رشته حقوق

پیامبر اسلام (ص)

دانلود پایان نامه

در اینجا به ساماندهی گفتههای وات در زمینهی وحی میپردازیم تا مبانی معرفتی ایشان را به صورت یک سامانهی منطقی عرضه کنیم. و در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل و نقد آرای او خواهیم پرداخت. در تجزیه و تحلیل آرای وات، سامانهی فکری او که برگرفته از الهیات مسیحی و تا حدودی متأثر از تحلیلهای روانشناختی معاصر نیز هست، با سامانهی الهیدانان و فیلسوفان مسلمان در باب ماهیت وحی پیامبرانه مورد مقایسه قرار گرفته است.
منظومهای که وات از ماهیت و سرشت وحی پیامبرانه در مورد رسول اکرم(ص) عرضه کرده ممکن است از نظر یک مسلمان سخنانی مشوّش و گاه متناقض به شمار آید، اما باید توجه داشت که اندیشهی او در باب وحی، برآیند گزارههای مختلف و دیدگاههای گوناگونی است که در غرب و مسیحیت در باب وحی پیامبرانه وجود داشته و دارد. او از یک سو، با دیدگاه کسانی در غرب مواجه است که کوشیدهاند ادعاهای دریافت پیام از جانب خدا را به وضعیت جسمانی یا روانی بیمارگونهی فرد دریافتکننده ربط دهند. از سوی دیگر، او مسیحیان را متأثر از توصیفهای تمسخرآمیز قرون وسطایی اروپاییان مییابد که به سادگی حاضر نیستند حقّانیت نبوت پیامبر گرامی اسلام(ص) را بپذیرند. از سویی هم، الهیدانان مسیحی در مورد پیامبران بنی اسرائیل نیز وحی را به گونهی دیگری- متفاوت از قرائت مسلمانان– تصور میکنند و سرشت آن را سرشتی دوگانه، یعنی الهی- بشری میدانند. با توجه به این اضلاع سهگانهای که از مثلث محیط فکری وات بیان شد، میتوان به منظومهای که او از سرشت وحی پیامبرانهی حضرت محمد(ص) ترسیم کرده به صورت واقعیتر نگریست و به تحلیل و نقد آن پرداخت. سامانهای که وات در توصیف و گزارش وحی و حوادث وحیانیِ وارد بر ذهن و روان و زبان پیامبر(ص) ترسیم کرده، حاوی گزارههایی است که برای فهم دیدگاه او از وحی و نبوت باید همگی آنها را یکجا و با هم در نظر گرفت.
4-1- 3-1. ابتکار عمل خداوند سرمنشأ وحی پیامبرانه
اولین گزارهای که میتوان آن را سنگ زیربنای اندیشهی وات در مورد وحی دانست، آن است که او خاستگاه اصلی وحیهای پیامبرانه را الهی میداند. این امر مانع می شود که ما اندیشههای ایشان را با اندیشههای کسانی که وحی را صرفاً برخاسته از اندیشه یا خیال انسان می پندارند یکی بدانیم. وی با آنکه نقش عنصر بشری را در وحی قابل توجه میداند، با این حال می‌گوید دیدگاه آدمی دربارهی این موضوعات هرچه باشد، حقیقت این است که وحی از ابتکار عمل خداوند ناشی می‌شود. در جای دیگری نیز تأکید میکند که به دو چیز میتوان یقین داشت: 1) اینکه آغازگر وحی خداست؛ 2) اینکه انطباع صورت کلمات در آگاهی پیامبر دربردارندهی حقیقت نازل شده از جانب خداست. وی در مورد وحیانی بودن قرآن و پیامبری رسول اکرم(ص) نیز همین نظر را دارد. او در مورد قرآن کریم میگوید: قرآنی که فعلاً در دست است، مجموعهای است از وحی و الهاماتی که حضرت محمد(ص) دریافت داشته است. به طور کلی، خدا گوینده است و مخاطب آنها حضرت محمد(ص) یا مسلمانان یا عموم خلایق میباشند. وی در جای دیگر هم میگوید: از سال 1953م تاکنون مدافع این نظر هستم که قرآن فعلِ الهى‏ است که از طریق شخصیت [حضرت] محمد[ص] عرضه شده‏ است.
از نظر وات، الهی نبودنِ الفاظ و اختلاف در ساختار بیانی قرآن، الهی بودنِ حقیقت آنها را خدشهدار نمیسازد؛ بلکه این اختلافِ در ساختار به اختلافِ در پیامهایی برمیگردد که حضرت محمد(ص) دریافت کرده است؛ گاه او همچون یک مأمور در حد واسط بین درگاه الهی و مردم ایستاده است و پیام‌هایی دریافت میکند که باید به مردم برساند، یا احکام و اوامری که ناظر به خودش است دریافت میکند؛ گاه به عنوان نمایندهی مردم مستقیماً مورد خطاب قرار میگیرد؛ در اوقات دیگر رهنمودها و دستوراتی برای سلوک شخصی خود به او داده می‌شود؛ گاه از خط حد واسط به این سوتر میآید و احکام و اوامر الهی را به طور مستقیم به مردم می‌رساند. بدین سان، در بخش‌های متأخر قرآن این امر قاعده‌ای تقریباً لایتغیر می‌نماید که خداوند سوم شخص و در پشت صحنه است، و ضمیر «ما»ی سخنگو، فرشته یا فرشتگان است، و روی خطاب وحی و پیام‌های آسمانی با حضرت محمد(ص) است؛ حتی آنجا که مردم مستقیماً مخاطب هستند و کلمات الهی از طریق او انتقال می‌یابد، او همچنان بازگوکنندهی محض است. در انتها وات اینگونه نتیجه‌گیری میکند که بدین سان، آن اصل که پیام‌های وحیانی از عالم بالا بر قلب حضرت محمد(ص) نازل شده است، خدشه‌ای برنمی‌دارد.
4-1-3-2. وحی به مثابه فعل خداوند در تاریخ بشر
پس از آنکه روشن شد که وحی از نظر وات از ابتکار عمل خداوند ناشی میشود، جای این پرسش هست که چرا و چگونه این امر تحقق می یابد. این مسأله در جهانبینی وات، جزئی از نظامی است که نحوهی تعامل خداوند با تاریخ بشر را تبیین میکند. وات بر این باور است که خداوند به سه شیوه سیر تاریخ را تدبیر میکند: یکی این است که خداوند با دخالت در قوانین طبیعی، حوادثی میآفریند که برای گناهکاران و کافران، کیفرند و برخی نیز برای مؤمنان حمایت و کمک هستند؛ دومین شیوهی هدایت و مهار فرآیند تاریخی از طریق «انگیزش‌های درونی» است که وحی بر پیامبران را نیز شامل می‌شود. در بسیاری از موارد که افرادِ دریافتکنندهی این «انگیزش‌های درونی» بر وفق آن عمل کردهاند به موفقیت دست یافتهاند. بنابراین، کارآمدی این انگیزشها امری است که مشاهده میشود. تنها تردید این بود که آیا آنها از جانب خدا هستند یا خیر. این تردید با توجه به این واقعیت که خاستگاه الهیِ این انگیزش‌ها نیز خود بخشی از وحی بر آن پیامبر است برطرف میشود، و در نتیجه، الهی بودنِ این انگیزشها بخشی از آن چیزی است که او تعبداً اظهار می‌دارد. شناخت خاستگاه الهیِ این امور، نه از طریق مشاهدهی حوادث خارجی به دست می‌آید و نه از طریق تفکر و تأمل دربارهی آنها، بلکه امری است که خودِ پیامبران بدان تصریح کردهاند. از آنجا که پیامبران و انسانهای دیگر از قبل به خدا باور داشتند، این انگیزشها را از جانب خدا می‌دانستند و آن را می‌پذیرفتند. اما اینکه مردم چگونه باور کنند که این پیامها الهی است، از آنجا که دواعی درونی حضرت ابراهیم(ع)، حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی(ع) و حضرت محمد(ص)، سرانجام، دستاوردهای مثبت عظیمی به بار آورد، به راحتی می‌توان باور داشت که آنها از جانب خدا بوده‌اند. سومین شیوه این است که خداوند، هم به صورت فردی و هم به صورت جمعی، درستکاران و مؤمنان را تقویت، و بدکاران و کافران را تضعیف میکند. بسیاری از چیزهایی که دربارهی شیوهی دوم گفته شد، دربارهی این شیوه نیز میتوان بیان داشت. مسألهی مهم در اینجا این است که وات نمیتواند به روشنی فرق بین انگیزشهای پیامبرانه و غیرپیامبرانه را بیان کند. او در این باره می گوید: به ظاهر میان اینگونه دواعی و آنها که موفقیت به بار نیاوردهاند و یا آشکارا خطا بودهاند، یا تفاوتی نیست و یا تفاوت اندک است. برخی افراد پرشور به آسانی چنان به حقانیت اندیشهای که به ذهن ایشان آمده، متقاعد میشوند که دیگران را به پیروی از خود در اجرای طرحهای کاملاً غیرمعقول ترغیب می کنند.
وات مینویسد: نویسندگان عهد جدید این موضوع را میدانستند؛ گرچه آن را با اندکی تفاوت بیان کردهاند: «عزیزان من، اگر کسی ادعا کند که از جانب خدا پیغامی دارد، زود باور نکنید. نخست، او را بیازمایید تا دریابید که آیا پیغام او از جانب خداست یا نه؛ زیرا معلمین و واعظین دروغین، این روزها همه جا پیدا میشوند» (اول یوحنا، باب 4، آیهی 1). ایشان میافزاید: حتی انگیزشهای از جانب خدا نیز همیشه نتیجهی مورد انتظار را ندارند. ناکامی و جامهی عمل نپوشیدنِ امیدهای فراوانی که حجّی نبی[ع] و زکریای نبی[ع] در زروبابل ایجاد کرده بودند از این قبیل است. برای نمونه، در کتاب حجّی آمده است: «پیامی از جانب خداوند به حجّی رسید: “به زروبابل، حاکم یهودا بگو که به زودی آسمانها و زمین را به لرزه درمیآورم، تختهای فرمانروایان را واژگون میکنم و قدرت آنان را از بین میبرم. عرابهها و سواران را سرنگون میکنم، و اسبها کشته میشوند و سوارانشان یکدیگر را با شمشیر از پای درمیآورند. اما وقتی که این امور واقع میگردد، ای زروبابل، خدمتگزار من، تو برای من مانند نگین انگشتر خواهی بود، زیرا تو را برگزیدهام”. این است آنچه خداوند قادر متعال میفرماید» (حجّی، باب 2، آیات 20-23). ملاحظه میشود که این عبارات از کتاب حجّی که به ظاهر نقل قول مستقیم سخن خداست، از نظر وات، صرفاً ترجمانی از امیدهایی است که حجّی با انگیزش درونی از خدا دریافت کرده است و این امیدهایی را که حجّی ایجاد کرده، جامهی عمل به خود نگرفته است.
نکتهی دیگر در باب انگیزشهای درونی این است که مسألهی گزینش انبیا توسط خداوند و مأموریت خاص آنها را تا حدودی خدشهدار میکند. به نظر وات، بسیاری از افراد ممکن است از این انگیزشها برخوردار شده باشند، اما به دلیل آنکه در عمل به تبعیت از این انگیزشها نپرداختهاند موفقیتی کسب نکردهاند و در میان مردم به پیامبری و رسالت شهره نشدهاند. تنها آن دسته از افراد بدین پایگاه اجتماعی رسیدهاند که به انگیزشهای درونی خود توجه کرده، مطابق آن عمل کرده و مردم را نیز به عمل برطبق پیامهایی که دریافت کردهاند فراخواندهاند. بنابراین، بسیاری از افراد دیگر نیز میتوانستند و نیز میتوانند پیامبر باشند. به بیان روشنتر، انگیزشهای درونی تنها شرط لازم برای مقام پیامبری است و نه شرط کافی. ارادهی فرد صاحب این انگیزشها نیز شرط دیگری برای تحقق مقام نبوت و پیامبری است.
4-1-3-3. اطمینان پیامبر به الهی بودنِ دریافتهای وحیانی
پس از آنکه روشن شد که ابتکار عمل در وحی از آنِ خداوند است و آن از طریق ایجاد انگیزشهای درونی در پیامبران انجام میشود و پیامهای وحیانی حاصل این انگیزشهاست، پرسش آن است که چگونه بر پیامبران و پیروانشان ثابت میشود که این انگیزشها الهی بوده است. وات در این باره به دو نشانه اشاره میکند؛ یکی تصریح خودِ پیامبران و دیگری ثمرات فراوانی که حاصل این پیامهای وحیانی است. وات میگوید که حضرت محمد(ص) خود با این دید به قرآن می‌نگریسته است که آن کلام خداست. وات با اشاره به صور مختلفی که یک پیامبر پیامهای وحیانی را در خیال خود میبیند میگوید که صرف نظر از این صورتها، انگیزشهای درونی به شخصِ دریافتکنندهی آنها باوری مطمئن میبخشد که به واقع وحی را از جانب خداوند دریافت کرده است. داشتن این عقیدهی مطمئن در پیگیری ابلاغ پیام وحی هنگام رویارویی با مخالفتهای مهم، ضروری است. فحوای سخن وات این است که ایستادگی پیامبران و از جمله پیامبر اسلام (ص) در برابر مخالفتها و دشمنیهای دشمنان که تا سرحد نثار جان نیز پیش رفتهاند، حکایت از اطمینان خاطر آنها نسبت به الهی بودنِ دریافتهای وحیانیشان دارد. میتوان این را نیز افزود که هم پیامبران به الهی بودنِ وحی اطمینان دارند و هم خودِ وحی دائماً بدین اطمینان میافزاید. قرآن کریم در بیان چرایی نزول تدریجی وحی بر پیامبر دلیل میآورد که: « ».
به عقیدهی وات، حضرت محمد(ص) مسلماً بدین امر که قرآن کلام خداست، ایمان کامل داشته و تصور می‌کرده است که می‌تواند افکار خود و آنچه از بیرون به او می‌رسیده را از هم تمیز دهد. هنگامی که با آزارها و دشمنی‌ها مواجه می‌شد ادامهی دعوت غیرممکن بود، مگر به سابقهی ایمانی که به رسول الهی بودنِ خویش داشت و دریافت الهامات را بخشی از مأموریت خود به شمار می‌آورد. اگر پیامبر(ص) این وحی و الهام را عقاید و افکار خود می‌دانست، به احتمال قوی همهی اصول وی از صورت نهضت دینی بیرون می‌رفت. از دیدگاه وات، کفار مکه علاوه بر بحث و جدل دربارهی آیات قرآن، از خود حضرت محمد(ص) نیز به عنوان «پیامبر خدا» انتقاد می‌کردند. از مضمون انتقادها معلوم می‌گردد که حضرت محمد(ص) از همان ابتدا مدعی بوده است که آیات قرآن از طرف خدا بر او وحی و نازل می‌شود. وات معتقد است این نظر مقبولیت دارد که حضرت محمد (ص) معتقد بود که وحی از بیرون بر او نازل می‌گردد و تمایز روشنی بین ‌آنچه بدین ترتیب بر او نازل می‌شد و افکار و اقوالِ خود قائل بود. بنابراین، قرآن عمدتاً یا اساساً در قالب خطاب به حضرت محمد(ص) ریخته شده است، نه خطاب کردن مستقیم حضرت محمد(ص) به همنوعانش، هرچند مدام به او دستور داده می‌شود که به آنان پیامی را برساند.
به نظر وات، پیامبر(ص) در ابتدا به رسالت خویش ایمان و اعتقاد داشته است، اما مسائلی در اوایل رسالتِ وی شک و تردیدهایی در او به وجود آورد که البته این مسائل، هیچ‌گاه مانع از ادامهی کار پیامبری او نشد. به عقیدهی وات، برای درک زندگی حضرت محمد(ص) این تجارب نخستین وحی هرگز نباید فراموش شود. چه بسا دقایقی هست که حضرت محمد(ص) در تنگدلی و افسردگی به سر آورد، که با توجه به مشکلات طاقتفرسایی که با آنها مواجه بود چندان عجیب به نظر نمیآید. اما هرگز این فکر و عقیده را از دست نداد که خدا او را خواسته و کاری خاص به او واگذار کرده است که باید در زمان خود و برای نسلهای آینده انجام دهد. این عقیده او را در برابر مخالفت، استهزا، بهتان و افترا و آ‌زار حفظ میکرد و چون ایام موفقیت و پیروزی فرا رسید افکار تغییر نکرد، بلکه این عقیده استوارتر شد که خدایی که او را به سوی خود خوانده است، در همهی وقایع تاریخی برای توفیق در کار بوده است.
4-1-3-4. رازآلود بودنِ وحی و شیوهی دریافت آن
از دیدگاه وات، روش نزول وحی بر پیامبر یک راز است. وات در تبیین احتمالات مختلفی که از شیوهی وحی وجود دارد میگوید: در مورد پیامبران، از صورتی خیالی یا ادراکی میتوان سخن گفت که ممکن است شنیداری یا دیداری یا هر دو یا هیچ کدام باشد؛ یعنی شاید پیامبر کلماتی را بشنود یا چیزی را ببیند یا هم کلمهای را بشنود و هم چیزی را ببیند، یا صرفاً در آگاهی خویش کلماتی را بیابد. از نظر وی، شخصیت پیامبران و حتی نوع مزاج آنها میتواند در شکلدهی به صور خیالیشان مؤثر باشد. وات می‌گوید در دو رؤیای نخستین به وسیلهی آن موجود مقدس و باشکوه الهاماتی به حضرت محمد(ص) شده بود، ولی نحوهی دریافت تمام الهامات یکسان نبوده است. در بسیاری از آنها کلمات به طرز مرموزی به قلب او الهام شده، بی‌آنکه حتی به خیال او رسیده باشد که چیزی شنیده است. از نظر وات، معنای حقیقی «وحی» نیز همین است.
وات در ادامه می‌گوید که مطابق برخی از آیات قرآن، حضرت محمد(ص) بیانگر و بازگوکنندهی اراده و کلام الهی است که توسط جبرئیل به او ابلاغ شده و او همچون یک مأمور محرم در حد واسط بین درگاه الهی و مردم ایستاده است. او همیشه مطیع است. یکی از آخرین و روشن‌ترین توصیفات از وحی در آیهی 97 سورهی بقره آمده است که میگوید: « »؛ «جبرئیل آن وحی را به اذن الهی بر قلب پیامبر (ص) نازل کرده است». این واقعیت که حضرت محمد(ص) و مسلمانان در دورهی مدنیِ رسالت، این وصف و گزارش را پذیرفته‌اند، امری مسلم است. این نکته همچنین در حدیث به تواتر رسیده است که جبرئیل عامل یا رساننده و آورندهی وحی بوده است. احادیث این امر را تا سرآغاز وحی و نبوت به عقب میبرند و جبرئیل را با نخستین صلای نبوت و ندا به حضرت محمد(ص) پیوند می‌دهند، و لذا در اینجا شک محققان برانگیخته می‌شود، چرا که جبرئیل فقط دوبار در قرآن یاد شده است و هر دو مورد در آیات مدنی است. از نظر وات، پیوند دادن جبرئیل با صلای نبوت و ندای نخستین، ظاهراً تعبیر و تفسیر بعدیِ امری بوده است که حضرت محمد(ص) در آغاز آن را به نحو دیگری درک و دریافت کرده بود. گفتنی است که در آیهی 97 سورهی بقره گفته نشده که جبرئیل به هیئت مرئی و مشهود ظاهر شده است، و این نکته را نیز باید مسلّم گرفت که وحی قرآنی ناشی از حالت کشف و شهود، یا حتی همراه با آن نبوده است. قرآن در آیات 1 تا 18 سورهی نجم نقل می‌کند که حضرت کشف و شهود یافته است. از بررسی این آیات برمی‌آید که این کشف و شهود نسبت به خداوند رخ داده است، زیرا کلمهی «عبد» بیانگر رابطهی بنده با خداوند است، نه رابطهی فرشته با خداوند. وات می‌گوید بعضی از مفسران مسلمان با این تفسیر موافق‌اند. در آیات 15 تا 25 سورهی تکویر این کشف و شهود بار دیگر به مواجهه با فرشته ربط داده می‌شود. وات معتقد است در آغاز مسلمانان چنین می‌انگاشتند که حضرت خود خداوند را دیده است، ولی بعداً پی بردند که این امر غیرممکن است، و لذا نتیجه گرفتند که کشف و شهود راجع به رسول و فرستادهی الهی، یعنی جبرئیل است. به همین ترتیب، تجربهی دریافت وحی نیز چه بسا در آغاز و اوایل دورهی رسالت و وحی مدنی، به نحو دیگر تعبیر و تفسیر می‌شده است. در هر حال، این کشف و شهودها هرگونه که تعبیر، تفسیر و تبیین می‌شده است، اصل آن از نظر حضرت محمد(ص) حقیقی و واقعی بوده است. گفتنی است که فرض اساسی وات آن است که قرآن سخن پیامبر(ص) است و در دو سورهی نجم و تکویر، پیامبر(ص) با گفتار خود در حال گزارش نحوهی مواجههی خود با خداوند (در سورهی نجم) و فرشتهی الهی (در سورهی تکویر) است. این گزارش حکایت از آن دارد که خداوند و فرشتهی الهی به او وحی میکند. با این حال، نحوهی وحی به پیامبر(ص) رازگونه است.
4-1-3-5. وجود عنصر بشری در وحی
وات می‌گوید به باور مسلمانان، چون وحی کلام خداوند است، هیچ امر بشری در آن وجود ندارد؛ اما با اندک تأملی معلوم می‌شود که در قرآن نیز عنصر بشری وجود دارد. از نظر وات، وجود عنصر بشری در وحی با دو نکتهی پیشگفته، یعنی اینکه آغاز کار در وحی با خداست و اینکه صورت واژگانی که شکلدهندهی متون دینی است بیانگر حقایق الهی است،‌ تناقضی ندارد؛ بلکه از دیدگاه او، در این اندیشه که واژههای نوشتهشده یا گفتهشده، کلام یا سخن خدا باشند، امری متناقضنما وجود دارد. وی در توضیح میگوید: از آنجا که خداوند ازلی و متعالی است، انسانها تنها تا آنجا میتوانند او را بشناسند که او خود را برای انسانها آشکار میسازد. اگر بناست این خودآشکارسازیِ خدا در قالب زبان صورت پذیرد، معنایش این است که خدا باید آن را به جنبههایی از وجود خود محدود سازد که با زبان مخلوقانه و ناقص بشری قابل بیان باشند؛ حتی در اینجا نیز خداوند این محدودیتها را در آنچه از طریق این وسیله میتواند به انسان منتقل کند میپذیرد. جالب اینجاست که وات از سخن برخی متکلمان مسلمان، همین نگرش را برداشت کرده است. وی میگوید: ظاهراً برخی متکلمان مسلمان نسبت به این مسأله آگاهی داشتهاند؛ زیرا ایشان از قرآن وقتی نوشته میشود یا بر زبان جاری میشود، نه به عنوان سخن خدا، بلکه به عنوان عبارت یا دلالت یا حکایت یا رسم قرآن یاد میکنند که به ظاهر معنای آنها چیزی شبیه تعبیر و بیان یا دلالت یا استنساخ است.
در اینکه چه عواملی در شکلدهی قالب پیامهای وحیانی تأثیرگذار است، وات در سخنانش به برخی از آنها اشاره کرده است. مهمترین عامل، بشری بودنِ خود زبانی است که پیامهای وحیانی با استفاده از ساز و کارهای آن عرضه شده است. این زبان سازهای بشری است و البته این منافاتی با الهی بودن آن ندارد. وی در توضیح میگوید که این بیان بدین معناست که بگوییم خدا به انسان نان میدهد، ولی با کار خودِ انسان و این امر، با ساختگی بودنِ زبان منافاتی ندارد. افزون بر این، زبانها نه تنها در واژگان فعلی خود، بلکه حتی در مقولات فکری که در آن واژگان گنجانده شدهاند، با یکدیگر بسیار متفاوتاند. از نگاه وات، وحی به ضرورت، از نگرش فکری و فرهنگیِ جامعهی مورد خطابِ خود که پیامبر(ص) نیز عضو آن است تأثیر می‌پذیرد. وات در بیان عوامل تأثیرگذار بر صورتهای خیالی پیامبر(ص)، حتی از مزاج نیز نام میبرد و میگوید احتمالاً صورت خیالی تا اندازهای به مزاج نیز بستگی دارد. به نظر می‌رسد هر پیامبری خلق و خوی خاصی داشته و این خلق و خو ممکن است بر «قالب خیالی» وحی اثر گذارد. حالت روحی هر پیامبر نیز پیوند نزدیکی با خلق و خوی او دارد که شاید تا اندازه‌ای از خلق و خوی او و تا اندازه‌ای نیز از پشتکار او در عمل کردن به دین خویش سرچشمه بگیرد. همهی عوامل مؤثر را میتوان بهوجودآورندهی «صورت خیالی» دانست که وات از آن یاد میکند که در محور بعدی بدان میپردازیم.
4-1-3-6. نقش «تخیّل خلّاق» پیامبران در شکلدهی وحی
در تبیین چگونگی دخالت عنصر بشری در وحیی که از ابتکار عمل خداوند سرچشمه میگیرد و حاوی حقیقت الهی است، وات موضوع مهم «تخیّل خلّاق» را پیش میکشد. بررسی اظهارات وات در باب وحی و نبوت نشان میدهد که پس از انگیزشهای درونی- که از ابتکار عمل خدا ناشی میشود- «تخیّل خلّاق» مهمترین ضلع از اضلاع وحی است. ممکن است در نگاه نخست پنداشته شود که وحی و نبوت از نظر وات اموری تخیّلی و به دور از واقعیت است. آنچه میتواند این جنبه از وحی را در نظریهی ایشان به خوبی تبیین کند، توجه به دیگر ابعاد و اضلاعی است که وی برای وحی قائل است.
وات در بیان «تخیّل خلّاق» میگوید: در بعضی اشخاص نیرویی است که آن را «تخیّل خلّاق» می‌گویند که نمونه‌های آن هنرمندان، شعرا و نویسندگان خلّاق هستند. این اشخاص آنچه را دیگران حس می‌کنند ولی نمی‌توانند بیان نمایند (نقاشی، شعر، نمایش و داستان)، به شکل محسوس درمی‌آورند. البته همهی آنها تخیّلی نیستند؛ زیرا با مسائل واقعی و حقیقی سر و کار دارند، ولی آنان تخیّلات را چه به صورت بصری و مصوّر و چه در قالب کلمات، برای بیان مطالبی به کار می‌برند که ورای فهم و عقل بشر است. به عقیدهی وات‌، انبیا و رهبران دینی جزو این دسته از صاحبان «تخیّل خلّاق» هستند. افکار و عقایدی را بیان می‌کنند که ارتباط نزدیک با عمیق‌ترین و مرکزی‌ترین کارهای بشر دارد و مربوط به نیازمندی‌های موجودِ آنها و نسلهای آینده است. نشانهی بزرگیِ یک پیامبر این است که افکار او مورد توجه مردمی واقع شود که مخاطب او هستند. شاید چنین به نظر بیاید که وات میخواهد بگوید که پیامبران مانند شاعران، نویسندگان و نقاشان هستند و تفاوتی بین آنها وجود ندارد؛ یعنی همگیِ آنها محصولی که ارائه میکنند حاصل قوهی خیالشان است؛ اما دقت در گفتههای ایشان ما را به این نتیجه میرساند که هنرمندان، شعرا و نویسندگان همان چیزی را حس میکنند که دیگران نیز حس میکنند، تنها تفاوتشان در این است که دیگر مردمان قادر به بیان آن نیستند، اما آنها آنچه را که همه درک میکنند به صورت شعر، هنر، ادبیات و نقاشی درمیآورند. اما وات در مورد پیامبران نمیگوید که آنها نیز همان چیزی را حس میکردند که دیگران حس میکنند. به عکس میگوید: آنها چیزی را درمییابند که ورای فهم و عقل بشر است و آنچه با قوهی تخیّل خود میسازند با عمیقترین و مرکزیترین کارهای بشر ارتباط دارد. وی تأکید میکند که حضرت محمد(ص) کسی بود که «تخیّل خلّاق» وی تا عمیق‌ترین درجات کار می‌کرد و افکاری به وجود آورد که با مسائل اساسی بشر ارتباط داشت. چنانکه دین او نه تنها در زمان خود، بلکه در قرن‌های بعد نیز مورد توجه عموم قرار گرفت. تمام افکاری که او طرح و بیان کرد حقیقی، منطقی و معتبر نیست، ولی به فیض و عنایت «خدا» توانسته است میلیون‌ها بشر را به دینی درآورد که از دین سابق آنها بهتر است و همگی شهادت داده‌اند: «لا اله الا الله و محمّد رسول الله».
وات در ادامه، این سؤال را مطرح می‌کند که این افکار از کجا می‌آید؟ در پاسخ‌ می‌گوید بعضی می‌گویند از «ضمیر ناخودآگاه»؛ مردم دیندار می‌گویند از «خدا»، و شمار اندکی قدم فراتر نهاده‌اند و هم‌صدا با بارون فردریک فن هگل (Baron Friedrich Von Hugel/1852-1925م) می‌گویند «هرجا حقیقتی باشد آن حقیقت اصالتاً از طرف خداست»؛ در آخر، وات میگوید شاید بتوان گفت که این افکارِ «تخیّل خلّاق»، ناشی از «نفسی» است که در شخصی قرار دارد که از خودش بزرگتر است و به طور عمده در ورای آستان «خودآگاهیِ» شخص قرار دارد.
تحلیل وات از «تخیّل خلّاق» به همین جا ختم نمیشود. او دغدغهی افکاری دارد که ناسالم است و در عین حال، از نیروی «تخیّل خلّاق» ناشی میشود. وی میگوید: حتی اگر «تخیّل خلّاق» ابزاری باشد که به وسیلهی خدا یا نفس به کار رود باز نشانهی آن نیست که تمام افکار آن صحیح و سالم باشد. در ادلف هیتلر «تخیّل خلّاق» خوب پیشرفت کرد و افکار او مورد توجه قرار گرفت، اما عقیدهی عموم بر آن است که او روانرنجور بود و کسانی که از او پیروی کردند تحت تأثیر روانرنجوری وی قرار گرفتند و شیفتهی او شدند.
4-1-3-7. خطاپذیر بودنِ گزارههای وحیانی
وات از طرفی میپذیرد که اصل پیام پیامبران از جانب خدا نازل شده است و از طرف دیگر، این امر را یک واقعیت میداند که افکار ارائه شده از سوی پیامبران همگی عین حقیقت نیستند، بلکه ممکن است برخی از افکاری که حاصل «تخیّل خلّاق» است دروغ و ناسالم باشد. حتی اگر «تخیّل خلّاق» ابزاری باشد که به وسیلهی «خدا» یا «نفس» به کار رود، باز نشانهی این نیست که تمام افکار آن صحیح و سالم باشد. به عقیدهی وات، در حضرت محمد(ص) «تخیّل خلّاق» فوران داشت و اندیشههایی که محصول آن بود به میزان قابلتوجهی حق و درست است؛ با این حال، این بدان معنا نیست که تمام افکار قرآن حق و درست است. به طور خاص، میتوان بر یک اندیشه که به نظر میرسد نادرست است انگشت گذاشت و آن این است که «وحی» یا همان «محصول تخیّل خلّاق» برتر و مافوق اخبار رایج بشری دانسته شده و حتی به عنوان منبعی برای حقیقت تاریخیِ محض در نظر گرفته شده است. به طور مثال، در قرآن چند آیه بدین مضمون وجود دارد که « »؛ «این یکی از اخبار غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم. پیش از این نه تو و نه قوم تو آن را نمیدانستید». ممکن است کسی به خود اجازه دهد که ادعا کند «تخیّل خلّاق» قادر است تفسیری جدید و درستتر از یک حادثهی تاریخی ارائه دهد، اما اینکه بتوان آن را منبعی برای حقیقت محض تاریخی قرار داد یک امر مبالغهآمیز و گمراهکننده است. وات به حادثهی تصلیب اشاره میکند که قرآن آن را منکر شده است، در حالی که مسیحیان آن را امری تاریخی میدانند. وی میگوید مسلمانان انکارِ قرآن نسبت به این حادثه را معتبرتر از خبر تاریخیای میدانند که برخلاف آن شهادت میدهد. ایشان در تبیین این انکار قرآن نسبت به تصلیب مسیح میگوید که «هدف اصلی قرآن در این مسأله این است که تفسیر یهودیان از تصلیب که آن را یک پیروزی برای خودشان دانسته بودند انکار کند، اما به طور طبیعی بیان قرآنی خیلی جلوتر رفته و به انکار اصل تصلیب انجامیده است. همین اغراق در نقش وحی دارای پیامدهای دیگری نیز بوده است. مشارکت اعراب در فرهنگ اسلامی به صورت افراطی بزرگ نشان داده شده است، و به عکس، مشارکت ملل متمدنی چون مصر، سوریه، عراق و فارس که بعداً به اسلام گرویدند به طرز اسفباری دستکم گرفته شده است. وی در ادامه در جهت اصلاحِ گفتهی خویش برآمده و میگوید: با این حال، نباید این موضوع کماهمیت را آنقدر بزرگ کنیم. کدام یک از ما هست که آگاه باشد که از طرف خداوند مأموریت ویژهای به او داده شده است و آنگاه بیش از حد مغرور نشود؟ در کل، حضرت محمد(ص) به طرز قابلتوجهی عاری از غرور بوده است. با این حال، این اغراقِ کم در مورد عملکرد، خودش پیامدهای خطیری را موجب شده که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
از دیگر نکات قابل تأمل در تفسیر وات دربارهی قرآن، مسألهی کامل نبودن و متناقض بودنِ برخی گزارههای قرآن است که در این باره می‌گوید: متأسفانه قرآن از دو جهت ناقص است: کامل نبودنِ قرآن و شامل نکات متناقض بودنِ آن.

مطلب مشابه :  پایان نامه حقوق با موضوع : قانون حمایت خانواده

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید