رشته حقوق

کشورهای پیشرفته

دانلود پایان نامه

توجه نامناسب برخی ردههای مدیریتی در بخش صدا،(رسانه شنیداری) در زمینه اولویت دادن به تهیه، تولید و پخش برنامههای ویژه محیط زیست.
توجه اندک به تولید و استفاده از روشهای دیگر متنوع شنیداری،(نوار کاست، لوح فشرده و…) .
کم توجهی به استفاده از قالب نمایش به جهت القاء مفاهیم زیست محیطی.
با توجه به اهمیت انتقال دانش و اطلاعات زیست محیطی در قالب نوشتاری طی چند سال اخیر، تولید و ارائه مطالب زیست محیطی در قالب کتاب، بروشور، پوستر، مجله و روزنامه رشد قابل توجهای داشته است.
کوتاهی موجود در بخش رسانه نوشتاری: تعرفه نامناسب حق الزحمه نگارش کتب و مقالات توسط مؤلفین و نبود انگیزه کافی برای ترجمه متون شمارگان محدود نشریات و برخی از کتب منتشره با توجه به جمعیت کشور.
حمایت ناکافی دولت از ناشرین و نشریات غیردولتی در حوزه محیط زیست.
اطلاع رسانی محدود و ناقص جراید و مطبوعات کشور در حوزه محیط زیست.
مبحث دوم: عوامل اقتصادی و سایرعوامل
ازجمله پیامدهای ناگواری که ازعوامل اقتصادی به وجود میآید میتوان به: بیکاری و عدم اشتغال، تورم و افزایش قیمت ها در بازار و فقر و عدم توانایی مالی مردم در تامین مایحتاج زندگی وسایرعوامل را اشاره کرد.
گفتار اول: عوامل اقتصادی
در تعریف محیط زیست گفته شده که محیط زیست و اقتصاد هردو بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و رابطه‌ای متقابل با یکدیگر دارند و هر‌گونه فعالیتی که طی روز انجام می‌دهیم به نوعی به محیط زیست ارتباط دارد اقتصاد در ابعاد مختلف تولید و مصرف با منابع طبیعی و محیط زیست در ارتباط است. رشد جمعیت همراه با رشد اقتصادی علاوه بر کاهش کیفیت منابع، سبب فراتر رفتن آلاینده‌ها از ظرفیت تحمل محیط طبیعی شده‌اند.
بحث زیست ‌محیطی در قرن 20 و 21 بدلیل بحران‌های حاکم در آن زمان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده و این روند باعث شده تا به این موضوع در آن زمان به‌ صورت کاملاً جدی پرداخته شود‌. از جمله بحث‌هایی که در این قرن وجود داشت کسب قدرت زیاد بشر از برداشت منابع بود که در آن زمان به همراه خروجی تولیدات آلودگی‌ها هم افزایش پیدا کرد‌. شاید بتوان علت اصلی این‌که قرن بیستم از فشار‌های زیست ‌محیطی رنج می‌برده به ‌وجود آمدن مدرنیسم و به همراه آن تشکیل تکنولوژی‌های بسیار بالایی دانست که بشر در این قرن به آن دست پیدا کرد. از آن زمان به بعد میزان بهره‌برداری از منابع به شدت افزایش پیدا کرده و در پی آن هرچه به مسائل اقتصادی بیشتر پرداخته می‌شد، در عوض توجه به مسائل زیست ‌محیطی و تخریب و آلودگی نادیده گرفته می‌شد. متأسفانه در آن زمان بهره‌برداری یک‌ جانبه و یک ‌سویه و همچنین تخریب منابع وجود داشت‌. بر این اساس هر نوع فعالیت تولیدی افزون بر محصولی که ایجاد می‌کرد آلودگی‌های آب و خاک و تخریب محیط زیست را به همراه داشت.
نکته‌ای که در اینجا حائز اهمیت است این است که در هر فعالیتی که در آن تولید وجود داشته باشد هم محیط زیست و هم اقتصاد بر آن اثر دارد‌. بنابراین ما نمی‌توانیم فعالیت اقتصادی را نام ببریم که به نوعی با محیط زیست در ارتباط نباشد. نگاه بشر برای آینده این بوده که دیدگاه خودش را از بهره‌برداری و خروجی محصولات به طبیعت اصلاح کند. در قرن بیستم بحث بهره‌وری از مشکلات جدی پیش‌رو در انرژی بود‌. در این بحث به لحاظ افزایش قیمتی که روی حامل‌های انرژی وجود داشت بشر به دنبال این رفت تا بهره‌وری از حامل‌های انرژی را بیشتر کند تا بر این اساس از آن بهتر بتواند استفاده کند و همین طور مصرف خود را در شرایط بهتری قرار دهد تا اقتصادی‌تر باشد‌.
اگر ما بتوانیم بحث‌های مختلف زیست ‌محیطی را از جنبه اقتصادی مورد تحلیل قرار دهیم و ارزشگذاری کنیم آن وقت خواهیم توانست تصمیم درست را بگیریم‌. باید این ارزشگذاری صورت گیرد تا مدیران بر اساس مطالبی که به‌دست آمده تصمیم درست را اتخاذ کنند‌. در برخی از کشور‌های دنیا روی این موضوع کار شده اما متأسفانه در کشور ما یک نقطه ضعف بسیار جدی در این بحث وجود دارد‌. وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که در اقتصاد کلان کشور چهار بخش اصلی اقتصادی، کشاورزی، خدمات، نفت و صنعت وجود دارد و بر این اساس برداشت‌های بسیار زیادی از محیط زیست صورت می‌گیرد ولی در هیچ کدام از این بخش‌ها اسمی از محیط زیست نیست‌. به عنوان نمونه، وقتی به بخش کشاورزی ورود می‌کنیم شاهد هستیم که بسیاری از مباحث آن از محیط زیست گرفته می‌شود ولی شما مشاهده نمی‌کنید که محیط زیست در کدام قسمت این عملکرد قرار گرفته است‌. یا وقتی از معادن و ذخایر نفت استفاده می‌کنید نمی‌دانید که برداشت از آنها به چه صورت است یا حتی خدمات را در نظر بگیریم محیط زیست در کدام قسمت آن قرار دارد.
بند اول: بیکاری و عدم اشتغال
اشتغال به عنوان عاملی مؤثر در رشد اقتصادی، توزیع عادلانه درآمدها، حفظ کرامت و عزت نفس انسان افزایش ابتکارات و اختراعات و بیکاری به عنوان ریشهی بسیاری از ناهنجاریهای اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی پیامدها و تبعات، اقتصادی، اجتماعی وسیاسی ناگواری را به دنبال داشته وخود را به صورت پدیده اقتصادی بسیار مهم و دارای اهمیّت برای دولتها نشان داده است. بدون شک توسعه و تحولات صنعتی، درآمدزایی و امکانات رفاهی فراوانی را فراهم میآورد و بسیاری بر این باورند که تحقق رشد اقتصادی از طریق صنعت و صنعتی شدن میسر است. از طرفی توسعه عجولانه و بدون ارزیابی دقیق توان اکولوژیکی و عدم رعایت الزامات زیست محیطی اثرات مخربی بر محیط زیست و رفاه انسانهای وابسته به آن خواهد داشت و دستیابی به توسعه پایدار را غیرممکن میسازد؛ که اینک مصادیق آن در برخی شهرهای شمالی کشور رخ نموده است. نکتهی قابل توجه در این میان، اتخاذ برخی تصمیمات مبتنی بر رویکردهای افراط یا تفریط گونه است؛ به طوری که گاهی صنایع سنگین و آلاینده در مناطقی جانمایی میشوند که آن مناطق به لحاظ محیطی ظرفیت خود توان اندکی داشته و بسیار آسیب پذیر و شکننده هستند.
از دیگر سوی مناطق شمالی با وجود دارا بودن مزیتهای نسبی متعدد و البته نیازمند ملاحضات زیست محیطی حتی از استقرار واحدهای صنعتی و تولیدی همساز با محیط به نحوی که تغییرات شگرفی در اقتصاد منطقه بروز یابد، تا حد زیادی بیبهره است و یا آنکه در رابطه با ایجاد صنایع و حتی صنایع سازگار با محیط زیست با اعمال برخی محدودیتها که تحت عنوان لزوم بازنگری در قانون معافیت مالیاتی صنایع استان مورد بحث و بررسی قرار گرفت، مواجه گردیده است؛ در حالی که با اصلاح قوانین و محدودیتهای یاد شده و با توجه به در اختیار داشتن شهرکهای صنعتی میتواند به یکی از قطبهای صنایع سبک و متوسط همچون صنایع غذایی، تبدیلی و تکمیلی در استان مبدل گردد تا ضمن حل معضل بیکاری در این مناطق، رشد اقتصادی در شهرها و روستاهای حوزه نفوذ مرکز استان حاصل شود.
به نظر میرسد در اوج گرفتن بیکاری محیط زیستی عواملی تأثیرگذار باشد که میتوان به : ضعف مسئولین در جذب نیروی جدید، نبود فضای کار در زمینه محیط زیست، ضعف علمی، اجرایی فارغ التحصیلان محیط زیست، افزایش بدون برنامه در جذب دانشجو از طرف دانشگاهها اشاره کرد. همچنین بیکاری و عدم اشتغال مأموران محیط زیست وهمچنین در مورد تعدیل نیروها و کم شدن تعداد محیطبانان و همیاران محیط زیست در حالی که با افزایش فشارهای اقتصادی و بیکاری در مردم منطقه، شکار و استفاده از منابع عام شدت میگیرد، کم شدن تعداد محیط بانها این مشکلات را بیشتر می‌کند. به گفته او، بهتر است برای استخدام از کسانی استفاده شود که به منطقه آشنا هستند و در آن کار کرده، آموزشهای لازم برای آن‌ها در نظر گرفته شود.
بیکاری در روستاها موجب میشود جمعیت از روستاها به سوی شهرها سرازیر شده، شهرهای جهان رو به ازدیاد و توسعه نهاده، ترافیک وحشتناک و ساختمان‌های سر به فلک کشیده و آلودگی رو به ازدیاد هوا، به نابودی بشر کمک می‌کند. آلودگی‌هایی که بشر در طبیعت بوجود آورده علاوه بر زیان‌های وحشتناکی که برای افراد دارد، باعث نابودی درختان سرسبز و گل و گیاه و حتی گونه‌های جانوری شده و نهایتاً به نابودی زمین می‌انجامد.
بند دوم: تورم و افزایش قیمت
تورم از نظر علم اقتصاد اشاره به افزایش سطح عمومی تولید پول، درآمدهای پولی و یا قیمت است. تورم عموماً به معنی افزایش غیرمتناسب سطح عمومی قیمت در نظر گرفته می‌شود. تورم، روند فزاینده و نامنظم افزایش قیمت‌ها در اقتصاد است. هر چند بر پایه نظریه‌های گوناگون، تعریف‌های متفاوتی از تورم ارائه می‌شود، اما، تمامی آنها به روند فزآینده و نامنظم افزایش در قیمت‌ها اشاره دارند. مفهوم امروزی تورم، در سده نوزدهم میلادی رواج یافت. پیش ازآن، مفهوم دیگری از تورم وجود داشت که جهت نشان دادن افزایش حجم اسکناس‌های غیرقابل تبدیل به طلا به کار برده می‌شد. تورم دلالت بر وضعیتی دارد که در آن تقاضای پولی برای محصول نسبت به تولید رشد می‌کند، وضعیتی که، در نبود کنترلی مؤثر، به صورت افزایش بهای یک واحد از کالای تولید شده آشکار می‌شود. تورم معمولاً با افزایش واقعی یا بالقوهی سطح عمومی قیمت‌ها، یا به سخن دیگر، با کاهش قوهی خرید واحد پولی همراه است. در بعضی مواقع تورم زمانی به وجود می‌آید که سطح عمومی قیمت‌ها به میزانی که افزایش در بازدهی عوامل و فرایندهای اقتصادی ایجاب می‌کنند تنزل نیابد. تورم آن طور که معمولاً فهمیده می‌شود، رابطه‌ای با افزایش نامعمول قیمت‌ها دارد. زمانی که اقتصاد دانان درباره تورم صحبت می‌کنند، به رشد سطح عمومی قیمت‌ها اشاره دارند.
تورم از جمله پدیده‌هایی است که می‌تواند آثار و تبعاتی مثبت و منفی به دنبال داشته باشد و مهمترین اثر آن توزیعی است به نحوی که به نفع گروه‌های پردرآمد و به ضرر گروه‌های فقیر و کم‌درآمد و حقوق‌بگیر است. به عبارت دیگر تورم به افراد دارای درآمدهای پولی ثابت، ضرر می‌زند و از قدرت خرید آنان می‌کاهد و در مقابل، به نفع اغلب کسانی تمام می‌شود که درآمدهای پولی متغیر دارند. تورم همچنین هزینه‌های عمومی دولت را افزایش داده و در نتیجه دولت را مجبور به کسب درآمد بیش‌تر یا استقراض از بانک مرکزی می‌کند که در هر دو حالت ضربات جبران ناپذیری را به اقتصاد کشور وارد می‌کند.
آیا تورم میتواند بطور غیر مستقیم بر محیط زیست اثر بگذارد؟ وقتی تورم در یک کشور تا حدی پیش برود که منجر به رکود شود در آن صورت سرمایه گذاری کاهش مییابد و تولید کنندگان حاضر سعی خواهد کرد ایجاد هزینههای خارجی نماید در این صورت است که اولاً سرمایه گذاری در جهت حفظ محیط زیست کاهش مییابد دوماً بنگاههای تولیدی برای متضرر نشدن دست به هرکاری خواهند زد حتی تخریب محیط زیست .
زمانی که تورم در کشور افزایش می‌یابد و قیمت گوشت بسیارافزایش مییابد، متخلفان بیشتر راغب شکار گونه‌های جانوری در مناطق حفاظت‌شده می‌شوند. پس افزایش تورم را به عنوان عاملی مؤثر در رشد روند صید و شکار گونه‌‌های جانوری به صورت غیر مجاز میشود و همچنین متخلفین و شکارچیان غیرمجاز در صدد هستند تا با شکار حیوانات گوشت آنها را به قیمت گزاف به مردم بفروشند. بر همین اساس، یگان حفاظت محیط زیست میزان کنترل و نظارت خود را به واسطه بهره‌گیری از نیروهای بیشتر و همکاری سایرنهادهاو ارگان‌های دیگر از جمله نیروهای بسیج، پلیس پیشگیری، مرزبانان و نیروهای انتظامی افزایش داده است.
بند سوم: فقر و عدم توانایی مالی مردم در تأمین مایحتاج ضروری زندگی
یکی از مخرب ترین معضلات کره زمین، پدیده چند بعدی فقر میباشد که اثرات چرخه باطل آن هم بر انسان و هم بر محیط زیست در سراسر جهان به وضوح دیده میشود. افزایش بیرویه جمعیت انسانی و بالطبع ایجاد جوامع کاملاً مصرفی در کشورهای جهان سوم بار دشواریها را روز به روز سهمگینتر میسازد که به نوبه خود پیامدهای وخیمی از جمله فقر، عقب ماندگی، بیسوادی و سوء تغذیه را به دنبال دارد. چنین عواملی شبکه اقتصادی مردم جهان سوم را بسیار کم بنیه کرده که از یک طرف دامنه تخریب محیط زیست را در کوتاه مدت افزایش میدهد و از طرف دیگر به نابودی برخی زمینههای معیشتی اقتصادی، اجتماعی و سکونتی میانجامد که سرانجام باعث میگردد این مردم در دام چرخه فقر گرفتار شوند. در دنیای امروز فقرا برای ادامه حیات خود چارهای جزء بهره برداری بیرویه از منابع در دسترس ندارند که این امر باعث فقر نسلهای آتی خواهد شد که انواع مشکلات زیست محیطی در ابعاد و جنبههای مختلف گریبان گیرشان میگردد. به طورکلی، عوامل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی عواملی هستند که در ایجاد و تشدید فقر نقش اساسی ایفا میکنند.
اگرچه آلودگی و تخریب محیط زیست و پیامد آنها (فقر)، فرایندهایی هستند که در تمام نقاط زمین چه در کشورهای پیشرفته و صنعتی و چه در کشورهای جهان سوم جنبهها و اثرات گوناگون آنها به چشم میخورد، اما غالباً تاثیر این عوامل بر کشورهای جهان سوم بیشتر است. علی رغم اهمیت محیط زیست، بهره برداری غیر اصولی از عرصههای مختلف آن، امروزه تهدید بزرگی برای آینده انسانها محسوب میگردد. از آن جایی که کشورما جز کشورهای در حال توسعه است و در این کشورها فقر و بیکاری زیادی دیده میشود و انسانها در این کشورها به میزان زیادی به محیط زیست خود وابسته اند، به نظر میرسد بین تخریب محیط زیست و فقر جوامع ارتباط وجود دارد. از طرف دیگر چون روستائیان وابسته به محیط زیست هستند با تخریب آن منبع تامین مالی آنها نیز کاهش مییابد. فقر و محیط زیست با هم رابطه مستقیم دارند به طوری که با افزایش فقر، تخریب محیط زیست نیز افزایش مییابد و این رابطه به صورت یک چرخه عمل میکند.

مطلب مشابه :  ویژگیهای

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید