رشته حقوق

پیامدهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

یکی از مشکلات مسلمین که گذشته از این‌که از لحاظ پاره‌ای معتقدات تفرق و تشتت پیدا کرده‌اند و مذهب‌ها و فرقه‌ها در میان آن‌ها پیدا شده است دچار سوء تفاهمات بسیاری نسبت به یکدیگر می‌باشند؛ یعنی گذشته از پاره‌ای اختلافات عقیده‌ای دچار توهمات بیجای بسیاری درباره یکدیگر می‌باشند. و در گذشته و حاضر آتش افروزانی بوده و هستند که کوشش‌شان بر این بوده و هست که بر بدبینی‌های مسلمین نسبت به یکدیگر بیفزایند. تهدیدی که از ناحیه سوء تفاهمات بیجا و خوب درک نکردن یکدیگر متوجه مسلمین است بیش از آن است که از ناحیه خود اختلافات مذهبی متوجه آنهاست. مسلمانان از نظر اختلافات مذهبی طوری نیستند که نتوانند وحدت داشته باشند. نتوانند با یکدیگر برادر و مصداق «انّما المومنون اخودٌ» بوده باشند زیرا خدایی که همه پرستش می‌کنند یکی است، همه می‌گویند: لا اله الله همه به رسالت محمد صلی الله ایمان دارند و نبوت را به او پایان یافته می‌داند و دین او را خاتم ادیان می‌شناسند. همه قرآن را کتاب مقدس آسمانی خود می‌دانند و آن را تلاوت می‌کنند و قانون اسلامی همه مسلمین می‌شناسند. همه به سوی یک قبله نماز می‌خوانند و یک بانگ به نام اذان بر می‌آورند. همه در یک ماه معین از سال که ماه رمضان است روزه می‌گیرند، همه روز فطر واضحی را عید خود می‌دانند. همه مراسم حج را مانند هم انجام می‌دهند و با هم در حرم خدا جمع می‌شوند، و حتی همه خاندان نبوت را دوست می‌دارند و به آن‌ها احترام می‌گذارند. این‌ها کافی است که دلهای آن‌ها را به یکدیگر پیوند دهد و احساسات برادری و اخوت اسلامی را در آن‌ها به پا نماید.
اما امان از این اختلافات و تصورات غلط که فرقه‌های مختلف اسلامی را دشمن هم قرار داده به طوری که برخی حاضرند با غرب یهود پیمان برادری ببندند اما با سایر مسلمانان خیر.
ولی متأسفانه از پیامدهای اجتماعی تفکرات وهابیان در سال‌های اخیر انحراف از فلسفه حقیقی حج که همانا ایجاد وحدت بیش‌تر، الفت بین مسلمانان بوده است می‌باشد. آن‌ها حج را به عنوان جولانگاه افکار و عقاید خود قرار داده‌اند و به جای این‌که از این حرکت عظیم اجتماعی جهت مبارزه با استکبار جهانی و یک دست نمودن فرق اسلامی استفاده نمایند آن را تبدیل به محل مجادله و منازعه بین مسلمانان نموده‌اند و اجرای سیاست‌هایی که در راستای آمریکا و غرب قدم نهاده‌اند که همانا ایجاد بی بصیرتی بین مسلمین نسبت به جنایات آن‌ها می‌باشد. خطر این گروه خیانتکار را امام راحل سال‌ها پیش در ضمن پیام اولین سالگرد شهادت حجاج بیت الله الحرام را چنین تبیین نموده‌اند:
«آری در منطق استکبار جهانی هرکه بخواهد برائت از کفر و شرک کند متهم به شرک خواهد شد، «مفتی» ها و «مفتی زادگان» این نوادگان بلعم با عوراها به قتل کفر او حکم خواهند داد. بالاخره در تاریخ اسلام می‌بایست آن شمشیر کفر و نفاقی که در لباس دروغین احرام یزیدیان و جیره خواران بنی امیه برای نابودی و قتل بهترین فرزندان راستین پیامبر اسلام، یعنی حضرت ابی عبدالله الحسین و یاران با وفای او، پنهان شده بود مجدداً از لباس همان میراث خواران بنی سفیان به درآید و گلوی چاک و مطهر حسین را در آن هوای گرم در کربلای حجاز و در قتلگاه حرم، پاره کند؛ و همان اتهاماتی را که یزیدیان به فرزندان راستین اسلام زدند و آنان را «خارجی» و «ملحد» و «مشرک» و «مهدور الدم» معرفی کردند درست همان را به رهروان راه آنان وارد آوردند که ان شاء الله ما اندوه دلمان را بر دلشان خواهیم نهاد، و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد.»
بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلام ایران به رهبری امام راحل و شناخته شدن ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام، وهابیت که این مطلب را نمی‌توانست بپذیرد به تحریک استکبار و میل ذاتی خویش کمر را برای مقابله با نفوذ رو به رشد ایران و جهان تشیع بست و برای نیل به اهداف خویش در زمینه تبلیغ فرهنگ وهابیت به طور مستقیم و یا غیرمستقیم، تلاش نموده‌ و از هر وسیله‌ای در این راستا استفاده نمود. به طور نمونه وهابیت با تسلط بر حرمین شریفین و استفاده ابزاری از آن استفاده از موسم حج، استفاده از درآمد نفت، استفاده از ارعاب و ایجاد ترس به منظور تحمیل عقاید خود، استفاده از هزاران مبلغ و پخش میلیون‌ها جلد کتاب، ساختن مساجد، کتابخانه، مدارس و دیگر امور خیریه به نام وهابیت در داخل خارج عربستان سعودی، راه اندازی صدها شبکه ماهواره‌ای و هزاران سایت اینترنتی و غیره به دنبال دستیابی به اهداف شوم خود می‌باشند. یکی از مهم‌ترین راهکارهای تبلیغی وهابیت استفاده از موسوم حج می‌باشد؛ موسمی که درآن صدها هزار حاجی مسلمان از اطراف عالم جمع می‌شوند. مبلغان وهابیت با غنیمت شمردن این گردهمایی مسلمانان از سراسر جهان در ایام حج، نهایت تلاش خود را برای تبلیغ وهابیت بکار می‌گیرند و از این موقعیت به خوبی در نشر افکار خود سوء استفاده می‌کنند. آنان مبلغین خود را که به زبان‌های مختلف مسلط هستند بین حجاج شیعه به ویژه ایرانیان پخش می‌نمایند همچنین کتاب‌های فارسی بر ضد شیعه را در موضوعات مختلف در تیراژ بسیار بالا و به طور مجانی توزیع می‌کنند. نکته قابل توجه این است که امسال نیز به اعتراف مقامات عربستان، آنان بیش از 2000 مبلغ را برای انتقال باورها و اعتقادات انحرافی خود بین حجاج بیت الله الحرام به کار گرفته‌اند. اگرچه وهابیت تمام تلاش خود را برای بهره‌برداری از موسوم حج به کار می‌برد اما سست بودن استدلال‌ها، استفاده از منابع غیرمعتبر و برداشت‌های عجیب و غریب از آیات قرآن، تندخویی و سابقه بسیار خشن آنان با زائران و در کنار این‌ها باورهای قوی زائران نسبت به اعتقادات خودشان سبب شده است که بیش‌تر زائران نسبت به این مسائل بی توجه باشند و حتی در بسیاری از موارد به راحتی پاسخ این افراد را بدهند.
شاید اوج این انحراف از ابعاد واقعی حج را بتوان شهادت حجاج بیت الحرام در روز ششم ذی الحجه سال 1407 (مصادف با روز دهم مرداد 1366) دانست. مراسم «برائت از مشرکین» زائران ایرانی خانه خدا و کشتار حجاج مظلوم ایرانی در مکه به دست حکام آل سعود است. مکان و زمانی که خون ریختن در آن حرام است و این حرمت تا جایی اهمیت دارد که اعراب جاهلیت احترام این مکان و زمان را نگه می‌داشتند اما این حرمت توسط عوامل سعودی شکسته شد در این فاجعه حتی به زنان و جانبازان هم رحم نکردند به طوری که نیمی از کشته شدگان زنان بودند. نکته دردناک آنجاست که بسیاری از آمار شهداء شهداء مربوط به روزهای پس از حادثه است که مأموران سعودی اجاره مداوای مجروحین حادثه را در بیمارستان‌ها نداده‌ و برخی از مجروحین که جراحات حاد داشتند، پس از تحمل رنج و درد بسیار و در حالی که امکان مداوای آن‌ها بود به شهادت رسیدند. آن روزها نایف بن عبدالعزیر بر کرسی وزارت کشور آل سعود تکیه زده بود و در بیانیه رسمی که وزارت کشور سعودی در هشتم ذیحجه منتشر کرد با دروغ پراکنی به حجاج شرکت کننده در برائت از مشرکین اتهام اخلال در مراسم حج زدند و اعلام کردند که حجاج با چوب و سنگ و چاقو به طرف مسجدالحرام هجوم آوردند و مأموران برای جلوگیری از هرج و مرج وارد شدند و نیز در این گزارش با ادعای عدم تیراندازی به زوار حرم آمده است که حجاج با مأموران امنیتی درگیر شدند و تعدادی از حجاج زیر دست و پا ماندند و له شدند دولت اجساد حجاج ایرانی و از انتقال مجروحان نیز خودداری می‌کرد. بعدها مشخص شد کسی که فرماندهی نیروهای نظامی آل سعود را آن روز برعهده داشته یک آلمانی بوده است. ژنرال اولدیخ وگنر (Uiresh Wegener) در سال 1929م. در شهر برادن بورگ به دنیا آمد. او اواخر جنگ جهانی دوم که تنها 15 سال سن داشت به عضویت ارتش آلمان درآمد و در سال 1952م. به آلمان غربی رفت و در امتحانات پلیس برای مدارس نظامی ثبت نام کرد. او جزو تأسیس کنندگان واحد ضد تروریستی ارتش آلمان می‌باشد که دکترین این بخش را وی راه اندازی کرده است. او بیش‌تر فعالیتش در ارتش آلمان را تحت نظر مستقیم و زیر کشور وقت آن کشور، یعنی هانس دیترش گنشر سپری کرده است. از جمله دیگر فعالیت‌های او با ید به این نکته اشاره کرد که او ارتباط تنگاتنگی با ارتش غاصب صهیونیستی در اکثر عملیات‌ها داشته است.
این جنایات بخشی از جنایت‌های وهابیان در طول تاریخ می‌باشد اما ریشه این انحراف تدریجی را باید در عقاید تکفیری و افراطی نسبت به شیعه دانست. که سبب شده وهابیت و دولت آل سعود بجای این‌که از حرم امن الهی جهت تحقق پذیری اهداف الهی حج استفاده نماید. سعی می‌کند با کمک غرب و آمریکا حج آمریکایی را که همراه با خشونت، فتنه، بحران معنویت و ابراز احساسات نسبت به پیامبر عظیم الشأن اسلام همراه است را ترویج نماید. و از فلسفه اصلی حج که همانا وحدت و الفت و معنویت مسلمین است دور بماند.
3. سوق دادن مسلمانان به سوی سطحی‌نگری، علم‌گریزی
بزرگترین مشکل وهابیون این است که به دین، به صورت قشری و سطحی نگاه می‌کنند و به عمق دین توجهی ندارند و در واقع، به جای اینکه دین خود را از پیامبر اسلام بگیرند، از ابن تیمیه گرفته‌اند و به عبارت دیگر در دین ابن تیمیه هستند نه در دین رسول اکرم، چرا که هر جا که نظر ابن تیمیه با احادیث رسول الله مخالفت داشت، نظر ابن تیمیه را پذیرفته‌اند. واضح است که چنین قشگری نگری و چنین بدعت‌گذاری در دین باعث می‌شود تا به مرور زمان، چیزی از اصل دین باقی نماند و اسلام نیز همچون مسیحیت، به دینی تهی از ارزش‌های فرهنگی و ابعاد اجتماعی تبدیل گردد. بنابراین نتیجه تفکرات وهابیت آن شده که گفته می‌شود اسلام دین جامد و خشکی است که به درد همه‌ی زمان‌ها نمی‌خورد و تمام این موارد به مرور زمان به آن‌جا می‌انجامد که اساس اسلام را از بین برده و در طی سال‌های طولانی، انسان‌های ناآگاه به این نتیجه می‌رسند که نداشتن این دین بهتر از داشتن آن است و سیاست‌گذاران غربی که بر روی این موضوع کار می‌کنند دقیقاً می‌خواهند اسلام را به چنین جایگاهی برسانند.
تفکر وهابیت همانند تفکر خوارج در صدر اسلام از جمود، تعصب، خشونت، بدوی بودن و تلقی شک و متحجرانه از اسلام، ریشه گرفته و فاقد هرگونه فکر و فرهنگ پویا و صحیح است و به جای چهره‌ی علمی و منطقی که پیامبر گرانقدر اسلام، قرآن کریم و اهل بیت که به آن تأکید داشته‌اند، جنبه‌ی تحکم داشته و از روح تمامیت و جامعیت اسلام فاصله‌ی فراوان دارد. از این‌رو، در میان مذاهب اسلامی فرقه‌ای قشری تراز وهابیت وجود ندارد. یکی از بارزترین ویژگی عوام و خواص وهابیون این است که در عقاید خود به صورت گزینشی عمل کرده و از توجه‌ی به همه‌ی مدارک و اسناد موجود در آیات و روایات پرهیز می‌کنند. وهابیت آیات قرآن را بدون التفات به دیگر آیات و برهان‌های عقلی و همچنین استفاده از تفسیر به رأی تفسیر کرده و در استدلالات و مناظرات ضعف علمشان مشهود می‌شود. سلفیان با پذیرش ظواهر الفاظ نصوص کتاب و سنت بالاخص در باب مبدأ و معاد همراه با نفی تأویل، مجاز، تشبیه و استعاره در این زمینه، نگاه تشبیهی- تجسیمی در باب ذات اسماء و صفات خداوند پیدا کرده و خدا را همچون مخلوقات دارای دست و پا دانسته که از کیفیت آن اطلاع ندارد. این مبنا تأثیر عمیقی در اختلاف آنان با عقلگرایان و شهودیان ایجاد کرده و لوازم فراوانی را به همراه دارد. ولی آن‌ها با همان لجاجتی که دارند راه خودشان را دنبال می‌کنند. این نحوه‌ی برخورد با آیات قرآن، انسان را به یاد صفت «یؤمنون ببعض و یکفرون ببعض» یهود می‌اندازد که برای جا انداختن افکار خود آیاتی از تورات را مطرح و از بیان آیات مرتبط دیگر که برخلاف عقیده‌شان بود پرهیز می‌کردند. لذا برخورد گزینشی وهابیت از مصادیق تفسیر به رأی می‌باشد.
این سطحی‌نگری و خشک مقدسی غیرعلمی، نشأت گرفته از عدم تعمق و تفقه است. البته تعهد به تاریخ به عنوان یک امر الهی نیز از اموری است که امثال وهابیت را به سمت اثبات عقیده‌ی خود به هر بهایی که شده می‌کشاند، ولو اینکه در این میان اصل دین از دست برود و ابعاد مهم و حیاتی آن، همچون ابعاد سیاسی، اجتماعی حج نابود شود. به همین دلیل است که پس از گذشت سال‌های متمادی از دعوت امام خمینی و رهبر انقلاب اسلامی به توجه جدی به ابعاد سیاسی و اجتماعی حج ملت‌ها و دولت‌ها نتوانسته‌اند این عقب‌ماندگی را جبران کنند، چون دولت عربستان اجازه‌ی بهره‌برداری از بعد اجتماعی حج را به ملت‌ها نداده است. رژیم آل سعود از به جای تلاش و برنامه‌ریزی برای ترویج صحیح حج در تلاش بی‌امان برای ترویج عقاید وهابیت بوده و از حج به عنوان رانتی بزرگ برای ترویج عقاید این فرقه بهره‌برداری می‌برد. عبدالله بن عبدالعزیز- پادشاه عربستان- در یک مهمانی مجلل که به افتخار مقامات کشورهای مختلف جهان اسلام حاضر در مناسک حج امسال ترتیب یافت، در سخنانی برای مهمانان خود گفت: ایده‌ی مرکز گفتگو میان مذاهب اسلامی که در مکه مکرمه‌ی اعلام کردیم، ضرورتاً به معنای توافق درباره‌ی مسائل عقیدتی نیست، بلکه هدف از آن رسیدن به راه‌حل‌هایی برای دوری از تفرقه و نیز همزیستی میان مذاهب است. این در حالی است که وزارت امور اسلامی و اوقاف عربستان در قالب توزیع هدیه‌ی پادشاه عربستان در میان حجاج هنگام خروج از طریق فرودگاه عبدالعزیز جده، بندر جده و مدینه، علاوه بر یک جلد کلام الله قرآن مجید، مجموعه‌ای از کتاب‌ها و نوارها و نیز نشریه‌های مورد نظر این وزارتخانه را مانند دیگر بخش‌های دولت و حکومت فعلی عربستان، تحت قیمومیت آموزه‌های وهابیت قرار دارد، پخش کرده بنابر اعلام شیخ طلال بن احمد العقیل- معاون امور اسلامی وزارت اوقاف عربستان- امسال در مجموع 26 میلیون نسخه کتاب و نشریه در میان حجاج بیت الله الحرام در لحظه‌ی ورود و نیز خروج توزیع شده است و می‌شود. این کتاب‌ها و نوارها به زبان‌های مختلف شامل اردو، ترکی، انگلیسی، فرانسوی، تایلندی، اندونزیایی، اسپانیایی، روسی، آلمانی، آلبانیایی و… که مسائل اسلامی، تربیتی، ارزش‌ها اصول شریعت و عقیدتی و تفسیر و احکام دین را از نگاه وهابیت شامل می‌شود. اساساً علاوه بر انتشار مجله‌های که حقاً به زبان فارسی در میان زائران و حاجیان توزیع می‌شد، حجاج هنگام حضور در مکان‌هایی مانند مسجد قبا و قبرستان بقیع که شرایط نامطلوبی از طرف مأموران موسوم به آمر به معروف و ناهی از منکر وجود داشت، با دکه‌هایی مواجه می‌شدند که عنوان محل توزیع نشریات ارشادی به چند زبان بر بالای آن‌ها درج شده بود. کافی بود یک زائر از جلو این محل‌ها رد شود یا یک لحظه نگاهش به مأموران حاضر در آن تلاقی کند، حتماً فراخوانده می‌شد و با این پرسش که به کدام یک از زبان‌های عربی، انگلیسی، فرانسوی، اردو، فارسی و… آشنایی دارد، فوراً تعدادی کتاب و کتابچه به این زبان‌ها در اختیارش قرار می‌گرفت. از دیگر پیامدهای تفکرات وهابیت می‌توان مخالفت پیروان این فرقه با رشد فرهنگی و علمی جوامع مسلمان اشاره کرد. آن‌ها استفاده از شیوه‌های عقلی را در اسلام از امور جدید و بدعت می‌دانند. با مراجعه به نظرات پیشینیان این فرقه از قبیل احمد بن حنبل و ابن تیمیه در مورد عقل‌گرایی بیان داشته است که: «کسانی که ادعای تمجید از عقل دارند، در حقیقت ادعای تمجید از بتی دارند که آن را عقل می‌نامند» امروز نیز وهابیونی که خود را سلفی می‌نامند، دارای همان تفکرات خشک و بی‌روح هستند که با جهان عقلانی امروز به چالش افتاده‌اند. اندیشه‌های فرهنگ ستیز وهابیون همچنین در موارد بسیاری به از بین بردن منابع فرهنگی و آتش زدن کتابخانه‌ها از سوی آن‌ها انجامیده است. آنان کتابخانه‌ی بزرگ «المکتبه العربیه»- که بیش از 60 هزار عنوان کتاب گرانقدر و کم نظیر و پیش از 40 هزار نسخه‌ی خطی منحصر به فرد داشت و در میان آن‌ها برخی از آثار خطی دوران جاهلیت و قرارداد یهودیان با کفار قریش بر ضدّ رسول خدا قرار داشت را به آتش کشیدند. در این آتش‌سوزی، آثار خطی حضرت علی، ابوبکر، عمر، خالد بن ولید و طارق بن زیاد و برخی از صحابه‌ی پیامبر گرامی و قرآن مجید به خط عبدالله مسعود نیز تبدیل به خاکستر شد. در همین کتابخانه انواع سلاح‌های پیامبر اکرم و بت‌هایی که هنگام ظهور اسلام مورد پرستش بود- مانند لات و عزی و هبل- نیز وجود داشتند که آن‌ها هم از بین رفتند. مورخان نقل کرده‌اند که وهابیون این کتابخانه را به بهانه‌ی وجود کفریات در آن به آتش کشیدند و با خاکستر یکسان کردند. این عملکرد ضدفرهنگی وهابیت پرده از تحجر و عقب‌ماندگی این جریان برداشت؛ زیرا در هیچ جای دنیا جز جامعه‌ی وهابی نمی‌توان کسی را پیدا کرد مخالف کتاب و منابع علمی و آثار تاریخی باشد.
4. نگاه منفی به جایگاه زن
بسیاری از غربیان و غرب‌زدگان اسلام را متهم کرده‌اند که زن را جنس فروتر از مرد می‌داند که در آفرینش نقش طفیلی برعهده دارد. ایشان در اثبات مدعای خویش گفته‌اند که ادیان الهی آفرینش نخستین زن (حوا) را پس از مرد و از دنده‌ی چپ آدم می‌دانند پوشیده نیست که مطلب فوق نسبتی ناروا، دست کم نسبت به دین اسلام، است که از بی‌توحهی نسبت به معارف اسلامی پدید آمده است. توجه به نکات زیر می‌تواند در تبیین موضوع و رفع پاره‌ای از ابهامات، مؤثر باشد:
نخست: آنکه از دیدگاه هدف از خلقت زن و مرد عبودیت خداوند و تقرب به درگاه اوست وزن نیز چون مرد برای رسیدن به چنین هدفی خلق شده است. اعتقاد ما به آفرینش اصیل زن و مرد، به این معناست که هرکدام برای رسیدن به کمال خود خلق شده نه آنکه اصل، کمال مرد باشد و زن تنها ابزاری برای کمال‌یابی مرد به حساب می‌آید. البته اصالت خلقت در زن و مرد هرگز بدین معنا نیست که آن‌ها مستقل از یکدیگر می‌توانند کاملاً به کمال خویش دست یابند، بلکه زن و مرد در کمال یکدیگر نقش مؤثری ایفا می‌کنند و در واقع مکمل یکدیگرند.
ثانیاً چنان که خواهیم دید، از آیات قرآن استفاده می‌شود که خلقت حوا پس از خلقت آدم بوده، اما این مطلب هرگز بر فروتری و تبعی بودن زن دلالت ندارد؛ چرا که ترتب خلقت زن بر خلقت مرد، از نوع ترتب زمانی است نه ترتب واقعی و تکوینی، وانگهی از ترتب خلقت حوا بر آدم نمی‌توان استفاده کرد که خلقت مردان به طور کلی بر خلقت زنان تقدم داشته است.
ثالثاً: برخلاف نظر برخی روشنفکران، این مطلب که زن از بدن مرد و از دنده‌ی چپ آفریده‌ی شده باشد، دلیل برجنس دوم و فروتر بود زن نیست. متأسفانه این اشتباه بارها در بین نویسندگان جوان و پرشور تکرار شده است که نزاع بر سر فروتری زنان را به نزاع در این مطلب باز می‌گرداند که آیا زن از بدن مرد آفریده شده یا آفرینش مستقل داشته است؟
حتی اگر ثابت شود که زن از بدن مرد آفریده شده است، لازمه این سخن حداکثر آن است که زن از لحاظ جسمی فرع بر مرد است، نه آنکه در حقیقت وجودی خود، که امری غیرجسمانی است طفیل مرد به حساب می‌آید. چنانکه گفتیم، حتی می‌توان گفت که فرع بودن حوا در خلقت جسمانی به هیچ وجه دلالت بر فرع بودن خلقت جسمانی سایر زنان ندارد. جالب است بدانیم همین مطلب که دلیل برکهتری زنان شمرده شده، در نظر برخی دیگر دلیل برتری زنان است. یکی از نویسندگان فمینیست بر این اعتقاد است که خلقت زن از بدن مرد دلیل برتری زن است نه دلیل کهتری وی چون مرد از عنصری بی‌روح و پست آفریده شده، حال آنکه زن از موجودی متکامل (مرد) آفریده شده است. پس گوهر وجودی زن از موجودی وی متکامل آفریده شده است. پس گوهر وجودی زن برتر از گوهر مرد است. به هرحال، اشتباه هر دو گروه از این دیدگاه مادی برخاسته که کمالات والای انسانی را، که از دیدگاه هدف خلقت است، به کلی نادیده می‌گیرند و شخصیت انسان را با جنبه‌های ظاهری و مادی ارزیابی می‌کند. به این ترتیب آنان بحث از فروتری زن و مرد را از آفرینش ظاهری انسان آغاز می‌کنند و با همین دیدگاه متون دینی را تحلیل می‌کند لذا همین طرز تفکر سبب شده حقوق زنان تا سال‌ها نادیده گرفته شود و حقشان پایمال گردد. در شرح قانون مدنی ایران تألیف دکتر شایگان صفحه‌ی 362 چنین نوشته شده:
«استقلالی که زن در دارایی خود دارد و فقه شیعه از ابتدا آن را شناخته است، در حقوق یونان و رم و ژاپن و تاچندی پیش هم در حقوق غالب کشورها وجود نداشته یعنی زن مثل صغیر و مجنون، محجور و از تصرف در اموال خود ممنوع بوده است. در انگلستان که سابقاً شخصیت زن کاملاً در شخصیت شوهر محو بود و قانون، یکی در سال 1870 و دیگری در سال 1882م. به اسم قانون مالکیت زن شوهردار، از زن رفع حجر نمود. در ایتالیا قانون 1919م. زن را از شمار محجورین خارج کرد. در قانون مدنی آلمان (1900 م) و قانون مدنی سوئیس (1907) زن مثل شوهر خود اهلیت دارد. ولی زن شوهردار در پرتغال و فرانسه هنوز در عداد محجورین است، گواینکه قانون 18 فوریه‌ی 1938 در فرانسه در حدودی حجر زن شوهردار را تعلیل کرده است.» چنانکه ملاحظه می‌فرمایید هنوز یک قرن نمی‌گذرد از وقتی که اولین استقلال مالی زن در مقابل شوهر (1882 در انگلیس) در اروپا تصویب شد و به اصطلاح از زن شوهردار رفع محجوریت شد.
این مثال نمونه‌ای است از محجوریت زن‌های فرنگی که تا نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم میلادی ادامه یافته بود و این سال‌های زیاد نشان دهنده‌ی همان تفکرات حقیرانه نسبت به زن می‌باشد. و این در جایی است که اسلام در هزار و چهارصد سال پیش این قانون را در قرآن می‌فرماید: «لِلرِّجالِ نصیب ممّا اکْتسبَوا وَ للنُّساء نصیب مِمّا اکْتَسبْنَ» مردان را از آنچه کسب می‌کنند و به دست می‌آورند بهره‌ای است و زنان را از آنچه کسب می‌کنند و به دست می‌آورند بهره‌ای است. همچنین قرآن کریم در آیه‌ی دیگری می‌فرماید: همان طوری که مردان را در نتایج کار و فعالیتشان ذی‌حق دانسته زنان را نیز در نتیجه‌ی کار و فعالیتشان ذی‌حق شمرد. و در آیه‌ی دیگری فرمود: للرجالِ نصیب مِمّا تَرَکَ للْوالدِانِ والاْ قْربَونَ وَ للنَّساء نَصیب ممّا تَرَکَ الْوالدِانِ والاْقربون یعنی مردان را از مالی که پدر و مادر و یا خویشاوندان بعد از مردن خود باقی می‌گذراند بهره‌ای است و زنان را هم از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان از خود باقی می‌گذراند بهره‌ای است.

مطلب مشابه :  مرور مقالات

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید