رشته حقوق

کنترل اجتماعی

دانلود پایان نامه

ماهیت کنش متقابل میان واحدهاى متفاوت نقش آفرین در درون نظام اجتماعى؛
آثارِ متغیرهاى محیطى و محلى بر ماهیت این کنشها؛
اثر رفتار و نفوذ گروه بر عمل اجتماعى؛ و توجه آنها مصروف علل مشخصى مى‌شود که مى‌تواند در بروز یک رویداد خاص سهیم باشد؛ از جمله آنکه شرکاى جرم، موقعیت را چگونه تعریف مى‌کنند؛ در نظام جزایى، چگونه برخى افراد توسط دیگران برچسب مى‌خورند؛ فرصتهایى که براى انجام گونه هایى خاص از کجروى در دسترس افراد است. (وایت و هینز،1383، ص 53). «موقعیتى» دانستنِ شکلهاى متفاوت کجروى، در واقع تأکیدى بر این واقعیت است که «بیشترِ فعالیتهاى تبهکارانه» را مى‌توان «مشابه تصمیمات هر روزه همنوایانه»، «متضمن فرایندهاى تصمیم گیرى کاملا معمولى» و، به تعبیر صریح تر، گزینش به حساب آورد (گیدنز، 1378، ص 146).
فرض اساسى این تبیینها آن است که «کجروى» همانند دیگر رفتارهاى همنوایانه «فرا گرفته مى‌شود» و این فراگیرى در خلال فرایندهایى مانند جامعه پذیرى، یادگیرى شرطى، تقویت، مشاهده و الگوسازى و برچسب اجتماعى حاصل مى‌آید. همچنین در این تبیینها، متغیرهاى مستقلِ آنها مى‌توانند همه مردم را ـ صرف نظر از نژاد، جنس، طبقه اجتماعى یا  …  ـ باشند.
نحوه نگرش این تبیینها به دو پرسش بالا تفاوتى آشکار با یکدیگر دارد و این تفاوت، سبب دسته بندى آنها به رویکردهاى مختلف شده است. در این میان، نظریه هاى کنترل فرض را بر آن مى‌نهند که اشخاص اصولا به گونه اى ضداجتماعى رفتارخواهند کرد؛ مگر آنکه ـ از طریق ترکیبى از کنترلهاى درونى و بازدارنده هاى بیرونى رفتار ـ «آموخته باشند» مرتکب خلاف نشوند. در مقابل، توجهِ نظریات یادگیرى و کنش متقابل، عمدتاً به شیوه هاى فراگیرى کجروى و ارتباط متقابل میان مفاهیم «همنوایى» و «کجروى» معطوف است. در این میان، نظریه هاى یادگیرى عمدتاً به متغیرهایى مانند جامعه پذیرى (به ویژه جامعه پذیرى براساس الگوهاى فرهنگى کجروانه و در درون خرده فرهنگهاى ناهمنوا)، همنشینى با دیگرانِ کجرو و الگوهاى یادگیرى رفتار و این نکته توجه دارند که «اشخاص چگونه شکلهاى خاصى از رفتار مجرمانه را در خلال گونه هاى متفاوت یادگیرى، فرا مى‌گیرند». اما کانون توجه رویکرد کنش متقابل، متغیرهایى مانند پیوستگى نمادگرا با رفتار کجروانه، و سرانجام رشد تدریجىِ کنشِ کجروانه و ایجاد نوعى تعهد به آن است که در خلال گونه هایى خاص از فرایند گسترده کنش متقابل، جامه عمل به خود مى‌پوشد.
نظریه برچسب زنى نیز در همین رویکرد، ریشه دارد و توجه خود را به واکنش جامعه در برابر کجروى و آثار این واکنش، بر برچسب زنندگان و برچسب خورندگان معطوف ساخته است. پدیدارشناسى نیز از رویکرد کنش متقابل منشعب شده است؛ اما بیشتر مى‌کوشد که در ذهن کنشگر وارد شود. پس به تجربه ذهنى و تعریف کجروان و همنوایان از کجروى توجه مى‌دهد و بر آثارى تأکید مى‌کند که تفاوت این دو نوع نگاه به جهان پیرامون بر فهم کجروى و حیات آن دارد(سلیمی و داوری، 1391، ص387-.390) در بیانى کلى مى‌توان گفت که آنچه در این تبیینها به عنوان علل کجروى معرفى مى‌شود، معمولا به یکى از محورهاى زیر قابل تقلیل است:
معلول
علت
کجروی
1. نقصان و ناکارآمدى جریان جامعه پذیری
2. نقصان و ناکارآمدى جریان کنترل اجتماعی

مطلب مشابه :  گروه کنترل

2-12-4- جمع بندی:
با توجه به موارد فوق می توان درنگاهی یکپارچه به تبیین های کجروی محورهای عمده این تبیین ها را به شکل زیر ترسیم کرد:

کجروی برخی ناکامان
کجروی برخی ناکامان
ناکامی
ناکامی
محرومیت
محرومیت
فرصت های نابرابر
فرصت های نابرابر
ساختار نامتعادل اجتماعی
ساختار نامتعادل اجتماعی
کجروی در قلمرو فرمان های حکومتی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید