4-2-3-1-6-اهورامزدا :
اهورامزدا یا اورمزد یا هرمزد، نام خدای خدایان ایرانی است که به معنای«سروردانا»است. کتیبه های هخامنشی و گاهان، کهن ترین آثاری هستند که در آن ها نام این خدای ایرانی ظاهرشود. اگر باور بداریم که دین کتیبه های هخامنشی (با وجود همه ی شباهت ها) با دین گاهانی و اوستایی یکی نیست، باید بپذیریم که اعتقاد به این خدای بزرگ ایرانی، به دوره ای کهن تر از عصر هخامنشی و گاهانی باز می گردد.
از هرمزد درگاهان بارها سخن رفته است. او آفریننده ی آب و گیاهان و برانگیزاننده ی بادها و ابرها است. نخستین یشت اوستایی در ستایش اوست که در آن هفتاد و چهار نام دارد. نخستین روز هر ماه نیز به نام اوست. پیش از آمدن آیین زردشت، خدایانی در اندیشه های مردمان این سرزمین ستایش می شدند. خدایانی که به دوران همزیستی مردم ایران و هند و به عبارت دیگر به دوران هند و ایرانی تعلق داشتند. این خدایان، در زیر لوای اعتقادات زردشتی قرار می گیرند و همگی در متن های دینی آفریده ی «مزدا» معرفی می شوند.
«مزدا» به معنی خرد و فرزانگی است وسپس لغت «اهورا» به معنی سرور در آغاز نام او قرار می گیرد. اهوره مزدا (اورمزد) به معنی سرور دانا، نامی است که زردشتیان به خدا داده اند. اورمزد در جهان روشنی و در بالا مسکن دارد. اهریمن در جهان تاریکی و در پایین. در ابتدا اورمزد از وجود اهریمن آگاه بود ولی اهریمن از وجود اورمزد آگاه نبود. تا زمانی که فروغی از دنیای روشنایی به قلمرو اهریمن فرستاده شد و او را از وجود دنیای دیگری آگاه کرد. اهریمن به دلیل طبیعت ویرانگرش، به محض مشاهده ی آن فروغ، به جهان روشنی حمله می کند. پیمانی میان اورمزد و واهریمن منعقد می شود که دورانی برای نبرد تعیین کنند و با این پیمان، سرنگونی اهریمن قطعی می گردد. طبق این پیمان، آخرین نبرد میان آن دو نه هزار سال پس از اوّلین یورش اهریمن خواهد بود. پس از انعقاد این پیمان، اورمزد دعای راستین «اَهونَور» را می خواند و اهریمن بیهوش می شود و به دوزخ می افتد و در طول سه هزار سال دوم در آن جا بیهوش می ماند. در این مدت اورمزد به آفرینش مادی مشغول است. در پایان سه هزاره ی دوم. اهریمن به تحریک «دیوان» و «جهی» بر می خیزد و به آفرینش مادی حمله می آورد. اما در پایان اورمزد بر اهریمن پیروز می شود و او را به دنیای تاریکی می راند. (قلی زاده، 1388، صص 97-99).
در ادبیات پهلوی، هر جا از «سپندمینو» یا «مینوی افزونی» نام برده شده است، منظور همان اورمزد است. در ادبیات پهلوی، اورمزد جامه ی سفید پوشیده و مظهر زمینی او «آسر و نان»هستند.
در مورد اصل اورمزد و اهریمن، نوشته های زردشتی سکوت می کنند و درگاهان (بخش کهن تر اوستا)، سپندمینو (روح مقدس و جلوه اورمزد) و انگره مینو (روح خرابکار و اهریمن) چون دو همزاد به شمار می روند و سپس اورمزد، مستقیماً در برابر اهریمن قرار می گیرد. به همین دلیل برخی میان اورمزد و سپندمینو تفاوت قائل شده اند. بعدها در باورهای زروانی (احتمالاً از دوره ی هخامنشی به بعد) اصل این دو را یکی می دانند. سپندمینو نماد اصلی اهورامزدا و روح و اندیشه ی او به شمار می آید. این خصوصیت افزایش بخشی، فقط به دادار تعلق دارد و امشاسپندان تجلیات اورمزد هستند. (همان، ص 100).

نمونه ی اشعاری که آتشی از این واژه استفاده کرده است :

«مزدا شدم به گونه ی آتش
دانش شدم به سینه ی زردشت
تا سایه های جادو را راند
تا جاودان سرکش را کشت». (آتشی، 1386، ص 36).
«کورش آنک !
به کرسی چوبین
بر در خیمه، بزم فیروزی
«پای اهورای مهربان را»
گفت» (همان، ص 260).
«آخر مگر کدام فرشته، کدام پتیاره
جا داده این و دیعه در انبان تقدیرم ؟
-کاووس ؟ نه ! اهورا ؟ یا اهرمن ؟

                                                    .