جهانتیغ، دین فرهنگ، جریانات سیاسی مذهبی در استانبول و نور، جماعت تبلیغ اندونزی.
نگاه کنید به نوایی، ایران و جهان، ج 3
عقبماندگی و انحطاط در جهان اسلام چنان موجب ضعفهای اجتماعی شد که استعمارگران طماع همین را بهانه خوبی برای دخالتهای خود قرار دادند. ظلم و ستم به کارگران و نامطلوب بودن شرایط کاری و مسئله حقوق، شرایط اسفبار زنان و ظلم و تبعیض علیه آنان و …از جمله اموری بود که مستند این گونه دخالتها قرار گرفت. البته در میان انبوه کشورهای اسلامی استعمارشده، تنها چهار کشور بود که رسماً تحت استعمار درنیامدند: ایران، افغانستان، عربستان سعودی و ترکیه. در کشور ترکیه دولتی ملی و لائیک حاکم شد که دین در آن جایگاهی نداشت؛ عربستان سعودی با پادشاهی قبیله آلسعود و ایدئولوژی وهابی و سلفی و به لطف چاههای نفت اداره شد. افغانستان نیز تا همین اواخر نوعی پادشاهی مشروطه را پذیرفت، ولی ثبات سیاسی چندانی نداشته است.
البته مرحوم طالقانی این احتمال را از این جهت بعید دانسته که جمعآوری کتاب با توجه به سرعت نشر، هزینه زیادی میطلبید که ایشان نداشت. احتمال دیگر جمعآوری کتاب توسط مخالفان ایشان است. ولی قدر مسلم، دلسردی ایشان از روند امور و پر شدن مجلس از طرفداران استبداد است. در خصوص خود کتاب، ایشان معتقد است: «این کتاب برای اثبات مشروعیت مشروطه نوشته شده ولی اهمیت بیشتر آن به دست دادن اصول سیاسی و اجتماعی اسلام و نقشه و هدف کلی حکومت اسلامی است.» (تنبیه الامه، ص 17). آخوند در تقریظی بر کتاب در سال 1327قمری گفته است که «رساله شریفه تنبیه الامه …ماخوذ بودن اصول مشروطیت را از شریعت محقه استفاده میکند.»
امام خمینی، کشف الاسرار، ص 5تا7
حائری، ص 308 به نقل از ژوبر، مسافرت به ارمنستان و ایران ص 94
حائری، نخستین رویاروییهای اندیشهگران ایران ص307 به نقل از نجمی، ایران در میان طوفان ص 18
اسفندیاری، ماجرا در ماجرا، ص 665
نامهها، ص 81
آدمیت، ص 77، به نقل از به میرزا یوسفخان، ص 276 و الفبای جدید، ص 4
آدمیت، همان، ص 97
این اثر در واقع، سه مکتوب از شاهزادهای خیالی به نام کمالالدوله پسر اورنگ زیب به شاهزاده خیالی ایران به نام جلالالدوله و پاسخ وی است که مهمترین اثر مؤلف است که تا پایان عمر نیز مطالب آن را حک واصلاح میکرد و بر آن ملحقات نوشت.
آدمیت در خصوص اهمیت آخوندزاده معتقد است: «در سیر افکار جدید، میرزا فتحعلی آخوندزاده (1295-1228) از نوآوران است؛ نماینده تفکر علمی و انتقادی است؛ پیشرو نمایشنامهنویسی و داستانپردازی اروپایی در خطه مشرق زمین است؛ مبتکر اصلاح خط و تغییر الفبا در جامعههای اسلامی است؛ منتقد ادب کلاسیک و سنتشکن تاریخنگاری است؛ داعی اخذ دانش و حکمت و مدنیت غربی است؛ اندیشهساز ناسیونالیسم ایرانی است؛ نقاد سیاست و دین است و معتقد به تفکیک مطلق سیاست از دیانت؛ دشمن دولت استبدادی و هر گونه استبداد عرفی بر پایه حکمرانی فردی است؛ هواخواه مشروطیت عقلی عرفی بر پایه حقوق طبیعی است؛ هاتف اصلاح دین و پروتستانتیسم اسلامی است ( اندیشههای میرزافتحعلی آخوندزاده، ص3).
آدمیت، ص 158 از میرزا فتحعلی به میرزا یوسف خان، ج2، ص 308
آدمیت، ص 160 به نقل از میرزا فتحعلی، نامهها ص 200
میرزا فتحعلی به مستشار الدوله، ص 308
همان، ص 268).
آدمیت، ص 167
آدمیت، ص 170 به نقل از اسناد وزارت خارجه انگلیس، ج371/301
وحدت، رویارویی فکری ایران با مدرنیت، ص 85
آدمیت، اندیشههای میرزا فتحعلی آخوندزاده، ص 186، به نقل از ملحقات، ص 163-153
آدمیت، همان، ص 186، به نقل از مکتوبات، برگ 142

                                                    .