1-6-4- بازرگانان و تجار
جوامع بشری از اولین قدم‌ها با رفت و آمد، داد و ستد و ایجاد ارتباط با یکدیگر، تداوم و تکامل خود را تضمین کرده‌اند. این رابطه‌ها، امکان اقتباس و گرفتن اختراعات و کمبودهای یک گروه را در زمینه‌های تکنیکی و فرهنگی از گروه‌های همجوار فراهم کرده است. همین امر را امروزه تحت‌عنوان اشاعه فرهنگی نام می‌گذارند.
مسلمانان اندونزی اسلام خود را مرهون تلاش‌های تاجران عرب ایرانی‌تبار به‌نام‌های عبدالله عریف و شاگردش برهان‌الدین هستند که از بازرگانان مقیم گجرات هند به‌شمار می‌رفتند. ورود اسلام به چین نیز عمدتا از طریق فعالیت‌های بازرگانی تجار روی داده است.
1-6-5- ورزشکاران
حضرت امام خمینی (ره) درباره ظرفیت تبلیغی کاروان‌های ورزشی و ورزشکاران می‌فرمایند: «شما با اخلاق خوش خودتان و با رفتار خودتان و با کردار خودتان، ان شاءالله که این وجهه اسلامی جمهوری اسلامی را صادر کنید به خارج.» «باید علاوه بر سفرهای رسمی، سفرهای غیررسمی هم بنماییم تا دنیا را بیدار کنیم… تنها در سفرهای غیر رسمی است که درست می‏توانید با مردم عادی کوچه و بازار تماس بگیرید و آنها را روشن کنید. بودن شما که یال وکوپال ندارید در میان مردم هم جالب‌تر است و هم شما بهتر می‏توانید تبلیغ کنید.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ورزش را دروازه طلایی صدور معنویت و ارزش‌های متعالی اسلام می‌دانند
1-6-6- دانشمندان و نظریه‌پردازان
گسترش بسیاری از علوم و فنون در دنیا مرهون ارتباطات میان‌فرهنگی عالمان و دانشمندان بزرگی است که در قالب مسافرت‌های جستجوگرانه و با انگیزه‌های گوناگون در اقصی نقاط عالم صورت گرفته است. این تاثیرات علاوه بر چیزی است که از طریق انتقال و ترجمه آثار این دانشمندان شکل گرفته است. از نمونه‌های بارز تاثیر این نوع ارتباط میان فرهنگی می‌توان به گسترش فلسفه و ریاضیات در مغرب زمین در قرون گذشته و علوم جدید در ایران در دوره مشروطه به این سو اشاره کرد. مثلا گفته می‌شود «ابن رشد حلقه واسط میان عقلانیت اسلامی و عربی است چون تاثیر او کمتر در عالم اسلام و بیشتر در فلسفه اروپا و در پیدایش نهضت علمی و رنسانس اروپا بوده است.»«همه رشته‌های علمی اروپایی آگاهی خود را از طریق آثار ترجمه شده عربی بدست آوردند.» «حوزه دیگر انتقال و مبادله علمی – فرهنگی از تمدن مسلمین به غرب، در علوم ریاضی و پایه شامل جبر و مقابله، هندسه و هیأ ت و نجوم ، مثلثات و جهان‌شناسی و جغرافیا و تاریخ طبیعی است. دستاوردها و میراث مسلمین در ریاضیات خارج از احصاء است اما یکی از مهم‌ترین آن‌ها، در زمینه اعداد است که دانش ریاضی غرب هم از آن بهره مند گردید.»
نقش دانشجویانی که با اهداف تحصیلی به کشورهای مختلف سفر می‌کردند نیز در این زمینه غیرقابل انکار است به حدی که همین دانشجویان امروزه یکی از منابع عمده مطالعات میان‌فرهنگی به‌شمار می‌روند.
1-6-7- کاروان‌های آموزشی و اردوهای علمی
دوره‌های آموزشی که در قالب بورس‌های تحصیلی و فرصت‌های مطالعاتی شکل می‌گیرد، فرصت‌های کم‌نظیری را برای ارتباطات میان‌فرهنگی بوجود می‌آورد. علاوه بر این که عقیده بر این است که آموزش و تحصیلات از طریق افزایش توان و مهارت و نیز آلترناتیوهایی که جهت انتخاب در اختیار فرد تحصیل‌کرده قرار می‌دهد، زمینه را برای ارتباطات میان‌فرهنگی فراهم می‌کند.
1-6-8- جلسات مناظره
یکی از امتیازات انسان بر حیوان، قوه ناطقه و تکلم است. تنها انسان است که از طریق گفت‌وگو روابط خود را با همنوعان خویش برقرار کرده و از اندیشه و مقاصد یکدیگر اطلاع پیدا می‌کند. این حقیقت ذاتی و فطری یکی از تکیه‌گاه‌های پیامبران در تبلیغ رسالت‌ها و پیام‌های آسمانی بوده است و همین غریزه فطری باعث مجادله‌های گوناگون اقوام مختلف با پیامبران شده است. بیشترین مناظره‌ها در طول تاریخ در عرصه‌های اعتقادی میان پیروان ادیان مختلف صورت گرفته است که یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین محمل‌های میان‌فرهنگی به‌شمار می‌رود. لذا یکی از آداب مناظره از نظر اسلام، شکل‌گیری آن بر محور مسائل اعتقادی است. بخشی از آیه مبارکه که به جدال احسن دعوت‌ می‌کند «… وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ…»، عمدتا در جلسات مناظره اتفاق می‌افتد. ماده جدل 32 بار تکرار شده و سوره‌ای با عنوان «مجادله» در قرآن کریم آمده است.
و عصاره سخن این است که:
رویکرد این پژوهش بیشتر به‌ رویکردهای تبلیغی نزدیک است به این‌دلیل که، گرچه تبلیغِ دین به‌معنای خاص، به‌عنوان یک ارتباط و فعالیت حرفه‌ای مطرح است، اما هر مسلمان می‌تواند در هر مکان و در هر زمان به‌مثابه ‌مبلغ دین به‌معنای عام (اثرگذار دینی)آن باشد. اثرگذاری دینی هم به‌صورت آگاهانه و هم به‌صورت ناخودآگاه روی می‌دهد. هر مسلمانی باید همواره احساس کند که حامل پیام الهی است. امام صادق (ع) می‌فرمایند:
«مردم را با اعمالتان به ‌دین دعوت کنید تا از شما پرهیزکاری، جدیت، نماز و کارهای خیر را مشاهده کنند که این کار خود بهترین دعوت‌کننده برای اسلام است».
بنابراین اگر هر مسلمانان کارهای معمولی خود اعم از کارهای روزمره و فعالیت‌های تخصصی را درست انجام دهد، به‌صورت غیرمستقیم، مبلغ اسلام خواهد بود. طبق حدیث دیگری، امام صادق علیه‌السلام از شیعیان انتظار دارد که در هر مکان و منطقه، بهترین باشند: «از ما نیست کسی که در شهری باشد که در آنجا صد هزار نفر جمعیت باشد و پارساتر از او در شهر پیدا شود». از نظر امام صادق علیه‌السلام همه مسلمانان(چه در مقام یک مبلغ یا در مقام یک تاجر یا بازرگان و ورزشکار و مانند آن) باید نسبت به‌ عملکرد خود به‌ویژه در دیار غیرمسلمانان حساس باشند. همچنان در پاره‌ای از روایات هدف از مدارا و خوشرویی با مخالفان، جذب آنان به ‌دین بیان شده است: «با همه مردم، اعم از مومن و مخالف، به نیکویی سخن بگویید… و با مخالفان مدارا کنید تا به ‌ایمان جذب شوند». امام رضا علیه‌السلام فلسفه وجوب حج را تفقه و نقل اخبار ائمه بیان کرده‌اند. بیان اخبار ائمه معصومین و تبلیغ آن نیز تبلیغ دین به‌شمار می‌رود. بنابراین هدف از ارتباطات میان‌فرهنگی، همچنان که می‌تواند تبلیغ دین باشد، می‌تواند کسب علم و معرفت و حکمت نیز باشد. کسب علم و حکمت آموزی عمدتا در قالب ارتباطات میان‌فرهنگی شکل می‌گیرد.
فصل دوم: مروری بر ادبیات نظری
مقدمه
ارتباطات میان‌فرهنگی به‌لحاظ تاریخی در قالب جنگ‌ها و لشگرکشی‌ها و ماموریت‌های تبلیغی مروجان ادیان گوناگون، سفرهای تجاری بازرگانان ماجراجو و تلاش برای کشف سرزمین‌های دیگر صورت می‌پذیرفت. اما تدوین نظام‌مند این رخدادهای تاریخی چند دهه بیشتر سابقه ندارد که البته این نیز به‌دلیل شناخت فرهنگ‌ها در جهت استثمار هرچه بیشتر آنها بوده است. پیرو مطالعات انجام‌گرفته، فرهنگ‌ها در طبقات مختلف قرار می‌گرفتند و با یک‌دیگر به‌خصوص با فرهنگ آمریکایی مقایسه می‌شدند. به‌تدریج دانشی تحت‌عنوان «مطالعات بین‌فرهنگی» شکل گرفت. از درون این مطالعات، نظام علمی‌ای متولد شد که به‌جای مسأله مقایسه و طبقه‌بندی فرهنگ‌ها، بررسی تعامل میان مردم فرهنگ‌های مختلف را در دستور کار خود قرار می‌داد. این نظام علمی ابتدا تحت‌عنوان «مطالعات میان‌فرهنگی» و سپس با تاکید بر جنبه ارتباطی آن، «ارتباطات میان‌فرهنگی» نام گرفت.
در پیشینه این تحقیق به بررسی و تحلیل مبانی و چالش‌ها و راهکارها در ارتباطات میان‌فرهنگی از نگاه مهم‌ترین اندیشمندان این حوزه می‌پردازیم. در ابتدا ریشه‌های نظری و فلسفی ارتباطات میان‌فرهنگی و سپس نظریات، مدل‌ها و توصیه‌های عملی ارتباطات میان‌فرهنگی را مرور خواهیم داشت.
2-۱- تحلیل بنیادین اندیشه‌های ارتباطات میان‌فرهنگی
در میان کتاب‌هایی که درخصوص ارتباطات نگاشته شده کم‌تر کتابی را می‌توان دید که به مبانی فلسفی آن‌ها پرداخته باشد. این مسأله در ارتباطات میان‌فرهنگی پررنگ‌تر است. ویلیام بی. گادیکانست تلاش کرده است با سامان بخشیدن به نظریات ارتباطات میان‌فرهنگی، مبانی فلسفی آن‌ها را نیز تا حدودی مورد توجه قرار دهد. گادیکانست برای فهم ریشه‌های تفکر میان‌فرهنگی از دوگانه «عین» و «ذهن» استفاده کرده و دو پارادایم نامینالیستی و رئالیستی را از جهت هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، انسان‌شناسی و روش‌شناسی مورد بررسی قرار داده است؛ ولی از آنجا که دغدغه چندانی برای فهم عمیق این مبانی نداشته، به‌سرعت از آن گذشته است. گادیگانست سه رویکرد را برای گنجاندن فرهنگ در نظریه‌های ارتباطات تمیز داده و مدعی است رویکردهای دوم و سوم، به‌ترتیب، به توصیف یا تبیین «نحوه تفاوت‌یافتن ارتباطات از فرهنگی به فرهنگی دیگر» و «ارتباطات بین اعضای فرهنگ‌های گوناگون» می‌پردازند. وی بسیاری از نظریه‌های موجود را دارای همپوشی و سازگار با هم و، به‌سبب قلمروهای متفاوت‌شان، تلفیق‌پذیر می‌داند. در اینجا می‌توان به کتاب «زمینه‌های ارتباطات میان‌فرهنگی» نوشته جودیث مارتین و توماس ناکایاما که دارای دو زمینه تحقیقاتی متفاوتی‌اند، نیز اشاره کرد. بخش اول این کتاب به مبانی ارتباطات میان‌فرهنگی اختصاص یافته است. در این بخش به چرایی، تاریخچه، زمینه ارتباطات میان‌فرهنگی و نیز فرآیند تاریخی آن پرداخته است که البته به‌نظر می‌رسد موضوعاتی که در ذیل این بخش پوشش داده شده، چندان هم با عنوان مبانی(آنچنان که ما تصور می‌کنیم) همخوان نیست. سیر مطالعاتی این کتاب نیز از مبانی به فرآیندها و کاربرد ارتباطات میان‌فرهنگی شکل گرفته است. مزیت این کتاب در جامعیت آن نسبت به پوشش حوزه‌های ارتباط میان‌فرهنگی از جمله تتبعات روش‌شناسانه است که در این خصوص سه رویکرد پوزیتویستی، تفسیری و انتقادی را بررسی و رویکرد دیالکتیکی را ارائه کرده‌اند.
حمید عبداللهیان در مقاله‌ای با عنوان «مسئله و حل مسئله در ارتباطات بین‌فرهنگی: معرفت‌شناسی زبان و ارتباط مؤثّر» به فهم فلسفی از ارتباطات میان‌فرهنگی نزدیک‌تر شده و با تمرکز بر فهم مسأله ارتباطات از منظر معرفت‌شناسی، دیدگاه‌های عمیق‌تری در این خصوص بیان داشته است. او معتقد است ارتباطات میان‌فرهنگی را باید از موضع معرفت‌شناختی مورد تحلیل قرار داد؛ زیرا مسأله آن رابطه میان نشانه و معناست. عبداللهیان توضیح می‌دهد با گسترش دنیای مجازی و ارتباطات و تعاملات جهانی و قومی رابطه میان نشانه و معنا به‌سختی برقرار می‌شود. بدین ترتیب انسان مدرن همواره به‌شدت نیازمند تعبیر است.
فیاض سعی کرده با تبارشناسی پارادایم اصلی ارتباطات میان‌فرهنگی آن را نقد کند. فیاض در مقاله‌ای با عنوان «جامعه‌شناسی معرفتی آمریکایی و ارتباطات میان‌فرهنگی» معتقد است برای فهم دانش ارتباطات میان‌فرهنگی باید به جامعه‌شناسی معرفتی آمریکایی مراجعه کرد. فیاض فهم پیچیدگی ارتباطات میان‌فرهنگی در کشورهای اسلامی و ایران را به فهم رابطه سنت و مدرنیته موکول می‌کند. بدین ترتیب فیاض معتقد است نظریه‌های توسعه‌ی غرب، عقب ماندگی‌های بیشتری را برای جوامع سنتی به‌دنبال دارد. سوال فیاض این‌گونه شکل می‌گیرد: چگونه یک کشور سنتی در حین گرفتن ترکیب‌های فرهنگی کشورهای صنعتی، خودش را حفظ کند و گذشته‌اش را به اینده بیاورد. فیاض نگاهی تبارشناختی و فلسفی نیز دارد. وی بر این‌نظر است که جامعه‌شناسی و جامعه‌شناسی ارتباطات میان‌فرهنگی بر اساس انسان‌شناسی و مردم‌شناسی بنا شده‌اند. انسان‌شناسی فرهنگی، بر اساس یک انسان‌شناسی شناختی یا انسان‌شناسی نمادین است. در این نگاه چارچوب‌های فرهنگی، چارچوب‌های معرفتی را شکل می‌دهد و چارچوب‌های معرفتی در ارتباطات میان‌فرهنگی یک نوع فرایند میان‌معرفتی یا میان‌ذهنی را شکل می‌دهند. فرهنگ شامل تجربه‌های مشترک سازنده‌ی آن و تفاسیر خاص افراد است. فیاض جامعه‌شناسی معرفتی آمریکا را مبتنی بر همین رویکرد شناختی و متاثر از دیدگاه‌های مید می‌داند. کنش، عمل مسبوق به‌معناست که در تعاملات انسانی رد و بدل می‌شود. مباحث جامعه‌شناسی آمریکا از همین طریق وارد مباحث ارتباطات می‌شود. مید معتقد است که شخصیت انسان از خلال همین کنش‌های متقابل شکل می‌گیرد. فیاض با این تبارشناسی نشان می‌دهد که در پارادایم آمریکایی مسئله ارتباطات میان‌فرهنگی رابطه میان معنای ذهنی و نمادها خواهد شد. فیاض فهم ارتباطات فرهنگی را منوط به درک جامعه‌شناسی مید می‌داند از این‌رو جامعه‌شناسی معرفتی مید و سپس مرتون را تشریح می‌کند. پراگماتیسم، خُردگرایی و بررسی زندگی روزمره به‌جای اندیشه‌های کلان بشری، غیرتاریخی بودن و ابتنا بر شعور عامه و زبان، چهار ویژگی اندیشه‌ی ارتباطات میان‌فرهنگی آمریکایی را شکل می‌دهد.(همان). او میان دو نوع عقل تفاوت قائل می‌شود؛ عقل میان‌فرهنگی و عقل فرهنگی. عقل میان‌فرهنگی، عقل تجربی و طبیعی بشر است که از آن به‌ »عقل فطری بشر» نیز یاد می‌شود. عقل فرهنگی تنها خود را عقل می‌داند و این خودمداریِ فرهنگی، عقلی جنگ طلب را به‌دنبال دارد. عقل حس‌گرا، عقل مدرن غربی، عقل استعلایی(کانتی) و عقل تجربی از این قبیل است. ژان پل سارتر عقل میان‌فرهنگی را از انسان‌شناسی و مردم‌شناسی ساختارگرا برگرفت. ریشه‌ی عقل میان‌فرهنگی عرفانی است نه فلسفی. فراگفتمان جهان آینده‌ عرفان است و عرفان دانش، عرفان هنر، عرفان ادبیات به‌جای فلسفه‌ی دانش، فلسفه‌ی هنر و فلسفه‌ی ادبیات پدید خواهد آمد.

                                                    .