رشته حقوق

کردار اجتماعی

دانلود پایان نامه

(Kurtz,Snowden,2003). همانگونه که چهارچوب سی‏نفین نشان می‏دهد، مدیریت الگوها در قلمروهای چهارگانه، علاوه بر حل مسایل روزمره سازمانی، وجه آینده‏پژوهانه و برخورد فعال با مسایل پیش‏رو نیز دارد. می‏توان با استفاده از این چهارچوب، علایم و بذرهای اولیه الگوهای در حال شکل‏گیری را شناسایی کرد، و آن دسته از الگوهای متناسب با سناریوهای مطلوب را تقویت، و آن دسته از الگوهای نامطلوب را حذف کرد. به عبارت دیگر با چنین چهارچوب‏هایی می‏توان بذر شکل‏گیری الگوهای مطلوب آینده را در محیط پاشید، تا در افق زمانی بلندمدت به بار بنشینند.
مطابق این نظریه، ابتدا بر اثر تغییرات محیطی، سوژه‏هاشامل سیاست‏گذاران، سازمان‏ها برای تطابق با محیط و سازمان دهی مجدد، معناهایی را وضع می‏کنند. این معناهای وضع شده هستند، که سیاست‏ها، جهت‏گیری سیاستی، اوضاع صندوق‏ها و در یک کلام، واقعیت حال و آینده بازنشستگی برساخته می‏کنند.
اگرچه وایک با بحث “روان شناسی اجتماعی سازماندهی” و با مطالعات موردی مانند سقوط هواپیمای تنریف در سال 1990، توانست معنابخشی را جایگزین رویکردهای سنتی عینیت‏گرا برای اندیشیدن در مورد سازمان کند، اما این رویکرد نیز نارسایی‏ها پیدا کرد، و بتدریج انتقاداتی بر آن وارد شد.
از انتقادات وارده بر معنابخشی، این است که ساخت معنا آنگونه که وایکبطور طبیعی و با استعاره‏های زیستی عادی و طبیعی توصیف می‏کند، طبیعی و عادی نیست، بلکه قدرت، جنسیت، و غیره در برجسته‏سازی برخی معناها، و حذف یا به حاشیه‏رانی برخی دیگر از معناها نقش تعیین‏کننده‏ای دارند. یعنی سوژه اختیار و آگاهی کاملی در باره خلق معنا ندارد.
جین میلز، امی تورلو، و آلبرت میلز معتقد هستند که مدل وایک نارسایی‏هایی دارد، این مدل نمی‏تواند توضیح دهد که چرا برخی از تجربه‏ها، رویدادها، واژگان، معناها در سازمان برجستگی بیشتری پیدا می‏کنند، اما برخی دیگر کم‏رنگ‏‏‏تر شده و به حاشیه رانده می‏شوند، و یا حتی برخی از معناهای با ارزش، حذف می‏گردند. بر همین اساس آنها رویکرد معنابخشی انتقادی را مطرح می‏سازد. بنابراین، بر اساس معنابخشی انتقادی، عوامل بافتاری از قبیل قدرت، جنسیت، اعمال تبعیض‏آمیز، محیط سیاسی و اجتماعی ورا هم باید وارد کرد(Mills,Thuelow,& Mills 2010). به عبارت دیگر فرایند معنابخشی اولاٌ طبیعی نیست، دوم، عوامل بافتاری و کلان اجتماعی سیاسی و اجتماعی نقش کلیدی دارند، وسوم، این که سوژه‏ها اختیار کامل در خلق معنا ندارند. بلکهنقش عوامل بافتاری در فرایند خلق معنا، برجسته‏سازی و به حاشیه‏رانی را نمی‏توان نادیده گرفت. بنابراین معنابخشی در سازمان را نمی‏توان بدون ملاحظه عوامل برون‏سازمانی از قبیل، گفتمان‏های سیاسی و اجتماعی هژمونیک شده، توضیح داد، بویژه در سازمان‏ها و نهادهای بخش عمومی و دولتی.
2-5-2-2- عوامل گفتمانی
گفتماناز مفاهیم محوری است که در شکل دادن به اندیشه‏ی فلسفی، اجتماعی وسیاسی غرب نقش کلیدی داشته است(سلیمی نوه، 1383: 50). تبار این واژه در برخی از منابع قرن 14 میلادی قابل ردیابی است، از واژه فرانسوی dis-koor و لاتین discours-us به معنی گفتگو، محاوره، گفتار، و از واژه discursum discurrer به معنی طفره رفتن، سرباز کردن از، تعلل ورزیدن و…گرفته شده است
(مک دانل، 1380: 10).
برای مفهوم “گفتمان”در زبان فارسی، معادل‏های گوناگونی بیان شده است که می‏توان به “گفتار” “سخن” “وعظ و خطابه” اشاره کرد. اما واژه “گفتمان” را برای بار نخست، داریوش آشوری در یکی از مقاله‏های خود تحت عنوان”نظریه غرب‏زدگی و بحران تفکر در ایران” به کار برده است(سلیمی نوه، 1383). این واژه با گذشت زمان معانی متعددی به خود گرفته است. بطور کلی معانی منتج از واژه گفتمان را به دو دسته، معانی قدیم وجدید قابل تقسیم است. گفتمان در معانی قدیمی واژه، عبارتست از:
الف- عمل، قدرت یا قوه تعقل، استعداد تفکر و اندیشیدن منطقی
ب- توانایی حرکت و عمل برمبنای نوعی توالی ضروری و منطقی که عمدتاً در قالب عبارت گفتمان عقل یا قوه تعقل به کار رفته است(مک دانل، 1380: 14).
البته این واژه هم در زمان قدیم و هم عهد جدید معانی عامی هم داشته است از جمله: گفتمان به معنی صحبت، گپ، گفتگو یا مکالمه، یا به صورت تعابیر عام مثل گفتمان فلسفی، گفتمان ادبی، گفتمان سیاسی هم وجود داشته است.
واژه گفتمان در تعبیرات عهد جدید، در مقایسه با تعابیر قدیم، دچار نوعی تحول مفهومی شده است. این واژه یکی از مفاهیم کلیدی و پرکاربرد در تفکر غربی بشمار می‏رود که با مفاهیمی چون سلطه، زور، قدرت، نابرابری و..در آمیخته است(یورگنسن و فیلیپس، 1389).
گفتمان از پیچیده‏ترینو مبهم‏ترین مفاهیم عصر ما است، زیرا تکثر معنایی و ارجاعات مدلولی متفاوت از این واژه وجود دارد، تکثری که خود گواهی بر”بازی دال”‏هاست و اینکه دال گفتمان به هیچ مدلول استعلایی ارجاع نمی‏دهد. تکثر و تفاوتی که منطقه مشترکی نمی‏توان برای آن پیدا کرد(صفری شالی، 1392: 11). برخی گفتمان را شیوه‏ای خاص برای سخن گفتن در باره جهان و فهم آن (یا فهم یکی از وجوه آن)می‏دانند(یورگنسن و فیلیپس، 1389: 18).
برخی گفتمان را ایدئولوژی دانسته‏اند و بین آن و قدرت، و سلطه پیوند ایجاد می‏کنند. گفتمان به معنای ایدئولوژی در حوزه تبیین مسایل سیاسی و اجتماعی بسیار متداول بوده است(بهرامپور، 1379: 54). اگر چه مفهوم گفتمان انواع رفتارهای سیاسی، اجتماعیو نهادها را در برمی‏گیرد، اما ایدئولوژی مجموعه‏ای از ایده‏هااست که کنش‏گر اجتماعی با توسل به آن رفتار خود را توجیه می‏کند، در واقع ایدئولوژی در قلمرو ایده‏ها و بازنمایی‏های ذهنی در تقابل با جهان مادی مثل تولید و اقتصاد وکنش عملیقرار می‏گیرد(حاجی یوسفی، 1379: 139).
برخی گفتمان را محل نزاع، تبانی، هم‏پوشی، همسویی، تفکیک، ترکیب، تقابل وتعامل نشانه‏ها با یکدیگر دانسته‏اند، که بر این اساس گفتمان راهکارهایی را ایجاد می‏کند که راه را برای شکل‏گیری این ویژگی‏ها هموار می‏سازند(شعیری، 1385: 75-84).
از گفتمان معانی دیگر هم گفته شده است مثل عقیده عمومی، کردار اجتماعی، نظام ساخت، فکر غالب و…یکی از معانی قابل توجه، گفتمان به معنی روش است. در گفتمان به معنای روش نوعی از شیوه تحلیل در عرصه علوم اجتماعی مطرح می‏شود که تلاش می‏کند تا معانی نهفته و پنهان متن و زمینه متن را آشکار سازد(بهرامپور، 1379: 54).
شایان ذکر است که مفهوم گفتمان از مفاهیم چند رشته‏ای و بین رشته‏ای است، ابتدا این مفهوم را زبان‏شناسانی مثل زلیک هریس بکار بردند و زبان‏شناسی از سرچشمه‏های اصلی گفتمان است، با اهمیت یافتن نقش زبان، این مفهوم در جامعه‏شناسی وعلوم اجتماعی معانی متفاوتی پیدا کرد(کلانتری، 1391:9). از این رخداد تازه یعنی ورود گفتمان به سایر حوزه‏ها و پیدا کردن معانی متفاوت، با عنوان چرخش زبانی یاد می‏شود.
زبان‏شناسان تحلیل گفتمان را در دو بًعد مطرح کرده‏اند. بعد اول، بسط رویه‏هاو روش‏های معمولی در زبان شناسی توصیفی در سطح فراتر از جمله(متن) دوم، رابطه بین اطلاعات زبانی و غیر زبانی مثل رابطه زبان و محیط. در بعد اول فقط اطلاعات زبانی مورد نظر است اما در بعد دوم اطلاعات غیر زبانی هم مورد توجه قرار می‏گیرد(بهرامپور، 1379: 33-30). در زبان شناسی، مطالعه زبان در سطح بالاتر از جمله را گفتمان می‏گویند. در واقع دو رویکرد به گفتمان در زبان‏شناسی وجود دارد. گفتمان در زبان‏شناسی نوعی واکنش است به نارسایی‏های مطالعه واحدهای جمله، نظیر صوت، واج و کلام و نسبت آن‏هابا معنا است. زبان‏شناسی نقش‏گرا در مقایسه با زبان‏شناسی صورت‏گرا بر معنای جمله در واحدی فراتر از جمله و بر اساس روابط نهفته در خود متن تأکید دارد(هوارث، 1377). زبان‏ شناسانی که بر خلاف زبان شناسان صورت گرا تلاشمی‏کنند که کلام را بر اساس کاربرد آن ودر زمینه مورد تحلیل قرار دهند برای ایجاد تمایز بین خود و سایر زبان شناسان خود را زبان‏شناسان انتقادی نام نهادند(میلز، 1382: 190).

مطلب مشابه :  مالیت اعضاء بدن

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید