رشته حقوق

کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه

قبلاً بیان داشتیم که یکی از مؤلفههای مطرح شدن یک دستاورد علمی به عنوان یک نظریه، پذیرفته شدن و تصدیق آن در جامعهی علمی ( اجتماع آکادمیکی ) آن رشته علمی است. شرط مقدّماتی چنین امری مطرح شدن آن دستاورد علمی در جامعه علمی است که یکی از راههای آن انتشار آن دستاوردها در مجلات ISI و ژورنالهای معتبر علمی است.
طبیعی است که بسیاری از مقالات و دستاوردهای علمی پژوهشی اسلامی متفکّران مسلمان – که زمینه ساز شکلگیری بسیاری از نظریات است – در مجلات ISI علومانسانی چاپ و منتشر نمیشود. از آن رو که این ژورنالها همگی در غرب ویراست میشوند، موضوعات مطرح شده در این ژورنالها به شدّت با توجّه به مسائل و تئوریهای غربی ارزیابی میشوند. (Acharay, 2006) بسیاری از مفاهیم اسلامی در تضاد مستقیم با مفاهیم و پارادایمهای غربی هستند. بین لیبرالیسم و اومانیسم با اسلام تناقضات و تعارضات جدّیای وجود دارد. یک اندیشه نمیتواند اسلامی باشد امّا به اومانیسم نیز معتقد باشد. این موارد و عدم انتشار مقالات اسلامی متفکّران مسلمان در بسیاری از مجلات ISI و ژورنالهای علمی باعث میشود که این دستاوردهای علمی از دید پنهان بماند یا کمتر به چشم آید. لذا اگر بتوان در میان جامعهی علمی جهان اسلام دست به انتشار مجلات و ژورنالهای علمی اسلامی، چیزی شبیه به ISI اسلامی، زد و دستاوردهای علمی پژوهشگران و متفکّران مسلمان را در آنها منتشر نمود و آنها را وارد یک چرخه وسیع نموده و در دسترس سایر پژوهشگران، دانشگاهیان و دانشجویان جهان اسلام و خارج از جهان اسلام قرار داد، گام بلندی در جهت زمینه سازی و گسترش و توسعه علومانسانی اسلامی و از جمله علم سیاست اسلامی بر داشته خواهد شد.
3-4-اجتماعی
1-3-4- ایجاد احساس نیاز به تغییر (راضی بودن از وضع موجود)
هنگامی که ملّتی و کشوری نیازی به نقد وضع موجود و تغییر آن نمی بینند، یکی از اصلیترین انگیزههای نظریهپردازی که همان نقد وضع موجود و تبیین وضع مطلوب از بین میرود. شرایط فعلی نیازهای آنها را برآورده می سازد. لذا لزومی نمیبینند که برای تغییر آن خود را به زحمت فکری و عملی بیندازند. به قول وایت :”خرسندی و رضایت نسبت به وضعیت سیاسی موجود و دنبال نمودن پیشرفت و یک زندگی خوب، نیاز به ارائه دادن تئوری دربارهی آنچه که به عنوان یک درام در جوامع و میان دولتها تلقّی میشود را مانع میشود.” ( Acharya، 2006)
2-3-4- تبدیل کردن جنبش نرم افزاری و تولید علم به یک مطالبه ملّی و خواست عمومی
بسیاری از محققّان جامعه‎شناسی علم بر این باورند که علم اساساً در درون یک «گفتمان اجتماعی» شکل می‎گیرد. (Gross, 1990) تا زمانی که گزارهای در یک جامعه تبدیل به یک خواست عمومی نشده و در قالب فرهنگ عمومی جای نگیرد، پیشرفت در آن اگر غیر ممکن نباشد، بسیار سختخواهد بود. در فرآیند تولید علم، فضای فرهنگی و هنجارمندی جایگاه علم و توسعه آن در هر جامعه مؤلفه مهمّی است که باید به آن نگاهی جدّی شود. علم در جامعهای قابل توسعه و گسترش است که فضای فرهنگی، عناصر لازم، و زمینه استقبال از علم و فناوری و پاسخ به سؤالات جدید در آن جامعه مهیا باشد. به صرف تولید و توجّه و توسعه امکانات و زیر ساختهای یدی و ابزاری برای توسعه علم، علم پیشرفت قابل توجّهی نخواهد داشت. باید یا فضای فرهنگی آن فراهم باشد یا این فضا را فراهم کرد.« در کشور باید تولید علم به یک آرمان ملّی تبدیل شود تا برای دست یابی به آن یک عزم ملّی پدید آید.» (صبوری و پور ساسان، 1385: 51) باید برای تولید علم، عزم ملّی به عنوان اولویت سیاست گذاری کشور تصویب و مورد اجرا قرار گیرد.( موسوی موحدی، 1381: 147 )
تجربه انگلستان یکی از بهترین نمونهها در این زمینه است. انگلستان سالها در مورد پیوند علم و جامعه کار کرده است و توانسته علم و توسعه آن را به یک خواست و فرهنگ عمومی در جامعه تبدیلکند.
یکی از راهکارهای تبدیل کردن تبدیل کردن جنبش نرمافزاری و تولید علم به یک مطالبه ملّی و خواست عمومی این است که مردم به این باور برسند که این فرآیند نیازهای آنها را پاسخ داده و رفاه بیشتری برای آنها آورده و مشکلاتشان را کمتر میکند. دپارتمان تجارت و صنعت انگلستان در گزارشی بیان میکند: « اعتماد عمومی مردم در زمینه برداشت و تلقّی کلّی آنها از علم باید محکم و همراه با پذیرش کامل باشد. مردم باید احساس کنند که علم به جامعه خدمت می‎کند و اینکه علم به درستی سامان یافته، باز، شفاف و پاسخگوست. ما نیازمند رویکردی نظام یافته‎تر و مستقل‎تر هستیم تا بتوانیم نظرهای مردم را در زمینه مخاطراتی که نوآوری‎های علمی ایجاد می‎کنند، تأمین کنیم. هنگامی که علم نوآوری‎هایی به وجود می‎آورد که تنها مخاطراتاندکی برای مردم دارد، مردم آن را به خوبی می‎فهمند و با تمام وجود از آن حمایت می‎کنند. علم و نوآوری به یک چارچوب شفاف و استوار از حمایت عمومی نیاز دارند تا بتوانند در قالب آن رشد یابند.» (Innovation Report,2003 )
فرهنگ سازی و اشاعه ارزشهای مربوط به علم از راههای دیگری که در گسترش فرهنگ تولید علم به عنوان یک فرهنگ عمومی نقش مهمّی ایفا میکند. یکی از اقدامات مهم دولت بریتانیا برای تحکیم پیوند علم و جامعه آموزش، ترویج و اشاعه ارزشهای مربوط به علم است و برای این منظور، مجموعه گسترده‎ای از برنامه‎های ملّی مانند برگزاری جشنواره‎های علمی، اعطای جوایز و نشانهای علمی، برگزاری هفته ملّی علم، آموزش و اشاعه علوم و دانشهایی که با زندگی مردم ارتباط نزدیک دارند یا بهتر می‎توانند توجّه همه گروههای مردم را به علم معطوف سازند مانند تاریخ، معماری، باستان‎شناسی و علوم طبیعی و فعّالیتهای عمومی دیگر را مورد توجّه قرار می‎دهد.
«جشنواره علم کمبریج» و «جشنواره انجمن توسعه علم بریتانیا» دو جشنواره بزرگ علمی این کشور است. پروفسور پیتر بریج، مسئول جشنواره در سال 2000، اهداف جشنواره را این‎گونه بیان می‎کند:
گسترش و تعمیق مفهوم علم و نوآوری علمی در عرصه عمومی.
ایجاد تعامل مستقیم و چهره به چهره میان دانشمندان و مردم عادی.
آشنا شدن مردم با پیشرفتهای تازه و تازههای علمی در جهان.
موقعیتی اجتماعی برای ملاقات و تعامل نزدیک بین مردان سیاست و دانشمندان. به طور کلّی، یکی از اهداف جشنواره کاستن شکاف ارتباطی بین دانشمندان و دانشگاهیان با غیر دانشگاهیان است.(news.bbc.co.uk , 2000)
در این جشنواره، دهها کارگاه، نشست، سمینار و بحث گروهی و سخنرانی برگزار می‎شود. در سال 2000، سیصد سخنرانی در جشنواره منچستر برگزار شد. همچنین، در این جشنواره مهم‎ترین مشکلات مبتلا به جامعه یا مسائل مورد علاقه مردم توسط دانشگاهیان مورد بحث قرار می‎گیرد.
«هفته ملّی علم» که از 17 تا 26 مارس برگزار می‎شود، یکی دیگر از آئینهای ملّی و مهمی است که دولت، رسانه‎ها و مؤسسات دانشگاهی و آموزشی برای گسترش فرهنگ علم و دانش و جلب توجّه عموم به دانش برگزار می‎کنند. اعطای نشان به محققّان برجسته، معرفی نتایج تحقیقات بزرگ، آشنا ساختن کودکان و نوجوانان با فعالیّتها، مفاهیم، دستاوردها و مراکز علمی از جمله برنامه‎های ارائه شده در این هفته است. (فاضلی، 1384: 200-203)
4-4-ساختاری
1-4-4- کنار گذاشتن نظام تصمیم گیری مقطعی، کوتاه مدّت و سطحی
اکثر کشورهای جهان اسلام نسبت به بحرانها و مسائل سیاسی نگاهی سطحی و مقطعی دارند. در صورت بروز یک بحران این کشورها سعی نمیکنند به مسئله عمیقتر نگاه کرده و ریشههای بحران را شناسایی کنند. تلاش برای تجزیه و تحلیل بحران، تبیین استراتژیهای میان مدّت و بلند مدّت برای ریشهکن کردن عوامل بحران، سیستم سازیهایی در قالب نظامهای کارآمد و نه صوری، برنامهریزی و پیشبینیهای از قبل صورت گرفته برای زمانهایی که ممکن است دوباره بحرانهایی شکلگیرد و… از جمله کارهایی است که این کشورهای اسلامی میتوانند انجام دهند. مجموعه این فعالیّتها را میتوان در قالب نظریههایی تدوین و تبیین کرد. امّا کشورهای اسلامی در هنگام بروز بحرانها به جای پرداختن به این گونه فعالیّتها صرفاً در جهت حل مقطعی و سطحی بحران تلاش کرده و نگاهی کوتاه مدّت به این گونه مسائل دارند. بنابراین نگاهی علمی و ریشهای که مستلزم وجود نظریاتی در دستگاههای فکری سیاسی کشورهای اسلامی است هیچ جایگاهی در نظام تصمیمگیری آنها ندارد.
نظام تصمیمگیری این کشورها از ضعف علمی شدیدی رنج میبرد. بر فرض وجود متفکّران و نظریهپردازان سیاسی در این کشورها وقتی که این کشورها برنامهها و استراتژیهای بلند مدّت نداشته و صرفاً به دنبال این هستند که گلیم خود را در بحرانها بیرون بکشند و یا در نهایت با دم دستترین راهحلها به سراغ حل یک بحران بروند برای آن متفکّر و نظریهپرداز در آن سیستم تصمیمگیری جایی وجود ندارد. یک نظریهپرداز زمانی میتواند کارآیی خود را در عرصه سیاسی نشاندهد که به آن نظریه فرصت عملیاتی شدن داده شود که این امر ممکن است زمان برباشد. امّا معمولاً اکثر سیاستمداران جهان اسلام و عرب چنین صبرهایی ندارند.
متأسفانه جو غالب در بی توجّهی به صاحب‏نظران است. اغلب نخبگان سیاسی ما خود را در علوم مختلف و احکام متعدّد صاحب‏نظر و اهل فن می‏دانند و بدون این که در زمینه مهندسی اجتماعی و سیاسی حتّی یک کتاب هم خوانده باشند، هیچ صاحب‏نظری را در این زمینه به شاگردی هم نمیپذیرند.(تاجیک، 1382: 4) به نظر می‏رسد که این مسأله علاوه بر این‏که لطمات سنگینی به منافع ملّی کشور وارد کرده و می‏کند خود مانع مهمی در پیشرفت و توسعه علوم سیاسی در ایران محسوب میشود. در این وضعیت، طبیعی است که در عرصهی سیاست‏گذاری داخلی و خارجی، آزمودههای سیاسی را بارها و بارها دوباره میآزماییم و پروسه سعی و خطا بارها تکرار میشود.
2-4-4- با راهبرد و نقشه عمل نمودن/ تولید علم بر اساس نقشه و هدف
بررسی دیدگاه صاحبنظران نشان میدهد یکی از عوامل مهم رکود علمی و عقب ماندگی در چهارچوب فرهنگ اسلامی- ایرانی «فقدان استراتژی کلان» یا «فقدان سیاست علمی» مشخص است. یعنی نمیدانیم چه میخواهیم و به کجا قرار است برسیم و برای نیل به این مهم چگونه باید عمل کنیم. (نادری فارسانی، 1387: 90) ما باید به جد از نگاههای سلیقهای در بحث تولید علم خودراری کرده و سعی کنیم با برنامهریزی و در چهارچوب سیاست علم حرکت در مسیر تولید علم را حمایت کنیم. منظور از سیاست علم مجموعه راهبردها، خط‎مشی‎ها و برنامه‎های دولت برای ارتقا و توسعه فعّالیتهای پژوهشی و آموزشی در زمینه افزایش «تولیدات علمی» و «نوآوری‎های فناوری» است. البتّه، سیاست علمی و فناوری از منظری عام‎تر به استفاده مؤثر از علم و فناوری به عنوان عوامل رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی نظر دارد. بنابراین، سیاست علمی و فناوری فقط ناظر به برنامه‎ای برای گسترش پژوهشها و تولیدات علمی نیست. از این رو، نمی‎توان سیاست علمی و فناوری را جدا از کلیّت ساخت اجتماعی- اقتصادی یک کشور در نظر گرفت. (Webster, 1991). سیاست علم موضوع گسترده‎ای است و تمام ابعاد فعّالیتهای علم و فناوری اعم از تولید، اشاعه و کاربست آن را شامل می‎شود و با دیگر مؤلفه‎های سیاستهای اقتصادی و اجتماعی ارتباط نزدیک دارد.

مطلب مشابه :  صنایع کاربر

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید