رشته حقوق

کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه

4-2 فیلم طعم گیلاس عباس کیارستمی
4-2-1 معرفی کارگردان

عباس کیارستمی در سال ۱۳۱۹ متولد شد. او دارای لیسانس نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است. عباس کیارستمی از سال ۱۳۴۰ به عنوان نقاش تبلیغاتی در «آتلیه ۷» و یکی دو مؤسسه دیگر به کار طراحی جلد کتاب و آفیش پرداخت، و بعدها به «تبلی فیلم» رفت. از سال ۱۳۴۶ در «سازمان تبلیغاتی نگاره» به طراحی و ساختن تیتراژ فیلم پرداخت که نخستین آنها تیتراژ فیلم «وسوسه شیطان» ساخته محمد زرین دست بود.
هفت چنار چیدمان عباس کیارستمی منتخب چهارمین جشن تصویر ایران، (نصب شده در خانه هنرمندان ایران) طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلم‌های قیصر و رضا موتوری ساخته مسعود کیمیایی را او انجام داد. مدتی بعد به دعوت فیروز شیروانلو، که مسئولیت «امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» را داشت به «کانون» رفت و در سال ۱۳۴۹ فیلم کوتاه نان و کوچه را ساخت. در سال ۱۳۵۱ فیلم زنگ تفریح را ساخت و با ساخت فیلم «مسافر» در سال ۱۳۵۳ مطرح شد. او در سینمای بعد از انقلاب پایه‌گذار سینمایی شد که تا به حال فیلمسازان زیادی پیرو این نوع سینما، فیلم ساخته و مطرح شده‌اند. عباس کیارستمی با فیلم طعم گیلاس در سال ۱۹۹۷ جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن را هم از آن خود کرده‌است.
 دیگر فعالیت‌ها
کیارستمی تجربه‌های متفاوتی در زمینه‌های مختلف نظیر آهنگسازی، طراحی صحنه و لباس، تدوین و حتی بازیگری داشته‌است. وی همچنین عکاسی شناخته شده‌است همچنین به تازگی دو کتاب از ادبیات کلاسیک ایران به نام‌های حافظ به روایت عباس کیارستمی و سعدی از دست خویشتن فریاد را منتشر ساخته ‌است.
در حراجی کریستی دبی به تاریخ ۱ مه ۲۰۰۸، عکسی از کلکسیون عکس‌های عباس کیارستمی به قیمت حدود ۱۳۰ هزار دلار فروخته شد.
در ادامه فیلم طعم گیلاس کیارستمی که یکی از فیلمهای ارزشمند کارنامه سینمایی این کارگردان و از فیلمهای مطرح سینمای ایران است مورد بررسی قرار می گیرد.
4-4-2 اهمیت و ویژگیهای فیلم
داستان کوشش های پسربچه ای برای اصلاح یک اشتباه اتفاقی و مصون داشتن دوستش از تنبیه معلم بداخلاق و غیرمنطقی مدرسه سرآغاز سلسله پایان ناپذیری از فیلم های کیارستمی است. به دنبال نخستین فیلم، خانه دوست کجاست (1986/1365) دو فیلم دیگر ساخته شد. این دو فیلم، داستان فیلم های گذشته و تاثیرهای شگرفی را که فیلم ها به روی زندگی افرادی که در آن شرکت جسته بودند گذاشته به هم پیوند می دهد. فیلم های کیارستمی، بخصوص این سه فیلم، نشان می دهد که چگونه فیلمسازی و شرکت و تماشای آن می تواند زندگی آدم ها را تغییر دهد. این تاثیر به مدد راهکارهای بیانی شیوایی که نشان دهنده رابطه صورت واقع و صورت مجازی ست از یک سو، و از سوی دیگر با ارائه هنر در تماس جریانات فرهنگی پویا، میسر شد. فیلم های وی نه تنها نشان دهنده و پدید آورنده فرهنگ است بلکه بر ارزش های زندگی و اهمیمت هنر و تاثیر گذاری ملموس آن بر زندگی تاکید می ورزد.
عباس کیارستمی یکی از پرآوازه ترین کارگردانانی است که در طول چند دهه گذشته در بطن فرهنگ سینمای ایرانی پدیدار شده است. هرچند از دیدگاه منتقدان، فیلم های وی بررسی و انتقاد تمثیلی سلطه گرایی، عناصر فرهنگی محافظه کار و محدودیت های حاکم بر سینمای ایران است. کیارستمی خود اظهار می دارد که فیلم هایش قصد القای پیامی را ندارند بلکه هدف اصلی آنها طرح سوالاتی در ذهن مخاطبان است. در سال 1993/1372 در طی مصاحبه ای با فرح نیری می گوید که این امکان وجود دارد که مخاطبان به نتایجی به غیر از آنچه کارگردان انتظار دارد نائل آیند اما این کاملا معقول است، چرا که هدف وی تشویق بینندگان به تفکر است. به نظر او نقش کارگردان «طرح سوال» است و نه «اعلام داوری». درباره مفهوم کلی هنر می گوید: «تنها کاری که هنر می تواند انجام دهد به تفکر واداشتن مخاطبان است.» به طرزی آشکار، وی پذیرای برداشت هایی گوناگون از فیلم هایش است، حتی برداشت هایی کلی و پرماجرا. در این خصوص وی در مورد مخاطبان ایرانی و خارجی، هر دو موفق بوده است (عیسی، 1379: 122).
اهمیت و ویژگی فیلم: این فیلم اولین و تنها فیلم ایرانی برندۀ نخل طلای جشنوارۀ کن به عنوان بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان جهان می باشد. همچنین یکی از کارهای موفق عباس کیارستمی کارگردان مطرح ایرانی، – چه در ایران و چه در سطح بین المللی- است. مثل بسیاری از فیلم های موفق حواشی زیاد و نقدهای متعددی داشته که باعث شد از سوی پژوهشگر به عنوان فیلم قابل بررسی و تعمل با ابزارهای قاعدهمند تحلیل فیلم مورد وارسی مجدد قرار گیرد. از سوی دیگر به عنوان فیلمی که به تأیید و دریافت بالاترین جایزه از سوی جشنواره فیلم کن که خود به عنوان سردمدار جشنواره هنری جهان مطرح است، این فیلم را نمایندۀ مناسبی برای تحلیل و یافتن معیارها و ارزشهای مورد توجه و نظر این جشنواره، می نماید که در نهایت به گمان پژوهشگر می تواند راهی برای دستیابی به گفتمان غالب بر این جشنوارۀ بزرگ فیلم باشد.
4-2-3 عوامل تولید فیلم
فیلمنامه، کارگردان، تهیه کننده و تدوین گر: عباس کیارستمی. فیلمبردار: همایون پایور. موسیقی پایانی لوی آرمسترانگ. بازیگران: همایون ارشادی، عبدالحسین باقری، افشین خورشید باختری، صفرعلی مرادی، میرحسین نوری. محصول 1376.
4-2-4 موقعیت زمان و مکان
وقایع فیلم در تهران و در اوخر دوران سازندگی و اوایل دوران اصلاحات (در فیلم اشاره به جنگ افغانستان می شود) اتفاق می افتد.
4-2-5 گزیده داستان فیلم
مرد میانسالی به نام بدیعی (با بازی همایون ارشادی)، سوار بر رنجروور خود در زمینهای بایر اطراف تهران می راند و از یک منطقه لم یزرع شامل کارگاههای ساختمانی و آلونکها می گذرد که پر از مردانی است که دنبال کار می گردند. مردی میانسال، قصد خودکشی دارد و قبرش را در کنار درختی کنده است. او می خواهد قرص های خوابش را یک جا بخورد و شب در این قبر بخوابد. بدیعی دنبال کسی است که پس از مرگش (صبح فردا ساعت 6) روی جسد او خاک بریزد. در مسیری که برای یافتن چنین کسی پیش می‌گیرد با افراد مختلفی مانند یک سرباز، طلبۀ افغان و مردی که کارگر موزه تاریخ طبیعی است رو به رو می‌شود و از آنها می خواهد فردا صبح سراغ او بیایند و «بیست بیل خاک» روی او بریزند و پاکتی را با ۲۰۰هزار تومان پول که در داشبورد ماشین است به عنوان دستمزد بردارند.سرباز پیشنهاد را رد و به سمت پادگانش فرار می‌کند، طلبه افغان شروع به موعظه بدیعی می‌کند و خودکشی را برخلاف تعالیم اسلام و دستورهای قرآن می‌داند اما کارگر موزه که بعدا معلوم می‌شود پرندگانی مثل بلدرچین و کبک را برای تاکسیدرمی در موزه شکار می‌کرده، با تعریف ماجرایی از روز خودکشی خودش و این که چطور«یک توت شیرین مانع خودکشی او شده» پیشنهاد او را قبول می‌کند. در پایان فیلم هنگامی که منتظر دیدن سرنوشت «بدیعی» هستیم، فیلمبرداری تغییر می‌کند و تصاویری از پشت صحنه، کارگردان و گروه فیلمبرداری و همایون ارشادی می بینیم که از قبر بیرون آمده است. او در پایان به درک تازه‌ای از معنای زندگی می‌رسد.
4-2-6 معرفی شخصیت های فیلم
آقای بدیعی: مرد میانسالی که قصد خودکشی دارد. آقای بدیعی (همایون ارشادی)، مرد میانسال فیلم، سوار بر اتومبیل خود در حاشیه شمالی شهر تهران در کنار تپه‌هایی در دست ساخت و در جوار کارگران و سربازان یک پادگان، دنبال کسی است که فردا صبح سر قبر او بیاید و زیر درختی که نشانه‌گذاری شده، رویش خاک بریزد و بابت این کار هم پیشاپیش پولش را بگیرد. اطلاعات زیادی در طول فیلم از شخصیت اصلی به بیننده داده نمی شود. فقط در طی سوال و جواب ها تصویر کمرنگی از او شکل می گیرد. از ماشین و پیشنهاد پولی که به دیگران می دهد به نظر می رسد وضع اقتصادی نسبتاً خوبی دارد. ولی احساس محبت و یا عاطفه در او کمتر به چشم می خورد. او حتی در گفتگو با دو کودک بازیگوش که حرفها و اداهای با نمکی دارند، حتی لبخند هم نمی زند و کاملا خشک و بی هیچ حس خواسی مثل کسی که فقط ماموریت دارد سوالاتی مطرح کند و جواب هر چه باشد تاثیری بر او ندارد، از کنار آنها به مانند اکثر شخصیت های فیلم، می گذرد. او انسان مذهبی و یا لادین به نظر نمی رسد. برای تمایل به خودکشی او دلیل مشخصی در فیلم بیان نمی شود. بنابراین دلایلی که معمولا شخص را به این کار وا می دارد در او به وضوح دیده نمی شود.
سرباز: پسر جوان کردی که در پادگان (بالایی) نزدیک محل عبور بدیعی خدمت می کند. او اشاره می کند دو برادر دارد که در تهران کار می کنند. با توجه به حرفهای خود سرباز این طور برداشت می شود که او و خانواده اش زندگی سخت با سطح اقتصادی پایین دارند. در فیلم او ابتدا پیشنهاد کار از سوی بدیعی را میپذیرد. اما وقتی از نوع کار باخبر میشود پا به فرار میگذارد.

مطلب مشابه :  نظام اقتصادی سرمایه داری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید