رشته حقوق

کانون کنترل درونی

دانلود پایان نامه

افرادی که کانون کنترل درونی دارند کمتر از برون‌کنترل‌ها فشار روانی را تجربه می کنند. افراد درون کنترل، خود را مسئول رفتارهای خود می دانند نه شانس و عوامل محیطی را. این افراد بر این باورند که می‌توانند بر وقایع زندگی خود تاثیر بگذارند و آنها را کنترل کنند. این احساس باعث می‌شودکه بتوانند وقایع فشار‌زا را پیش بینی و کنترل کنند و در معرض عواقب خطرناک فشار‌زاها قرار نگیرند. حتی این افراد بر خلاف برون کنترل‌ها از استراتژی‌های پیشگیری از فشار روانی بیشتر استفاده می کنند تا شیوه های درمانی. افراد درون‌کنترل توانایی تبدیل عوامل فشار‌زا و تهدید کننده را به فرصتهای رشد و پیشرفت دارند. (قلی‌پور، 1386: 286)
2-2-9-3- عزت نفس (احترام به خود) :
عزت نفس یا احترام به خود میزانی است که فرد خودش را دوست دارد . عزت نفس زیاد اعتماد به نفس زیاد را در پی دارد و موجب می شود فرد در مواجهه با عوامل فشارزا فشار روانی کمتری را تجربه کند. (قلی‌پور، 1386: 287) برای مثال دانشجویان دارای این ویژگی در انتظار ارائه شفاهی گزارش برای تمام کلاس، فشار روانی کمی را تحمل خواهند کرد. در نهایت دیگر پیوستار احترام به خود کسانی قرار دارند که تصویرشان از خود ضعیف است و در توان خود برای جمع‌آوری اطلاعات لازم و ارائه آن به طور شمرده و روان شک دارند. در حالی که دانشجوی برخوردار از ویژگی احترام به خود ممکن است کمی بیش از حد معمول روی موضوع گزارش کار کرده، معلومات خود را به روز کند و بعد هم طبق معمول به دنبال کارهای دیگرش برود، دانشجوی دیگر ممکن است روزها بجز فکر ترسناک «ارائه گزارش» چیز دیگری در سر نداشته باشد. (رضائیان، 1387: 45)
2-2-9-4- جنسیت:
آسیب پذیری زنان و مردان در برابر فشار روانی یکسان نیست. بر خلاف تفکر متداول، برخی از اندیشمندان معتقدند که زنان در شرایط سخت، خسته کننده و ملال‌آور بلند مدت، مقاوم تر از مردانند و مردان در شرایط دشوار کوتاه مدت مقاومت بیشتری دارند. زنان نسبت به مردان برای مدت طولانی‌تری می‌توانند شرایط سخت را تحمل کنند. (قلی‌پور، 1386: 287)
یکی از صاحب‌نظران (ریمی ، 1990) بر این باور است که زنان برای زندگی در شرایط دشوار، ملال آور و بلند مدت ساخته شده‌اند و مردان برای زندگی کوتاه مدت و زور مدارانه. حقیقت آن است که امید به زندگی در زنان تقریبا هفت سال بیش از مردان است؛ بخشی از این افزایش عمر را به تفاوت‌های هورمونی میان زنان و مردان نسبت می‌دهند. از سوی دیگر میان عوامل فشارزایی که زنان و مردان با آن‌ها مواجه می‌شوند تفاوت‌هایی وجود دارد. برای مثال اذیت و آزار جنسی می‌تواند یک منشا فشار روانی مربوط به جنسیت برای کارکنان زن باشد. همچنین تفاوت‌های مهمی از منظر آسیب پذیری میان زنان و مردان وجود دارد. برای مثال مردان در عنفوان جوانی نسبت به بیماری‌های خطرناک نظیر «بی نظمی‌های قلبی و عروقی» آسیب‌پذیرند، در حالیکه زنان در معرض بیماری‌های ناکشنده ولی طولانی مدت فلج کننده قرار دارند. (رضائیان، 1387: 35)
پژوهش ها نشان می دهد که زنان تا اندازه‌ای بیشتر از مردان در معرض عامل‌های فشار‌زا قرار می‌گیرند و آثاری که در آنها ایجاد می شود نیز متفاوت از آثاری است که در مردان پدید می‌آیند. این نظریه مطرح شده است که زنان به علت آنکه بیشتر درگیر مسئولیت‌های خانه هستند، بیشتر از مردان آمادگی دارند دستخوش آثار منفی سرریزشدگی شوند.‌ سرریزشدگی به این معنا است که وضعیت مربوط به حوزه ای از زندگی چه اثرهایی ممکن است بر روی حوزه ای دیگر ایجاد کند. مثلا فردی که آزردگی خود را در اثر اختلاف نظر با رئیسش به خانه می‌برد و سرتاسر شب از بابت آن در عذاب است، می توان گفت ناراحتی او از کار به خانه سرریز شده است. ورت‌من و همکارانش اطلاعاتی را ارائه کرده‌اند که چنین نظری را تایید می‌کند. از جمله نشان داده‌اند که گرانباری شغل برای زنان همراه است با افزایش ناراحتی‌های زناشویی و نارضایتی. شوهران چنین زنانی نیز شکوه دارند که به سبب فشارهای شغلی همسرانشان، کیفیت زندگی زناشویی آنها لطمه دیده است. (راس، 1377: 52-54)
2-2-9-5- درماندگی اکتسابی :
درماندگی اکتسابی یا آموخته شده به احساس از دست دادن کنترل اشاره می‌کند. درماندگی اکتسابی موجب می شود حیوانات یا انسانها حتی درشرایطی که می توانند شرایط و اوضاع را کنترل یا از شرایط نامطلوب اجتناب کنند، به آن تن بدهند و تسلیم شرایط شوند. این مفهوم تبیین می کند که چرا بعضی از افراد درشرایطی که می‌توانند از فشار‌زاها در محیط کاری اجتناب کنند این کار را انجام نمی دهند. (قلی‌پور، 1386: 287)
2-2-9-6- شخصیت نوع الف و ب:
شخصیت نوع ب آرام وصبور است، به ندرت برای کسب اهداف و انجام وظایف عجله می کند، از مهلت های زمانی و اضطرار زمانی رنج نمی برد، بهتفریح و تمدد اعصاب اهمیت می دهد، در زمان استراحت احساس بیهودگی نمی کند. بر خلاف شخصیت نوع ب، شخصیت نوع الف مستعد اختلالات قلبی و عروقی است و زمانی که دچار این‌گونه اختلالات شود به سرعت بهبود و سلامتی خود را به‌دست نمی‌آورد. اگر در سازمانی تعداد افراد نوع ب بیشتر باشد شاید بتوان آن سازمان را نوع ب طبقه بندی کرد. شخصیت نوع الف در سازمانهای نوع ب و شخصیت نوع ب درسازمان‌های نوع الف فشار روانی زیادی را تجربه می کند. تطابق شخصیت فرد با شغل و سازمان در کاهش فشار روانی موثر است. (قلی‌پور، 1386: 288)
افراد نوع ب به ندرت برای کسب هر چه بیشتر چیزها عجله کرده یا برای مشارکت در زنجیره‌ای از رخداد‌ها در زمان هرچه کمتر تمایل نشان می‌دهند. افراد نوع ب رفتارهای زیر را دارند:
1 . هرگز از حس فوریت زمان و عجول بودند رنج نمی‌برند؛
2. به نمایش دادن موفقیتها یا توفیقات خود یا بحث درباره آنها نیازی احساس نمی‌کنند، مگر آنکه شرایط ایجاب کند؛
3. برای تفریح و آرامش اعصاب خود به جای نمایش گذاشتن برتری خود به هر قیمت، اهمیت قائل اند.
4 . می‌توانند بدون احساس گناه استراحت کنند.
افراد دارای الگوی رفتاری نوع ب کمتر در معرض حمله قلبی قرار دارند ولی در صورتی که دچار حمله‌ی قلبی شوند به سرعت افراد نوع الف بهبود نمی‌یابند. سازمان‌ها را نیز می‌توان به سازمان‌های نوع الف و ب دسته بندی کرد. افراد نوع الف در سازمان‌های نوع ب و افراد نوع ب در سازمان‌های نوع الف باید فشار روانی ناشی از انطباق میان شخصیت خود و نوع غالب سازمان را تحمل کنند. طبق شواهد، افراد نوع الف در سازمان‌های نوع ب در معرض بیشترین مخاطره ناشی از اختلال در سلامتی قرار دارند. (رضائیان، 1387: 37)افراد تیپ ب با هیچ ضرب الاجلی فوری یا تعارض مواجه نیستند و نسبتا فارق از هر نوع اضطرار یا خصومت عمل می‌کنند. (محمد‌زاده، 1375: 457)
بر خلاف شخصیت نوع ب، شخصیت نوع الف، رقابتی، عجول، نگران و تهاجمی است. این افراد «بیماری ناشکیبایی» دارند. محیط‌های رقابتی سازمان‌های امروزی این نوع رفتار را تقویت می کند. البته پژوهش‌ها حاکی از این است که افراد نوع الف از نوع ب بهره‌ورترند. تحقیقی درمورد دانشجویان، اساتید دانشگاه و کارگزاران بیمه بیانگر عملکرد بالاتر شخصیت نوع الف نسبت به شخصیت نوع ب در مشاغل مربوط است. باوجود کارکردهای مثبت، یک فرا تحلیل از 99 مطالعه، آثار منفی همچون افزایش ضربان قلب و فشار خون را در نوع الف نشان داد. باز خور (مثبت و منفی)، انتقاد وکارهای دشوار میزان ضربان قلب شخصیت نوع الف را افزایش می داد. فرا تحلیل دیگری از 83 مطالعه نیز نشان داده که ویژگی‌هایی همچون خشم، خصومت و پرخاشگری درشخصیت نوع الف با اختلالات قلبی رابطه زیاد دارد. (قلی‌پور، 1386: 288)
این رفتار را رفتار «مستعد حمله قلبی» نیز می‌نامند. الگوی رفتاری نوع الف ترکیبی از این ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری است: رقابتی بودن‌، هول داشتن و عجول بودن، نگرانی نسبت به وجهه اجتماعی، تهاجمی بودن، خصمانه رفتار کردن و تشنه‌ی موفقیت بودن. نگاره زیر چهار بخش عمده الگوی رفتاری الف را نشان می‌دهد. دو فریضه عمده نسبت به بخش پر خطر الگوی رفتاری الف وجود دارد: فرضیه اول مسأله احساس فوریت نسبت به زمان و فرضیه دوم رفتارهای تهاجمی و خصمانه‌ را پر خطر برای سلامتی می‌داند. شواهد پژوهشی بیشتر تایید‌کننده‌ی فرضیه دوم است. (رضائیان، 1387: 36)
نگاره 2-11: بخش‌های عمده الگوی رفتاری نوع الف (رضائیان، 1387: 36)

مطلب مشابه :  نظریه یادگیری اجتماعی

از آنجا که بیماری قلبی- عروقی علت اصلی مرگ میان افراد بزرگسال در کشورهای صنعتی غربی است و از سوی دیگر رفتار نوع الف با بیماری قلبی و عروقی مرتبط است، پژوهشگران برای شناسایی خصوصیات شخصیت‌های نوع الف و وضعیت‌هایی که این الگوی رفتاری را شکل می‌دهند تلاش قابل ملاحظه‌ای کرده‌اند. طبق تعریف ارائه شده «الگوی رفتاری نوع الف ترکیبی از احساس و عمل است که در آن هر شخص به طور تهاجمی برای کسب هر چه بیشتر منافع در مدت زمان کمتر کوششی سخت و مستمر به عمل می آورد و در صورت لزوم در برابر موانع یا تلاشهای مخالف می‌ایستد. این رفتار ناشی از جنون یا ترکیبی از نگرانی‌ها و ترس‌های واقعی و یا ترس‌های بیخود یا آزار و اذیت نیست، بلکه شکلی از تعارض است که از نظر اجتماعی پذیرفته شده و البته اغلب مورد ستایش بوده است. اشخاص دارای این الگوی رفتاری آمادگی بروز خصومت فوق العاده‌ی سیال دارند و از نظر آنها توجیه کافی خواهد داشت. همان‌گونه که انتظار می‌رود درجه شدت این الگوی رفتاری در افراد متفاوت است».(رضائیان، 1387: 36)
شخصیت تیپ الف معمولا در مدیران پیدا می‌شود. در یک بررسی توسط هوارد ، کانینگهام و روشیمن (1976) معلوم شد که شصت درصد از مدیران، تیپ الف و دوازده درصد از تیپ ب هستند. گفته می‌شود که شخصیت تیپ الف برای ترقی در مدارج سازمانی بهترین است. خصوصیات آن بی‌حوصلگی، بی‌قراری، پرخاشگری، رقابت‌جویی و به طور کلی همه فن حریفی است که همواره کمبود وقت دارد. فعالیت‌های شغلی برای تیپ الف از اهمیت خاص برخوردار است و ساعاتی طولانی برای ضرب الاجل‌های فوری (و تکراری) صرف می کند. شگفت این‌که، با وجودی که این نوع رفتار در ترفیع سریع به مدارج بالای سازمان مفید می باشد، پس از حصول زیان‌بار خواهد بود. به عبارت دیگر ضمن اینکه افراد تیپ الف مدیران و مسئولان فروش کار آمدی به شمار می روند، اما موفقترین مدیران اجرایی سطح بالا از نوع ب هستند، افرادی که مشخصه آنها صبر و حوصله و علاقه وسیع به تصمیم‌گیریهای مختلف می‌باشد. دکتر المرگرین یکی از روانشناسان بنیاد منینجر می‌گوید: «این افراد، یعنی نوع الف نمی‌توانند آنقدر تمدد اعصاب داشته باشند (چه در محل کار و چه در منزل) که واقعاً کار ارزشمندی انجام دهند» اینان می توانند با زحمت به جایی برسند ولی نه به رأس سازمان یا حرفه خود که احتیاج به استدلال هشیارانه، آرام و متوازن دارد. کلید رستگاری، تحول رفتار از نوع الف به نوع ب است. (محمد‌زاده، 1375: 457)
مردم گونه‌ی الف پرخاشگرند و رقابت طلب، برای خود معیارهای برتر دارند و خود را زیر فشار تنگی زمان می‌گذراند. آنان حتی بر خود فشار فراوان وارد می‌آورند و از وقت سرگرمی و فراغت خود می‌کاهند. اغلب نمی‌توانند پی ببرند که بسیاری از فشارهایی که حس می‌کنند، ساخته خودشان است و نه پی‌آمد پیرامونشان. به‌دلیل فشارهای عصبی پیوسته‌ای که احساس می‌کنند، آمادگی بیشتری برای دردهای بدنی مانند حمله قلبی دارند. (دیویس و نیو استورم، 1373: 645)

مطلب مشابه :  مقاله رایگان درموردتجارت بین الملل

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید