رشته حقوق

کلیات شریعت

دانلود پایان نامه

مصون ماندن قرآن مجید از هرگونه تحریفی معجزه الهی است زیرا طبیعت و گرایش زورمندان این امت و طبیعت زورمندان امت های گذشته فرق نکرده است. اینها هم اگر می توانستند کتاب آسمانی خاتم الانبیا (صلی الله علیه و آله و سلم ) را تغییر می دادند و هرچه را مخالف هوای نفس آنها بود تحریف یا کتمان می کردند و آن وقت قرآن از ارزشی که الان ما به آن ایمان داریم می افتاد.
قرآنی که ما معتقدیم همه آن از جانب خدا آمده و حتی کلمه یا یک حرف هم از آن کم و زیاد نشده است. لذا برای رسیدن شریعت خاتم الانبیا به امت، و سالم ماندن آن تا آخرین روز دنیا، این شریعت با دو گونه وحی نازل می شد:
وحی قرآنی، وحی بیانی.
وحی قرآنی
وحی قرآنی همان وحیی است که همه الفاظش از خداوند است و آن همین قرآن کریم است که در آن اصول شریعت اسلام آمده است. مثلا در قرآن آمده است:
﴿اَقِمِ الصَّلاهَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّیْل ﴾
نماز را از فجر تا انتهای شب برپا دارید.
وحی بیانی
وحی بیانی، تفصیل همان وحی قرآنی است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و جانشینان معصومش اجمال قرآن را به تفصیل بیان می کردند. قرآن به منزله کتاب قانون اساسی مسلمانان است که کلیات شریعت در آن الی الابد غیر قابل تغییر است و سخنان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) که همان وحی بیانی است، به منزله تبیین همان اجمال است. برای نمونه در قرآن به ” اقم الصلاه” فرمان داده شده است.
اینکه همه مسلمان ها نماز صبح را دو رکعت نماز مغرب را سه رکعت نماز ظهر ، عصر و عشاء را چهار رکعت به جا می آورند. این عدد رکعات نماز در قرآن نیامده است.بلکه مسلمان ها آن را از پیامبر آموخته اند. پیامبر از کجا آموخت؟
خداوند متعال می فرماید:
﴿وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحى ﴾
تنها خداوند به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) تعلیم می داد که چه انجام دهد چون در آیه دیگری از قرآن داریم که:
﴿ وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْأَقاوِیلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِینَ فَما مِنْکُمْ مِنْ
أَحَدٍ عَنْهُا حاجِزِینَ‏ ﴾
و اگر او پاره‏اى گفته‏ها بر ما بسته بود، دست راستش را سخت مى‏گرفتیم سپس رگ قلبش را پاره مى‏کردیم، و هیچ یک از شما مانع از عذاب‏ او نمى‏شد.
بنابراین بیان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا همان حدیث حضرت همان وحی بیانی است.
عالمان مسلمان نیز به این مساله اذعان دارند. مثلا:
شافعی متوفای قرن دوم هجری، هرچند به صراحت از لفظ وحی بیانی استفاده نکرده ولی گفته است:
” پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در بسیاری از مواقع سخنانی داشت که متن قرآن نبود و معنایی را که خداوند متعال اراده کرده بود شرح می داد و مسلمانان درمورد فروعات آن بحث می کردند. مثلا در مورد آیه ” و اگر او را طلاق داد پس بر او حلال نمی شود” که شرح این آیه عبارت است از ” بعد از اینکه زن با کس دیگری ازدواج کرد و طلاق گرفت آن دو می توانند دوباره به هم رجوع کنند.”
ابانه موضوع از سوی خدا توسط پیامبر در کلام شافعی می تواند مترادف وحی بیانی باشد.
ابن قتیبه متوفای قرن سوم هجری معتقد است:
“و لم یکن رسول الله صلی الله علیه و سلم یعلم من حکم الله تعالی الا ما علمه الله عزوجل و لا کان الله تبارک و تعالی یعرفه ذلک جمل بل ینزل شیئا بعد شیء و یاتیه جبریل علیه السلام بالسنن کما کان یاتیه بالقرآن و لذلک قال اوتیت الکتاب و مثله معه یعنی من السنن.”
ایشان به صراحت از دو وحی صحبت کرده است: الف)وحی قرآنی؛ ب) وحیی که از آن به سنت نبوی نام برده است.
بیضاوی در ابتدای تفسیر سوره اعراف می نویسد:

مطلب مشابه :  آموزش عالی و هویت یابی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید