رشته حقوق

گروه های اجتماعی

دانلود پایان نامه

این امر به طور روشن ویژگی خاص فردی شدن کنونی را بیان می کند جایگاه سلسله مراتبی موروثی توسط طبقات اجتماعی گرفته نمی شود و چارچوب های ثابت ارجاع به جنسیت و خانوده جایگزین طبقات اجتماعی نمی شود . اشخاص خود مولد واحد اجتماع در جهان زندگی هستند . آن چه که اجتماع هست و انجام می دهد می بایست با تصمیمات اشخاص درگیر است . به عبارت دیگر هم در داخل و هم در خارج از خانواده تبدیل به اشخاصی می شوند که خود عامل تحصیلات و جایگاه خود در امرار معاش اند طرح ریزی و سازمان دادن به زندگی خود اند خود زندگی نامه نیازمند یک پروژه بازتابی است .
تمایز شرایط فردی در جامعه بازار کار پیشرفته نباید با آزادی موفقیت آمیز برابر پنداشته شود . در این مفهوم فرد گرایی آغاز خودسازی جهان توسط افراد مقر ر شده را نشان نمی دهد در عوض فردگرایی تمایل به نهادینه شدن و استاندارد شدن شیوه زندگی است . افراد سنت زوده شده به بازارکار وابسته می شوند و به خاطر آن به تحصیلات ، مصرف ، مقررات و حمایت قوانین اجتماعی ، برنامه ریزی ترافیک ، پیشنهادات محصول ، فرصت و مد در پزشکی ،مشاوره و مراقبت روانی و آموزشی نیازمند می شوند .
از همین روی فردی شدن در این جا به عنوان روند متناقض تاریخی اجتماعی شدن ادراک می شود اجتماعی شدن و استاندارد شدن شیوه های زندگی شخصی دشوار است . به هر حال این رشد و توسعه آگاهی در مورد این تناقضات است که می تواند منجر به مشترکات اجتماعی – فرهنگی شود . این امر می تواند بدین معنا باشد که تحرکات اجتماعی و گروه های شهروندی در ارتباط با ریسک های مدرنیته و موقعیت های مخاطره زا شکل گرفته اند . در فرایند فردی شدن انتظارات در شکل تمایل برای یک زندگی برای خود ظهور می یابند . انتظاراتی که با مقاومت های سیاسی و اجتماعی مواجه می شوند . در این شیوه تحرکات اجتماعی جدید به طور مستمر به وجود می آیند . از طرفی این انتظارات واکنشی به ریسک های فزاینده ، آگاهی مخاطره آمیز و درگیری های مخاطره آمیز است و از طرف دیگر این انتظارات با ارتباطات اجتماعی ، زندگی شخصی و بدن شخص در انواع متعددی از خرده فرهنگ های جایگزین وخرده فرهنگ های جوانان تجربه می شود . بنابراین اجتماعات از اشکال و تجربیات اعتراضاتی به وجود آمده اند که ریشه در دخالت های اداری و صنعتی در زندگی شخصی وخصوصی افراد دارند و افراد به این شکل موضع دفاعی خود را در مخالفت با این تجاوزات توسعه می دهند . از طرفی جنبش های اجتماعی جدید مثل جنبش های محیط زیست ، صلح و زنان بیانگر موقعیت های مخاطره آمیز جدید در جوامع مخاطره زا هستند . ازطرف دیگر این اشکال زندگی پیامد تلاش برای تعهدات و هویت های اجتماعی و شخصی در فرهنگ های سنت زدا هستند .
