روابط [حضرت] محمد[ص] با مسیحیان و نجاشی بسیار خوب بود، او از عیسی مسیح[ع] دفاع میکرد و دربارهی وی با یهودیان به معارضه میپرداخت؛ اما در عین حال، در مورد «مصلوب بودن [حضرت] مسیح[ع]» با مسیحیان اختلاف نظر داشت. او میگوید: [حضرت] مسیح[ع] موجودی مخلوق و بندهی خداوند است و او و مادرش، [حضرت] مریم مقدس(س) هرگز خدا نبودهاند و نیز نفی میکند که [حضرت] مسیح[ع] «ابن الله» باشد. یکی از ویژگیهای روابط مسیحیان و مسلمانان این است که [حضرت] محمد[ص] و اصحاب او چندان اطلاع کافی (به زعم مؤلف) از اعتقادات دین مسیحی نداشتند. قرآن به جز اشاره به «صلیب» و یاد دوازده حواری [حضرت] مسیح[ع] و بعضی از معجزات او در شفا بخشیدن و زنده کردن اموات، چندان معلومات مفصلی از حیات [حضرت] مسیح[ع] و تعالیم او– چنانکه عهد جدید میگوید- نشان نمیدهد، و مسلمانان صدر اسلام با اینکه به [حضرت] عیسی[ع] لقب «مسیح» میدادند، اما نمیدانستند که [حضرت] مسیح[ع] به معنی کسی که خداوند او را با روغن مسح کرده است میباشد و هرگز نمیفهمیدند که [حضرت] مسیح[ع] به معنی نجاتدهنده و کسی که گناه انسانها را خواهد بخشید میباشد و روح القدس شخص سوم از اقانیم سهگانه است.
شگفتانگیز است که مسلمانان این چنین نسبت به مسیحیت و تعالیم آن غفلت داشته و جاهل بودهاند و این نشاندهندهی آن است که [حضرت] محمد[ص] متأثر از مسحیت نبوده، بلکه همان ادعای خود را داشته است که او نیز مانند [حضرت] موسی[ع] و [حضرت] عیسی[ع] پیامبر است».
به نظر ما همین اطلاعات ناکافی (به زعم مؤلف) دلیل نبوت و پیامبری اوست، زیرا خداوند از اخبار غیب همین مقدار را به او آموخته و او در مورد داستان [حضرت] مسیح[ع] و سرگذشت مسیحیت و تعالیم آن، ارزیابی کرده و انتقاد نموده است و این خود نمونهای است از «مهیمن» (ناظر بودن) قرآن نسبت به ادیان گذشته.
7. عدم اثرپذیری اسلام از یهودیت: وات در ملحقات کتابش «محمد در مکه» تلاش دارد به این سؤال پاسخ دهد که آیا [حضرت] محمد[ص] تعالیم خود را از یهودیت گرفته است؟ ولی به زودی اعتراف میکند که این ادعا چندان اعتبار نداشته و فاقد دلیل است؛ زیرا قرآن میگوید: «فکر اعتقاد به الله به طور مبهم در میان اعراب قبل از اسلام وجود داشته است و «وجود کلمات دلیل بر وجود افکار» است، اگر بگوییم که این مفاهیم و افکار در جو فکری مکه وجود داشته و آن هم در پی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم یهود بوده است که چنین فکری، یعنی «اعتقاد به الله» در میان اعراب شایع شود».
گاهی ممکن است که [حضرت] محمد[ص] آن را از یک «لسان اجنبی» (زبان بیگانه) فرا گرفته باشد و منبع داستانهای قرآن (قصص الانبیاء) منشأ انسانی داشته است!! اما بلافاصله با این آیه روبرو خواهیم شد که: « ».
اگر همزمان بگوییم که [حضرت] محمد[ص] مردی راستگفتار بوده و در عین حال، معلومات خود را از منابع انسانی (نه وحی) دریافت کرده است، پس ضرورت دارد که سه فرضیه و تئوری تصویر نماییم:
1. [حضرت] محمد[ص] میان اصل داستان و محتوای آن فرقی قائل نبود و وقتی که او اصل داستان را از طریق وحی دریافت میکرد، محتوای آن را نیز وحی تلقی مینمود.
2. داستانها از طریق تلهپاتی به [حضرت] محمد[ص] رسیده است.
3. معنای کلمهی «نوحی» در آیات قرآنی به معنی آمادگی دریافت معانی است، نه اینکه وحی مصطلح باشد.
میدانیم که تعالیم اسلام و رسالت قرآن در جو مکه منتشر یافته و آنها با حدس پیامبری [حضرت] محمد [ص] موافق بودهاند و از طرفی هیچ یهودی و مسیحی به پیامبری او اعتراف نکرده است، پس سؤال این است که این افکار چگونه به اسلام راه یافته است؟
وات در این اظهار نظرها همانند برخی مستشرقان به طور قاطعانه حکم نمیکند، بلکه با احتیاط عالمانه و علامت سؤال مسأله را مطرح میکند و به دنبال آن است که دلایل اجتماعی- دینی چه موضعی را تأیید میکنند و اظهارات [حضرت] محمد[ص] و آیات قرآنی کدام یک را اثبات مینمایند. او بارها و بارها از صداقت پیامبر اسلام[ص] دفاع میکند و حتی اتهاماتی را که سالیان دراز غربیان به حضرتش وارد میکردند، مانند فرصتطلب بودن، (نعوذ بالله) شهوتران بودن و داستان ازدواج وی با زینب بنت جحش را با دلایل تاریخی رد کرده و توضیح میدهد، و سرانجام از او به عنوان مرد عظیم تاریخ و شخصیت ارزنده و معلّم اخلاق یاد میکند. او صراحتاً اعلام میکند: «مسلمانان در اقناع ذهنیت جهانیان در رابطه با عظمت [حضرت] محمد[ص] و مبانی و اصول اخلاقی، به ویژه در ارائهی مفهوم «توحید خالص الله» آنچنانکه در میان ادیان دیگر در ابهام مانده است، البته با زحمت موفق خواهند شد». او سپس میگوید: «من نظرم را با خوشحالی ابراز میدارم که دِینی که من به نویسندهای مانند غزالی دارم، بینظیر است. او یکی از دانشمندانی است که در ارائهی ارزشهای اخلاقی [حضرت] محمد[ص] به اروپاییان که توانسته آنان را قانع کند، سهیم است».
وات در پایان کتابش عظمت حضرت محمد(ص) را در سه نکته خلاصه میکند:
1. [حضرت] محمد[ص] در اثر تیزبینی و هوش سرشار- یا به جهت وحیای که برحسب اعتقاد مسلمانان بر او نازل میشد- توانست یک رستاخیز عمومی در جهان عرب ایجاد کند و اساس یک ایدئولوژی استواری که مشکلات اجتماعی را پاسخ میدهد پیریزی نماید و مسلمانان را به اوج عظمت خود برساند.
2. [حضرت] محمد[ص] یک سیاستمدار حکیمی بود که با طرح برنامهی دقیق سیاسی، از یک دولت کوچک، امپراطوری بزرگی را به وجود آورد که توانسته است چهارده قرن دوام بیاورد.
3. او در انتخاب افراد برای ادارهی کشور و مسائل دولتی، مهارت عجیبی داشته و از مدیریت بسیار عالی برخوردار بوده است. این مدیریت آنچنان قوی بود که توانست با صلابت و استحکام خاصی اسلام را گسترش دهد. اگر [حضرت] محمد[ص] پیامبر نبود و از یک مهارت و مدیریت بینظیر برخوردار نبود و به خداوند اعتماد نمیداشت و به شکلی خود را قانع؟! نمیساخت که خداوند او را فرستاده است، هرگز در تاریخ انسانیت فصل ممیزی به نام او ثبت نمیگردید.
1-9-2-4-1-2. نکات قابل تأمل این دو کتاب
در کنار امتیازات این دو کتاب، نظریات مؤلف به خصوص در زمینهی وحی و نبوت حضرت محمد(ص)، خالی از نقص و انتقاد نیست؛ در اینجا نکاتی را متذکر میشویم:
1- وحی از نظر مؤلف در شمار الهام شاعران و هنرمندان و ذوق نویسندگان تلقی شده است و آن را نوعی «تخیّل خلّاق» (Creative Imagination) تصویر مینماید، اما در عین حال، تفسیر کاملی از ماهیت وحی را چنانکه در تاریخ پیامبران آمده است و یا لااقل در اعتقاد پیروان ادیان آسمانی وجود دارد، نشان نمیدهد؛ زیرا وحی در تاریخ انبیا نوع عالی الهامی است که ناگهان پیامبرانی مانند حضرات ابراهیم(ع)، موسی(ع)، عیسی(ع) و محمد(ص) آن را دریافت کردهاند، به گونهای که ابتدا خود منقلب و دگرگون شده و سپس به طور انقلابی جامعهی خود را دگرگون ساختهاند و این برخلاف یک احساس و الهام فردی است که شاعر و هنرمند و نمایشنامهنویس دارد و از آن لذت میبرد که یک مسألهی درونی و روانی بوده و چندان تأثیری در تحول و دگرگونی جوامع نداشته است.
2- پیامبران با مسائل حقیقی و واقعی جامعه برخورد داشته و جوامع را اصلاح کردهاند، حتی خودِ وات هم اعتراف دارد؛ برخلاف ذوقیات هنرمندان و تخیلات شاعران: « ».
3- گرچه مؤلف در مقدمهی کتابش «محمد فی مکه» و در چند جای دیگر از یوزف شاخت (Joseph Schacht/1902-1969م) انتقاد میکند که او اعتبار بیشتر احادیث را نادیده گرفته و روایات پیامبر(ص) را در توضیح و تفسیر معارف و آیات قرآن به حساب نیاورده است، اما متأسفانه خودش نیز آگاهانه یا ناآگاهانه همین اشتباه را مرتکب میشود، زیرا پدیدهی وحی در روایات مندرج در صحیح بخاری که مورد استناد و منبع کتاب مؤلف میباشد، به طور مفصل آمده و تبیین شده است؛ لذا شایسته بود که نگارنده با مقایسهی اجمالی میان تورات و قرآن و روایات صحیح بخاری- به ویژه منابع اصیل شیعه مانند کافی شیخ کلینی- پیرامون مسألهی وحی بحث کرده و داوری نهایی را اظهار مینمود.
4- مؤلف برخلاف دیگر دانشمندان غربی، اعتراف میکند که «[حضرت] محمد[ص] مرد صادقی بوده و در گفتار و کردار، نهایت امانت و راستی را رعایت میکرد»، پس جای این سؤال باقی است که اگر او صادق و راستگفتار بوده است، در همهی کارها و ادعاهایش چنین بوده است؛ لذا نتیجهی منطقی این سخن این است که او در پیامبر بودن نیز صادق بوده است. تفکیک میان گفتار و عمل و ادعای او، به دور از منطق بوده و فاقد دلیل است.
1-9-2-4-2. محمد پیامبر و سیاستمدار
این کتاب، خلاصهای است از دو کتاب «محمد در مکه» و «محمد در مدینه» که «اسماعیل والیزاده» آن را به زبان فارسی ترجمه نموده است. مؤلف در این کتاب تلاش نموده است که به دور از هرگونه تعصب دینی و با بیانی شیوا و قابل فهم برای محققان غربی کلیاتی از زندگانی پیامبر اسلام(ص) و وقایع عصر نبوی را برای همکیشان مسیحی خود توصیف نماید و از شخصیت معنوی و والای پیامبر(ص) در برابر کسانی که چهرهی ایشان را غیرواقعی و مغرضانه معرفی کردهاند دفاع کند. به نظر میرسد وات در این کار توفیق کامل یافته و باور ما بر این است که اینگونه آثار به تفاهم و نزدیکی اسلام و مسیحیت که بیش از نیمی از مردم جهان از آن دو پیروی میکنند یاری مینماید و این حقیقتی است که عصر حاضر نیز مقتضی آن است.
وات در این کتاب که نُه فصل دارد، علل توفیق پیامبر اسلام(ص) را در راه هدف مقدسی که در پیش داشته، تجزیه و تحلیل کرده و کوشیده است که کلیهی تدابیر او را برای تأسیس جامعهی اسلامی بیان نموده و صحیح و معتبر بودن آنها را نشان دهد. قهرمان کتاب شخص رسول اکرم(ص) است و زندگانی هیچ شخصیت دیگر اسلامی در آن مطرح نیست، مگر اینکه به مناسبتی نامی از آنان برده شده باشد. دلیل اتخاذ این رویه آن است که طبعاً مؤسس هر دین از بین شخصیتهای دیگر واجد اهمیت بیشتری است و پیش از شناخت او شناخت قهرمانان دیگر چندان مفید فایده نخواهد بود. لذاست که مؤلف فقط شخص رسول اکرم(ص) را آنچنانکه منابع اصیل تاریخی و استنباطهای یک مورخ اجازه میدهد معرفی نموده و خود را گرفتار اختلافات مذاهب و مکاتب اسلامی نکرده است. وات میخواهد حضرت محمد(ص) را با همهی عظمت افکار و محاسن تدابیرش در راه تأسیس جامعهی اسلامی به غربیان بشناساند و با بیانی که به مذاق یک اروپایی مسیحی پسندیده باشد اصالت پیامبری وی را تأیید و تثبیت نماید.
گرچه نویسنده، کتاب حاضر را برای مسلمانان ننوشته است، اما خواندن آن جهت اطلاع از طرز تفکر محققان جدید اروپایی دربارهی اسلام، برای اندیشمندان اسلامی ضروری و مفید خواهد بود. در آخر، مهمترین عناوین مطرحشده در کتاب به شرح ذیل است: یتیم نابغه، دعوت به پیامبری، نخستین پیام قرآن، مسلمانان اولیه، نفوذ یهودیت و مسیحیت، تناسب اجتماعی اندیشههای دین جدید، واقعهی آیات شیطانی، مهاجرت به حبشه، تحریم و طرد بنی هاشم، مهاجرت به مدینه، جنگهای مسلمانان با قریش، قطع رابطه با یهود، جنگ با یهود و اخراج یهودیان از مدینه، فتح مکه و مکه در سراشیبی زوال، زوال موقت ایران، و وسعت قدرت [حضرت] محمد[ص].
1-9-2-4-3. اسپانیای اسلامی

                                                    .