کاهش استرس

کاهش استرس

مسئله دیگر نحوه انتشار استرس در ایمپلنت های مخروطی می باشد،از جمله Cruz و همکاران در سال2006 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که الگوی انتشاراسترس برای شکل های مخروطی و استوانه ای ایمپلنت مشابه است . (25)
Rieger در سال 1990 در مطالعه خود نتیجه گرفت که ،ایمپلنت های متقارب جهت دوری از استرس های «Punching» ،بهتر از ایمپلنت های استوانه ای هستند. (15)
Saadounو همکاران در سال 2004 با مقایسه ایمپلنت های متقارب با نوع دیواره مستقیم (استوانه ای)دریافتند که ،نوع متقارب انتشار استرس و تنش را بهبود می بخشد. (23)
Huang در سال2007 در مطالعه خود نتیجه گرفت که ،استفاده از ایمپلنت های مخروطی منجر به کاهش استرس در استخوان ترابکولار و کورتیکال می شود. (26)
از طرفیSiegele و همکاران در سال 1989 عنوان کردند که،اگر چه شکل مخروطی ایمپلنت می تواند گیر مکانیکی بین ایمپلنت و استخوان ایجاد کند ممکن است استرس کرستال بیشتری در مقایسه با انواع استوانه ای با قطر مساوی ایجاد کند. (14)
Baggi در سال 2008 در مطالعه خود نتیجه گرفت که taper ایمپلنت باعث افزایش میزان فشار به استخوان کرستال می شود، مخصوصا در ایمپلنت های باریکتر و کوتاهتر. (30)
در بین مطالعات صورت گرفته بر روی تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت ها Kim در سال 2008 به این نتیجه رسید که، میزان موفقیت ایمپلنت های استوانه ای و مخروطی ، بر اساس آنالیزهای histamorphometric و RFA تفاوت قابل توجهی نداشت.(28)
Ormianer وهمکاران در سال2006 در مطالعه خود عنوان کردند که،نگرانی ها مبنی بر اینکه ایمپلنت های مخروطی نسبت به نوع استوانه ای به تحلیل استخوان مستعدتر هستند توسط مطالعه آن ها تایید نمی شود.ایمپلنت های مخروطی با وجود ریسک فاکتورها ، یکپارچگی و سطح استخوان مارجینال خود را حفظ کردند.(24)
Andersson وهمکاران در سال1995 در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که،ایمپلنت های مخروطی تحلیل استخوان بیشتری نسبت به سایر ایمپلنت ها نشان می دهند. (16)
Jokstad وهمکاران در سال 2004 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که طی 2 سال در اطراف ایمپلنت های مخروطی میزان تحلیل استخوان بیشتری در مقایسه با سایراشکال مشاهده شد. (18)
از طرفی Mailath در مطالعه خود در سال 1989 طرح های استوانه ای ایمپلنت را بر طرح مخروطی ارجحیت می دهد. (13)
از جمله موارد قابل توجه نتیجه مطالعه Rismanchian و همکاران بود که در سال 2010 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که ،بطور کلی ایمپلنت های رزوه دار بیشتر از ایمپلنت های بدون رزوه ، رزوه مثلثی بیشتر از رزوه مربعی و بدنه مخروطی بیشتر از بدنه استوانه ای استرس نشان دادند. با این وجود آنها مشاهده کردند که ایمپلنت های مخروطی رزوه مثلثی که در ناحیه سرویکال آن ها تراکم رزوه 2برابر شده به مراتب استرس فشاری وکششی کمتری در استخوان کورتیکال نسبت به ایمپلنت های استوانه ای یا مخروطی با رزوه های مثلثی یا مربعی نشان دادند. (33)
همچنین مطالعه Khayat و همکاران در سال 2007 که نتیجه گرفتند که 2 سال بعد از بارگذاری میزان بقا و موفقیت ایمپلنت های متقارب چند رزوه ای که به شیوه non-submerged جایگذاری شده بودند برابر بوده و یا برتری داشت بر ایمپلنت های با دیواره موازی تک رزوه ای. (27)
بنابراین به نظر می رسد کمیت و کیفیت رزوه های ایمپلنت نقش مهم تری داشته و می تواند سایر عوامل موثر را تحت الشعاع قرار دهد که این مطلب جای تحقیق و بررسی بیشتر دارد.
همان طور که در جدول شماره 6 مشاهده می شود میانگین تحلیل استخوان در فک بالا (0.61) mm±0.86و در فک پایین (0.45) mm ±0.72می باشد که نشان دهنده تحلیل بیشتر استخوان در فک بالا می باشد. البته این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار نبود P=0.46)).
هم چنین میانگین عمق پاکت در فک بالا (0.40) mm± 2.64 است ،که بیشتر از فک پایین mm (0.46) 2.36 ±می باشد،که این میزان تفاوت نیز معنی دار نیست P=(0.09).
باتوجه به نتایج ذکر شده، مشخص می شود که بطورکلی در فک پایین نسبت به فک بالا ،نتایج بهتری بدست آمده است،اما با توجه به P=0.46برای تحلیل استخوان و P=0.09 برای عمق پاکت ،این میزان اختلاف معنی دار نبوده است .علت بیشتر بودن تحلیل استخوان در فک بالا کم بودن تراکم و کیفیت استخوان فک بالا در مقایسه با فک پایین می باشد. این نتیجه با سایر مطالعات انجام شده در این زمینه مطابقت دارد از جمله:
-Khayat و همکاران در سال 2007 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که : موفقیت ایمپلنت ها در فک بالا 98.6% و در فک پایین 98.8% بود ولی این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار نبود.(27)
-Cochran در مطالعه خود در سال 1999عنوان کرد که: بطورکلی ایمپلنت های جایگذاری شده در مندیبل بطور قابل توجهی میزان موفقیت بالاتری نسبت به ایمپلنت های ماگزیلا دارند.(35)
از جمله محدودیت های مطالعه حاضر کم بودن نسبی نمونه ها و کوتاه بودن زمان فالوآپ می باشد.
فصل ششم
نتیجه گیری
و پیشنهادات
نتیجه گیری:
بر اساس این مطالعه میزان تحلیل استخوان بعد از گذشت شش ماه از بارگذاری در ایمپلنت های استوانه ای اندکی بیشتر از ایمپلنت های مخروطی بود ، ولی این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار نبود. از نظر سایر فاکتور های کلینیکی ، میزان عمق پاکت و درصد BOP نیز در گروه ایمپلنت های استوانه ای کمی بیشتر از گروه مخروطی بود ولی این میزان نیز از لحاظ آماری معنی دار نبود.
میزان تحلیل استخوان و عمق پاکت در فک بالا کمی بیشتر از فک پایین بود ولی تفاوت معنی داری بین دو فک وجود نداشت.

Share