رشته حقوق

پیامبر اسلام(ص)

دانلود پایان نامه

پیامبر(ص) از زمینه‌های روانی مناسب عاطفی و روانی برای گسترش دعوت خویش بهره می‌جست. آن حضرت وقتی در آغاز مرحله دعوت گسترده خود از قریش پرسید: «آیا تاکنون شنیده‌اید من دروغ بگویم؟». ذهنیت مثبت مردم درباره خود را سرمایه‌ای برای آماده‌سازی فضای ارتباطی قرار داد تا بتواند با آسانی بیشتری دعوت خویش را عرضه کند. اعتراف و هشدار نضربن حارث در این زمینه حایز اهمیت بسیار است که گفت: «ای قریشیان! قسم به‌خدا به پدیده‌ای دچار شده‌اید که تاکنون چاره‌ای برای آن نیندیشیده‌اید، محمد (از همان زمان که) نوجوانی کم سن و سال در میان شما بود از هیچ کس به انداز او خشنود نبودید و راستگوترین شما و امانتدارترین شما به‌شمار می‌آمد». بدیهی است که اعتمادسازی از گامهای اولیه یک ارتباط موفق است و فرایندی است که در خلال زمان و به‌صورت تدریجی بوجود می‌آید. پیامبر اسلام(ص) پس از یک زندگی نسبتا طولانی با قریش و پس از آن که در عمل راست‌گویی و امانت‌داری خویش را به ‌قریشیان نشان داده است، از آنان می‌پرسد که آیا از او دروغی شنیده‌اند؟ بنابراین کسانی در امر جلب بیگانگان به اسلام موفق خواهند بود که در عمل مسلمانی خویش را به‌دیگران نشان دهند که در این‌صورت نیازی به تبلیغ زبانی نیست. همان‌طور که امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «مردم را با ‌اعمالتان به دین دعوت کنید».
7-4-۱-3- امانت داری در حق غیر مسلمانان
از دیگر شاخصه‌های رعایت اصول اخلاقی در تعامل با دیگران(غیرمسلمانان) التزام به امانت‌داری است. ﻗـﺮآن در آﯾـﺎﺗﯽ ﺑـﻪ ﻟـﺰوم وﻓـﺎداری ﺑﻪ ﻋﻬﺪ و ﭘﯿﻤﺎن ﺳﻔﺎرش ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺧﺪاوﻧﺪ ﺳـﺒﺤﺎن رﻋﺎﯾـﺖ ﻋﻬـﺪ و ﭘﯿﻤـﺎن را لازم ﺷـﻤﺮده و ﺑﺮﻋﻬﺪه ﻣﺴﻠﻤﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ وﻇﯿﻔﻪ را ﭼـﻪ در ﻗﺒـﺎل ﻣـﺴﻠﻤﺎن و ﭼـﻪ در ﻗﺒـﺎل اﻫـﻞ ﮐﺘـﺎب رﻋﺎﯾﺖ ﻧﻤﺎﯾﺪ. ﻗﺮآن ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: « إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا…؛ خدا به ‌شما فرمان مى‏دهد که سپرده‏ها را به‌ صاحبان آن‌ها رد کنید.» در اﯾﻦ آﯾﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﺎﻣﯽ از ﮔﺮوه ﯾﺎ ﻓﺮﻗﮥ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﺮده ﻧﺸﺪه ﮐﻪ از اﯾﻦ دﺳﺘﻮر ﻣﺴﺘﺜﻨﯽ ﺷـﻮﻧﺪ. ﻗـﺮآن ﮐﺮﯾﻢ دوﺑﺎره ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪ و ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: «یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ.؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید به قراردادها[ى خود] وفا کنید.» ﻟـﺬا ﻣــﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﮐــﻪ ﺧــﻮد را ﻣــﻮﻣﻦ ﻣــﯽداﻧﻨــﺪ ﺑﺎﯾــﺪ ﻫﻤــﻮاره ﭘﺎﯾــﺪار ﺑــﻪ ﻋﻬــﺪ و ﭘﯿﻤــﺎنﻫﺎﯾــﺸﺎن ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ اﻫﻞ ﮐﺘﺎب ﺗﺎ ﺑﺪﯾﻦ‌ﮔﻮﻧﻪ آﻧ‌‌ﻬﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮزﻧﺪ ﮐﻪ دﯾـﻦ اﺳـلام دﯾـﻦ ﺣـﻖ، وﻓﺎداری، ﻋﺪاﻟﺖ و اﻫﺘﻤﺎم ﺑﻪ وﻇﺎﯾﻒ اﺳﺖ. واژه «ﻋﻘﻮد» ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻤـﺎم ﭘﯿﻤﺎﻧ‌‌‌ﻬـﺎی ﻣﯿـﺎن اﻧـﺴﺎن و ﺧﺪا، اﻧﺴﺎن و اﻧﺴﺎن و ﺟﻮاﻣﻊ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺑﺎ ﯾﮑـﺪﯾﮕﺮ اﺳـﺖ. ﻟﺬا راﯾﺞ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ: «اﻟﻤﺴﻠﻤﻮن ﻋﻨﺪ ﺷﺮوﻃﻬﻢ». در ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳلاﻣﯽ ﭼـﻪ در ﻋـﺼﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ(ص) و ﭼﻪ در ﻋﺼﺮ ﺣﺎﺿﺮ، ﻋﻘﻮد و ﭘﯿﻤﺎﻧﻬﺎی ﻓﺮاواﻧﯽ ﺑـﯿﻦ ﻣـﺴﻠﻤﺎﻧﺎن و ﭘﯿـﺮوان اﻫـﻞ ﮐﺘﺎب ﻣﻨﻌﻘﺪ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ‌ﻣﻮﺟﺐ آﻧﻬﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ و ﻗﻮاﻋـﺪ ﺧﺎﺻـﯽ ﺑـﺮای ﻫـﺮدو ﻃـﺮف، ﭘﯿـﺎده ﻣﯽﺷﻮد. ﻣﻌﯿﺎر ﻋﺎم ﺑﺮای ﺟﻮاز ﻧﻘﺾ ﭘﯿﻤﺎن آن اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻧﻘﺾ در ﭼﺎرﭼﻮب ﻋﺪل بگنجد.
هنگامی که چوپان حبشی به‌نام یسار به اسلام گروید، پیامبر سفارش کرد که گوسفندان امانتی یهود را به‌سمت صاحبانشان گسیل بدارد. مشابه همین اتفاق در مورد اسود راعی یکی دیگر از چوپانان یهود نیز در تاریخ گزارش شده است. سفارش پیامبر مبنی بر این که امانت در هر شرایطی باید به‌ صاحبش بازگردانده شود، حاکی از التزام عملی ایشان بر این امر مهم است.
7-4-۲- احسان
احسان به‌معنای تفضل و امری فراتر از عدالت است،‌ زیرا عدالت این است که انسان، آنچه بر عهده‌ اوست را انجام بدهد و آنچه را که متعلق به اوست بگیرد، ولی احسان این است که انسان بیش از آنچه را که بر عهده اوست انجام دهد و کم‌تر از آنچه حق اوست دریافت کند. حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه درباره تفاوت رعایت عدل با احسان می‌فرمایند: «عدل رعایت انصاف و احسان انعام و بخشش است». آیت‌الله جوادی آملی بر این باورند که «بخش اخلاق که هم مکمّل و متمّم مسئله حقوق است و هم در تأیید و اجرای فقه و دین خدا سهم تعیین‌کننده‌ای دارد، آن است که انسان برابر احسان عمل کند نه برابر عدل. احسان بالاتر از عدل است اگر در سورهٴ مبارکهٴ نحل عدل را بر احسان تقدم داشت: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»، این تقدیم تنها تقدیم لفظی نیست بلکه تقدیم رتبی را هم به‌همراه دارد. لذا در همان بخش پایانی سورهٴ مبارکهٴ نحل که مسئلهٴ انتقام و عقوبت را مطرح می‌کند می‌فرماید: «وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم به ‌وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْر» یعنی بالاتر از انتقام، گذشت است. اخلاق با «جَزاءُ سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِثْلُهَا» کار ندارد با «یَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَهِ السَّیِّئَه» کار دارد. یعنی بدی را با نیکی جواب می‌دهند؛ بدی را با نیکی دفع می‌کنند؛ بدی را با عدل دفع نمی‌کنند؛ با احسان دفع می‌کنند». انسان اگر می‌خواهد شخصیت و ظرفیت وجودی‌اش کمال یابد، می‌باید فراتر از حقوق و عدالت نسبت به ‌مردم رفتار نماید و در حق ایشان احسان و ایثار نماید تا بدین‌وسیله مظهر ربوبیت و رحمت الهی شود. از این‌رو امام باقر(ع) توصیه می‌کند که «شخص همواره برترین حالات را در نظر بگیرد و بهترین و نیکوترین کارها را در میان کارهای نیک انتخاب کند و انجام دهد. پس اگر خوبی‌ها و نیکی‌ها را می‌سنجید و بهترین‌ها را برای خود کنار می‌گذارید، همان بهترین‌ها را در نیکوترین‌ها انتخاب و به‌دیگران هدیه کنید. بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند، درباره مردم بگویید». بنابراین، احسان به ‌این معناست که خیری را به ‌خیری بیشتر از آن جبران کنیم و شری را با شری کم‌تر از آن تلافی نماییم.
بدین ترتیب دومین اصل در ارزش‌گذارى رفتارهاى اجتماعى، اصل احسان مى باشد. وجود تفاوت میان افراد، نابرابرى امکانات و سرمایه‌هاى طبیعى، ناموزون بودن زمینه و اوضاع اجتماعى جهت شکوفایى این سرمایه‌ها، توزیع متفاوت ثروت‌هاى تکوینى، وقوع برخى حوادث غیرقابل پیش‌بینى در کشاکش زندگى اجتماعى و… همواره جمع درخور توجهى از افراد جامعه را از امکان ورود به‌ جریان تعاملى نوع اول و برقرارى دادوستد متوازن با دیگران محروم مى‌سازد. از این‌رو براى پر کردن این خلاء و رفع محرومیت‌هاى بنیان کن از این اقشار و از میان بردن شکاف‌هاى تنش آفرین در نظام اجتماعى، برخى امکانات جامعه باید به‌صورت بلا عوض در چارچوب اصل کلى احسان به‌ این افراد اعطا شود؛ البته این، یکى از زمینه‌هاى ظهور اصل احسان است. به‌طور کلى، هرگونه اعطا در شرایط نامساوى و به‌صورت بلا عوض یا به‌معناى دقیق‌تر، نداشتن عوض پایاپا و مستقیم، خواه به‌علت ضعف و ناتوانى از اداى مقابل و خواه به‌سبب بزرگى شأن و موقعیت افراد و از باب اداى حقوق معنوى ایشان، از مصادیق احسان به‌شمار مى‌آید.
7-4-۲-۱- تکریم خویشاوندان غیرمسلمان
در بررسی سیره معصومین علیهم‌السلام در برخورد با غیرمسلمان با رفتارهایی مواجه می‌شویم نه بر پایه عدالت بلکه بر رعایت احسان از سوی آنان استوار شده‌اند. بدین معنی که معصومین علیهم‌السلام انتظار نداشتند در مقابل کار انجام شده، خدمات متقابل از نوع مستقیم یا غیرمستقیم از طرف مقابل دریافت کنند. رفتارهایی از این نوع، در ذیل اصل احسان قرار دارند. یکی از این موارد تکریم خویشاوندان غیرمسلمان است. به‌عنوان مثال، اجازه پیامبر به ام‌سلمه در رسیدگی به پسرعموهایش که از اسرای جنگ بدر بودند، بخشش گردنبند یادگاری خدیجه به زینب دختر پیامبر با مشورت اصحاب، آزاد کردن نزدیکان جویریه به‌مناسبت قرابت خانوادگی با رسول خدا، حکم امان جان و مال حکم‌بن ابی‌العاص به‌جهت قرابت خانوادگی، توصیه به بازدید از اقوام و خویشان غیرمسلمان مکه در جریان صلح حدیبیه، دلجویی و رسیدگی پیامبر به خواهر شیری‌اش و بازماندگان حلیمه و گریه پیامبر بر حلیمه، تکریم شیماء از طرف پیامبر و کمک مالی به او، درخواست خویشان کودکی پیامبر جهت دریافت غنایم حنین و حمایت پیامبر از ایشان، دعوت پیامبر از خویشان در اولین جلسه اعلام نبوت و پذیرایی از آنان، بخشش ابوالعاص و سفارش رسیدگی به او به زینب و نمونه‌های فراوان دیگر به این معنی است که خویشاوندان گرچه کافر و مشرک باشند، می‌توان با آنان به‌گونه‌ای متفاوت از سایر کفار و مشرکین تعامل کرد.
7-4-۲-۲- گذشت و عفو در برخورد با غیرمسلمانان
شکیبایی و گذشت در سیره پیامبر از بارزترین نمونه‌های رفتاری است و بیشترین بسامد را در رفتارهای گزارش شده در سیره به‌خود اختصاص داده است. ابوالبختری از اهالی مکه، در زمانی که آزار رساندن به پیامبر امری معمول بود روزی سلاح جنگ پوشید و گفت: امروز هیچ‌کس نباید به ‌محمد آزاری برساند و گرنه با او در خواهم افتاد. بعدها وی در جنگ بدر دوبار رو در روی پیامبر قرار گرفت ولی هنگامی که اسیر شد پیامبر دستور داد گذشت روزهای مکه او را جبران کنند.
پیامبر همچنین دستور آزادی آن‌دسته از اسرایی را دادند که به‌زور به جنگ آمده بودند. علاوه‌بر آن پیامبر گروهی از اسیران بدر را که برای پرداختن فدیه توان مالی پرداخت نداشتند آزاد کردند. از آن‌جمله می‌توان به ‌امان‌دادن پیامبر اکرم به ‌ابوعزه عمروبن عبدالله بن عمیر جحمی در روز بدر اشاره کرد. ابوعزه شاعر بود و به ‌پیامبر گفته بود چیزی جهت پرداخت فدیه ندارد. وی به‌ پیامبر قول داد در هیچ اجتماعی بر ضد پیامبر شرکت نکند ولی بعدها مورد فریب صفوان‌بن امیه قرار گرفت و در جنگ احد علیه مسلمانان شرکت کرد. پیامبر با این‌که می‌دانستند ابوعزه بر پیمان خود استوار نیست ولی هنگامی که اظهار فقر و تنگدستی کرد، او را بخشید.
در جنگ بدر، ام سلمه از پیامبر اجازه گرفت که پسرعموهایش را که جزو اسیران بدر بودند و به جنگ پیامبر آمده بودند به‌منزل ببرد و از ایشان پذیرایی کند و به‌سرشان روغن بزند و از اندوه ایشان بکاهد. حضرت فرمود من از هیچ‌یک از این کارها ناراحت نیستم هر چه صلاح میدانی انجام بده.
پیامبر همچنین سفارش می‌کرد که در حق اسراء به‌نیکی رفتار کنند. ابوالعاص‌بن ربیع می‌گوید: من در دست گروهی از انصار اسیر بودم. ایشان غذای بهترشان را به‌من می‌دادند و ما را سوار می‌کردند و خود پیاده می‌رفتند. ابو عزیز از اسرای بدر می‌گوید: از بدر که مرا به ‌اسارت گرفتند تا مدینه من در دست چند تن از انصار بودم و بواسطه‌ی سفارشی که رسول خدا در حق ما کرد، اینان در هر منزلی که فرود می‌آمدند هرچه نان داشتند به‌من می‌دادند و خود خرما می‌خوردند و من گاهی از آن‌ها خجالت می‌کشیدم و نان را به‌ خودشان می‌دادم ولی آن‌ها بدون آن که دست به‌ آن بزنند آن را به‌من برمی‌گرداندند.
زینب دختر رسول خدا همسر ابوالعاص از بزرگان مکه بود. هنگامی که ابوالعاص در جنگ بدر اسیر شد زینب گردنبند مادرش خدیجه را به ‌عنوان فدیه برای رسول خدا فرستاد. پیامبر گردنبند خدیجه را شناخت و گریست و به ‌اصحاب فرمود: اگر مایل هستید ابوالعاص را رها کنید و اموالش را پس فرستید به‌شرطی که زینب را آزاد کند.
هنگامی که پیامبر متوجه شد شمار زیادی از مسلمانان توسط کفار قریش مثله شدند نیت کرد که اگر بر کفار پیروز شوند سی نفر از ایشان را مثله کند ولی با نزول آیه‌ی 126 سوره نحل آنان را عفو کرد و هرگز کسی را مثله نکرد.
در شرایطی که عفو و بخشش پیامبر به این وسعت شامل حال کافران مشرک می‌شد واضح است که گذشت ایشان در سطح وسیع‌تری به خانواده‌های این کافران تعلق می‌گرفت. ایشان پس از ازدواج با جویریه دختر ‌ن ابی‌ضرار خویشاوندان او را به‌ بهانه این ازدواج و قرابت خانوادگی بخشید و آزاد کرد. در جریان جنگ خیبر به ‌بلال که صفیه و دختر عمویش را از بین کشتگان عبور می‌داد و ایشان را متاثر می‌ساخت تذکر داد که مگر رحم نداشتی که دو زن داغدیده را بر کشتگان عبور دادی؟.
بسیار پیش می‌آمد که پیامبر به‌بهانه وساطت فردی اسیری را می‌بخشید چنان‌که به‌وساطت خاله‌اش سلمی، از یکی از اسیران یهودی به‌نام رفاعه‌بن سموئیل گذشت. امان‌دادن به صفوان‌بن امیه از دیگر نمونه‌های رفتار پیامبر با مخالفان است.
عفو و رافت اسلامی پیامبر شامل حال سران معاند و مشرک قریش که سال‌ها سابقه مخالفت داشتند نیز می‌شد. هنگامی که ابوسفیان در سال‌های پایانی هجرت از روی احساس خطر اسلام آورد، امتیازهای مختلفی به او داده شد. از آن‌جمله پیامبر به ‌هنگام فتح مکه خانه‌ی او را مکان امن خواند و افراد می‌توانستند به ان پناه برند و علاوه بر ابوسفیان به‌ دیگر سران قریش نیز امان داد و روز فتح مکه را روز رحمت و مرحمت نامید. و اموال و نفوس مردم مکه را در امان دانست.
پیامبر همچنین توبه‌ هبار را که از سران مخالف اسلام بود و سابقه‌ی تاریکی در مخالفت با اسلام داشت پذیرفت و او را بخشید. پیامبر از قصاص وحشی، قاتل عموی خویش گذشت، گرچه از او خواست از منظر نگاه ایشان دور باشد. نحوه‌ی برخورد پیامبر با سلمان فارسی و زیدبن حارثه، در شرایطی که هنوز اسلام نیاورده بودند و جذب ایشان در آن برخورد‌ها به ‌اسلام و شخصیت پیامبر نیز قابل تامل است.
7-4-۲-۳- رعایت حقوق کودکان و سالخوردگان غیرمسلمان
علاوه‌بر اهتمام به ‌حقوق عامه‌ی غیرمسلمانان، توجه ویژه‌ی پیامبر به‌ کودکان و سالخوردگان این گروه که بیشتر نیازمند توجه‌اند در کتب تاریخی گزارش شده است.توصیه‌های پیامبر در جنگ موته به‌ اصحاب در مورد مواجهه با غیرمسلمانان، سفارش ایشان به ‌عدم تعرض و آزار کودکان مشرکان در جنگ هوازن، سفارش پیامبر به‌ رعایت حال کودکان در هنگامه نبرد با کفار، هم‌کلامی پیامبر و صبر و حلم او در مقابل پیرزن غیرمسلمان از مصادیق بارز این توجه ویژه به‌کودکان و سالخوردگان و در یک کلمه آسیب‌پذیران جامعه است.
7-4-۲-۴- حمایت و یاری غیرمسلمانان
تأمین نیاز غیرمسلمانانی که از مسلمانان استمداد می‌کنند یکی از شاخصه‌های تعاملات اجتماعی مبتنی بر احسان است؛ یعنی بر مسلمانان متمکن لازم است برای نجات کسانی که از مسلمانان کمک می طلبند (تحت شرایطی) اقدام کنند. رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: «من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم»؛ یعنی اگر کافر و غیرمسلمان از مسلمان کمک خواست و راهی برای تأمین خود نداشت و نیز او مزاحم، رهزن و اهل توطئه بر ضد اسلام و مسلمانان نبود، باید او را تأمین کرد و استمداد او را اجابت نمود.
شرکت پیامبر در پیمان حلف‌الفضول سال‌ها پیش از پیامبری و اهتمام به‌ یاری افرادی که مورد ظلم واقع شده بودند، بیانگر اهمیت این اصل در مناسبات و تعاملات اجتماعی سیاسی اسلامی است. ایشان سال‌ها بعد، پس از هجرت به مدینه از حضور در آن پیمان اظهار رضایت کرد و بر صحت مبنای آن تاکید کرد. پیامبر همچنین از حقوق مردی که در مکه غریب بود و با ابوجهل معامله کرده بود در برابر ابوجهل دفاع کرد.
مخلص کلام: همان طور که در جامعه اسلامى، مؤمنان باید به مستمندان و کسانى که محرومیت هایى دارند، احسان کنند، در ارتباط با جوامع خارج از جامعه اسلامى نیز احسان به دیگران، یعنى غیر مسلمان هایى که غیر حربى اند، قابل طرح است؛ مثلا اگر یک جامعه غیر حربى، که با مسلمان ها معاهده و پیمان دارد، دچار قحطى و خشکسالى یا سیل و زلزله و امثال این مشکلات شد، بسیار به جا است که مسلمان ها به افراد آن جامعه احسان کنند و در چنین روزهاى سختى، دست آنان را بگیرند. به هر حال، ارزش احسان، همان طور که درباره مسلمان ها مطرح مى شد، درباره کفار غیر حربى نیز مطرح مى شود.
7-۴-۳- کرامت انسانی

مطلب مشابه :  مفهوم جرم کامپیوتری از دیدگاه حقوقی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید