پیامبر اسلام (ص)

احادیث وارده از رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار (ص) به مضمون های زیر موید حاکمیت این اصل در نظام کیفری اسلام است.
امام علی (ع) خطاب به فرزندانش امام حسن و امام حسین (ع) می فرماید: یا بنی عبدالمطلب لا الفینکم تخوضون دماء المسلمین خوضا تقولون قتل امیر المومنین، قتل امیر المومنین، لا یقتلن بی الا قاتلی، انظرو اذا انامت من ضربته هذه فاضربوه ضربه بضربه و لا ثمیل بالرجل فانی سمعت (رسول الله(ص)) یقول: ایاکم و المثله و لو بالکعب العقور1 (نهج البلاغه 1389 ،987)ای پسران عبدالمطلب- خطاب به امام حسن و امام حسین(ع)است نمی خواهم پس از مرگ من، خون مسلمانان ریخته شود به بهانه اینکه بگویید امیرالمومنین کشته شد، امیر المومنین کشته شد. بدانید که نباید کس دیگری جز قاتل من کشته شود و هرگاه من بر اثر یک ضربت شمشیر قاتل و مردم شما نیز به عوض آن، تنها ضربتی به او بزنید و نباید وی را قطعه قطعه کنید، زیرا من از پیامبر اسلام (ص) شنیدم که می فرمود: از قطعه قطعه ساختن بدن و جسد بترسید و اجتناب کنید. هر چند هم که ضرر و آزار به وسیله حیوانی مانند سگ وارد شده باشد. یکی از مهم ترین نکاتی که در این خطبه مورد تاکید آن حضرت قرار گرفته است مسئله شخصی بودن مسئولیت است که به موجب آن به کسی غیر از قاتل نباید مسئول قتل آن حضرت و مستوجب مجازات شناخته شود.
به طور کلی از نظر اسلام، برای احراز مسئولیت کیفری، رعایت شرایط عامه تکلیف از قبیل، بلوغ، عقل، اختیار و علم به حرمت که امروزه در حقوق جزای معاصر برای اثبات مسئولیت کیفری متداول می باشد ضروری است و بر طبق آن، تنها کسی از نظر کیفری مسئول شناخته می شود که از رشد جسمانی و عقلانی برخوردار بوده، از روی اراده، اختیار و یا علم و آگاهی به حرمت و ممنوعیت قانونی، دست به ارتکاب جرم زده باشد.
پس در رسیدگی به کلیه جرائم اسلامی، یکی از اصول لازم الرعایه برای احراز مسئولیت کیفری، وجود شرایط عامه تکلیف است و چنانچه در رسیدگی های قضائی، ثابت گردد، که مرتکب جرمی واجد یکی از شرایط عامه تکلیف نبوده است قابلیت و استحقاق تحمل مجازات را نخواهد داشت.
مثلاً در اعمال کیفر حد شرب خمر، قانون گذار اسلام صراحتاً مقرر داشته که متهم باید عاقل، بالغ، مختار و عالم به حرمت شراب باشد. با نتیجه مسئولیت مرتکب، موکول به آن است که:
1: شراب خورده بالغ باشد- پس اگر طفل باشد بر او حدی نیست.
2: عاقل باشد- که اگر دیوانه بود از مجازات حد معاف است.
3: در انجام فعلش مختار باشد- پس اگر از روی اجباری که عادتاً قابل تحمل نیست مجبور به نوشیدن شراب بوده بر او، حدی نیست.
4: باید عالم به حرمت شراب باشد که اگر جاهل باشد خواه شبهه موضوعی و خواه شبهه حکمی از مجازات مقرر معاف خواهد شد1(امام خمینی ره1389،312)
به این ترتیب اصل مسئولیت اخلاقی که در تمام جرائم اسلامی، یکی از شرایط تحقق و اثبات مسئولیت کیفری است، مکمل اصل مسئولیت شخصی و انفرادی است که ابتدا در نظام حقوقی اسلام پایه گذاری شده و متعاقب آن در سایر نظامات کیفری به رسمیت شناخته شده استو امروزه نیز ارزش حقوقی آن به قوت خود باقی است.
ب:برقراری شرایط عمومی مسئولیت
یکی دیگر از مختصات حقوق کیفری اسلام، برقراری شرایط مسئولیت است. مراد از این اصل که در نظامات کیفری معاصر از آن به عنوان «مسئولیت اخلاقی یا روانی» مرتکب جرم، یاد می شود آن است که بعد از وقوع جرم، چگونه می توان میان مرتکب و نتیجه حاصله، رابطه انتساب برقرار کرد به عبارت دیگر مرتکب جرم باید از نظر جسمانی و روانی دارای چه شرایط و خصوصیاتی باشد تا او را از نظر کیفری مسئول بدانیم.
باید توجه داشت که در نظام کیفری اسلام، برای اثبات مسئولیت کیفری، تنها وقوع جرم کفایت نمی کند بلکه تحقق مسئولیت منوط به آن است که عمل مجرمانه ناشی از اراده انسان عاقل، بالغ، مرید و ممیز باشد و احراز وجود این شرایط در نزد مرتکب جرم، در حقوق جزای اسلامی تحت عنوان «شرایط عامه تکلیف» ضروری است.
بر طبق این اصل مسئولیت کیفری تنها زمانی مصداق پیدا می کند که مرتکب واجد شرایط جسمانی و روانی و سایر توانایی های خاص باشد و از همین جا بحث ارزیابی و بررسی خصوصیات جسمی و روحی مرتکب جرم، از قبیل بلوغ و عقل و سایر عوامل مؤثر در محدوده آزادی و اختیار انسان و نقش عوامل باز دارنده ای مانند اجبار، اکراه و اضطرار مرتکب جرم، به میان خواهد آمد، تا به مقامات قضایی معلوم شود که وجود این عوامل و شرایط تا چه اندازه در مسئولیت یا در عدم مسئولیت مرتکب جرم، تأثیر داشته است.
قبول و پذیرش این اصل در حقوق اسلام، موجب گردیده که صرف ایجاد ضرر برای دیگری، اگر چه از نظر مدنی بر اساس قاعده ضمان، شخص ملزم به جبران خسارت وارده خواهد بود ولی برای احراز مسئولیت کیفری، علاوه بر ضرری که از وقوع جرم به مجنی علیه وارد می شود. موضوع، از حیث مفاسد اجتماعی و لطمه ای که بر نظم جامعه و سایر آزادی های افراد وارد می شود، مورد توجه قانون گذار اسلامی قرار گرفته است. در نتیجه اثبات مسئولیت کیفری بستگی به کشف احراز رابطه علت و معلولی بین عمل مجرمانه شخص متهم و صدمه وارده دارد.
و در این زمینه اسلام 12 قرن از حقوق اروپایی، مسئله مسئولیت شخصی و انفرادی را عنوان و آن را برقرار کرده است. و این، درست در زمانی است که اروپاییان، محاکمه و مسئولیت حیوانات و اجساد مردگان را پذیرفته بودند در حالی که نظام کیفری اسلام، فقط مسئولیت و تعقیب افراد زنده را جایز می دانست و می داند1.( شارل 1373،305)
قلمرو اصل شخصی بودن مسئولیت در نظام حقوقی اسلام، منحصر به مسئولیت کیفری نیست بلکه این بنیاد حقوقی، اصلی است جامع و کلی و دارای معنای گسترده ای است که به موجب آن هر کس شخصاً در مقابل انجام دستورات و تکالیف عبادی و مسائل مربوط به معارف و اعتقادات و اخلاقیات اسلامی، در برابر خدای خود مسئول و جواب گو خواهد بود و از این جهت دارای مسئولیت اخروی، اخلاقی و دینی است و در حیات جمعی نیز هر کسی در ارتباط با دیگر هم نوعان خود بر اساس قوانین موضوعه، مکلف، مسئول و پاسخ گوی نتایج و آثار مدنی و جزایی رفتار خود می باشد و از این حیث دارای مسئولیت اجتماعی و حقوقی است.
1-اصل تساوی در مجازات ها
می دانیم که تا قبل از استقرار آیین اسلام در شبه جزیره عربستان در نظامات حقوق جزای عرفی، مجازات ها بنا به موقعیت و شخصیت افراد متفاوت بود و حتی نحوه اجرای آن ها فرق می کرد. اما یکی از اصول پذیرفته شده در نظام کیفری اسلام، اصل تساوی در مجازات است یعنی همه افراد در مقابل قانون با یکدیگر مساوی اند و اختلاف در نژاد و زبان و ملت و سایر امور اعتباری برای برتری افراد بر یکدیگر تلقی نمی شود.
ادله این اصل را در نظام کیفری اسلام می توان از آیات و احادیث زیر به دست آورد:
«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی رجعناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقئکم»
«ای مردم شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را ملت ها و قبیله ها قرار دادیم تا به این وسیله یکدیگر را باز شناسید (نه این که به این وسیله بر یکدیگر برتری بجویید) همانا گرامی ترین شما نزد خداوند متقی ترین شما است».
از این آیه کریمه استفاده می شود که معیار برتری افراد، تقوی و پرهیزگاری است و همه افراد در برابر قانون یکسان اند و رعایت اصل تساوی در مجازات ها نیز موجب سلب امتیازات موسوم و ظالمانه اجتماعی است.
پیامبر اکرم (ص) نیز در این باره فرموده اند: «مردم مانند دانه های یک شانه با هم برابرند و هیچ برتری برای فرد عربی نسبت به عجمی جز تقوا نخواهد بود».

                                                    .