تعاریف متعددی از پیشگیری اجتماعی از جرم ارائه شده است؛ مرکز بینالمللی پیشگیری از جرم پیشگیری اجتماعی از جرم را به این نحو تعریف کرده است: هر چیزی که بزهکاری، خشونت ونا امنی را از طریق هدف گیری موفقیت آمیز علل شناخته شدهی جرم (از طرق علمی) کاهش دهد. مؤسسهی پیشگیری و کنترل جرم هلسینکی وابسته به سازمان ملل متحد معتقد است: پیشگیری اجتماعی جرم تدابیری است که هدف اتخاذ آنها « مبارزه با علل ریشهای ارتکاب جرم و تمایلات افراد به سمت بزهکاری است. » امتیاز این تعریف، این است که به «علل ریشه ای ارتکاب جرم» اشاره کرده است؛ زیرا با پیدا کردن علل ریشهای جرم، میتوان یک سیاست جنائی کارآمدی را در زمینهی پیشگیری طراحی کرد. کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی نیز پیشگیری اجتماعی را به نحو آتی تعریف کرده است: پیشگیری اجتماعی عبارت است از تدابیر و روشهای آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دولت، نهادها و سازمانهای غیردولتی و مردمی در زمینهی سالم سازی محیط اجتماعی و محیط فیزیکی برای حذف یا کاهش عوامل اجتماعی وقوع
جرم است.
بعضی از جرم شناسان کشورمان هم معتقدند که پیشگیری اجتماعی، ایجاد تغییرات و اصلاحات فردی و محیطی است که منجر به اصلاح جامعه و فرد و منجر به جلوگیری از جرم به صورت پایدار و همیشگی میشود. در پیشگیری اجتماعی به دنبال هماهنگ سازی اعضای جامعه با قواعد اجتماعی هستیم؛ محور اقدامات در پیشگیری اجتماعی، فرد است. به دیگر سخن پیشگیری اجتماعی مجرم مدار و فرد مدار است.
ویژگیهای پیشگیری اجتماعی: رویکرد پیشگیری اجتماعی از جرم، تقویت روابط اجتماعی، افزایش سطح کنترل غیر رسمی اجتماعی و در نتیجه بازدارندگی بزهکاران بالقوه و بالفعل از ارتکاب جرم است. پیشگیری اجتماعی از جرم بر ساختن کسانی تمرکز دارد که در خطر بزهکاری قرار دارند و احساس یکپارچگی کمتری را با جامعه میکنند. طرحی مانند مراقبت همسایگی میتواند به منظور تقویت دفاع غیر رسمی در جامعه برای توقف جرم و افزایش نظارت مورد استفاده قرار گیرد.
واژه پیشگیری اجتماعی از جرم میتواند بر تمام برنامههایی اعمال شود که سعی در تغییر شرایط یا الگوهایرفتاری، ارزشها یا خود انضباطی برای کاهش احتمال وقوع بزهکاری دارند. برخی تدابیر پیشگیری اجتماعی از جرم عبارتند از: برنامههای حمایت مالی از والدین، آموزش اوان کودکی حمایت ویژه از کودکان محروم، برنامههای تبلیغی برای تغییر تمایل مردان برای استفاده از خشونت در روابط خانوادگی و امثالهم میباشد.
مزایای پیشگیری اجتماعی: اولین مزایای پیشگیری اجتماعی که در واقع اصلی ترین و مهم ترین مزایا هم میباشد، این است که این نوع از پیشگیری، برخلاف سایر پیشگیریها، نگاه خود را بر انسان متمرکز کرده است با کمی تأمل به خوبی روشن میشود که اگر انسان در این عالم نبود، صحبت از جامعه، جرم و متعاقب آن بحث پیشگیری مطرح نمیگشت. از وقتی که انسان به این عالم آمد، ما شاهد وقوع جرم هستیم، لذا شناخت احوالات درونی انسان امری ضروری به نظر میرسد. وقتی از احوالات درونی انسان سخن میگوییم، منظور ما این است که هر جرمی که در جامعه ارتکاب مییابد بازتابی از فعل و انفعالات درونی انسان (فرد بزهکار) است ؛ به عبارت دیگر، برای تحقق هر جرمی چه عمدی و چه غیرعمدی ما نیاز به وجود عنصر روانی داریم؛ عنصر روانی جرم عمدی، قصد مجرمانه و عنصر روانی جرم غیر عمدی، خطا و تقصیر است. بدیهی است که عنصر روانی به احوالات درونی انسان مرتبط است، لذا ما برای اینکه احوالات درونی انسان را دگرگون ساخته تا این عنصر روانی در او شکل نگیرد، نیاز به پیشگیری اجتماعی داریم.
در واقع پیشگیری اجتماعی میخواهد انسان را بشناسد؛ یعنی نگاه پیشگیری اجتماعی، نگاه بنیادی و ریشهای به جرم است؛ این نکتهی اخیر، به وضوع در سیاست جنائی قرآن کریم جلوهگری میکند. برخی از مؤلفین، مزیتهای دیگری را هم برای پیشگیری اجتماعی، ذکر می کنند که به نظر ما تحت الشعاع مزیت اول که فوقاً به آن اشاره کردیم، قرارگرفته و مزیتهائی فرعی به شمار میرود. در ذیل به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- اقدامات پیشگیری اجتماعی ابزارهائی را برای کاهش رفتار مجرمانه از طریق تغییر شرایط اجتماعی برای جامعه فراهم میکند.
2- تدابیر پیشگیری اجتماعی از جرم میتوانند انتشار منافع را به همراه داشته باشند. به عنوان مثال تشویق نوجوانان به ادامهی تحصیل، موجب سازگاری بیشتر آنان با محیط مدرسه و تشکیل شبکه حمایتی از دوستان مدرسهای خواهد شد.

ب- پیشگیری وضعی
اقدامهای وضعی به منظور جلوگیری از جرم، سابقهی کهنی در تاریخ دارد. انسانها همواره برای مصون سازی خود از حملات دیگران، اقداماتی را انجام داده و راهکارهائی را در نظر میگیرند، مثلاً در گذشته افراد برای جلوگیری از سرقت سکههای خود، آنها را در درون خاک، دفن میکردند. برای ارتکاب یک جرم، سه عامل باید جمع شوند. مهمترین آنها که قاعدهی مثلث جرم را تشکیل میدهد، انگیزهی مجرمانه است. انگیزه باعث بیدار شدن میل درونی در افراد و به تبع آن قصد مجرمانه میشود. برای از بین بردن این عامل، ضروری است تدابیر پیشگیرانهی اجتماعی اتخاذ گردد، اما اگر به هر دلیل مجرمان، واجد انگیزه شدند، باید از اجتماع دو ضلع دیگر مثلث یعنی فرصت و ابزار ارتکاب جرم جلوگیری کرد؛ به منظور کنترل و کاهش فرصتهای مجرمانه، تدابیر پیشگیرانهی وضعی به کار گرفته میشود.
تعریف پیشگیری وضعی بعضی از مؤلفین در تعریف پیشگیری وضعی، چنین نگاشته اند: پیشگیری وضعی ایجاد تغییرات در اوضاع و احوال خاصی است که انسان متعارف در آن ممکن است مرتکب جرم شود. بعضی هم تعریف زیر را برای پیشگیری وضعی ارائه دادند: پیشگیری وضعی مجموعهی تدابیری است که هدف غائی آنها منصرف یا ناتوان ساختن مقطعی بزهکاران مصمم از ارتکاب جرم است و از طریق برهم زدن موقعیت جرم صورت میگیرد. هیوز معتقد است، پیشگیری وضعی، عمدتاً در برگیرندهی کاهش فرصت انجام جرم است؛ زیرا هدف اصلی آن، اجبار مرتکب به تغییر اندیشهی مجرمانهاش است.
ویژگیهای پیشگیری وضعی برخی از جرم شناسان کشورمان، ویژگیهائی را برای پیشگیری وضعی مطرح کردهاند که در ذیل به آنها اشاره میکنیم:
1- این اقدامها معطوف به جرایم خاصی است. مثلاً در جرایم غیرعمدی، پیشگیری وضعی معنا ندارد؛ چرا که در جرایم غیرعمدی، بین مرتکب و مجنی علیه رابطه وجود ندارد و این دسته از جرایم در یک لحظه به وقوع میپیوندند. به نظرما این سخن که در جرایم غیر عمدی، پیشگیری وضعی معنا ندارد، سخن صحیحی به نظر نمیرسد؛ زیرا قبول داریم که عنصر روانی جرایم غیر عمدی، خطا و تقصیر میباشد و هیچ عمدی هم در این نوع از جرایم وجود ندارد، ولی در برخی از جرایم غیر عمدی مانند جرایم راهنمائی و رانندگی (موضوع مواد 714 به بعد قانون مجازات اسلامی تعزیرات مصوب 1375)، پیشگیری وضعی میتواند اعمال شود؛ مثلاً در نظر گرفتن جریمههای سنگین و توقف اتومبیلها در پارکینگ به خاطر سرعت بالایشان، میتواند از وقوع تصادفات جلوگیری کند؛ یا کار گذاشتن دستگاه کنترل سرعت در جادهها و اتومبیلها میتواند مانع از سرعت زیاد آنها در جادهها شده و سبب کاهش تصادفات شود؛ یا جلوگیری کردن از رانندگی افراد معتاد و مست نیز راهکاری است که میتواند تصادفات را کاهش دهد همه‌ی این موارد در راستای پیشگیری وضعی مطرح میباشند؛ لذا با این استدلال‌هایی که مطرح کردیم، ما میتوانیم در جرایم غیر عمدی هم پیشگیری وضعی را اعمال کنیم.
2- هدف اقدامات وضعی، شرایط پیرامونی جرم است؛ روشن کردن چراغ در یک کوچه تاریک فرصت ارتکاب جرم را کاهش میدهد.
3- در پیشگیری وضعی به دنبال خطرساز کردن یا پرهزینه کردن اقدام مجرمانه هستیم، همانند کشیدن نرده یا نصب سرعت گیر در خیابان، استقرار پلیس در گلوگاهها، خطر دستگیری را بالا میبرد.
مزایای پیشگیری وضعی: در برخی از تألیفات، برای پیشگیری وضعی، مزایائی را برشمرده اند؛ یکی از این مزایا، سهولت طراحی و اجراست؛ این به این معنی است که اقدامات پیشگیری وضعی به آسانی قابل طراحی و اجرا است و هر فرد یا نهادی به تنهائی میتواند این تدابیر را اجرا کند بازدهی سریع تکنیکهای پیشگیری وضعی از دیگر مزایای این نوع از پیشگیری محسوب میشود به این معنی که یکی از ویژگیهای پیشگیری وضعی از جرم، تمرکز آن بر عوامل مستقیم جرم و احتراز از پرداختن به علل و عوامل ذهنی و مع الواسطه است این خصوصیت سبب میشود که هر گونه سرمایه گذاری در امر پیشگیری وضعی به سرعت نتیجه بدهد، نصب یک نردهی آهنی از همان لحظهی تعبیه آن، اثرات پیشگیرانهی خود را ظاهر میکند یا حک برچسب چاپی روی اموال بلافاصله موجب کاهش منافع ناشی از جرم و در نتیجه انصراف بزهکار میشود. مؤلفین به انتشار منافع به عنوان یکی دیگر از مزایای پیشگیری وضعی اشاره میکنند. با این توضیح که مطالعات به عمل آمده نشان داده است، اثر بخشی اقدامات پیشگیری وضعی از آماج تجهیز شده فراتر میرود و حتی آماج جرم عادی را نیز در شمول اقدامات پیشگیرانهی خود قرار میدهد. این امر، پدیدهای است که از آن تحت عنوان انتشار منافع یاد شده است و مصادیق گوناگونی از آن در تحقیقات مختلف اثبات گردیده است. به عنوان مثال کاربرد تجهیزات دزدگیر در چند منزل از یک محله، ممکن است آمار سرقت را در کل آن محله کاهش دهد.
مقایسهای بین پیشگیری اجتماعی و پیشگیری وضعی پیشگیری اجتماعی در واقع اقدامات مداخلهای در محیط عمومی و شخصی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی را شامل میشود؛ اما پیشگیری وضعی با در نظر گرفتن این واقعیت که علیرغم بکار بستن تدابیر مختلف پیشگیری اجتماعی، باز هم شاهد بزهکاری و بزه دیدگی هستیم و عملاً حذف بزهکاری غیر ممکن است و با در نظر گرفتن وضعیت ماقبل بزهکاری، در صدد تغییر وضعیت مشرف بر جرم و تبدیل معادلهی جرم به ضرر مجرم است. به عبارت دیگر، نگاه پیشگیری اجتماعی به مجرم بالقوه است؛ ولی پیشگیری وضعی، نگاه خود را بر مجنی علیه بالقوه و نیز محیط، متمرکز کرده است؛ یعنی رسالت پیشگیری وضعی بر این است که با اقداماتی بر روی مجنی علیه بالقوه و محیط، جلوی ارتکاب جرم مجرم را بگیرد؛ به عبارت دقیقتر پیشگیری وضعی در صدد این است که به مجنی علیه بالقوه هشدار دهد تا ارتکاب جرم، علیه خودش را تسهیل نکند. لکن نگاه پیشگیری اجتماعی همانطور که فوقاً بیان داشتیم، به مجرم بالقوه است؛ به این معنی که این نوع از پیشگیری سعی دارد با اثر گذاری بر اندیشههای مجرم بالقوه و متحول کردن او جلوی ارتکاب جرم او را بگیرد و جرم را در نطفه خفه کند.

گفتار دوم: اهمیّت پیشگیری از جرم
1- دانش جرم شناسی در راستای شناخت عوامل ارتکاب جرم در ارتباط با بزهکاران یا بزه دیدگان و چه در ارتباط با جامعه یا دولت و به منظور درک بهتر و علمی وقوع جرایم و شناخت راههای کنترل فراگیر جرم با تمرکز بر پیشگیری یا کاهش وقوع جرم؛ از هنگام پیدایش جرم شناسی علمی تا امروز راههای متفاوتی را برای دست یابی به این اهداف شناسایی و پیموده است. این دانش اگرچه هنوز به مقصد اطمینان بخشی نرسیده است ولی تجربهها و دستاوردهای ارزشمندی برای پویندگان این دانش و همهی نقش آفرینان پدیده مجرمانه به دنبال داشته است.
2- اهمیّت پیشگیری از جرم به منزلهی بنیادی ترین راه کنترل جرم به دو دلیل بستگی دارد. نخست: این که، پیشگیری از جرم بهتر از تدابیر واکنشی، نظم و آسایش فردی و اجتماعی را تامین میکند. زیرا آمارها نشان داده است که در بسیاری موارد، از یک سو مرتکبان جرمها شناسایی، دستگیر و کیفر نمیشوند و از سوی دیگر اجرای کیفر بیش از آن که پیامدهای جرم را از بین ببرد به گونههای مختلف موجبات مشکلات متعدّد در جامعه از جمله ترس و نگرانی از جرم را فراهم میکند. دوم: این که، تکرارجرم و تداوم به ظاهر دوری ناپذیر وقوع آن به ویژه اگردارای روند رو به رشد باشد باعث ناامیدی و در نتیجه کاهش آستانه تحمّل دستگاههای عمومی پاسخ دهنده به پدیده مجرمانه از جمله پلیس و دستگاه قضایی میشود و از این رو، افزایش میزان کیفرها، اتخاذ تدابیر سخت گیرانه و اعمال خشونت و فشار را در پی خواهد داشت.

بنداول: دلایل نظری آن
امکان توسل به پیشگیری، مورد قبول همهی نظریه‌های جرم‌شناسی نیست مکاتب‌ جرم‌شناسی که بیش یا کم به صورت آشکار، امکان پیشگیری مؤثر از بزهکاری را انکار می‌کند، متعدد می‌باشند.
الف- پیشگیری در مکتب تحققی و نظریهی عقلانی بودن

                                                    .