند، با دولت است و هر فقیری، در صورتی که کسی هزینه‌اش را نپردازد، حق دارد از دولت مطالبه نفقه کند. این مسئولیت، دولت را در برابر همه افراد جامعه مسئول قرار می‌دهد، چرا که حضرت رسول اکرم (ص) اعلام کرد: «هرکس مالی را بر جای نهد، از آن وارثانش است و هرکسی باری بر جای نهد، برداشتن آن برعهده ماست». مسئولیت در اسلام، در هر موردی کاملاً روشن است. فرد مسئول است، دولت مسئول است و همه چوپانند و در برابر رعایای خود مسئول.
کفایت
در شریعت اسلامی، هدف اساسی از اصل مسئولیت، تنها واجب کردن وظایفی مشخص بر ثروتمندان، به نفع فقیران نیست، بلکه هدف، از میان بردن فقر است که خطرناکترین بیماری اجتماعی است و توان و قدرت امت را از هم می‌پاشاند و امت را به دسته‌ها و اجزای پراکنده تقسیم می‌کند و تداوم آن، مسئله توسعه را به یک مقوله تخیلی و رویایی دست نیافتنی تبدیل می‌کند.
فقها، هزینه فقیران را به میزان «کفایت» تعیین کرده‌اند، به گونه‌ای که برای انسان معیشتی شرافتمندانه فراهم آید؛ معیشتی که در آن، به قول عمربن عبدالعزیز، این موارد یافت شود: «مسکنی که در آن اقامت گزیند، خادمی که در کارها به او خدمت کند، اسبی که سوار بر آن با دشمن جهاد کند و وسایل و اثاثیه‌ی که در خانه‌اش به آنها نیاز دارد».
میزان این نفقه، به عقیده کاسانی، «بی‌هیچ اختلافی به قدر کفایت است. زیرا وجوب آن به دلیل نیاز است، پس با میزان آن نیز سنجیده می‌شود و هرکس که نفقه دیگری بر او واجب است، باید حداقل خوراک و نوشیدنی و لباس و مسکن و شیر او را- در صورتی که شیرخوار باشد- فراهم کند، زیرا وجوب نفقه، در حد کفایت است و کفایت به این امور تعلق می‌گیرد. اما اگر فرد نفقه‌پذیر خادمی داشته باشد که نیاز به خدمتش دارد، همه این امور به خادم نیز تعلق می‌گیرد، زیرا تأمین موارد بالا برای خادم نیز در حیطه کفایت قرار دارد».
انسان‌گرایی
فرایند توسعه در سرمایه داری می کوشد بیشترین میزان سود را کسب کند. این امر در نهایت، روند تولید را از فراهم آوردن نیازهای ضروری جامعه به سمت تولید کالاهای لوکس منحرف می‌کند، که افراد مرفه و ثروتمندان طالب آنند، و این نیز به نوبه خود، با حاکمیت ماده‌گرایی و پلشتی‌های مختلف اجتماعی همراه خواهد بود که هم اینک جوامع غربی دچارش هستند.
توسعه سوسیالیستی نیز سعی دارد نیازهای کشور را براساس آزمندیها و سیاستهای حکومت و زمامداران برآورد، نه براساس نیازها و خواسته‌های شهروندان و این، آزادی فرد را تهدید می‌کند و از فرد، تنها یک ابزار می سازد.
اما انگیزه توسعه اسلامی، نه مثل توسعه سرمایه داری، کسب سود بیشتر است و نه مانند توسعه سوسیالیستی و دیگر روشهای بشری توسعه، خواسته‌ها و هوسهای زمامداران؛ بلکه هدف توسعه اسلامی انسانیت انسان است تا آزادانه و شرافتمندانه به آبادانی دنیا بپردازد و با عمل صالح، زمین را احیا کند و بحق جانشین خدا در زمین شود.
از دیدگاه اسلام، انسان آفریده نشده است تا حیوانی باشد که تمام همتش در زندگی، خوردن و آشامیدن و التذاذ جنسی باشد، بلکه انسان والاترین موجود هستی است و حق حیات و بهره‌مندی از زندگی و اثبات هویت خویش را دارد.
غزالی می‌گوید: خواسته شرع از مردم پنج چیز است: «حفظ دین و جان و عقل و نسل و مال‌شان».
توسعه مبتنی بر انسان در اندیشه اسلامی
در دهه‌های گذشته چنین تلقی می‌شد که توسعه چیزی جز افزایش پایدار سرانه تولید ناخالص داخلی همراه با دگرگونی ساختار اقتصادی و ارتقای کلی سطح زندگی بخشهای وسیعی از مردم نیست، اما اکنون همگان به این نتیجه رسیده اند که توسعه چیزی بیش از نوسازی و رشد اقتصادی است و علاوه بر بهبود سطح مادی زندگی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های سیاسی و بزرگداشت ارزشها و سنتهای بومی را هم در بر می‌گیرد (امیر احمدی، 1373، ص 73).
حتی اقتصادانان توسعه که در هر حال موضوع مطالعات توسعه را قلمرو اقتصاد در نظر می گیرند، اذعان دارند که توسعه پدیده‌ای صرفاً اقتصادی نیست و علاوه بر بهبود وضع درآمدها و تولید، آشکارا متضمن تغییرات بنیادی در ساختمان نهادهای اجتماعی و اداری و نیز طرز تلقی عامه و در بیشتر موارد باورهای فرهنگی و فکری است. دانشمندان علم توسعه در تعریف توسعه متفق‌اند، گرچه هر یک از آنان که به تعریف این مفهوم پرداخته‌، فراخور احوال خود از عبارتهای خاصی استفاده کرده‌اند، همه آنان که به تعریف توسعه پرداخته‌اند، آن را فرایند حرکت جوامع از وضعیت موجود به سمت وضعیت مطلوب می‌دانند. با وجود این اتفاق نظر در مفهوم توسعه، اختلاف اساسی دیدگاههای مختلف توسعه در مفهوم توسعه یافتگی، روش و عوامل و اهداف آن است (اخترشهر، 1386، صص137-138).
مشارکت اندیشمندان مسلمان در پربار کردن اندیشه به طور کلی و اندیشه توسعه گرا به طور خاص، از صدر اسلام تاکنون هیچ گاه قطع نشده است و هر چند مشارکت، با توجه به وضعیت دولت اسلامی، از نظر پیشرفت یا عقب ماندگی گاه فراوان و گاه اندک بوده است (اخترشهر، 1386، ص138). دکتر محمد شوقی الفنجری در این خصوص می‌گوید: این بسیار طبیعی بود که اندیشمندان مسلمان نخستین کسانی باشند که در پر بار کردن تحقیقات اقتصادی به طور کلی و تحقیقات مربوط به توسعه به طور خاص، مشارکت داشته باشند آن هم در حدی که تألیفاتی خاص را به این موضوع اختصاص دهند (شوقی الفنجری، 1395ق ‍، ص17).
پیدایش اندیشه توسعه اسلامی در سایه علوم قرآنی و فقه، در واقع نوعی واکنش مثبت و ضروری برای فهم اسلام و ره سپردن در راه آن بود، در همه زمینه های زندگی که یکی از آنها زمینه توسعه می‌باشد. به عنوان نمونه، علمای تفسیر هنگامی که قرآن کریم را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهند، در لابه‌لای شرح و تفسیر آیات قرآنی، بخش مربوط به توسعه را نیز توضیح می‌دهند. همه چنین برخی از فقها هنگامی شرح تفصیلی احکام شریعت و ابعاد توسعه‌ای موجود در احکام، نظرها و اجتهادها و استنباط‌های خویش در این زمینه را نیز ارائه می‌دهند. البته این تألیفات و نوشته‌ها، از حیث اهمیت و عمق متفاوت است؛ برخی از آنها صرفاً ملاحظاتی ساده هستند، برخی بانگاهی ژرف به موضوع و برخی نیز به ارائه نظریه و قوانین کلی آن پرداخته اند (اخترشهر، 1386، صص138-139).
در این پژوهش با توجه به اتخاذ رویکرد جامع و فراگیر به جنیه‌های انسانی، دیدگا‌ه‌هایی مورد بررسی قرار گرفته‌است که شامل رویکرد اداره‌امور جامعه بوده و نگاه به زندگی انسانی را به محدوده امور فردی منحصر نسازند. بر این اساس دیدگاه‌هایی که رویکرد‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و معنوی را در کالبد اندیشه‌ای خود جای داده‌اند مورد مطالعه قرار می‌گیرند
حضرت علی‌ابن ابی‌طالب امیرالمومنینعلیه‌السلام

مطلب مشابه :  اثبات عقد شرکت و مفاهیم سه گانه شرکت عقدی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید