کودک آزاری و انواع آن

گفتار اول: کودک آزاری

در لغت نامه دهخدا،فرهنگ نفیسی و فرهنگ معین  در خصوص معنای اصطلاح کودک آزاری هیچ موردی بیان نگردیده است.

در طول تاریخ دیدگاه­ها و نظریات مختلفی در این خصوص وجود داشته است. گروه­های فرهنگی مختلف تعاریف جداگانه­ای از کودک آزاری ارائه داده­اند. کودک آزاری در ایران مبحثی نسبتاً جدید و تازه است. اما طرح موضوع در کشورهای اروپایی و آمریکایی قدمت بیشتری دارد. پس از مطرح شدن مفهوم کودک آزاری از سوی کارشناسان و صاحب نظران علوم روانشناختی و تربیتی تعاریف متعددی عنوان شد که هر یک این پدیده را از زاویه دید مخصوصی مورد توجه قرار داده­اند. قانون دادگاه خانواده ایالت نیویورک کودک آزاری را این گونه تعریف می­کند «شرایطی که موجب می­شود والدین یا سایر افرادی که به طور قانونی مسئولیت تأمین رفاه و سلامت یک کودک زیر 18 سال سن را به عهده دارند یا خود اقدام به کودک آزاری می­کنند یا به دیگران اجازه دهند، وی را مورد آزار و اذیت قرار دهند». کودک آزاری در معنای گسترده خود تجاوز به حقوق قانونی کودکان در رسانیدن صدمه جسمانی و روانی به آنها است که اغلب بوسیله والدین صورت می­گیرد. این گونه والدین، به علل مختلف کودک را هدف عواطف خصمانه خویش قرار می­دهند. بر اساس مجله پزشکی قانونی کشور: «بد رفتاری و آزار کودکان عبارت است از هر گونه بدرفتاری با کودکان یا افرادی که در سنین بلوغ به سر می­برند. این بد رفتاری می­تواند از طرف پدر یا مادر یا محافظان کودک و کسانی که مسئول مراقبت از او هستند صورت گیرد». کودک آزاری پدیده­ای است نسبی که در فرهنگ­های گوناگون مفهوم آن متفاوت است. به­طوری که برخی از جنبه­های رفتاری نسبت به کودک در بعضی از فرهنگ­ها امری طبیعی است. در نگرش مردمان با فرهنگ دیگر می­تواند، نوعی کودک آزاری تلقی شود دلیل این امر را باید در این دانست که هیچ معیار بین­المللی برای تربیت کودک وجود ندارد. ملاک قابل تشخیص اهمال و سهل انگاری و غفلت والدین قابل تعیین نیست برای حل این مشکل باید تعریفی ارائه کردکه مفهوم آن شامل بهترین و جامع ترین تعریفی که در ارتباط با کودک آزاری می­تواند ارائه داد چنین باشد. «کودک آزاری بخشی از آسیب به کودکان است که قدغن بوده، تقریباً منع شده و قابل پیشگیری است و به دست انسان صورت می­گیرد[1]».

اغلب تعاریفی که از کودک آزاری شده دارای عناصر مشترک مانند: رفتارهای ناپسند، قصور و کوتاهی والدین قصد ایراد و صدمه زدن به کودکان است.

واکنش ذهنی متخصصان در این زمینه نیز باید مورد توجه قرار گیرد. زیرا این واکنش بر چگونگی استعمال تعاریف و تأثیر آنها مؤثر خواهد بود. آن چه مسلم است ذهنیت افراد تحت تأثیر عواملی چون ارزش­های فردی، فرهنگی و آموزش حرفه­ای قرار دارد.

در بحث کودک آزاری تعاریف متعددی در زمینه­های مختلف روان شناختی، جامعه شناختی و حقوقی…. ارائه شده که در ذیل به پاره­ای از آن­ها می­پردازیم.[2]

 

1- تعریف واژه کودک

واژه کودک عبارت است از :کوچک،ضغیر،فرزندی که به حد بلوغ نرسیده (پسر یا دختر )، طفل [3]

کودک در هنگام تولد موجود ناتوانی است که برای طی کردن مسیر زندگی مستقل نیاز مبرمی به حمایت خانوادگی دارد. به طورکلی اگر به این حمایت خصوصاً در سالهای اولیه زندگی خدشه وارد شود، ادامه زندگی سالم کودک با مخاطره بسیار جدی مواجه می­شود. در این دوران کودک زندگی مستقل، توجه به دیگران رعایت حق و حقوق سایر افراد و نظم وانضباط را در یک محیط پویا و صمیمی چون خانواده فرا می­گیرد. محیط خانواده خصوصاً والدین اولین آموزگاران، دوستان و همبازی کودک هستند. والدین باید، بتوانند نیازهای فزاینده کودک را در یافته (اعم از مادی و معنوی) و به آن پاسخ مناسب بدهند میزان وابستگی و علاقه دو طرفه بین والدین و کودک، توانایی او را برای یادگیری و دانستن مطالب جدید افزایش می­دهد، در حالی که بد رفتاری با کودک و عدم توجه به نیازهای او می­تواند باعث ایجاد اختلالات روانشناختی همانند پرخاشگری در بزرگسالی می­شود.[4]

کودکی، عاملی است که جنبه­ها و آثار مختلف آن در حقوق، همواره موضوع مطالعات و مقررات ویژه­ای قرار گرفته است، به همین دلیل کودکان در مقابل بزهکاری، و هم در مقابل بزه­دیدگی، ضعف و آسیب­پذیری بیشتری نسبت به بزرگسالان دارند. به همین علت است که اطفال و نوجوانان بزهکار در مراجع ویژه و به موجب آیین دادرسی خاص محاکمه و موضوع اقدام­های حمایتی وتربیتی در کانون های اصلاح و تربیت واقع می­شوند.[5]

بر اساس تعریف ارائه شده از سازمان بهداشت جهانی کودک، به هر انسان زیر 18 سال سن گفته می­شود. در ماده یک کنوانسیون حقوق کودک نیز درج شده است که تمام افراد پایین تر از 18 سال کودک به شمار می­آیند.

از آن جایی که مسئله شروع دوران کودکی به دلیل دارا شدن یک سری حقوق و حمایت­های ویژه برای کودکان بسیار با اهمیت است، تعیین زمان شروع دوران کودکی نیزاز اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین با هدف تعیین مرحله آغاز کودکی به بررسی سایر اسناد و کنوانسیون­های مربوط به کودک پیش از کنوانسیون حقوق کودک می­پردازیم.

در بیانیه سال 1923 و 1959 حقوق کودکان نقطه آغازین دوران کودک معین شده است. اما در مقدمه کنوانسیون سال 1959به حوائج فکری و جسمانی فرد نابالغ و حمایت­های قانون پیش از تولد اشاره شده است.

از آن­جایی که در ماده 41 کنوانسیون حقوق کودک نیز اشاره شده است کنوانسیون در قانون گذاری ملی و قوانین لازم الاجرای بین­المللی در صورت امکان مداخله نمی­نماید، بنابراین رویه یکسانی برای تعیین آغاز دوران کودکی توسط کشورها اتخاذ نشده است. اما برخی از کشورها در راستای انطباق با مقررات کنوانسیون اقداماتی صورت داده­اند به عنوان مثال جمهوری آرژانتین در قوانین خود شروع دوران کودکی را از زمان انعقاد نطفه اعلام کرده است. و این امکان را بوجود آورده که اشخاص حقیقی حمایت­های خاص پیش از تولد را دارا گردند.[6] کمیته حقوق بشر در میثاق بین­المللی حقوق سیاسی و مدنی تأکید دارد که دولت­ها
نمی­توانند سن حمایتی کودک را به طور نامعقول و غیر منطقی پایین بیاورند و به این ترتیب خود را از بسیاری از تعهدات دولت نسبت به کودکان مبری نمایند.

کمیته حقوق کودک نیز بر تعیین حداقل سن کودکان توسط قانونگذار تأکید کرده است. این کمیته از افزایش سن کودک استقبال کرده است و 18 سالگی سن مورد تأیید این کمیته است.

برخی از کشورها با بیان اعلامیه­هایی به تعیین سن پایین کودکی اقدام نموده­اند. به عنوان نمونه دولت کوبا برای برخورداری کامل کودکان از مزایای حقوق مدنی 18 سالگی را به عنوان سن بلوغ اعلام کرد. لیختن اشتاین نیز به موجب قانون شاهزادگی لیختن اشتاین، سن بلوغ را 20 سالگی اعلام کرد.[7]

موضوع مورد توجه دیگر این است که در برخی از کشورها فرض بر این است که کودک با ازدواج به بلوغ می­رسد. بنابراین کودک در هر سنی که ازدواج نماید از محدوده حفاظتی این کنوانسیون خارج خواهد شد. و بسیاری از حقوق و امتیازات خویش را از دست می­دهد. بنابراین در این جوامع دختران که در سنین پایین­تر از پسران ازدواج می­کنند لطمه بیشتر خواهند دید.

در راستای رفع این مشکل کمیته حقوق کودک اعلام می­دارد که رشد جسمانی و جنسی کودک دلیل معتبر و صحیح برای تعیین بلوغ نمی­باشد. بنابراین بهتر است تا با افزایش سن ازدواج کودکان به 18 سالگی آنان را از بسیاری از حقوق خویش محروم نسازیم.

برای تعیین سن کودکی و تعریف کودکی با مراجعه به قوانین ایران نمایان می­گردد که این موضوع در هیچ یک از مفاد قانونی تعریف نشده است، اما بر اساس مواد 1207و1210 قانون مدنی کشورمان پایان کودکی در دختر 9 سال قمری و در پسر 15 سال تمام قمری است و طفل کسی است که صغیر باشد. مقصود از صغیر خواه ممیز و خواه غیرممیز طفلی است که بالغ نشده است. به موجب ماده 956 و 957 قانون مدنی اهلیت برای دارا شدن حقوق بازنده متولد شدن جنین (طفل) آغاز شده و با مرگ او پایان می­یابد و حمل مشروط بر زنده متولد شدن از حقوق مدنی ممتنع خواهد شد.

از دیدگاه حقوقی کودک به شخصی گفته می­شود که آمادگی جسمانی و روانی لازم برای زندگی اجتماعی را نداشته باشد با توجه به این­که حیات واقعی کودک با تولد آغاز می­گردد، دوران کودکی نیز با تولد آغاز می­شود. برخی از حقوقدانان در تعریف صغیر اظهار داشته­اند که صغیر کسی است که از لحاظ سنی به نمو روحی و جسمانی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده است.[8]

از نظر عرفی دوره کودکی پس از نوزادی شروع و تا رسیدن به سن قانونی ادامه می­یابد. حد فاصل میان نوزادی و نوجوانی را در عرف عام دوره­ی کودکی می­گویند. از دید علمای حقوق پسر و دختری که به بلوغ شرعی نرسیده است از محجورین است، به محض رسیدن به بلوغ حجر او محو می­شود، بدون اینکه احتیاج به صدور حکم از سوی حاکم شرع باشد، اگر پیش از بلوغ به حدی رسد که دارای تمیز باشد او را صغیر ممیز گویند.[9]

سن بلوغ و رشد با پیدایش یکی از پنج وضعیت برای طفل حاصل می­شود که عبارتند از: روئیدن موی در بعضی قسمت­های بدن (در صورت، زیر بغل، اطراف اندام تناسلی)، احتلام در پسران، حیض در دختران، رسیدن به سن 9 سال تمام در دختران و 15 سال تمام در پسران و استعداد بارور شدن دختران.[10]

اگر این ویژگی­های درکی به منصه ظهور و مشاهده نرسد کودک است والا نوجوان یا جوان خواهد بود و نیز گفته شده که صغار جمع صغیر است و در اصطلاح به کسی گفته می­شود که از نظر سنی به نمو جسمانی و روحی لازم برای زندگانی اجتماعی نرسیده باشد. برخی از فقیهان می­فرمایند: صغیر کسی است که به حد بلوغ نرسیده باشد، این شخص از تصرفات در اموال خود ممنوع خواهد بود و هر چند که در کمال تمیزی و رشد باشد و تصرفاتش در نهایت سود و صلاح صورت گیرد.[11]

 

2- تعریف کودک آزاری:

در خصوص واژه کودک آزاری در هیچ یک از فرهنگ های لغت اشاره ای به این موضوع نشده است.

تعریف کودک آزاری، از نظر مفهوم لغوی، کودک آزاری به سوء رفتار والدین یا قیم کودک اطلاق می شود و شامل غفلت،کتک زدن و آزار جنسی می باشد.

هر نوع کوتاهی و غفلت یا ارتکاب هر نوع عملی که به نحوی به بهداشت و سلامت روانی کودک خطری برساند یا در آن خدشه وارد کند و مانع از رشد بهنجار وی شود کودک آزاری قلمداد می شود.

در رابطه با تعریف آزار اختلاف نظر وجود دارد. یکی از عمده­ترین اشکالات در پیش بینی رفتار با کودک عدم تعریف روشن از کودک آزاری و بی­توجهی است. هم اکنون هیچ تعریف اختصاصی یا قانونی که مقبولیت جهانی داشته باشد، وجود ندارد و از جامعه­ای به جامعه دیگر متفاوت است.به عنوان مثال تنبیه بدنی توسط والدین در سوئیس، فنلاند و نروژ غیر قانونی می­باشد در حالی که در چین هیچ برنامه­ریزی دولتی و قانونی در جهت شناسایی و پیشگیری از کودک آزاری وجود ندارد. و هیچ قانونی در رابطه با خارج کردن کودکان از خانواده­های خشن وجود ندارد وحتی کودک کشی با توجه به شعار «یک زوج، یک فرزند» نیز مشاهده
می­شود.[12]

کودک آزاری به شیوه متفاوتی از جمله: اذیت و آزار کودکان به وسیله پدر و مادر، ناپدری و نامادری، خواهر و برادر ناتنی، تجاوزات جنسی به کودک، به کار واداشتن و استشمار کودک و تبعیض جنسی قائل شدن میان فرزندان تجلی می­یابد.[13]

به موجب ماده 2 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال 1381، هر نوع آزار و اذیت کودکان و نوجوانان که موجب شود به آنان صدمه جسمانی یا روانی و اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره اندازد ممنوع است. ماده 3 همان قانون اشعار می­دارد هر گونه خرید و فروش، بهره کشی و به کار گیری کودکان به منظور ارتکاب مجازات می­باشد. برخی بر این باورند که کودک آزاری پدیده­ای نسبی است و در فرهنگ­ها و آداب و رسوم متفاوت متغیر است.

اعمالی مانند ختنه کردن،سوراخ کردن گوش، در اتاقی جداگانه از والدین خوابانیدن اطفال، بستن کودکان بر پشت مادران، قنداق کردن و… کودکان در بعضی از فرهنگ­ها ارزش و در برخی دیگر ضد ارزش به شمار می­آید.

سازمان بهداشت جهانی هرگونه رفتار والدین و افراد مسئول که باعث آسیب رساندن به سلامت جسمانی، روان، سعادت، رفاه و بهزیستی کودک گردد را کودک آزاری می­داند.[14]

اکثر متخصصان خشونت را یک عمل عمدی تعریف می­کنند که موجب درد فیزیکی در شخص دیگر و یا آسیب دیدن وی می­شود خشونت بزرگسالان بر روی کودکان و نوجوانان دامنه­ای از سیلی زدن خفیف تا حملات آسیب زننده را در برمی­گیرد.

در مورد رفتارهایی که مرز بین تنبیه بدنی عادی و افراطی را مشخص می­سازد توافق وجود ندارد. به ویژه که از نظر اجتماعی و فرهنگی خشونت و انضباط فیزیکی در مورد کودکان و نوجوانان پذیرفته شده است. آن چه قابل ذکر است این است که در هر فرهنگی خشونت به دو نوع: مشروع و نامشروع تقسیم می­گردد.

پرفسور دیوید جیل نویسنده کتاب «رفتار خشونت آمیز با کودکان» کودک آزاری را کلیه رفتارها و اعمال غفلت­آمیز مردم، نهادها و کل جامعه می­داند که باعث محرومیت کودکان از حقوق خویش گردیده و یا در روند رشد شایسته و مقتضی آنها اختلال ایجاد نماید.[15]

 

گفتار دوم: انواع  آزارکودک

طبقه­بندی کودک آزاری نیز همانند تعریف آن چندان روشن نمی­باشد و حتی در یک کشور از ایالتی به ایالت دیگر دارای انگیزه­ها- علت شناسی و مفاهیم متفاوتی می­باشند. برای شناخت دقیق این معضل طبقه­بندی آن ضروری به نظر می­رسد. محدوده کودک آزاری بسیار گسترده است. محرومیت از خوراک، پوشاک، سرپناه محبت والدین، آزارهای جنسی، وجسمانی وارد شونده به کودک که منجر به ایراد صدمات شدید می­شود همگی در این محدوده­اند.

بر اساس ماده 19 پیمان نامه حقوق کودک، دولت­های عضو ملزم می­باشند تمام اقدامات قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی را به عمل آورند.تا از کودکان در برابر تمام اشکال خشونت جسمی،روانی،آزار یا سوء استفاده، بی توجهی یا سهل انگاری،بد رفتاری یا بهره کشی از جمله سوء استفاده جنسی در حین مراقبت والدین یا والد سرپرست یا سرپرستان قانونی یا هر شخص دیگری که مسئولیت مراقبت از کودک را به عهده دارد حمایت می­نمایند.

متخصصان و دانشمندان تعاریف متعددی از کودک آزاری ارائه داده­اند عمدتاً مشتمل بر پنج نوع 1-کودک آزاری جسمانی 2-کودک آزاری جنسی 3- عاطفی و روانی 4-غفلت و مسامحه 5-کودک آزاری تجاری می­باشند که هر یک از این انواع خود به طبقات مختلف دیگری تقسیم می شوند.[16] و ما نیز به توصیف آنها می­پردازیم:

 

1- آزار جسمانی

کودک آزاری جسمانی عبارت از رفتار هایی که به جسم کودک صدمه می زند.

کودکی که یک بار یا به دفعات مورد ضرب و شتم آزار و شکنجه قرار می­گیرد که عبارت است از حمله فیزیکی به کودک به طوری که می­تواند همراه با ضایعات جسمی، تغییر شکل، اختلال عملکرد بدن بوده و حتی ممکن است منجربه مرگ کودک نیز بشود.[17] آسیب وارده با کبودی، سوختگی، ضربه به سرشکستگی، جراحات شکم یا مسموم کردن مشخص می­شود. الگوی مشخصه آسیب درکودکی که مورد آزار جسمی واقع شده است با توضیح در رابطه یا علت آسیب هماهنگی و تطابق ندارد.که دراین رابطه ظن منطقی وجود دارد که آسیب وارده یا آگاهانه بوده. ویا شخص سرپرست از کودک آزاران جلو گیری نکرده است. آزار جسمی یا به صورت آزار شدید مثل آسیب­های چندگانه در سر، صورت و بدن است و یا به صورت آزار متوسط مثل شکستگی پا به­صورت آزار خفیف مانند کوفتگی و کبودی مثل جای گاز گرفتن است.خشونت عملی است که باقصدویا قصد تلویحی ایجاد درد یا آسیب به کودک درخانواده اعمال می شود.خشونت طبیعی شامل موارد شایع:سیلی زدن، هل دادن، و ضربه به کفل است که غالباً به عنوان بخش قابل قبول و یا طبیعی بارآوردن کودکان تلقی می­شود.خشونت آزار دهنده شامل: اعمال خطر ناک تری ازخشونت است که قابلیت بالقوه آسیب رساندن به شخص در آن بالاست مثل لگد زدن، خفه کردن، تیرزدن و کارد زدن.[18]

کودک آزاری به اشکال گوناگون دیده می­شود که در این رابطه برخی از دانشمندان آزار جسمانی را به دو گونه آزار فعال (سوءرفتار و بدرفتاری) و آزار غیرفعال و افعالی غفلت و مسامحه تقسیم بندی می­کنند.

 

1-1- آزار فعال (انجام فعل)

مشتمل بر تمام اعمال و رفتار عمدی با هدف ایراد درد جسمانی است که کودکان در نتیجه ضرب و جرح، کتک خوردن، سوزاندن، شکنجه­های بدنی، قطع عضو، انزوا، حبس، و… مشتمل می شوند.

آزار شدید ممکن است انواع مختلف صدمات قابل دیدن و غیرقابل رویت را به وجود آورد.

 

1-2- آزار غیرفعال (ترک فعل)

آزار غیرفعال یا غفلت و سهل انگاری مشتمل بر اشکال مختلفی از جمله رها شدن و ترک شدگی، محروم کردن کودک از معمولترین و متداولترین نیازهای خود مانند تغذیه، پوشاک، پناهگاه و رعایت اصول بهداشتی می­باشد.[19]

 

2- آزار جنسی

تجاوز جنسی، اصطلاحی در پزشکی قانونی و جرم شناسی جنسی است. و به معنی انجام نزدیکی جنسی با فرد،یدون رضایت اوست. نزدیکی فرد بالغ با افراد کم سن وسال و کودکان، حتی اگر با رضایت او باشد،تجاوز محسوب می شود.

بکارگیری استفاده و واداشتن کودک به درگیر شدن با هرگونه رفتار روشن جنسی یا نمایش رفتارهای جنسی تجاوز تماس جنسی فحشا و هرگونه بهره­برداری جنسی از کودکان جهت کسب لذایذ و ارضاء میل جنسی می­باشد. آزار جنسی کودکان تحقیرآمیزترین، ظالمانه­ترین و فجیع­ترین تجربه­ای است که یک کودک با آن مواجه می­شود. سوءاستفاده جنسی خیانتی بسیار بزرگ و اساسی­ترین و ابتدایی­ترین اعتماد میان کودک، والدین و سایر مراقبین او می­باشد. این عمل احساسات کودکان را به شدت مورد آسیب و تخریب قرار می­دهد.

تجاوز به خلوت کودک نیز سوءاستفاده جنسی از اوست که از جمله دزدانه نگاه کردن به کودک هنگام تعویض لباس یا حمام است. در این شرایط در حالی که هیچ کدام از این رفتارها در تعریف رسمی سوءاستفاده جنسی قرار نمی­گیرد قربانیان اغلب احساس تجاوز می­کنند و از بسیاری از نشانه­های روانشناسی مشابه قربانیان زنای با محارم رنج می­برند. اکثر موارد آزار جنسی با کودکان به وسیله افراد بزرگسال خانواده روی می­دهد مهاجمین برای کودکان آشنا می باشند.آنها به کودک دسترسی کامل دارند و کودک تحت سیطره کامل آنان می­باشد.[20]

موارد سوء استفاده از کودکان به دلایلی پنهان می­ماند این علل عبارتند از: نادانی،تحمل،و احساس ندامت و گناه قربانی،مطمئن نبودن تشخیص آزار جنسی توسط پزشکان و عدم گزارش آن، تمایل دادگاه ها بر اصول محدود قراین و نگرانی خانواده ­ها از برطرف نشدن و لاینحل ماندن موضوع بعلاوه ممکن است کودکان توسط مهاجمین به قتل، آزار و یا ترک کردن تهدید شوند.

آزار جنسی کودکان پدیده­ای گسترده در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است. البته در این میان کشورهای در حال توسعه وضع وخیم­تری دارند زیرا کودکان در این کشورها مورد تقاضای توریست­ها و مقاصد پدوفیلیا (بچه­بازی) در کشورهای ثروتمند می­باشند. این توریست­ها به دلیل حمایت مناسب از کودکان در کشورهای توسعه یافته، نمی­توانند کودکان را مورد آزار جنسی قرار دهند.

اجرای قانونی مقابله با آزار جنسی کودک، مؤثر می­باشد، این جرائم دارای مجازات شدید و حبس طولانی مدت است و به علاوه احتمال دستگیری بسیار زیاد است. از نظر مأموران مجری قانون و مردم این نوع جرائم قابل چشم­پوشی و گذشت نیست. موقعیت کودکان در کشورهای در حال توسعه کاملاً معکوس می­باشد. در این کشورها توسعه اقتصادی در اولویت قرار دارد و کودکان مورد بی­توجهی جامعه و دولت قرار می­گیرند. کودک اغلب به علت ترس و احساس شدید سرافکندگی و گناه از افشاء آزار جنسی سر باز می­زند. سوء استفاده جنسی از کودک، نشانه­های رفتار خاص در او ایجاد می­نماید اطلاعات گسترده کودک از مسائل جنسی بیانگر این است که کودک در فعالیت جنسی شرکت داشته یا ناظر بوده است. رفتارهای پرخاشگرانه و یا همراه با نمادهای جنسی نسبت به کودکان دیگر در بین کودکانی که مورد سوء استفاده قرار گرفته­اند مشاهده می­شود.

صدمه روانی و جسمی آزار جنسی نسبت به کودک با توجه به سن قربانی، مدت و نوع سوء رفتار و رابطه میان کودک و مهاجم تغییر می­یابد. این صدمات اثرات طولانی مدت کودکان قربانی می­گذارد این کودکان فاقد اعتماد به نفس هستند. آن­ها به بزرگسالان اعتماد ندارند و دارای احساس نگرانی و تحریک­پذیری شدید می­باشند.

«از نظر روان شناختی، سوءاستفاده جنسی و تجاوز به عنف منشأ بسیاری از اختلالات روانی مانند فویی­ها، اضطراب و افسردگی می­باشد».[21]

بلامبرگ پنهان­ترین نوع کودک آزاری را، آزار جنسی می­داند، ماهیت پنهان این عمل شرم­آور موجب عدم افشاء این پدیده می­باشد. سوءاستفاده جنسی توسط هر فرد بزرگسالی قابل انجام می­باشد. ممکن است که این عمل توسط اعضای خانواده و یا محارم تحت عنوان «زنای با محارم» و یا به وسیله اشخاص دیگری صورت گیرد.[22]

با ظهور دین مسیح سوءاستفاده جنسی از کودک ممنوع و شرم آور اعلام شد. با افزایش قدرت کلیسا این عمل عنوان مجرمانه به خود گرفت و مرتکبین این اعمال مجرم معرفی شدند.

«اکنون بر اساس یافته­های بالینی، ویژگی­های رفتاری-روانی بزه دیدگان جنسی مورد کاوش قرار گرفته است. در حال حاضر سوءاستفاده جنسی را منشأ بسیاری از اختلالات شخصیتی می­دانند».[23]

آزار جنسی مانند آزار فیزیکی اشکال متفاوتی دارد: تجاوز به عنف، زنای با محارم، تجاوز براساس تعریف قانون موضوعه، لمس کردن تحریک­آمیز و سایر اشکال رایج. علاوه بر رفتارهای جنسی متداول راه­های دیگری برای استشمار جنسی کودکان وجود دارد. آنها ممکن است برای کسب درآمد والدین، سرپرستان و سایر دلالان محبت مجبور به تن دادن به فحشا شوند. سوء استفاده از کودکان در موضوع پورنوگرافی (فیلم­ها – مجله­ها) موجب استشمار جنسی – تجاری کودکان می­شود.

مرکز ملی سوءاستفاده و غفلت، آزار جنسی را مواردی می­داند که کودک برای کسب لذت جنسی یک شخص بزرگسال از طریق مقاربت یا تماس جنسی او مورد سوء استفاده قرار می­گیرد. در یک تعبیر کلی می­توان کودک آزاری جنسی را به هر نوع تماس شخص بزرگسال با کودک در جهت تامین نیازهای جنسی خویش تعبیر نمود.[24]

البته با توجه به اینکه سن مجاز و قانونی برای اقدام به فعالیت­های جنسی در هر کشوری با توجه به متغیرهای فرهنگی متفاوت است، می­توان تعریف فوق را چنین تکمیل کرد: هر نوع تماس فرد بزرگسال با کودکی که به سن مجاز و قانونی برای اقدام به فعالیت­های جنسی نرسیده است، به منظور ارضاء نیازهای جنسی خویش،کودک آزاری تلقی می­شود.

همان گونه که پیش از این ذکر شد کودک آزاری جنسی به اشکال و انواع گوناگون صورت می­گیرد که بر حسب ضرورت به ذکر دو مورد آن می­پردازیم:

2-1- زنای با محارم

دکتر کاپلان سادوک، رابطه جنسی میان افراد دارای رابطه خونی با یکدیگر را زنای با محارم می­نامد. در یک تعریف گسترده می­توان رابطه رسمی یا غیر رسمی جنسی میان افرادی که از لحاظ فرهنگی این رابطه مجاز شناخته نشده باشد، را زنای با محارم نامید.

کمترین موارد زنای با محارم مربوط به رابطه جنسی مادر و پسر است، دخترها بیش از پسران قربانی زنای با محارم می­شوند در ایالت متحده امریکا حدود یک سوم از 15 میلیون نفر قربانی زنای با محارم زیر 9 سال سن داشته­اند.

موقعیت اقتصادی خانواده نقش مؤثری در وقوع زنای با محارم ندارد، مسئله قابل تأمل این است که این موضوع در خانواده­های دارای ثبات اقتصادی، بیشتر پنهان می­ماند.

در بروز این پدیده می­توان به عوامل اجتماعی، فرهنگی، فیزیولوژیکی و عوامل روانی اشاره نمود.

زندگی در روستاهای دور افتاده و کم جمعیت که امکان دسترسی به رابطه جنسی با افراد گوناگون را نمی­دهد نیز در بروز این معضل مؤثر می­باشد. در بعضی از موارد مهاجمان، افرادی دارای ضریب هوشی پایین و یا دچار اختلال روانی­اند.

برخی زنای با محارم را به هر نوع فعالیت جنسی میان اعضای یک خانواده می­دانند که الزاماً وجود یک رابطه نسبی ضرورت ندارد.[25]

«معمولاً در زنای محارم کودکان نابالغ در سنین 4 الی 12 سال مورد سوء استفاده قرار می­گیرند».[26]

2-2- فحشاء کودکان

برخی فحشاء کودکان را شرکت آنان را در فعالیت­های جنسی با هدف کسب منافع می­دانند. بیشتر فاحشه­های خردسال، کودکانی هستند که تجربه تلخ و هولناک سوءاستفاده جنسی توسط یکی از محارمشان را داشته­اند و برای رهایی از تکرار این فاجعه از خانه گریخته­اند. این کودکان برای ادامه حیات در محیط خشن و بی­رحم جامعه و برای تهیه خوراک و پوشاک خود به ناچار به فحشاء روی می­آوردند.

 

3- آزار عاطفی و روانی

هر گونه رفتار نا مناسبی که بر عملکرد رفتاری،شناختی،عاطفی و جسمی کودک تأثیر منفی داشته باشد گفته می شود.

آزار روانی (عاطفی) به­طور معمول یکی از پی آمدهای آزار جنسی و جسمی می­باشد، اما در بسیاری از موارد به­طور مجزا نیز روی می­دهد. کایریس و همکارانش آزار روانی را این­گونه تعریف کرده­اند: بدرفتاری روانی در بچه­ها زمانی روی می­دهد که شخص به کودک القا کند که وی موجودی بی­ارزش، معیوب، منفور، ناخواسته و مخاطره­انگیز می­باشد. و ارزشش فقط به جهت برآورده کردن نیازهای دیگران می­باشد.کلیه موارد فوق در صورتی که شدید و تکراری باشد، آزار روانی را به دنبال دارد. و این­که آزار عاطفی به معنای از بین بردن روح و توانایی و عواطف کودک می­باشد. هم چنین بنتوسیم 1987 آزار عاطفی را یکی از شدیدترین آزارها دانسته و بیان کرده است که می­تواند زمینه ساز آزار جسمی باشد و به عنوان ویران کردن منظم احساس لیاقت کودک (لیاقت به عنوان توانایی کارکرد در زمینه­های اجتماعی تعریف شده است) مثلاً سپر بلا کردن، طرد یا انکار منظم تجارب اجتماعی وی می­باشد.

آزار عاطفی انواع مختلفی دارد که می­توان به موارد زیر اشاره نمود:

تحقیر کردن، بی­ارزش شمردن، مسخره کردن، تهدید کردن، جدا کردن کودک، داشتن خواسته­های دو گانه و نامشخص از کودک، اعمال فشار روی کودک جهت بکارگیری رفتارهای ضد اجتماعی مانند خرید و فروش مواد مخدر و سرقت در معرض خشونت­های خانوادگی قرار دادن، مانند کتک خوردن مادر توسط پدر در منزل، حضور کودک در زمان تهاجمات کلامی والدین نسبت به هم.

(براساس تعریف ارائه شده در کنفرانس بین­المللی «آزار عاطفی و روانی کودکان و نوجوانان» در سال 1983 هر نوع رفتاری که با توجه به معیارهای اجتماعی و روان شناختی برای کودک مخرب شناخته شود، آزار روانی محسوب می­گردد. به عبارت دیگر هر قسم از رفتار که منجر به ایراد آسیب به رشد رفتاری، شناختی، عاطفی و جسمی شود آزار عاطفی و روانی نامیده می­شود).[27]

براساس عقیده برخی از متخصصان، آزار عاطفی کودکان به دو نوع آزار فعال (فعل) و آزار غیرفعال (ترک فعل) طبقه­بندی می­شود. آزار فعال می­تواند به شکل آسیب کلامی، رفتار تهدید آمیز، شکنجه روانی عمدی، القای عمدی ترس، خشم و اضطراب در ذهن کودک به طرز شفاهی و با اهدافی نظیر تحقیر و پست نمودن کودک صورت گیرد. شکل غیر فعال، ترک فعل آزار عاطفی متداول­تر از نوع فعال آن می­باشد. این نوع آزار شامل محرومیت از عشق والدین، محرومیت از تحصیل و تمام اشکال محرومیت­های عاطفی است.

 

4- آزار ناشی از غفلت و مسامحه

آزار ناشی از غفلت یا مسامحه عبارت است از توجه نکردن به نیازهای اساسی کودک مانند تغذیه،بهداشت،پوشاک عبارت است از عدم مراقبت و علاقمندی به کودک شامل محرومیت از نیازهای اساسی همانند غذا پوشاک و محرومیت از اقداماتی که جهت رشد طبیعی و نمو کودک نیاز هست ویا کودک را در معرض خطر قرار دادن می­باشد. مسامحه یا غفلت به صورت عدم مراقبت کافی جسمانی و بهداشتی عدم تامین نیازهای روحی هیجانی و آموزشی کودک، ترک طفل و بحال خود رها کردن کودک، فقدان محبت کافی، صحبت نکردن با کودک، عدم رسیدگی به وضعییت تحصیلی و بی توجهی به ترک مدرسه و نیز کودک را در معرض خطراتی چون سرما و گرما قرار دادن می­باشد.[28] سوء رفتار و مسامحه در مورد کودک در بین دختران و پسران در سنین مختلف و در تمام گروه­های قومی و تمام سطوح اجتماعی و اقتصادی مشاهده می­شود. و میزان آن به طرز نگران کننده ای روبه افزایش است.

سوء رفتار و مسامحه در مورد کودک با طیف وسیعی از مشکلات هیجانی و نشانه­های روانپزشکی همراه است. کودکانی که کتک خورده یا سوزانده می­شوند، یا به­طور مکرر مورد تهاجم جنسی قرار می­گیرند و یا از غذا و پوشاک و سرپناه محروم می­شوند ممکن است تلف شوند و یا زنده بمانند و با پیامدهای آن جدال کنند. در اکثر موارد در زنای با محارم، کودکان مورد سوء استفاده جنسی تهدید می­شوند که اگر اسرار خانواده را برملا سازند مورد سوء رفتار بیشتر و ترک شدن قرار خواهند گرفت، چنین رفتاری آنها را در موقعیت لاینحل تحمل سوء رفتار مداوم، سکوت خاموشی و یا خطر از دست دادن کامل خانواده رها می­سازد. در کودکانی که مورد سوءرفتار جسمی یا جنسی قرار گرفته­اند، بسیاری از اختلالات روانپزشکی از جمله اضطراب، رفتار پرخاشگرانه، اندیشه­پردازی پارانوئید، اختلال استرس پس آسیبی (P.T.S.D)، اختلالات افسردگی و افزایش خطر رفتار انتحاری مشاهده می­شود.[29]

هر ساله در ایالات متحده سوء رفتار و مسامحه با کودکان منجر به 1100 مورد مرگ می­شود. تقریباً از هر سه یا چهار دختر و از هر هفت تا هشت پسر یک نفر تا سن 18 سالگی مورد تهاجم جنسی واقع می­شود. میزان بروز واقعی احتمالاً بالاتر از این تخمین­ها است، زیرا بسیاری از کودکان قربانی بدرفتاری شناسایی نمی­شوند و بسیاری دیگر تمایلی به گزارش سوء رفتار ندارند.[30]

عوامل زیادی در بروز سوء رفتار و مسامحه در مورد کودکان نقش دارد. والدین آزار دهنده اغلب خود قربانی سوء رفتار جنسی و جسمی بوده و در خانواده خود مدت­ها در معرض خشونت و درد و عذاب بوده­اند که این عوامل در پیدایش پرخاشگری نقش زیادی دارد. بنابراین والدینی که خود آماج تنبیه بدنی و رفتارهای خشونت بار و بیرحمانه بوده اند ممکن است بدرفتاری را با کودکان ادامه دهند، عده­ای معتقدند که روش آنها راه معقولی برای آموزش انضباط است در مواردی دیگر والدین در مورد روش­های تربیتی توأم با سوء رفتار خود مردد هستند ولی بدلیل فقدان مکانیسم­های سازگارا، ناگزیر به تقلید رفتار پدر و مادر خود متوسل می­شوند.[31]

اعمال بی­توجهی می­تواند شامل مورد زیر باشد:

بی کفایتی والدین در ایفای نقش خود،قطع مراقبت مادری،محرومیت عاطفی و اجتماعی، جدایی والدین،بی تفاوتی،تحریک بیشتر یا کمتر از حد و عدم توفیق در درک یا پیش بینی نیازهای کودک در مراحل مختلف رشد باشد.[32]

 

5- آزار تجاری

5-1- به منظوراعمال منافی عفت

اطفال به صورت مختلف موردسوء استفاده قرار می­گیرند تجاوز جنسی. به حقوق کودک به صورت مشاهده بچه، ارتباط جنسی در وسایل سمعی و بصری، تلویزیون، اینترنت و سینما دارای اشکال مختلف می­باشند. زود رس شدن بلوغ و تمایلات جنسی، رابطه نا مشروع با محارم، بیماری روحی و اختلالات روانی ثمره تحمیل این شرایط بر اطفال به­ویژه دختران نوجوان می­باشد، برخی از اعمال پیش گفته از قدیم الایام وجود داشته است ولی مشکل جدیدی از استثمار و بردگی جنسی نسبت به نوجوانان به ویژه دختران در سال­های اخیر بوجود آمده است که نگرانی شدید جوامع بین­المللی را بر انگیخته است. امروزه قاچاق زنان و کودکان برای فحشاء و خود فروشی یکی از سودآورترین تجارت بعد از قاچاق مواد مخدر می­باشد.بر آوردها حاکی است که سالانه هفت میلیارد دلار سود حاصله از قاچاق 4 میلیون نفر زنان و اطفال در جهان می­باشد. روش قاچاق گاهی به صورت آدم ربایی، گاهی تهدید والدین دختران، و بعضاً با خرید آنان از والدین می­باشد. سن این بردگان نوین دنیای مدرنیسم بین 12تا 18 سال در نوسان است. طبق آمار سازمان امنیت و همکاری اروپا در حال حاضر 100 هزار نفر اوکراینی در مراکز فحشای اروپای غربی کار می­کنند و سالانه بین 700 هزار تا دو میلیون نفر زن و کودک قربانی برده داری دنیای امروز می­باشند. به هر کیفیت فقدان کار مناسب در کشور، ناکافی بودن در آمد، پایین بودن در آمد سرانه، اعتیاد والدین از عوامل بروز و ظهور این تجارت سیاه و برده­داری نوین گردیده که قربانیان سیه روز آن را دختران و کودکان بی پناه تشکیل می­دهند.[33]

قاچاق کودکان یکی از معضلات امروز است که همه کشورها به نوعی درگیر آن هستند. کشور ایران معمولاً به عنوان کشور مبداءو ترانزیت محسوب می­شود که البته در مورد آن آمار رسمی وجود ندارد وی در مورد بروز قاچاق اطفال اظهار می­دارد فقر یکی از دلایل آن است که افراد به منظور دست یافتن به آینده بهتر و موقعیت شغلی بهتر از اطفال سوءاستفاده می­کنند و هم­چنین نبود سر پرست به دلیل جدایی والدین یا فوت آنها کودکان را به عنوان طعمه مطرح می­کنند.[34]

یکی از ویژگی­های قاچاق انسان بین­المللی بودن آن می­باشد به طوری که جهانی شدن اقتصاد، امکان ایجاد شبکه­های جهانی برای ارتکاب جرم را فراهم ساخته است. در عصر فناوری اطلاعات، مجرمین بین­المللی به راحتی با یکدیگر ارتباط بر قرار می­کنند.

چنانچه اینترنت و سرویس گپ زنی (چت) بهترین وسیله برای ارتباط شنیداری و حتی دیداری چندین مجرم از نقاط مختلف جهان در آن واحد است همین امر منجر به تسهیل جرم قاچاق اشخاص به قصد بهره کشی جنسی گردیده است. مطالعات نشان می­دهد که دلالان نخست قربانیان را بعنوان پرستار بچه، پیش خدمت یا هر فرصت کاری مناسبی که در خارج پیش می آید وارد گروه می کنند، بعد از گرفتار شدن آنها قربانیان خود را از طریق ضبط اوراق هویت و گذرنامه، تهدید خانوادگی، بدهکار ساختن، خشونت و شکنجه کنترل می کنند.[35]

 

5-2- به قصد تجارت اعضای بدن

موضوع کودک آزاری از نظر پزشکی زمانی مطرح می­شود که مسائل بهداشتی یا درمانی بدون کنترل و مراقبت صحیح انجام می شود.موضوع کودک آزاری ناشی از مراقبت­های پزشکی بسیار داغ و پر سر و صدا است که تبعات قانونی زیادی را در بر دارد. فراهم نیاوردن یا اجازه ندادن والدین به انجام درمان­های طبی لازم بر پایه عقاید مذهبی یکی از این مواردی است که این امر بر درک غلط یا بی­مبالاتی استوار است. کودک آزاری پزشکی به صورت­های مختلف ظاهر می­شود. قاچاق اعضای بدن کودکان و امتحان داروهای جدید پزشکی روی کودکان
بی­سرپرست شبانه روزی­ها از جمله مواردی است که خبرگزاری­ها هر از چند گاهی اخباری را در این زمینه مخابره می­کند. بر پایه یک خبر که در ماه مه 1997 به نقل از یک خبرگزاری غربی در روزنامه­ها منتشر شد پژوهشگران غربی با مردم فقیر کشورهای آفریقایی مانند موش­های آزمایشگاهی رفتار می­کنند و داروهای تایید نشده بیماری ایدز را روی زنان باردار فاقد ویروس ایدز آزمایش می­کنند. به­دلیل کارا نبودن این قبیل داروها، ویروس ایدز از مادر به نوزاد انتقال یافته است وصدها کودک آفریقایی به همین دلیل جان خود را از دست خواهند داد. کودکان از سنین نوزادی تا جوانی موضوع جرایم گوناگون قرار دارند. سرقت نوزادان و فروش آنها و ربودن اطفال برای فروش اعضای مختلف بدن آنان مانند کلیه، قلب وغیره از جرایمی هستند که در کودکان معصوم، قربانیان آن به شمار می­روند و متاسفانه این شرایط در کشورهای عقب مانده و جهان سوم به نسبت از ممالک پیشرفته که درآن قوانین جهت حمایت از کودکان و بهره کشی از آنان به حداقل ممکن می رسد اسف بارتر است.[36]

1- هوشنگ، آبروشن – کودک آزاری وکنوانسیون حقوق کودک، (تهران: نشر اندیشه چاپ ناصح، 1387)، ص 79- 80.

2-  دی برد هرست، دایان، نفش مربیان و معلمان مدارس در پیشگیری و درمان کودک آزاری و غفلت مترجم شهرام محمدخانی (انتشارات و رای دانش، 1380)

3- محمد،معین – فرهنگ فارسی،(تهران،انتشارات امیر کبیر،1379 )،ج سوم

4- هوشنگ، آبروشن- پیشین، ص 32-31.

1-  علی حسین، نجفی، ابرندآبادی سیاست جنایی سازمان ملل متحد، (مجله تحقیقات حقوقی دانشگاه شهید بهشتی شماره 18،1375)، ص345.

2- مهرنوش، مصداقی، حمایت از اطفال در حقوق جزای ایران و اسناد بین المللی، (پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، 1380)، ص40.

1- همان، صص 181-195-196.

1-  سید حسن، امامی- حقوق مدنی، (تهران: انتشارات اسلامیه، 1343)،  ج 5،ص 46

2-  محمدجعفر، لنگرودی- مبسوط در ترمینولوژی حقوق- (تهران: نشر گنج دانش، 1381)، ج دوم،ص 2352

3- همان، ص 882

4-سید روح اله، موسوی خمینی- تحریر الوسیله- الجز الثانی،چ سوم،(قم: موسسه اسماعیلیان، 1403 ه.ق)، ص 12

1- راتر و تایلور،2003- ص 315

2-بنفشه، پورناجی- مرگ خاموش، نگاهی به پدیده کودک آزاری(تهران:،انتشارات همشهری،1378)، ص 15

3- عباس، آقا بیگلویی- کودک آزاری، چ دوم، (تهران: انتشارات آوند دانش، 1380)، ص 14.

1  اسدالله،شعبان- سلسله مقالات تحقیقی در باره کودکان جهان،ترجمه الهه ضرغام و پری موسوی،جلد اول، 1369،ص 125

1- علیرضا،کاهانی-کودک آزاری جسمانی عمدی،ص56

2- سکینه، میری- بررسی شیوع کودک آزاری در دانش آموزان (بم: نامه کارشناسی ارشد پرستاری 1382)،.ص24-23

3- همان، ص24

1-  مجله پزشکی قانونی- کودک آزاری در تهران، سال دوم- شماره پنجم، ص26

1-  همان، ص 121

1-کاپلان سادوک- خلاصه روانپزشکی بالینی، ترجمه نصرت اله پورافکاری، ( تهران: نشر میزان، 1379 )،ج دوم،ص 594 و 596

2- علیرضا، جویان – دیدگاه پزشکی قانونی در تشخیص و احراز سوء استفاده جنسی از کودکان- مجله پزشکی قانونی- سال دوم- ش 6، ص 84

3  صغری، ابراهیمی قوام- بررسی ویژگی های روانی،رفتاری و اجتماعی قربانیان سوء استفاده جنسی- همایش مسائل کودکان و نوجوانان ایران- تهران- اسفند 76

4- مهناز، نوروزی- پیشین، ص 43

1- کاپلان سادوک- پیشین، ص 48-47

2-  بنفشه پور ناجی- پیشین، ص 142

1- همان، ص 162

2- عباس، آقابیگلویی- حسن، رسول زاده طباطبایی- کودک آزاری،چ 8، (تهران: انتشارات آوند دانش، 1380)، ص 14.

1- کاپلان، سادوک – پیشین ص 44

3- سید مهدی، صابری- محمدرضا، محمدی- نگرشی نوبه روانپزشکی،چ اول،(تهران: نشر طیب، انتشارات تیمورزاده، 1384)، ص 244

3- همان

1-  عباس، جوانفر- بررسی علل آزار کودکان- ص 6

2- علی، نجفی توانا- نابهنجاری و بزهکاری اطفال و نوجوان از منظر جرم شناسی، (تهران: انتشارات راه تربیت، 1382)، ص 74

1http:// www.spasdi.orglfar-pages/news/13850716isna5.htm

2- محمدابراهیم، شمس اژه ای- جرم شناسی سازمان یافته، بررسی مصادیق آن در حقوق موضوعه ایران، علی حسین ابرندآبادی، (تهران: دانشکده حقوق شهید بهشتی، 1379)، ص92-91

1- هوشنگ، آبروشن،پیشین، ص 95-94

                                                    .