نظریه بک این است که در تاریخ الگو های اجتماعی در آلمان نابرابری نسبتا پایدار باقی مانده است . با این وجود در همین زمان شرایط زندگی افراد به نحو چشم گیری تغییر یافته است . تغییرات در درآمد و تحصیلات به همراه تغییرات اجتماعی دیگر به این فرایند کمک کرده اند . این تغییرات از طریق شماری از تحقیقات جامعه شناختی شناخته شده اند اما هرگز به عنوان تحولات ساختاری اجتماعی مهم به نوبه خود به ور سیستماتیک مورد تجزیه و تحلیل قرار نگرفتند . بک می خواهد نشان دهد در نتیجه تغییرات در استانداردهای زندگی ، هویت های طبقاتی خرده فرهنگی حمایت های سنتی خود را از دست داده اند و فرایند تنوع بخشی و فردی شدن سبک های زندگی و شیوه های زندگی به وجود آمده است . در نتیجه مدل سلسله مراتبی طبقات اجتماعی به طور فزاینده ای واژگون شده است . ودیگر طبقه اجتماعی واقعیت خود را از دست داده است . (وبر 1972)
وجود فردی شدن در مصاحبه های کیفی متعدد تایید شده است همه این تحقیقات بر یک چیز تاکید داشتند فردی شدن یعنی تقاضا ی فرد برای کنترل پو ل ، زمان ، فضای زندگی و بدن توسط خودش. به عبارت دیگر مردم این تقاضا را دارند که این حق را داشته باشند که چشم انداز خود را به زندگی داشته باشند و قادر باشند با توجه به چشم انداز خود عمل کنند . هرچند این ادعاها ممکن است گمراه کننده باشد آن ها واقعیاتی هستند که نمی توانند نادیده گرفته شوند . اما امروزه روشن است که این فرایند فردی شدن می تواند خیلی مخاطره آمیز باشد به خصوص جایی که گروه ها ناگهان با بیکاری مواجه و یا تهدید به آن می شوند و مجبورند با اختلالات رادیکال شیوه های زندگی مواجه شوند به خاطر فردی شدنی که آن ها آن را تجربه کرده اند و با وجود حمایت های ارائه شده توسط دولت رفاه (همان 95 )
در میان اثرات فرایند فردی شدن جدایی اشخاص از شبکه های حمایت سنتی (برای مثال خانواده و همسایه ) فقدان منابع مکمل درآمد (به عنوان مثال کشاورزی پاره وقت ) و به همراه این ها افزایش دستمزد و وابستگی به مصرف در تمام حوزه های زندگی . به حدی که امنیت درآمدی اصلی این شرایط زندگی (اشتغال ثابت ) از دست رفته است به رغم وجود امنیت اجتماعی مردم ناگهان با یک پرتگاه خود را مواجه می بینند . زنان در آینده با تهدیدات خاصی مواجه می شوند . به خاطر فرایند فردی شدن از طرفی زنان خود را از شبکه های حمایت سنتی که توسط خانواده ارائه می شد جدا ساختند و قوانین جدایی جدید آن ها را مجبور می ساخت از لحاظ اقتصادی بر روی پای خود بایستند . از طرف دیگر موقعیت شان در بازار کار به طور خاصی نا مطمئن (بی ثبات ) است و درصد بیکاری زنان خیلی بالاتر از مردان است (بک گرنشایم 1983)
فرایند های فردی شدن در میان بورژوازی ها از مالکیت و انباشت سرمایه مشتق شده بود . بورژوا ها هویت اجتماعی و سیاسی خود را در مبارزه علیه ساختارهای فئودالی سلطه و اقتدار توسعه دادند . در مدرنیته متاخر در عوض فردی شدن محصول بازار کار است و خودش را در آن چه فرد کسب می کند ، ترجیحات و به کار بردن تنوعی از مهارت های کاری نشان می دهد این استدلال می تواند با نگاه به سه بعد بازار کار به تفصیل شرح داده شود . تحصیلات ، تحرک و رقابت )
تحصیلات
کسب دانش به معنای انتخاب و طرح ریزی فرد برای زندگی آموزشی خود است . فرد تحصیل کرده تولید کننده موقعیت کاری خودش است و از همین روی تولید کننده زندگی نامه اجتماعی خودش . همان طور که تحصیلات طی دوره ها افزایش می یابد ، ریشه های سنتی ، شیوه های تفکر و سبک های زندگی توسط اشکال جهانی شده آموزش وزبان از نوطرح شده و جایگزین می شود . بسته به دوره زمانی و محتوا تحصیلات حداقلی از خود اکتشافی و بازتابی بودن را ممکن می سازد . فرد تحصیل کرده دانش بازتابی از موقعیت ها و چشم انداز های مدرنیته دارد و به همین خاطر عامل مدرنیزاسیون انعکاسی است . این امر بدین معناست که برای مثال تقسیم کار دیگر بدون درگیری عمل نمی کند (درگیری هایی در فرایند تقسیم کار به وجود می آید ) محتوا ومعنی هدر رفتن منابع مادی انسانی و برآیند های اجتماعی آن مورد پذیرش قرار می گیرد . علاوه بر آن تحصیلات با انتخاب رابطه دارد و از این رو به انتظارات شخصی برای تحرک عمودی نیاز مند است . این انتظارات حتی در مواردی که تحرک عمودی از طریق تحصیلات خیالی بیش نیست موثر باقی می ماند . به خاطر این که تحصیلات حداقل چیزی که دارد این است که محافظی در برابر تحرک رو به پایین است . (چیزی که تا حدودی با افزایش فرصت های تحصیلی ) به وجود می آید . گذار از تحصیلات رسمی با موفقیت شخصی در زمینه های تکالیف ، امتحانات و آزمون ها ممکن می شود . آموزش رسمی در دانشگاه ها و مدارس به نوبه خود اعتبار شخصی به وجود می آورد که منجر به فرصت های زندگی حرفه ای فردی در بازار کار می شود . (بک، 2000 ، 93)
تحرک
به محض این که مردم وارد بازار کار می شوند آن ها تحرک را تجربه می کنند . آن ها از ترتیبات و الگو های سنتی جدا می شوند و با وجود این که آن ها آماده هستند تا سقوط اقتصادی را تجربه کنند آن ها مجبورند کنترل زندگی خود را به دست گیرند . بازار کار از طریق تحرک شغلی ، جایگاه کارکنان و ساکنان و اشکال به کارگیری نیروی کار به همراه تغییر در محل های اجتماعی اولیه خودش را به عنوان نیروی محرک در پس زمینه فردی شدن زندگی مردم خود را نشان می دهد . افراد به طور نسبی ازپیوند های به ارث برده یا تازه شکل گرفته مثل (خانواده ، همسایه ،روابط دوستی و همکاری ) مستقل می شوند . بین تقاضاهای تحرک بازار کار و پیوند های اجتماعی یک تناقض پنهان وجود دارد . همان گونه که جرج زیمل در فلسفه پول استدلال می کند فردی شدن به معنای از دست دادن شبکه های محلی و ساختن شبکه های غیر محلی است . با استقلال از پیوند های سنتی ، زندگی مردم کیفیت مستقل به خود می گیرد که در وهله اول تجربه داشتن یک سرنوشت شخصی را میسر می سازد . (گلدتروپ 1980)( بک،2000 : 94 )
رقابت
رقابت مبتنی بر توانایی تبادل صلاحیت هاست و در نتیجه مردم را وادار می کند که فردیت و یک تایی کار و دستاورد هایشان را تبلیغ کنند . فشار رو به رورشد رقابت منجر به فردی شدن در میان افراد برابر می شود . دقیقا در زمینه های تعامل و رفتار که با یک پس زمینه مشترک مشخص می شود (تحصیلات مشابه ، تجربیات مشابه ،آگاهی مشابه . خصوصا جایی که همه این اطمینان های مشترک هنوز وجود دارند رقابت اجتماع را در خود تحلیل می برد در این مفهوم رقابت برابری اشخاص برابر را بدون کاهش دادن برابری آن ها تضعیف می کند . و این امر باعث انزوای اشخاص در گروه های اجتماعی همگن می شود .
هرچند تحصیلات ،تحرک و رقابت به هیچ عنوان مستقل از یک دیگر نیستند . بلکه در عوض آن ها مکمل و مشوق یک دیگرند . . تنها با تقویت یک دیگر است که آن ها فرایند فردی شدن را سبب می شوند . تحولات دیگری نیز در این جا نقش مهمی بازی می کنند . در ابتدا ، تحرک عمودی جمعی و افزایش استاندارد های زندگی و درآمد بالا در آلمان در طی چهار دهه گذشته به وجود آمده است . در همین زمان فاصله بین گروه های درآمدی مختلف ادامه یافته است . به هر حال این به معنای دموکراتیزه شدن اشکال انحصاری پیشین مصرف و سبک های زندگی است مثل ماشین های خصوصی سفرهای تعطیلات و مانند آن ها . اثرات فردی شدن در این جا می تواند با نمونه ای از جنبش های زنان توضیح داده شود . زنان امروزه پول خود را به دست می آورند به معنای آن که آن ها بیش از این به درآمد همسران خود وابسته نیستند و می توانند زندگی شخصی خود را در داخل یا خارج از خانواده داشته باشند . مثال دوم قانون مداری ارتباطات شغلی است . تمایز قانون کار به عنوان شکل خاصی از قانون منجر به فردی شدن منافعی می شود که دیگربرای شناخت منافع (شخص) نیازی به منافع گروه های ذی نفع ارتباطی مثل سازمان ها و احزاب نیست . از این رو افرادی که تحت تاثیر فرایند فردی شدن قرار گرفته اند می توانند مستقیما در دادگاه از حقوق خود دفاع کنند . (بک ، 2007 :95 )
بنا به نظر بک و بک گرنشایم مشغولیت اصلی افراد در زندگی مدرن متاخر چالش برای یافتن راه حل های زندگی برای مشکلاتی است که افراد در زندگی روزمره با آن مواجه می شوند . نهاد های مدرنیته متاخر از افراد می خواهند که مسئولیت سرنوشت خود را خود به دوش گیرند و آن ها را مجبور می کنند خود را محور تلاش و تحول قرار دهند .(بک و بک گرنشایم 2000 به نقل از هوارد 2007 39 ) هرچند بسیاری از مشکلات زندگی ساختاری باقی می ماند بدان معنا که این مشکلات خارج از کنترل اشخاص هستند بک و بک گرنشایم استدلال می کنند که به موازات آن رنج عوامل بیرون از تاثیر مستقیم افراد در حال افزایش است .(بک و بک گرنشایم 2000) یکی از مثال های مهم تناقض بین مسئولیت فردی شده و تعین ساختاری نیاز زنان برای تطبیق دادن انتظارتشان برای یک زندگی برای خود با نابرابری های ماندگار در توزیع کار خانگی و تعهدات شان در بیرون است . (بک و بک گرنشایم 2002 54-84)این تناقض با شکست نهاد های معاصر برای فراهم آوردن پشتیبانی کافی برای استقلال زنان مثل نگهداری سازمان یافته کودکان و حمایت درآمدی برای مادران مجرد تشدید می شود . (بک و بک گرنشایم 2002 به نقل از هوارد، 2007: 39 )
بک و بک گرنشایم ادعا می کنند که ممکن نیست که اشخاص برای مشکلات ساختاری راه حل های زندگی کاملی را بیابند و در غیاب تلاش های جمعی و عمومی بر این مشکلات غلبه کنند اشخاص مجبورند که بهترین وسیله سازگاری ابتکارانه با تناقضات و تنش هایی که آن ها در زندگی نامه هایشان با آن واجه می شوند را بیابند . بک و بک گرنشایم استدلال می کنند که این زمینه نیازمند آن است که اشخاص نسبت به زندگی شان نگرش آزمایشی داشته باشند بدان معنا که آن ها طیفی از مدلهای زندگی را انتخاب و امتحان می کنند تا مدلی را بیابند که راحتی و رضایت را در جهانی از تناقضات و عدم قطعیت ها عرضه می دارد . نکته مهم آن است که اشخاص نمی توانند پاسخ های زندگی را خود ابداع کنند بلکه اساسا برای حمایت و راهنمایی به نهاد ها وابسته اند . (بک ،2000، 40 )
همانند گیدنز بک امنیت اساسی را پیش نیاز اصلی فردی شدن مدرن در نظر می گیرد و دولت رفاه را به عنوان مولفه کلیدی در چارچوب امنیت هستی شناختی می بیند .
ایده زندگی آزمایشی بک و بک گرنشایم از مدل خطی هویت شخصی متفاوت است چرا که مدل بک درجه ای از تناقض و ریسک را مفروض می گیرد که مانع وجود یک زندگی مسیرمند تمیز می شود . در حالی که نهاد ها ترکیبی از حمایت را ارائه می دهند که اشخاص می توانند برای استراتژی های سازگاری فردی شده آن ها را به کار گیرند این حمایت ها ،دوراهی ها و عدم قطعیت های زندگی مدرن متاخر را مغلوب خود نمی کند . بنابراین تجربیات زندگی اشخاص در خطر سقوط است و هویت شخصی با تهدید مداوم شکسته شدن مواجه است . (بک و بک گرنشایم: 2002 ،3) علاوه بر آن در مقابل استدلال گیدنز در مورد مصادره تجربه بک و بک گرنشایم استدلال می کنند که نهاد های مدرنیته متاخر نه تنها بر پرسش های سخت اخلاقی غلبه نمی کنند بلکه دو راهی های جدیدی را معرفی می کند و اشخاص را وادار می کند تا با پارادوکس ها مقابله کنند . (بک و بک گرنشایم 2002) رویکر بک و بک گرنشایم از تصویر باومنی زندگی نامه یک بار مصرف متفاوت است چرا که اولی به طور روشنی وجود ترتیبات نهادی و نابرابری های ساختاری را قبول دارد . علاوه بر آن بک و بک گرنشایم به خاطر تاکید بر نیاز اشخاص به سرمایه گذاری زمان و انرژی در ساخت و تداوم استراتژی های سازگاری زندگی کارآمد با باومن تفاوت دارند و این امر بیان می کند که اشخاص به آسانی اجزای هویتی پیش ساخته را مصرف نمی کنند و به آسانی آن ها را به دور نمی ریزند . بک و بک گرنشایم استدلال می کنند برای این که تجربیات زندگی را تسهیل کنیم لازم است سیستم حمایتی از درآمد اساسی برای همه شهرومندان به وجود آوریم . (بک ،2000 ،40 )
در این دیدگاه وابستگی به دیگران برای نیازهای مادی خودمختاری شخصی را پایین می آورد و توانایی اشخاص برای پذیرفتن تجربیات زندگی خود را محدود می کند . یک درآمد اصلی بدان معناست که اشخاص مجبور نیستند که در ارتباطی باقی بمانند که به آن ها اجازه نمی دهد اهداف زندگی شان را درک کنند یا هویت های شخصی وشخصی را در خود رشد دهند . این امر بیانگر آن است که فردی شدن اساسا فرایند رهایی اشخاص ذاتا توانا از پیوند های خانوادگی و وابستگی های مادی است
2-5- 3 باومن
باومن نظریه پرداز پست مدرن بر این عقیده است که تولد مدرنیته با یورش بی امان به سنت ها تکثر گرایی اجتماعی، بی نظمی ابهام و عدم قطعیت محقق شد . تمایل بی حد و حصر به نظم، طبقه بندی، طراحی یا کنترل همه چیز جوهره مدرنیته را تشکیل می دهد .

مطلب مشابه :  سرمایه گذاری برای رشد

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید