رشته حقوق

کتیبه های هخامنشی

دانلود پایان نامه

در فرهنگ دکتر محمد معین این کلمه به معانی موجودی وهمی که او را به صورت انسانی بلندقامت؛ تنومند، زشت و هولناک تصوّرکنند که برسردوشاخ گاو ماننددارد ودارای دم است وآن ها را ازنسل شیطان پندارندونیزشیطان، مردم بیابانی، مفسدو پهلوان معنی شده است.
قدمت ودیرینگی این واژه به عصرآریایی ها می رسد.دیوان در واقع گروهی از خدایان وپروردگاران آریایی بودندکه با آمدن زردشت وتعالیم وی طرد شدند ومورد بی مهری قرارگرفتند.
در روایات ملّی و حماسی، از ظهور کیومرث گرفته تا دوره ی گشتاسب، سخن از دیوان رفته است و قدیم ترین دشمن ایرانند که آسیب آنان پیش از تورانیان به ایران رسید.
نخستین حمله به ایرانیان به وسیاه ی دیو، جنگ با کیومرث است که سیانمک فرزند کیومرث کشته می شود. تهمورث و هوشنگ و جمشیددر دوران خود بر دیو غلبه می کنند.ضحّاک برای جنگ با فریدون، در تدراک سپاهی مرکب از دیوان و مردم است.
مشهورترین دیو شاهنامه که سر کرده ی دیوان مازندران است،«دیو سپبید»ست که رستم برای نجات کاووس آن رامی کشد.
«براساس اسطوره ی آفرینش پس از خلق جهان مینوی و مادی و خلق امشاسپندان، ایزدان و فروهرها توسّط اهورامزدا، اهریمن بیکار نمی نشیند و دست به آفرینش موجودات زیانکار و خلق جهان بدی می زند.
ابتدا کمالیگان را در مقابل امشاسپندان و سپس دیوان را در برابر ایزدان پدید می آورد. بنابراین در مقابل هر ایزدی دیوی گمارده می شود.در واقع این دیوان و کمالیگان جزء یاران و همکاران و کارگزاران اهریمن به حساب می آیند و هیچ گونه قرینه ای دال بر اینکه دیوان نماد تجلی خود اهریمن هستند در دست ما نیست.» (صفاری، 1383، ص 80) در این جا باید یادآور شویم که «کمالیکان» فقط در ادبیات زردشتی ظاهر می شوند و در کتیبه های هخامنشی فقط سخن ازدیوان است.
در متون کهن ایرانی به دیوان زیادی برمی خوریم که اکثر آنان وظایف مشخص و صفات ویژه ای دارند. ولی گروهی نیز از آنان همانند ایزدان گمنام هستند. این دیوها دارای قدرت های یکسانی نیستندو از نظر اهمیت و قدرت عمل در جایگاههای ویژه ای قرار دارند.وظیفه ی دیوان، فساد و تباهی موجودات و پدیده های جهان است.
دیوان می توانند از شکلی به شکلی و از هیأتی به هیأتی دیگر در آیند.گاهی در صورت انسان به صورت زن جادو و غیره در می آیند. گاهی در شکل حیوانات به صورت گرگ و گور وسایر حیوانات ظاهر می شوند. از صفات مهمّ آن ها وارونه کار کردن آن هاست که از جمله می توان به جنگ اکوان دیو و رستم و خلاص رستم به علّت داشتن این صفت دیوان نام برد.
دیوان ازلحاظ جنسیّت هم به صورت مذکر و هم مونث وجود دارند. ولی اکثر آنان مذکر هستند «دیوهای معروف در اسطوره های ایرانی که اغلب متون از آن ها به عنوان جنس مونث یاد کرده اند ، پری یا پریکا، جهی یا جهیکا، اودک دیو و بوشاسب دیو است.» (همان، ص 89).
شمار دیوان نیز همانند شمار ایزدان لایتناهی است، از جمله می توان از دیوآز، دیو خشم، دیو مرگ و تباهی، دیو نیاز، دیو آشوب و غوغا و مستی، دیو کین و کیفر و… نام برد.
همان طور که گفته شد، اوّلین بار در شاهنامه در داستان کیومرث است که سخن از دیو به میان می آید.کیومرث به فرزند خود سیامک مهر فراوان داشت و تنها اهریمن بود که با او دشمنی داشت.
پس پسرش خزوران دیو را به جنگ سیامک می فرستد و در این نبرد سیامک کشته می شود. کیومرث پس از این واقعه یک سال به عزا می نشیند و پس از آن به وسیله ی نوید سروش از عزا بیرون می آید و به نبرد دیوان می پردازد و هوشنگ پسر سیامک را برای شکست دادن دیوان روانه می کند.
امّا شکست واقعی دیوان و سرکوبی آن ها در زمان تهمورث پسر هوشنگ صورت گرفت.بخاطر همین هم وی به «تهمورث دیوبند»معروف است.
پس از آن که تهمورث دیوان رااسیر کرد،آن ها ازوی زینهار خواستند و به جای آن، قول به آموزش هنری نو به او دادند.
از این به بعد دیوان درشاهنامه ازجمله ی فرمانبرداران آدمیانند. سپس نوبت حکومت و پادشاهی جمشید فرامی رسد. او نیز دیوان را به کارمی گمارد،سلاح جنگی و لباس جنگی راتهیه می کند رشتن وبافتن راآموزش می دهد جامعه رابه طبقات مختلف تقسیم می کند،از دیوان درایجاد معماری به طریق هندسی و حساب شده استفاده می نماید و از دل سنگ خاراگهرهای قیمتی پیدا می کند و علم پزشکی رارواج می دهد و د نهایت دیوان رامجبور به ساختن تختی می کندکه جواهر نشان بود و هر گاه می خواست به گردش برودو روی آن می نشست و دیوان آن راحمل می کردند. پس از اتمام این تخت و نشستن جمشید بر آن، آن روز را نوروز نام نهاد.
درشاهنامه درزمان پادشاهی منوچهر بارها از جنگ های سام نریمان با دیوان مازندران سخن رفته است. دیوان باردیگر در داستان هفت خوان رستم جلوه می کنند، رستم برای نجات کیکاووس که در چنگال دیو سپید گرفتار شده است،به سوی مازندران می رود. دیو سپید با توسل به جادو و ایجاد هوای سرد سپاهیان ایران را شکست داده و آنان را نابینا و سپس زندانی کرده است و دوازده هزار دیوجنگی را بر آنان گمارده است.رستم در راه با زن جادو روبرو می شود و پس از گذراز مهالک بسیار به مازندران می رسد.ابتدا سر«ارژنگ دیو»را که سالار مازندران بود جدا می کند، سپس با کشتن دیو سپید و چکانیدن خون جگر او در چشم کاووس و سپاهیانش دیده گان آنها را پرفروغ می کند.
آخرین نبردی که در شاهنامه با دیوان مطرح است، داستان نبرد رستم با «اکوان دیو» است. رستم از دست او جان سالم بدر می برد.
از لحاظ میتولوژی یا دانش مربوط به اسطوره ها : «دیوان، زاده های هدف بد هستند و جایگاه شان در مغاک ها و تاریکی های بی پایان است.آن ها می توانند صورت ظاهریشان را عوض کنند و به شکل چلپاسه، ماریا مرد جوانی ظاهر گردند، هدف آنان همیشه نابود کردن آفرینش اورمزد است و برای رسیدن به چنین مقصودی به دنبال اعمال آفریدگارند، تا آن ها را به تباهی بکشانند، همان گونه که اورمزد زندگی رامی آفرینند،اهریمن و دیوان مرگ رابوجود می آورند ودر برابرتندرستی،بیماری ودر برابرزیبایی،زشتی ایجادمی کنند» (رزمجو، 1381، ج 2، ص 200).
براساس آن چه که گفته شد،دیوانی که به نام ازآن هایاد می شودازمرتبه ی خدایی پایین آمده اند. همان طور که وقتی اسطوره به حماسه تبدیل میشود این اتفاق طبیعی می نماید. آنان انسان هایی هستند که نمادهایی از شخصیّت های اسطوره ای خود می بانشد، گروهی هستند که به دین کهن خود پایدار مانده اند و حاضر به پذیرفتن دین جدید نشدند و این گروه کم کم جماعتی را به عنوان دیویسنا در مقابل مزدیسنان بوجود آوردند. چنانچه فردوسی هم از همان ابتدا دیوان را مردم بدمی شناسد و آنان را مردمانی معرفی می کند که سپاس یزدان را ندارند.
از مضامین اساطیری مشهور درباه ی دیو آوردن کلامی است که دیو را براند. در بندهشن آمده است :«کجاست آن مرد که گفتی می آفرینم تا پرهیز بگوید.» مرحوم استاد بهار، پرهیز گفتن را به خواندن کلام مقدّسی که دیوان را براند تعبیر می کند. در شاهنامه نیز خواندن نام خداوند و بر زبان راندن دیوان می شود. چنانکه رستم در خان دوم چون نام خداوند را بر زبان می آورد زن جادو سیاه می شود. (زمردی، 1383، ص 276 و 277).

مطلب مشابه :  مرحله کدگذاری محوری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید