رشته حقوق

کلیات شریعت

دانلود پایان نامه

سنت در اصطلاح به معانی مختلفی آمده است. هرکدام از علمای اصول و فقه و محدثان، تعاریفی را برای سنت بیان کرده‌اند که در ذیل به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
1. سنت در نزد محدثین قرون نخستین اهل سنت، به مفهوم آثار پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) صحابه و تابعین بود که به آنان اصحاب اثر می گفتند و از زمان شافعی تا کنون سنت به قول و فعل و تقریر پیامبر اطلاق می شود.
اما در بین شیعه به قول و فعل و تقریر معصوم(علیه السلام) اطلاق می شود. گاه سنت در کتب اصحاب حدیث به معنای عمل صحابه هم آمده است.
شاطبی می‌گوید:
«به هرچه از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است، سنّت اطلاق می‌شود و سنّت به عمل صحابه نیز گفته شده است.»
2. در فقه به معنای استحباب به کار می رود یعنی الزام و طلب غیر اکید مولا. معنای دیگر سنت در مقابل بدعت است و منظور از این سنت عملی است که مطابق عمل صاحب شریعت باشد.
شیخ مظفر می‌نویسد:
«سنت نزد فقها به قول، فعل و تقریر نبی گفته می‌شود و نزد فقهای شیعه به قول، فعل و تقریر معصوم (نیز) سنّت گفته می‌شود.»
3. سنت به معنای حقایق همه جایی و همیشگی یا حکمت جاودان هم آمده است که این معنا البته هیچ ربطی به اهل سنت بلکه اسلام ندارد.
4 . حدیث پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم).
ابن تلمسانی می‌گوید:
«سنت نزد اصولی‌ها عبارت است از آن‌چه از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)نقل شده است؛ از قبیل قول، فعل و تقریر ایشان و نزد فقهای شافعی و جمهور اصولی‌ها مترادف مندوب، مستحب، تطوع نافله، مرجوح فیه است؛ اما نزد علمای حدیث بر اقوال، افعال، تقریر، صفات خَلقی و خُلقی همچنین بر سیره عملی و مغازی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اطلاق می‌گردد.»
سنت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) ، وحی غیر قرآنی: از آنجا که قرآن کریم می فرماید:
﴿وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ الَّا وَحْیٌ یُوحی ﴾
نشان می دهد سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) جدای از وحی نیست.
در آیات مختلف قرآن، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان تفسیر کننده آیات الهی و بیان کننده احکام شریعت، معرفی شده است:
﴿ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ ﴾
اما آیا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) می تواند از جانب خود این آیات را شرح دهد یا باید این توضیحات از جانب خداوند متعال به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) القا شود؟برای پاسخ به این سوالات به آیات قرآن رجوع می کنیم:
در آیات اولیه سوره نجم آمده است:
﴿وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحی ﴾
او از روی هوا سخن نمی گوید بلکه کلام او وحیی است که بر او القا می شود.
یا در آیه
﴿ وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْأَقاوِیلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِینَ فَما مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِینَ ﴾
اگر (پیامبر) سخنانی را از طرف خود به ما نسبت بدهد، ما با قدرت او را می گیریم. سپس رگ قلبش را پاره می کنیم و هیچ یک از شما توان آن را ندارید که مانع شوید.
پس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) در امر هدایت بشر هرگز جز وحی کلامی بر زبان نیاورد. و این وحی گاهی در قالب آیات قرآن بر قلب شریفش القا می شد و گاهی نیز برای بیان و شرح وحی قرآنی در قلب پیامبر جا می گرفت. زیرا آیات قران در بردارنده کلیات شریعت بوده و باید حتما تبیین می شد. بنا براین این نوع وحی همان حدیث پیامبر است.

مطلب مشابه :  رابطه کار و تربیت از دیدگاه اسلام

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید