118
2-9 : مدل مفهومی مدیریت انتظامی مقابله با قاچاق کالا
126
مقدمه
قاچاق پدیده ای است که کم و بیش تمام کشورهای دنیا با آن مواجه بوده و هستند. ولی وسعت و عمق آن درکشور های درحال توسعه، بیشتر از کشورهای توسعه یافته و کشورهای توسعه نیافته است.(یاوری،1378،ص10). قاچاق کالا اغلب با واژه های اقتصاد سیاه، اقتصادپنهان، اقتصاد زیرزمینی تعریف می شود، دامنه وسیعی از فعالیت های اقتصادی را چه در مرحله تولید وچه در مرحله توزیع و تجارت شامل می شود در اقتصاد سالم تمامی فعالیتهای اقتصادی ثبت و ضبط می شود اما دسته ای از فعالان اقتصادی مایل به چنین امری نیستند و لذا موجبات شکل گیری اقتصاد زیر زمینی یا اقتصاد سیاه را به وجود می آورند. از مهم ترین مصادیق اقتصاد زیر زمینی همانا «پدیده قاچاق کالا و ارز» است که نظام اطلاعات اقتصادی کشور را مختل می کند و تصمیم گیری اقتصادی را با مشکل مواجه کرده و سیاستگذاری ها کارایی خود را از دست می دهند با توجه به اینکه سالانه کالاهای به صورت قاچاق وارد کشور شده و از طرفی کالاهای نیز از کشور خارج می شود و این امر خسارت جبران ناپذیری به اقتصاد کشور وارد می کند که لازم است با مدیریت بهینه کلیه دست اندرکاران نسبت به مقابله جدی با این معضل پرداخت تا دولت را در رسیدن به اهداف چشم انداز کشور یاری کرد. (شکیبائی و احمدی،1378،ص163)
یافته های علمی انتظامی نشان می دهد یکی از عوامل تهدید کننده نظم و امنیت هر کشور «پدیده قاچاق» است. پدیده قاچاق یک عمل خلاف شرع و ضربه به اقتصاد و هویت ملی و برنامه ریزی کشور است که در صورت مقابله نشدن با آن زمینه ساز تضعیف تولید داخلی و ترویج اشتغال ناسالم خواهد بود. میزان سرمایه گذاری، پیشرفت صنایع و فن آوری شرکت های فرا ملیتی، با میزان سرمایه گذاری، پیشرفت صنایع و فن آوری کشورهای در حال توسعه، مانند کشور ما مبین این واقعیت است که ما در کارزار نابرابر قادر به رقابت نیستیم، بنابراین صنایع ما به نوعی حمایت و پیشتیبانی دولتی نیاز دارند، یکی از ابزارهای مؤثر و نافذ خود استعماری، با تبلیغات هزار تو ومردم پسند نیاز آفرینی شده تشنگی مصرف به حد هلاکت رسیده، تجارت غیر قانونی کالا و خدمات می باشد که توان دور زدن و فرار از همه موانع ، مانند حفاظت فیزیکی مرزها، قوانین ومقررات بازدارنده، دیوراه های تعرفه ورود کالا و… را دارد.(شادنیا،1384ص82-83).
قاچاق کالا آثار و تبعاتی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، انتظامی، سیاسی از خود بجا می گذارد. قاچاق پدیده ای است مخرب که صدمه فراوانی بر پیکره اقتصادی کشور وارد می کند؛ این پدیده برنامه ها وسیاستهای توسعه اقتصادی را مختل می سازد و منجربه کاهش تولیدات داخلی ،افزایش بیکاری و مشکلات ناشی از آن می شود در اقتصادهایی که در زمینه کمیت و کیفیت تولید، منابع ارزی وحمایت های گمرکی محدویت شدید وجود دارد، همواره بخشی از تقاضای داخلی برای کالاها، به ویژه کالاهای با کیفیت مرغوب، لوکس وحتی ضروری از راه های قانونی تأمین نمی شود.
در کشورهای در حال توسعه و عموماً جهان سوم به علت بی ثباتی سیاسی و نیز وجود اقتصاد تک محصولی مانند نفت یا گاز و علاوه بر عدم زیر ساختهای اقتصادی پایدار و سرمایه گذاری مناسب، مردم برای جبران درآمد و نیز اشتغال کاذب به پدیده قاچاق روی می آورند.
در این میان نقض قوانین بصورت گسترده و عدم اعتقاد به رعایت قوانین مربوطه(که در دراز مدت به صلاح و مصلحت کشور وتولیدات داخلی) نبوده، از عوامل رونق قاچاق کالا وارز می باشد وکشور ما از این قاعده در امان نیست.
آمار و ارقام موجود بیانگر این است که قاچاق کالا یک معضل ملی است و اقتصاد و عوامل فرهنگی، اجتماعی وحتی ارزشهای جامعه را تهدید می کند. لذا در این تحقیق سعی شده که اثر بخشی مدیریت انتظامی در مقابله با قاچاق کالا را مورد بررسی و تحقیق قرار بگیرند.
1-2) بیان مسئله
یکی از مهمترین موانع موجود در رشد و شکوفایی اقتصاد کشور، قاچاق کالا می باشد. چرا که بنابر ادعا مسئولین سالیانه حدود 20 میلیارد دلار کالای قاچاق بر اقتصاد ایران ضربه می زند.( روزنامه جام جم ،1392، ص 4) . از آنجائیکه یکی از مهمترین وظایف نیروی انتظامی جمهوری اسلامی برابر بند 8 ماده 4 قانون ناجا(مصوب27تیر ماه 1369 (وظیفه پیشگیری را بر عهده نیروی انتظامی قرار داده در بند ماده فوق آمده است: «بر طبق قانون وظایفی بر عهده نیروی انتظامی، به عنوان ضابط قوه قضائیه شامل:1- مبارزه با مواد مخدر2- مبارزه با قاچاق 3- مبارزه با منکرات و فساد 4- پیشگیری از وقوع جرم 5- حفظ آثار و دلائل جرم 6- دستگیری متهمین و مجرمین و جلوگیری از فرار و اختفای آنان 7- اجرا و ابلاغ احکام قضایی » محول شده است . لذا ناجا اصلی ترین سازمان مبارزه کننده در مقابله با قاچاق کالا به شمار می رود و انتظارات مردم و مسئولین از پلیس در این حوزه زیاد می باشد. پس به منظوراجرای مطلوب وظایف ذاتی ناجا و برآورد انتظارات مسئولین از پلیس، شناخت اثر هریک از شاخص های مدیریت انتظامی ( منابع انسانی، تجهیزات و قوانین) در مقابله با قاچاق کالا ضرورت داشته و یکی از دغدغه اصلی محقق به عنوان کارشناس که چندین سال مستقیماً با آن ارتباط دارد لازم به انجام تحقیق بود تا به استناد به نتایج بدست آمده نسبت به توسعه و تقویت شاخص های اثر گذار سازمانی گامهای مثبت برداشت. با توجه به اینکه تاکنون پژوهشی در خصوص اثر بخشی مدیریت انتظامی در مقابله با قاچاق کالا در تهران مورد بررسی قرار نگرفته بود و از طرفی نظر به اینکه شهر تهران بعنوان مرکز و پایتخت ایران با جمعیتی بالغ بر535،244،8 نفر که تمامی راههای مواصلاتی سراسر کشور به آن منتهی می شود بخشی زیادی از کالاهای مورد نیاز مردم از طریق مبادی رسمی و بخشی از طریق غیر رسمی(قاچاق) توسط ناوگان حمل و نقل جاده ای، ریلی و هوایی به آن وارد و هیچگونه ایست و بازرسی و تجهیزات کنترلی در این راهها وجود ندارد و همچنین ضعف در قوانین فعلی قاچاق و بکارگیری سرمایه های انسانی متخصص و متعهد و اینکه حجم زیادی از جامعه مورد مطالعه به منظور دستیابی به نتایج مطلوب در تهران واقع گردیده نیاز به انجام پژوهش حاضر را بیشتر می نمود. به همین سبب محقق را بر آن داشت تا به این سئوال اصلی پاسخ داده شود که: مدیریت انتظامی به چه میزان درمقابله با قاچاق کالا مؤثر است ؟ تا نسبت به شناخت بیشتر هر یک از مولفه های تحقیق دست یافته و در جهت تقویت و توسعه آن از سوی مسئولین ناجا اقدام لازم معمول گردد.
1-3)اهمیت و ضرورت تحقیق
باتوجه به اینکه کشور جمهوری اسلامی ایران از سالها تحت تاثیر پدیده قاچاق کالاقرار گرفته و لطمات جبران ناپذیری در تمامی بخش های فرهنگی ،اقتصادی ،اجتماعی وغیره به خود دیده و در جهت مقابله با این صدمات هزینه های زیادی پرداخته است ؛ اعم از جانی که شهادت مامورین مبارزه کننده در این راه، هزینه های مالی، نیروی انسانی و… که برهمگان مشخص و محرز است. همچنین قاچاق پدیده ای مخرب است که آسیب فراوانی بر پیکره ی اقتصاد کشور ها وارد می نماید. این فعالیت غیر رسمی اقتصاد، برنامه ها و سیاست های توسعه کشورها را دچار اختلال می کند و مشکلاتی نظیر کاهش تولیدات صنعتی وداخلی، کاهش درآمدهای گمرکی و مالیاتی دولت، فرار از محدویت های تعرفه ای موجود در بخش تجاری کشور،کاهش درآمدهای دولت نیز کمیت و کیفیت عرضه کالاها و خدمات عمومی را در جامعه پائین می آورد و سبب خروج بی حاصل ارز، فرار گسترده سرمایه، افزایش بیکاری، تعطیلی کارخانجات تولیدی و … می شود. (مداح،1384،ص6) .
از آنجائیکه هزینه های موارد مذکور سنگین بوده و از پیشرفت کشور نیز در جهت رسیدن به سند چشم انداز1404 باز خواهد داشت رهبر معظم انقلاب نیز در پیام نوروزی سال 1391را سال ((تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)) نامگذاری کرد و برای رسیدن به تدبیر داهیانه رهبر معظم انقلاب ضرورت توجه به موانع تولید است از آنجائیکه یکی از موانع تولید داخلی، قاچاق کالا می باشد . لذا برای مقابله با قاچاق کالا ضرورت وجود امکاناتی از جمله داشتن دانش مدیریت انتظامی است.
افزایش بی رویه خطرات ناشی از قاچاق وریشه یابی علل ایجاد آن از یک سو وتلاش جهت ارائه راه کار مطلوب و مناسب برای اقدام ستادی و اجرایی برای سازمان های مسئول و ناجا از سوی دیگر ضرورت انجام این تحقیق گردیده است.
اهمیت مدیریت را می توان این چنین بیان کرد که رمز موفقیت و شکست سازمان ها درمدیریت آن خلاصه می شود. به اعتقاد پیتر دراکر ، عضو حیات بخش هر سازمان، مدیریت آن است.(دراکر،1964، ص351-354). هارولد کنتز ، مدیریت را مهمترین زمینه فعالیت انسانی می داند و معتقد است که وظیفه اصلی مدیران در تمام سطوح و در همه ی واحدهای مختلف بازرگانی، صنعتی و اداری این است که محیطی را طراحی و نگه داری کنند تا در آن همه اعضا بتوانند به صورت گروهی با یکدیگر کارکنند و به اهداف تعیین شده دست یابند.(کنتز،1988،ص4) (رضائیان ،1389 ،ص9-11 ).
اهمیت و ضرورت تحقیق حاضر می تواند از چند جنبه مورد توجه قرار گیرد:
1- عدم انجام تحقیق در زمینه بررسی اثر بخشی مدیریت انتظامی در مقابله با قاچاق کالا در شهر تهران، ضرورت انجام چنین تحقیقی احساس می گردید.
2- با توجه به تجارب خدمتی چندین ساله محقق در پلیس مبارزه با قاچاق کالا وارز ناجا نیاز به شناخت مطلوب ترین و بهترین راههای مقابله با قاچاق کالا در کشور احساس می گردید.
3- یافته های تحقیق می تواند مسئولین وسیاست گذاران ناجا و سازمان های دخیل را نسبت به شناخت اثرات هر یک از شاخص های مدیریت انتظامی در مقابله با قاچاق کالا در خصوص نواقص ، معایب، رفع مشکلات موجود ، اقدامات عملیاتی، برنامه ریزی ها و تناسب بین کشف و میزان قاچاق کالا، کاهش هزینه های مقابله را برای یگان های مبارزه کننده و…را یاری وکمک نمایند.

                                                    .