3) رستم پس از رفتن به اردوگاه سهراب، او را این‌گونه وصف میکند:
کــه هـــرگز ز ترکــان چــنین کس نخاست بـــه کـــردار ســــــرو است بـــالاش راســــت
بــه تـــوران و ایــران نمــــاند بـــه کـــس تـو گــویی کــــه ســـام ســـوار اســت و بـــس
(همان:186،ب524-525).
و باز در ادامه داستان، در میان نبرد نخست، رستم به خود میگوید:
جـــوانی چـــنین نـــــاسپـــــرده جـهان نـــه گــــردی نــــه نــــــامآوری از مـــــهان
بـــه ســــــیری رسانیــــــدم از روزگــار دو لــــشکر نـــــظاره بدیــــــــن کـــــــارزار
(همان:192،ب712-711).
4) گور و تابوت سهراب نیز غیر متعارف است:
همـــه کـــــاخ تابـوت بـــود سـر بـه ســر غنــــــوده بــــــــه صنــــــدوق در شیــر نر
(همان:201،ب1047).
یکـــی دخمــــه کـــــردش ز ســم ستور جــهانـی ز زاری همـــــی کــــــرد کــــــــور
(همان،ب1052).
میتوان گفت قدرت‌طلبی سهراب با توجه به ابیات یاد شده، ریشه در کودکیاش دارد. زیرا در اوان کودکی کسی که یارای زورآزمایی با او داشته باشد؛ نبوده(فردوسی،175:1389،ب117-115) و خود سهراب هم به روشنی به این موضوع واقف بوده است؛ به همین دلیل این اندیشه از همان زمان در ذهنش نهادینه و ثبت شده و بعدها به صورت عقدهی قدرت خواهی خود را بروز میدهد، که باید از دیگران- کاووس و افراسیاب- برتر باشد.
از سویی میتوان ریشهی این عقدهی را در مادرش تهمینه -که خواهان مردی پیلتن بود و تکیه بر ویژگیهای جسمانی داشت- و در خود سهراب که برآمده از سرزمین بدیها بود؛ جستجو کرد. سرزمینی که ساکنان آن – سلم و تور- همیشه خواهان قدرت مطلق بودند.
مرحلهی دیگر هشتگانهی اریکسون مرحلهی نوجوانی( هویت در مقابل بیهویتی، تعهد) است. این مرحله از دوازده تا هجده سالگی را شامل میشود بعد روانی- اجتماعی که در دورهی نوجوانی پدیدار میشود، از یک سو، دارای جنبهی مثبت یافتن هویت خود یا هویتی مستقل برای فرد است و از سوی دیگر، دارای جنبهی منفی احساس بیهویتی و گیجی در اتخاذ نقش روانی – اجتماعی است(شاملو،81:1374). اساسیترین ویژگی این دوران، جستجوی نوجوان برای هویت منسجم است در رابطه با آنچه در گذشته بوده و آنچه در آینده میخواهد باشد. در این مرحله گروه همسالان تأثیر بیشتری بر نوجوان خواهند گذاشت بحران این مرحله، بحران هویت است. به گفتهی اریکسون اگر این بحران حل شود، به تعهد – که صفت بارز نوجوان است – تبدیل می‌شود (اریکسون،83:1959). مرحلهی نوجوانی در دورهی پنجم تقسیم بندی اریکسون قرار میگیرند و دارای ویژگیهایی نظیر هویت طلبی، همانندسازی، خودنمایی و بحران هویتاست.
سهراب زمانی میبیند از لحاظ جسمانی و فیزیکی با هم سن و سالهای خود فرق دارد، به سراغ مادرش میآید و ضمن تهدید و گستاخی به او:
بـــر مــــــادر آمـــــــد بپــــرسید زوی بــدو گفت”گـــــــستاخ” با مـــن بگــــوی..
گـــــر ایـــــن پـــرسش از من بماند نهان نـــــمانم تـــــــرا زنــــــــده اندر جـــهان
(فردوسی،175:1389،ب118و121).
از وی میخواهد که دلیل این برتری را بگوید:
کــــه مـــن چــون ز همــشیرگان برترم هــــمی بآســــمان انـــــدر آیــــــد سرم؟

                                                    .