رشته حقوق

کشتی ها

دانلود پایان نامه

این دو وقتی وارد تروا شدند، به رغم مخالفت بسیاری از بزرگان تروا، از جمله «هکتور» رسماً ازدواج کردند و زن و شوهر شدند و نوزده سال زن و شوهر ماندند تا با تیری که ازکمان «فیلوکتسس» رها شد پاریس به قتل رسید. سپس هلن با برادر پاریس، یعنی دئیفوبوس، ازدواج کرد.
منلائوس وقتی به اسپارت برگشت و دید که هلن رفته است، از برادر خود، آگاممنون و از همه ی خواستگاران سابق هلن (که سوگند یاد کرده بودند از او دفاع کنند) خواست که به کمکش بیایند تا همسرش را بازگرداند. امّا تلاش های آنها به جایی نرسید و تروایی ها هلن را پس ندادند؛ یونانیان سپاه بزرگی فراهم کردند و با کشتی های بسیار به تروا حمله بردند.
احساسات خود هلن در زمان جنگ و محاصره ی تروا مبهم و دوگانه بود. گاهی خود را سرزنش می کرد و به سبب این که نزد پاریس مانده است و نیز به سبب ضعف و زبونی اش خود را نمی بخشد، وقتی اودسئوس در مأموریت جاسوسی و شناسایی به تروا رفت، هلن او را لو نداد، هر چند که اودسئوس شماری از تروایی های برجسته را کشته بود. هلن حتی به روایتی به اودسئوس کمک کرد تا «پالادیوم» را بر باید. با این حال، وقتی سران یونانی در داخل اسب چوبی مخفی شده بودند، هلن همراه شوهرش، دئیفوبوس، رفت تا به اسب نگاه کند و حتی سعی کرد با تقلید صدای همسران یونانیان درون اسب و صدا زدن آن ها، دامشان را خنثی کند. امّا بعداً به منلائوس کمک کرد تا دئیفوبوس را بکشد.
منلائوس از راه مصر به اسپارت می رود و سفرش هفت سال طول می کشد و در این مدّت کاملاً با هلن آشتی می کند. امّا روایتی، منلائوس کاملاً به احساسات حقیقی هلن بدگمان می ماند، و هنگامی که «هکابه» به منلائوس می گوید که هلن به همه خیانت کرده و فقط مستحق مرگ است، منلائوس قول می دهد که پس از برگشتن به اسپارت، هلن را بکشد. (همان، صص 481-485).
در مورد سرنوشت و سرانجام هلن روایت های زیادی وجود دارد که به اختصار به برخی از آن ها می پردازیم :
در روایتی که در «رودس» رواج داشته، پس از مرگ منلاس، دو پسر او، هلن را به خاطر خطاهایی که مرتکب شده بود، تبعید کردند. هلن ناچار به رودس آمد و در خانه ی یکی از دوستان قدیم خود «پولیسکو» ساکن شد. پولیسکو شوهرش در جنگ تروا کشته شده بود، در ظاهر با هلن مهربانی کرد ولی برای انتقام از او خود را به او صورت «اری نی ها» درآورند. خدمتکاران با این صورت، به سراغ هلن، که مشغول استحمام بود، رفتند و به قدری او را شکنجه و آزار دادند، که هلن ناچار خود را به دار آویخت.
در یکی از روایات دیگر، درباره ی تنبیه هلن گفته اند که : هلن در تور دید، به وسیله ی «ایفی ژنی» بیه عنوان قربانی، تقدیم خدایان شد.
به روایتی دیگر، تتیس، که از مرگ آشیل متغیر شده بود و هلن را مسئول این پیشامد می دانست، در مراجعت هلن، اورا به قتل رسانید.
در داستان های عرفانی که درباره ی هلن رایج شده، عقیده دارند که وی به همسری آشیل درآمده و عمر جاودانی یافته و در جزیزه ی «سفید» که در دریای سیاه و مصب رود انوب واقع است، به خوشی و شادی به سر می برد. خدایان زیادی در مراسم همسری آن ها شرکت داشته اند و برای افراد بشر، ورود به این جزیره ممنوع بود. از آشیل و هلن، پسری به دنیا آمد که بال داشته است او نام آن پسر Euphorion بود که مورد مهر زئوس بوده است. (گریمال، 1367، صص 363-365).
«نمونه ی اشعاری که آتشی از این واژه استفاده کرده است :
«چه سوت و کور است این دنیا !
چه خانه های زشتی می سازند
– امروزیان- پیروز
بی دخمه ای برای موشی
که نقب داشته باشد به گنج شهر زمرد
و مهره ای بیاورد سوزان
از سینه ریز هلن
یا گردن گزیده ی کلوپاترا» (آتشی، 1386، ص 1322).

مطلب مشابه :  جندی شاپور

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید